زندە: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران
- 4 days ago
- 13 min read
Updated: 12 hours ago
پوشش زندە
٤٠ : ١١ سەشنبە ٧ آپریل
تصاویر ماهوارهای روسیه، ایران را برای حمله به مواضع آمریکا در سراسر خاورمیانه کمک میکنند
بر اساس یک ارزیابی اطلاعاتی اوکراین، ماهوارههای روسی دهها بررسی تصویری دقیق از تأسیسات نظامی و سایتهای حیاتی را در سراسر خاورمیانه انجام دادهاند تا به جمهوری اسلامی ایران در حمله به نیروهای آمریکا و اهداف دیگر کمک کنند.
این ارزیابی که رویترز آن را بررسی کرده است، همچنین نشان میدهد که هکرهای روس و ایرانی در حوزه سایبری با یکدیگر همکاری میکنند. این ارزیابی، دقیقترین روایت تا کنون از نحوه ارائه حمایت محرمانه روسیه به ایران از زمان آغاز حمله اسرائیل و ایالات متحده در ۲۸ فوریه به شمار میرود.
بر اساس این ارزیابی بدون تاریخ، ماهوارههای روسیه دستکم ۲۴ بررسی از مناطق در ۱۱ کشور خاورمیانه بین ۲۱ تا ۳۱ مارس انجام دادهاند که ۴۶ هدف را از جمله پایگاهها و سایتهای نظامی آمریکا و دیگران، از جمله فرودگاهها و میادین نفتی پوشش میدهد.
بر اساس این گزارش، در عرض چند روز پس از این بررسیها، پایگاهها و مقرهای نظامی با موشکهای بالستیک و پهپادهای ایرانی هدف قرار گرفتند، آنگونه که این ارزیابی از آن به عنوان یک الگوی آشکار یاد کرده است.
یک منبع نظامی غربی و یک منبع امنیتی منطقهای متفاوت نیز به رویترز گفتەاند که اطلاعات آنها نیز نشاندهنده فعالیت شدید ماهوارههای روسی در منطقه بوده و افزودەاند که تصاویر در اختیار ایران قرار گرفته است.
این ارزیابی اوکراینی میگوید ۹ بررسی صورت گرفتە نشان می دهد کە این تصویربرداریها، بخشهایی از عربستان سعودی را پوشش داده است. پنج مورد بر فراز شهر نظامی ملک خالد در نزدیکی حفر الباطن کە بە منظور شناسایی اجزای سامانه پدافند هوایی ساخت آمریکا THAAD بودە است.
این گزارش میگوید مناطقی از ترکیه، اردن، کویت و امارات متحده عربی نیز دو بار تحت نظارت ماهوارهای قرار گرفتهاند، در حالی که مکانهایی در اسرائیل، قطر، عراق، بحرین و تأسیسات پشتیبانی دریایی دیهگو گارسیا یک بار تحت نظارت قرار گرفتند.
این ارزیابی میافزاید در روندی در حال شکلگیری، ماهوارههای روسی به طور فعال تنگه هرمز را رصد میکنند، گذرگاهی حیاتی برای یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع، جایی که ایران یک محاصره عملی برای همه کشتیها به جز کشتیهای غیرخصمانه اعمال کرده است.
رویترز در این بارە اعلام نمودە است کە قادر به تأیید مستقل محتوای این ارزیابی اوکراینی نیست.
در واکنش بە این اقدامات و نیز گزارش رویترز، اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید اعلام نمود که هیچ حمایتی از سوی هیچ کشوری از ایران بر موفقیت عملیاتی ایالات متحده تأثیر نگذاشته است.
١٢ : ١١ سەشنبە ٧ آپریل
جان بولتون: جنگ با ایران باید به تغییر رژیم منجر شود
جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده، در مقالهای درباره حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران نوشت که این جنگ، فراتر از مسائل محدود مانند بازگشایی تنگه هرمز است و میتواند نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه را بهطور اساسی تغییر دهد.
بولتون در این مقاله که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است تأکید نمودە است که تجربه درگیری با حوثیهای یمن نشان داده است که مذاکره با متحدان ایران به نتایج پایدار منجر نمیشود و آتشبسها معمولا موقتی هستند.
به گفته او این موضوع در مورد برنامه هستهای و فعالیتهای منطقهای ایران نیز صدق میکند.
او خواستار ادامه و تشدید عملیات نظامی شده و گفته است که آمریکا باید همزمان توانایی ایران برای کنترل مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز و دریای سرخ را از بین ببرد و همچنین ساختارهایی مانند سپاه پاسداران و برنامههای موشکی و هستهای ایران را هدف قرار دهد.
بولتون در بخش دیگری تاکید کرده که صلح پایدار در خاورمیانه تنها پس از تغییر رژیم در ایران امکانپذیر است و مدعی شده است که تغییرات اخیر در رأس قدرت در تهران به معنای تغییر واقعی نظام نیست.
او پیشنهاد کرده که آمریکا به جای مذاکره مستقیم با ایران، فشار بر چین را افزایش دهد تا پکن تهران را به عقبنشینی در تنگه هرمز وادار کند.
مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده در دور نخست دوره ریاست جمهوری ترامپ خواستار بازگشت کامل تحریمهای نفتی علیه ایران و افزایش فشار بینالمللی شده و تأکید کرده که عملیات نظامی باید بدون تعیین ضربالاجل ادامه یابد تا به گفته او "بیثباتی در ساختار قدرت ایران" افزایش یابد.
در این مقاله وی همچنین بر حمایت از مخالفان حکومت ایران تأکید کردە و و پیشنهاد دادە است که واشنگتن با ارائه حمایت مالی و سازمانی، نقش نیروهای مخالف را در تحولات آینده تقویت کند.
بولتون در پایان تأکید می کند که ایالات متحده باید این روند را تا رسیدن به یک "پیروزی راهبردی" ادامه دهد و از عقبنشینی زودهنگام پرهیز کند.
٠٦: ١٠ سەشنبە ٧ آپریل
خطاهای راهبردی که سپاه پاسداران را در برابر آمریکا تضعیف کرد
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با آنچه کە تحلیلگران و مقامات نظامی آن را مرحلهای بحرانی در تاریخ خود توصیف میکنند روبهرو است. این وضعیت در پی مجموعهای از ناکامیهای میدانی و اطلاعاتی ایجاد شده است.
این ناکامیها کاهش نفوذ منطقهای و فرسایش منظومه بازدارندگی آن در برابر عملیاتهای نظامی اخیر آمریکا را آشکار کرده است. این ارزیابی بر اساس گزارش مرکز پژوهشی آمریکایی هادسون است.
عملیات نجات یک سرباز آمریکایی در مناطق کوهستانی جنوبغربی ایران در روزهای اخیر شکافهای گستردهای را در دستگاه اطلاعاتی و نظارتی ایران آشکار کرد.
کارشناسان نظامی بر این باورند کە ناکامی سپاه پاسداران در تأمین یک دستگاە تبلیغاتی با این ابعاد نشاندهنده برتری کیفی عملیاتهای ویژه آمریکا و ضعف در سامانههای نظارتی است. تهران و پکن میلیاردها دلار در این سامانهها سرمایهگذاری کردهاند.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشی هادسون، تحلیلگران در این بارە هفت خطای راهبردی را شناسایی کردهاند که سپاه پاسداران مرتکب شده و به تضعیف موقعیت آن انجامیده است.
تنگه هرمز: تلاشها برای اعمال فشار از طریق تنگه هرمز در بازداشتن دولت آمریکا ناکام ماندە است و ترامپ تأکید نمودە است کە امنیت انرژی در این تنگه مسئولیتی بینالمللی است و نه وظیفهای انحصاری برای آمریکا.
عامل زمان: یکی از خطاهای سپاه پاسداران برآورد نادرست از زمان بود. تهران بر راهبرد فرسایشی تکیه کرد.
ریتم: سپاه پاسداران تصور میکرد میتواند ریتم تشدید تنش را کنترل کند. ترامپ گزینههای خود را گسترش داد. این وضعیت مانع از توانایی سپاه پاسداران برای بازسازماندهی یا پیشبینی گام بعدی شد.
اتکا به افکار عمومی کشورهای عربی: سپاه پاسداران در برآورد توان خود برای به حرکت درآوردن ملتهای عربی علیه عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل دچار خطا شد.
جنگ اطلاعاتی: سپاه پاسداران تلاش میکند از طریق روایتهای ساختگی نبرد افکار عمومی را به دست آورد.
این تلاش همزمان با از دست دادن میدان انجام میشود. دستگاه تبلیغاتی با واقعیت داخلی دشواری روبهرو است. این واقعیت شامل تورم افسارگسیخته و فروپاشی اقتصادی است.
اتکا به چین: موضع محتاطانه چین در این روند نقش داشت. با وجود حمایت فنی، پکن تمایلی به ریسک رویارویی اقتصادی با واشنگتن برای نجات ساختار نظامی متزلزل ایران نشان نداد.
فروپاشی شبکه نیروهای نیابتی: عملیاتهای هماهنگ آمریکا و اسرائیل به فروپاشی عمق راهبردی ایران انجامید. این روند از فرسایش حزبالله در لبنان آغاز شد. سپس به فروپاشی نفوذ در سوریه و کاهش توانمندیهای حوثیها در یمن رسید.
مرکز هادسون تأکید میکند که سپاه پاسداران اکنون با دو گزینه روبهرو است. یا شرایط جدید بینالمللی را میپذیرد یا با خطر فروپاشی نهادی مواجه میشود. این وضعیت در حالی است که از ابزارهای قدرت خود محروم شده است.
٥٠ : ٨ سەشنبە ٧ آپریل
ایران با آخرین برگهای خود بازی می کند
در آستانە اتمام ضرب الاجل دونالد ترامپ بە جمهوری اسلامی ایران و در حالیکە آخرین گفتگوها از طریق اسلام آباد پیگیری میشود، تهران در حال بازی با آخرین برگهای خود است و در مقابل، واشنگتن گزینه نظامی را از حالت تهدید مبهم خارج کرده و به ابزاری ملموس در میز مذاکره تبدیل کرده است.
این تحول نشاندهنده ورود تقابل دو طرف به مرحلهای است که در آن، قدرت نظامی نه بهعنوان گزینه نهایی، بلکه بهعنوان اهرم فعال در فرآیند تصمیمگیری عمل میکند.
نخستین محور، تغییر ماهیت بازدارندگی است. حملات مستقیم به زیرساختهای حیاتی، بهویژه بخش پتروشیمی، پیام روشنی دارد: هزینههای اقتصادی جنگ برای ایران بهطور هدفمند افزایش یافته است.
این اقدام، همزمان پیام سیاسی نیز دارد و نشان میدهد پیشنهادهای مذاکرهای تهران در شرایط کنونی، از منظر طرف مقابل فاقد پشتوانه قدرت تلقی میشود.
محور دوم به تقدم مسیر نظامی بر دیپلماسی بازمیگردد. هدف قرار دادن مراکز کلیدی، از جمله تأسیسات شیمیایی و مناطق استراتژیک مانند خارک و بوشهر، نشانهای از آن است که روند نظامی عملاً آغاز شده، حتی اگر کانالهای ارتباطی هنوز بهطور کامل بسته نشده باشند. در این چارچوب، مذاکره بیشتر به ابزار مدیریت بحران تبدیل شده تا راهحل آن.
سومین محور، تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار است. تلاش برای تحمیل هزینه به عبور نفتکشها، نشاندهنده حرکت ایران به سمت استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای جبران فشارهای اقتصادی است. با این حال، این رویکرد در مرز میان ابزار چانهزنی و اقدام تحریکآمیز قرار دارد و میتواند بهسرعت بهانهای برای گسترش درگیری فراهم کند.
چهارمین محور، فقدان مذاکرات واقعی است. تبادل پیام از طریق واسطهها، بدون وجود چارچوب مشخص، نشان میدهد که طرفین هنوز وارد فاز گفتوگوی ساختاریافته نشدهاند. در این وضعیت، هرگونه تأخیر یا سوءبرداشت میتواند مستقیماً به تشدید تنش منجر شود.
پنجمین محور به شکافهای داخلی در ایران مربوط است. نشانههایی از اختلاف میان نهادهای نظامی و سیاسی، همراه با ناتوانی در حفاظت از چهرههای کلیدی، بیانگر تضعیف انسجام درونی است. این وضعیت، قدرت تصمیمگیری را کاهش داده و احتمال واکنشهای ناهماهنگ را افزایش میدهد.
محور ششم، بُعد منطقهای و نقش کشورهای خلیج فارس است. برخلاف تجربههای پیشین، امنیت این کشورها اکنون به بخشی جداییناپذیر از هر معادله تبدیل شده است.
مشارکت احتمالی آنها در تأمین امنیت مسیرهای حیاتی، بهویژه تنگه هرمز، نشاندهنده تغییر در توازن منطقهای و بینالمللی است.
در نهایت، سناریوهای پیشرو محدود و پرهزینهاند. ایران میان پذیرش شروطی که به عقبنشینی راهبردی منجر میشود و رد آنها که خطر تشدید نظامی را افزایش میدهد، قرار گرفته است. در هر دو حالت، فشارهای داخلی و اقتصادی پابرجا خواهد ماند.
در چنین شرایطی، استفاده از قدرت بهعنوان ابزار مذاکره، به استراتژی اصلی تبدیل شده است. قرار دادن گلوله روی میز به جای قلم، نه فقط یک استعاره، بلکه توصیف دقیق مرحلهای است که در آن، تصمیمها بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر توازن واقعی قدرت اتخاذ میشوند.
٣٠ : ١٢ دوشنبە ٦ آپریل
تهدیدهای ترامپ علیه ایران و فراخوان برای فعالسازی بند ۲۵ قانون اساسی آمریکا
مجله تایم در گزارشی بر پایه رویدادهای روز یکشنبه ۶ آوریل ۲۰۲۶، از شدت گرفتن خواست قانونگذاران آمریکایی برای به کارگیری بخش چهارم از متمم بیستوپنجم قانون اساسی ایالات متحده علیه دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور، خبر داده است.
این فراخوان در واکنش به پست تهدیدآمیز و همراه با الفاظ رکیک ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشیال صورت گرفته است که در آن به صراحت تهدید به تخریب تأسیسات غیرنظامی و زیرساختهای حیاتی ایران کرده است.
بنابر نوشته تایم، متن این پست که در صبح یکشنبه عید پاک منتشر شد، حاوی این عبارت بود که؛ سهشنبه، روز نیروگاه و پل خواهد بود، و در ادامه به دولت ایران هشدار داده که اگر تنگه هرمز را باز نکند در جهنم خواهند بود.
پایان غیرمعمول این پیام با یک عبارت دینی، شگفتی و نگرانی گستردهای در واشنگتن برانگیخت. سناتور کریس مورفی و شماری از نمایندگان دموکرات بلافاصله این پست را کاملاً و به طور مطلق نامتعادل ارزیابی کردند و خواستار فعالسازی متمم ۲۵ برای بررسی صلاحیت روانی و توانایی رئیسجمهور در انجام وظایفش شدند.
لازم به یادآوری است که، ترامپ در اول آوریل ۲۰۲۶ در یک سخنرانی تلویزیونی نیز تهدید کرده بود که در صورت توقف مذاکرات، عملیات نظامی را به شدت تشدید میکند و ایران را به دوران سنگ بازمیگرداند.
نقطه کانونی گزارش تایم، بررسی متمم بیستوپنجم قانون اساسی آمریکاست. این متمم چهار بخش دارد:
بخشهای اول و دوم به جانشینی و انتخاب معاون جدید اختصاص دارد؛ بخش سوم امکان انتقال داوطلبانه و موقت قدرت را فراهم میکند؛ اما بخش چهارم که محور بحث کنونی است، اجازه میدهد معاون رئیسجمهور همراه با اکثریت اعضای کابینه اعلام کنند که رئیسجمهور نمیتواند وظایفش را انجام دهد. در این صورت معاون بلافاصله اختیارات اجرایی را به دست میگیرد.
تایم خاطرنشان میکند که تاکنون هرگز از بخش چهارم برای برکناری اجباری یک رئیسجمهور استفاده نشده است و احتمال اجرای آن در شرایط کنونی بسیار پایین است، زیرا نیازمند موافقت اکثریت کابینه و سپس تأیید دوسوم هر دو مجلس کنگره است.
در بخش تحلیل حقوقی، تایم به نقل از حقوقدانان بینالمللی هشدار میدهد که تهدید صریح تخریب و نابودی زیرساختهای غیرنظامی میتواند در چارچوب قوانین بینالمللی جنگ، مصداق جرم و جنایت جنگی تلقی شود.
این نگرانی حقوقی به خودی خود یکی از محورهای اصلی انتقاد از اقدامات ترامپ است، اما در عرصه سیاسی نیز، اگرچه بیشترین انتقادها از سوی دموکراتها مطرح شده است، با اینحال، برخی از جمهوریخواهان سابق و چهرههای مستقل نیز نگرانی خود را از عدم ثبات تصمیمگیری در کاخ سفید ابراز داشتهاند.
در جمعبندی گزارش، تایم مینویسد که پست جنجالی اخیر ترامپ نه تنها تنش نظامی با ایران را تشدید کرده است، بلکه بار دیگر بحث درباره صلاحیت روانی و قانونی رئیسجمهور آمریکا را به صدر جدلهای سیاسی واشنگتن بازگردانده است.
هرچند فعالسازی متمم ۲۵ عملاً دشوار و بیسابقه است، اما با ادامه چنین رفتارهای لفظی و تصمیمات بحثبرانگیزی در میانه یک بحران بینالمللی، احتمالاً هفتههای آینده شاهد ادامه جلسههای استماع و بررسیهای حقوقی در کنگره خواهیم بود.
٠٦ : ٨ دوشنبە ٦ آپریل
سردرگمی در تصمیمگیری، مسیر تقابل ایران-آمریکا را تشدید میکند
ارزیابیها نشان میدهد که ناتوانی در تصمیمگیری در ساختار حاکمیت ایران، مسیر تقابل را تشدید و احتمال دستیابی به توافق را کاهش داده است. در شرایطی که نشانههای دیپلماتیک و نظامی همزمان بروز یافته، فقدان تصمیم قاطع درباره توقف جنگ، ادامه مذاکرات یا انتخاب مسیر جایگزین، روند تحولات را به سمت افزایش تنش سوق داده است.
بررسی روند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده در سالهای اخیر نشان میدهد که این گفتوگوها در مجموع به نتیجه مؤثری منجر دست نیافتە و عملاً به اتلاف زمان انجامیده است.
در جریان توافق سال ۲۰۱۵ نیز، همزمان با پیشبرد مذاکرات از سوی دولت آمریکا، مسیرهای عملیاتی مستقل در ساختار نظامی ایران دنبال شد که با مفاد توافق همسو نبود. این الگو بهعنوان یک ویژگی ساختاری در نظام تصمیمگیری ایران ارزیابی میشود و نه یک استثنای گذرا.
در دوره اخیر، شروط مطرحشده از سوی آمریکا همان شروط پیش از آغاز جنگ است که با بازفرمولبندی و از طریق میانجیگری پاکستان ارائه شده است.
با این حال، این پیشنهادها با رد کامل از سوی ایران مواجه شده و در مقابل، سطح مطالبات ایران به شکل کمسابقهای افزایش یافته است.
در این چارچوب، درخواست به رسمیت شناخته شدن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بهعنوان یک گذرگاه بینالمللی که چندین کشور در نظارت بر آن نقش دارند، مطرح شده و همچنین مطالبه دریافت غرامت مالی ناشی از جنگ نیز ارائه شده است. این مواضع فاصله میان طرفین را افزایش داده و دستیابی به توافق را دشوارتر کرده است.
نشانههای میدانی نیز با این روند همراستا است. تلاش برای بازیابی توان موشکی بالستیک از طریق دسترسی به موشکهای آسیبدیده یا ذخیرهشده در مناطق کوهستانی و در کنار آن، دریافت محمولههایی از مواد پتروشیمی از چین برای تولید سوخت موشکی بالستیک مطرح شده است.
همچنین برآوردها از بیش از ۶ هزار حمله با استفاده از موشکهای بالستیک و پهپادها به کشورهای همسایه حکایت دارد که بهعنوان رفتاری کمسابقه توصیف میشود.
در سطح داخلی، فقدان یک مرکز تصمیمگیری واحد باعث شده است که اتخاذ تصمیم نهایی درباره مسیر جنگ یا مذاکره به معادلاتی پیچیده و مبهم وابسته شود.
با وجود ارزیابیها درباره تضعیف وضعیت داخلی، ساختار حکمرانی همچنان فعال است و با در اختیار داشتن بین ۷ تا ۱۰ نهاد امنیتی، از ظرفیت ادامه عملکرد برخوردار است. این وضعیت به این معناست که از بین رفتن بخشی از این ساختارها لزوماً به فروپاشی کامل منجر نمیشود.
همزمان، توانایی سرکوب اعتراضات داخلی همچنان حفظ شده و هرگونه خیزش احتمالی با همان سازوکارهای سرکوب مواجه خواهد شد. علاوه بر این، احتمال بازسازی توان موشکی و شبکههای منطقهای در آینده نیز مطرح است.
در این چارچوب، هزینه اصلی نه در تلفات انسانی یا هزینههای تسلیحاتی، بلکه در تداوم بقای ساختار کنونی قدرت ارزیابی میشود که میتواند در آینده بار دیگر تهدیدی برای کشتیرانی بینالمللی و ثبات منطقهای ایجاد کند.
٢٠ : ١٢ یکشنبه ۵ آپریل
اسرائیل در دریای سرخ در حالت آمادهباش کامل قرار گرفتە است
در پی تهدیدهای حوثیها و پس از پرتاب موشکهای بالستیک، پهپادها و موشکهای کروز به سمت اسرائیل، این کشور سطح هشدار خود را در دریای سرخ افزایش داده است.
به گزارش سایت خبری اسرائیلی والا، نیروی دریایی اسرائیل نیروهای خود را در دریای سرخ دو برابر کرده است. همزمان حضور دریایی دائمی خود را در سواحل حفظ و سطح هماهنگی میان نیروهای دریایی، هوایی و زمینی در منطقه را افزایش داده است.
یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل با اشاره به اهداف حوثیها اظهار داشت که آنها در تلاشاند ارتش اسرائیل را منحرف کنند و افزود که این تلاشها موفق نخواهد شد و اسرائیل در زمان و مکان مناسب علیه آنها اقدام خواهد کرد.
وی همچنین تأکید کرد که تمرکز اصلی در حال حاضر ایران است و عملیات علیه حزبالله در لبنان ادامه دارد.
بر اساس این گزارش، در سایه تهدیدات مداوم هوایی، دریایی و زمینی ناشی از یمن، نیروی دریایی اسرائیل احتمال حملات حوثیها به کشتیهای نظامی یا غیرنظامی در امتداد سواحل را منتفی نمیداند.
در همین راستا، یک افسر ارشد نیروی دریایی در منطقه دریای سرخ توضیح داد که این تهدیدها بهصورت شبانهروزی مورد بررسی قرار میگیرند تا هرگونه فعالیت غیرمعمول رصد شود و نیروها برای سناریوهای اضطراری، از جمله مواردی که نیاز به استقرار فوری دارند، آماده باشند.
وی افزود که ایجاد یک تصویر اطلاعاتی جامع مستلزم پوشش همزمان هوایی، دریایی و زمینی است و تأکید کرد که نظارت دریایی زوایایی را فراهم میکند که به درک دقیقتر وضعیت در حوزه هوایی کمک میکند.
این افسر همچنین از ناظران کنترل دریایی در منطقه، که مسئول نظارت بر دریا و خطوط ساحلی و مدیریت رویدادها در شرایط فشار بالا هستند، تقدیر کرد و گفت که سطح بالای آمادگی بر پایه این درک استوار است که چنین سناریوهایی میتوانند بهطور واقعی رخ دهند.
این گزارش در ادامه نشان میدهد که وضعیت هشدار فعلی مستلزم حفظ برنامه کاری فشرده برای پرسنل نظامی دائمی و کاهش مرخصیها است.
همچنین اشاره شده است که اکثر پرسنل نظامی دائمی در پایگاه ایلات خانوادههای خود را به این شهر جنوبی منتقل کردهاند.
در همین حال، انتظار می رود ساخت گسترده یک پایگاه دریایی جدید اسرائیل در ایلات از سال آینده آغاز شود که هدف آن گسترش پایگاه، نوسازی زیرساختها، ادغام فناوریهای پیشرفته و فراهم کردن یک اسکله امن برای کشتیهای استراتژیک است.
٢٠ : ١٠ یکشنبه ۵ آپریل
در آستانه پایان ضربالاجل ترامپ، مصر تلاشهای دیپلماتیک برای مهار تنشها را تشدید کرد
در ششمین هفته از آغاز جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا علیه ایران، و همزمان با نزدیک شدن به مهلت تعیینشده از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مصر تلاشهای دیپلماتیک خود را برای کاهش تنشهای نظامی در منطقه افزایش داده است.
ترامپ به تهران مهلتی ۱۰ روزه داده که فردا دوشنبه به پایان میرسد تا به پیشنهاد او برای توافق و بازگشایی تنگه حیاتی هرمز پاسخ دهد، در غیر این صورت، با حمله به زیرساختهای انرژی و برق خود روبهرو خواهد شد.
بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه مصر، بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه این کشور، عصر شنبه مذاکرات فشردهای را با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده در امور خاورمیانه، شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، شیخ عبدالله بن زاید، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر و شیخ جراح جابر الاحمد الصباح، وزیر امور خارجه کویت، انجام داد.
در همین چارچوب، دکتر عبداللطیف بن راشد الزیانی، وزیر امور خارجه بحرین، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، محمد اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در این تماسها حضور داشتند.
تمیم خلف، سفیر و سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه مصر، اعلام کرد این تماسها بر آخرین تحولات در وضعیت پرتنش منطقه متمرکز بوده و در آن دیدگاهها و پیشنهادهایی درباره راههای کاهش تنش رد و بدل شده است.
عبدالعاطی در این رایزنیها بر ضرورت اولویت دادن به خردورزی برای کاهش تنشها و جلوگیری از تشدید و تخریب بیشتر تأکید کرد. او همچنین بر اهمیت گفتوگو و دیپلماسی برای حفظ امنیت و ثبات منطقه و دستیابی به منافع مشترک تأکید کرد.
وزیر امور خارجه مصر در ادامه، تلاشهای فشرده این کشور و تماسهای مداوم با شرکای منطقهای و بینالمللی را برای کاهش تنشها تشریح کرد و گفت ایدهها و پیشنهادهایی برای رسیدن به آرامش مطرح شده است، بهویژه در شرایطی که تشدید کنونی تنشها، علاوه بر پیامدهای اقتصادی و ژئوپولیتیکی، خطر یک انفجار بیسابقه در منطقه را افزایش میدهد.
او همچنین بر مخالفت قاطع مصر با هدف قرار دادن تأسیسات و زیرساختهای غیرنظامی که به نابودی منابع مردم منجر میشود تأکید کرد و حملات علیه کشورهای خلیج فارس، اردن و عراق را محکوم دانست.
عبدالعاطی این اقدامات را نقض حاکمیت کشورهای عرب و مغایر با اصول و قواعد حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد خواند و خواستار توقف فوری آنها شد.
در پایان، طرفها بر ادامه رایزنیها، تقویت هماهنگیهای مشترک و افزایش تلاشهای دیپلماتیک در دوره پیشرو تأکید کردند تا از تشدید بحران جلوگیری شود و پیامدهای آن بر امنیت غذایی، انرژی و ثبات منطقهای و بینالمللی مهار شود.









