top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

سناریوهای محتمل برای وضعیت کنونی ایران

  • 49 minutes ago
  • 5 min read


تنظیم: سمیە توحیدی


مذاکرات ایران و آمریکا وارد حساس‌ترین مرحله خود شده‌اند و هرگونه شکست در گفت‌وگوها می‌تواند منطقه را دوباره به سمت جنگ سوق دهد. در این میان، سناریوهای مختلفی مطرح شده‌اند؛ از ازسرگیری حملات آمریکا و دستیابی به توافقی محدود بر سر تنگه هرمز گرفته تا عقب‌نشینی تدریجی ایران زیر فشار اقتصادی. ادامه بن‌بست نیز می‌تواند خطر اختلال در بازار جهانی انرژی، افزایش قیمت نفت و تشدید فشار بر اقتصاد جهانی را افزایش دهد.


پس از هفته‌ها توقف درگیری‌ها در جنگ ایران با هدف فراهم کردن فرصت برای دیپلماسی و پایان دادن به جنگی که ۲۸ فوریه آغاز شد، تحولات اخیر نشان می‌دهد توافق آتش‌بس در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.


دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه به وب‌سایت آکسیوس گفت زمان برای ایران رو به پایان است و هشدار داد اگر تهران پیشنهاد بهتری برای دستیابی به توافق ارائه نکند، با حملاتی بسیار شدیدتر روبه‌رو خواهد شد.

وی همچنین روز گذشتە، در حالی کە انتظار میرفت روز سەشنبە واشنگتن و تل آویو حملات خود را بە تهران از سرگیرند، اعلام نمود کە بنابە درخواست سران کشورهای عربی، و بە منظور گشایشی دیپلماتیک در آخرین لحظات دستور حملە را بە تعویق انداختە است.

از سوی دیگر، بر اساس گفته دو مقام آمریکایی به آکسیوس، انتظار می‌رود ترامپ امروز سه‌شنبه با تیم امنیت ملی خود دیدار کند تا گزینه‌های نظامی را بررسی کند.


در همین چارچوب، مجله آمریکایی نیوزویک سناریوهای احتمالی را درباره روند جنگ با ایران در روزهای آینده مطرح کرده است.


بمباران و توافق


به نوشته نیوزویک، مقام‌های آمریکایی پس از آنکه به این نتیجه رسیدند ایران قصد ندارد درباره برنامه هسته‌ای خود امتیاز بدهد، گزینه‌های نظامی را مجددا روی میز قرار داده‌اند.


کاخ سفید ممکن است حملات تازه‌ای را برای وادار کردن تهران به بازگشت به میز مذاکره و افزایش فشار جهت ارائه امتیاز در پرونده هسته‌ای انجام دهد. در چنین شرایطی، ترامپ خواهد توانست ادعا کند دیپلماسی مبتنی بر فشار نتیجه داده است.


نیوزویک معتقد است این سناریو محتمل است، زیرا خواسته اصلی ترامپ از ایران ارائه پیشنهاد بهتر یا مواجهه با حملات شدیدتر است.

با این حال، به نوشته این مجله، استفاده از عبارت شدیدتر برای ترامپ به آزمونی تبدیل شده است که در صورت تمایل به حفظ اعتبار تهدیدهایش، باید آن را عملی کند.

در مقابل، حکومت جمهوری اسلامی با وجود تهدیدها همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کند. تهران خواستار دریافت غرامت جنگ، لغو تحریم‌ها، بازگرداندن دارایی‌های مصادره‌شده و واگذاری حاکمیت تنگه هرمز به ایران است.

در صورت ازسرگیری حملات آمریکا، ممکن است دو طرف ابتدا به توافقی محدود درباره تنگه هرمز دست پیدا کنند و سپس تهران با ارائه امتیازهایی در پرونده هسته‌ای موافقت کند.

چنین روندی می‌تواند راه را برای توافقی گسترده‌تر باز کند. دستیابی بە چنین توافقی به هر دو طرف امکان میده کە دهد نوعی پیروزی را اعلام و از ادامه فرسایش اقتصادی جلوگیری کنند.


عقب‌نشینی ایران: اولویت اقتصاد بر سیاست


به نوشته نیوزویک، محتمل‌ترین سناریو آن است که ایران پیش از ازسرگیری جنگ عقب‌نشینی کند. این عقب‌نشینی به‌عنوان یک دستاورد معرفی خواهد شد و میانجی‌ها در این میان می توانند نقش مهمی را در کمک به تهران برای پذیرش برخی فرمول‌های پیشنهادی درباره برنامه هسته‌ای و کشتیرانی در تنگه هرمز ایفا نمایند.

در مرحلە کنونی بە نظر می رسد کە تهران از انگیزه‌ای جدی برای مذاکره برخوردار باشد، زیرا درگیری اخیر باعث اختلال گسترده در کشتیرانی منطقه و افزایش قیمت انرژی شده و این وضعیت تأثیر منفی بر اقتصاد ایران گذاشته است.

در مقابل، ترامپ نیز تلاش می‌کند قیمت نفت را مهار کند، زیرا افزایش بهای انرژی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای بر وضعیت داخلی آمریکا اثر می‌گذارد. او هم‌زمان بر پرونده‌های دیگری مانند کوبا، چین و جنگ اوکراین تمرکز دارد.


ضربه و ضدضربه


در این سناریو، درگیری‌ها به جنگی فراگیر در سطح منطقه تبدیل نخواهد شد، بلکه موجی از حملات آمریکا، پاسخ‌های ایران و اختلال در کشتیرانی ادامه خواهد یافت.


در صورت ادامه این بن‌بست، ترامپ خواهد گفت کە فشار بر ایران را ادامه می‌دهد، و تهران نیز به شهروندان خود خواهد گفت توانسته برنامه هسته‌ای خود را حفظ و مانع دستیابی واشنگتن به پیروزی آشکار شود.

با این حال، هرچه این رویارویی طولانی‌تر شود، مسئله از سطح تعیین تکلیف نظامی فراتر خواهد رفت و به تهدیدی برای اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد.

بر اساس این سناریو، کشورهای عضو ناتو و همچنین چین به احتمال زیاد فشار بر واشنگتن و تهران را برای پایان دادن به درگیری افزایش خواهند داد، زیرا ادامه بحران بر اقتصاد جهانی تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.


ورود کشورهای خلیج فارس به جنگ به‌عنوان طرف‌های درگیر مستقیم


خطرناک‌ترین سناریوی تشدید تنش زمانی شکل خواهد گرفت که کشورهای خلیج فارس دیگر به مهار حملات و واکنش‌های محدود بسنده نکنند و به‌صورت علنی در کنار آمریکا وارد جنگ شوند تا تهران را برای پذیرش توافق تحت فشار قرار دهند.

چنین وضعیتی می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های مطرح‌شده پیش از آغاز جنگ را به واقعیت تبدیل کند؛ یعنی آغاز یک جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای با پیامدهای گسترده انسانی، اقتصادی و امنیتی.

در هفته‌های اخیر، گزارش‌هایی درباره حملات مستقیم امارات و عربستان سعودی علیه ایران منتشر شده است، هرچند هیچ‌یک از این دو کشور به‌طور رسمی مسئولیت این حملات را نپذیرفته‌اند. این گزارش‌ها پس از آن منتشر شدند که ایران موشک‌ها و پهپادهایی را به سوی اهدافی در داخل خاک امارات و عربستان شلیک کرد.


حمله پهپادی به منطقه براکه نیز نگرانی‌ها درباره گسترش درگیریها را افزایش داده است. امارات اعلام کردە است کە سه پهپاد از سمت مرزهای غربی وارد حریم این کشور شدەاند. نیروهای دفاعی امارات دو پهپاد را رهگیری کردند، اما پهپاد سوم باعث آتش‌سوزی در یک مولد برق خارج از محدوده داخلی تأسیسات براکه شد.


با این حال، پیامد سیاسی این حمله همچنان اهمیت زیادی دارد، زیرا هدف قرار گرفتن منطقه‌ای در نزدیکی تنها نیروگاه هسته‌ای جهان عرب، به کشورهای خلیج فارس زمینه بیشتری برای اقدام تلافی‌جویانه، همکاری دفاعی مشترک و حتی حمایت مستقیم از عملیات نظامی آمریکا می‌دهد؛ به‌ویژه اگر درگیری‌ها دوباره به‌صورت کامل از سر گرفته شوند.

در صورت ورود علنی متحدان عرب آمریکا به جنگ، فضای مانور دونالد ترامپ برای ادامه سیاست فشار و تهدید محدودتر خواهد شد، زیرا مدیریت ائتلاف‌های منطقه‌ای خود به بخش اصلی درگیری تبدیل می‌شود.

با این حال، مشارکت گسترده‌تر کشورهای خلیج فارس می‌تواند به واشنگتن این امکان را بدهد که جنگ را نه اقدامی یک‌جانبه، بلکه عملیاتی مشترک میان متحدان معرفی کند.


وضعیت بدون تغییر


به نوشته نیوزویک، کم‌تنش‌ترین سناریو در میان این احتمالات، ادامه آتش‌بس و حفظ وضعیت کنونی در تنگه هرمز است.

این سناریو می‌تواند به سود ترامپ باشد، زیرا برتری او را در این رویارویی حفظ می‌کند، بدون آنکه ناچار شود میان جنگ و صلح تصمیمی مستقیم بگیرد.

ادامه این وضعیت همچنین می‌تواند اقتصاد ایران را تضعیف کند، زیرا کاهش توان صادرات نفت و ناچار شدن تهران به کاهش تولید، هم‌زمان با فرسایش درآمدها، بر توانایی حکومت در پرداخت حقوق تأثیر خواهد گذاشت و ممکن است به ناآرامی داخلی منجر شود.

 
 
bottom of page