زاگرس هر تابستان در آتش می سوزد
- 7 hours ago
- 4 min read

پنج روز از آغاز آتشسوزی گسترده در جنگلها و مراتع زاگرس میگذرد، اما شعلهها همچنان در بخشهایی از این رشتهکوه گسترده پیشروی میکنند. گزارشهای میدانی از مناطق زاگرس نشان میدهد کە خط آتش در برخی مناطق به دهها کیلومتر رسیده و نیروهای محلی، فعالان محیط زیست و آتشنشانان همچنان در تلاش برای مهار حریقی هستند که بار دیگر ضعف مزمن مدیریت بحران در یکی از مهمترین زیستبومهای خاورمیانە را آشکار کرده است.
آتشسوزیهای امسال کە از ٣١ خرداد شروع شد، در حالی ادامه دارد که زاگرس سالهاست با بحرانی تکرارشونده روبهرو است.
هر تابستان، با افزایش دما، خشکسالی و وزش بادهای گرم، بخشی از جنگلهای بلوط از کردستان و کرمانشاه تا ایلام، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد در آتش میسوزند.
با وجود تکرار این حوادث، هنوز نشانهای از شکلگیری یک سامانه کارآمد برای پیشگیری، پایش و مهار آتشسوزیهای گسترده از سوی مسئولین دیده نمیشود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر، عملیات اطفای حریق با حضور نیروهای مردمی، آتشنشانان و بالگردهای امدادی در حال انجام است، اما شرایط دشوار جغرافیایی، وزش باد و کمبود تجهیزات تخصصی، روند مهار آتش را کند کرده است.
بسیاری از مناطق درگیر حریق در ارتفاعات و نقاط صعبالعبور قرار دارند جایی که دسترسی زمینی دشوار است و نبود ناوگان هوایی تخصصی، کار نیروهای امدادی را پیچیدهتر میکند.
در واقع آنچە در زاگرس می گذرد فراتر از آتشسوزیهای پراکنده و مقطعی است، رشتە کوە زاگرس دیگر به یکی از کانونهای دائمی حریق در خاورمیانه تبدیل شده است.
بر اساس برخی برآوردها، سالانه بین ۲۰ تا ۲۵ هزار هکتار از جنگلها و مراتع ایران در آتشسوزیها آسیب میبینند و بخش قابل توجهی از این خسارت در زاگرس رخ میدهد.
بیش از ۴۰ درصد از جنگلهای ایران در منطقە زاگرس ورار داشتە و نقشی حیاتی در تعادل اکولوژیک کردستان و ایران دارد.
در کنار عوامل اقلیمی، بخش عمدهای از آتشسوزیها نیز منشا انسانی دارند. بیاحتیاطی گردشگران، روشن کردن آتش در طبیعت، رها کردن زبالههای قابل اشتعال و در برخی موارد فعالیت شکارچیان، از جمله عواملی هستند که در گزارشهای مختلف به عنوان دلایل آغاز حریق ذکر شدهاند.
با این حال، فعالان محیط زیست معتقدند تمرکز صرف بر عامل انسانی نمیتواند ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی را پنهان کند.
آنچه در سالهای اخیر بیش از همه جلب توجه کرده، نقش پررنگ نیروهای مردمی در مهار آتش است. در بسیاری از مناطق، نخستین گروههایی که خود را به محل حریق میرسانند نه نیروهای تخصصی و نە مسئولین هستند، بلکه ساکنان محلی، انجمنهای محیط زیستی و داوطلبانی هستند که با امکاناتی محدود در برابر شعلهها میایستند.
تابستان گذشته در مریوان، دهها نفر از فعالان محیط زیست، روزها برای مهار آتش در مناطق کوهستانی تلاش کردند.
در همان زمان، گزارشهایی از ادامه حریق در مناطق صعبالعبور منتشر شد و فعالان هشدار دادند که کمبود تجهیزات و تاخیر در واکنش عملیاتی میتواند به نابودی بخشهای بیشتری از جنگلهای بلوط منجر شود.
چند ماه بعد، هنگامی که جنگلهای الیت در مازندران در آتش میسوختند، گروهی از فعالان محیط زیست کرد از مریوان، کامیاران و کرمانشاه صدها کیلومتر مسیر را طی کردند تا در عملیات مهار آتش مشارکت کنند.
حضور داوطلبان زاگرس در جنگلهای شمال ایران به نمادی از همبستگی مدنی تبدیل شد مردمی که خود سالها شاهد سوختن جنگلهای منطقهشان بودهاند، این بار برای نجات جنگلهای هیرکانی به میدان آمدند.
اما همین تصاویر، پرسشی جدی را نیز مطرح میکند: چرا در کشوری که هر سال با دهها مورد آتشسوزی گسترده جنگلی مواجه است، همچنان بار اصلی مقابله با بحران بر دوش داوطلبان قرار دارد؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که این مسئلە درک شود کە زاگرس تنها یک منطقه جنگلی نیست. این رشتهکوه بخش بزرگی از منابع آب سطحی، ذخایر نفت و گاز و ظرفیتهای کشاورزی و دامداری را در خود جای داده است.
با این حال، بسیاری از شهر و روستاهای منطقە زاگرس همچنان با نرخ بالای بیکاری، کمبود زیرساخت، مهاجرت گسترده و ضعف خدمات عمومی مواجهاند.
فعالان و پژوهشگران محیط زیست معتقدند میان وضعیت توسعهنیافتگی این مناطق و بحرانهای زیستمحیطی ارتباطی مستقیم وجود دارد.
از نگاه آنان، سالها سیاستگذاری متمرکز باعث شده منابع طبیعی زاگرس استخراج شوند، اما سرمایهگذاری لازم برای حفاظت از محیط زیست، توسعه زیرساختها و ایجاد ظرفیتهای محلی صورت نگیرد.
نتیجه این روند را میتوان در آتشسوزیهای مکرر زاگرس مشاهده کرد جایی که نبود بالگردهای کافی، کمبود تجهیزات تخصصی، ضعف سامانههای پایش و تاخیر در اعزام امکانات، به بخشی از واقعیت هر ساله فصل گرما تبدیل شده است.
پیامدهای این آتشسوزیها تنها به نابودی درختان محدود نمیشود. جنگلهای بلوط زاگرس زیستگاه گونههای متعدد جانوری و گیاهی هستند و از بین رفتن آنها به کاهش تنوع زیستی، فرسایش خاک، کاهش توان ذخیره آب و افزایش خطر سیلاب منجر میشود.
در کنار آن، معیشت هزاران خانوار روستایی و عشایری نیز تحت تاثیر قرار میگیرد خانوادههایی که زندگی و معیشت آنها به مراتع، جنگلها و منابع طبیعی وابسته است.
امروز در حالی که شعلههای آتش همچنان در بخشهایی از زاگرس زبانه میکشد، بسیاری از فعالان محیط زیست هشدار میدهند که ادامه این روند میتواند پیامدهایی فراتر از یک بحران محلی داشته باشد.
صرفا درختان بلوط نیستند کە این روزها در ارتفاعات زاگرس می سوزند، در پس هر هکتار خاکستر شده، بخشی از سرمایه طبیعی از دست میرود سرمایهای که احیای آن به دههها زمان نیاز دارد، اما نابودی آن ممکن است تنها در چند ساعت رخ دهد.











