سکولاریسم خانگی، اسلامگرایی منطقهای: استراتژی جدید بنسلمان
- 59 minutes ago
- 4 min read

علیاصغر فریدی
عربستان سعودی نه در مسیر سکولاریزاسیون، بلکه در حال بازآرایی رابطه دین و دولت در چارچوب یک دولت متمرکز امنیتی است. ملیسازی نهاد مذهبی به معنای حذف دین نیست، بلکه به معنای انتقال مرجعیت از حوزه دینی به ساختار سیاسی است. همزمان، فشارهای مالی ناشی از مگاپروژهها، رقابت ژئواکونومیک با امارات را از سطح همکاری راهبردی به سطح رقابت ساختاری سوق داده است. پارادوکس رفتار ریاض در نئوم و یمن نشان میدهد که ایدئولوژی در این مرحله تابع منطق بقا و موازنه قدرت است، نه برعکس. شکاف میان دو قطب اصلی خلیج فارس نیز حاکی از گذار منطقه از همگرایی امنیتی به رقابت بر سر معماری آینده نظم عربی است.
خاورمیانه و بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ دیگر شباهتی به تصویر کلاسیک خود ندارند. اگر تا یک دهه پیش رقابتها بر سر «رهبری جهان اسلام» یا «صدور انقلاب» بود، امروز این منطقه به صحنهای از رئالپولیتیک یا سیاست واقعگرایانه خشن تبدیل شده است.
در مرکز این تحولات، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، قرار دارد که با عبور از بحرانهای مالی و بازنگری در پروژههای جاهطلبانه، مدلی نوین از حکمرانی ارائه کرده است: «سکولاریسم در خانه و اسلامگرایی در همسایه».
دیوار واقعیت؛ چرا پروژههای ۲۰۳۰ عربستان کوچک شدند؟
عربستان سعودی در سال ۲۰۲۶ با حقیقتی تلخ روبهرو شده است: «پول بینهایت وجود ندارد». کسری بودجه مداوم و هزینههای سرسامآور مگاپروژههایی مانند نئوم (NEOM)، ریاض را به بازنگری استراتژیک واداشته است.
این محدودیت مالی، بنسلمان را به سوی در پیشگرفتن دو استراتژی موازی سوق داده است: نخست، فشار مالیاتی یعنی افزایش مالیات بر ارزش افزوده و وضع عوارض سنگین بر شرکتها. و دیگری تهاجم اقتصادی به همسایگان از جمله اولتیماتوم به شرکتهای بینالمللی برای انتقال دفاتر منطقهای به ریاض، که روابط این کشور با امارات را از اتحاد استراتژیک به یک «تقابل عریان» تغییر داده است.
نمود عینی این شکاف در سال ۲۰۲۶، خودداری معنادار شرکتهای بزرگ اماراتی از شرکت در «نمایشگاه صنایع دفاعی عربستان» بود که پیامی روشن از سوی ابوظبی تلقی شد: همکاریهای نظامی و استراتژیک دیگر تحتالشعاع رقابتهای حذفی اقتصادی قرار گرفته است.
اسلام ملیگرایانه؛ مذهبی که در خدمت پادشاه است
بزرگترین مغالطه در تحلیلهای غربی، تصور «حذف دین» در عربستان سعودی است. واقعیت این است که بنسلمان دین را حذف نکرده است، بلکه آن را ملی (Nationalize) کرده است. در این مدل جدید، نهاد مذهبی عربستان وظیفه دارد هر تغییری، از افتتاح کازینوهای محدود تا اخذ مالیاتهای سنگین را با متون دینی توجیه کند.
این اسلام ملیگرایانه تنها یک هدف دارد: تثبیت مشروعیت پادشاهی و حذف هر صدای مذهبی که وفاداریاش به میهن کمتر از وفاداریاش به شخص ولیعهد باشد.
استفاده ابزاری؛ پارادوکس نئوم و صنعا
در پاسخ به این پرسش که چرا بنسلمان دوباره به گروههای اسلامگرا متمایل شده است، باید به رقابت با ابوظبی نگریست.
ریاض برای مقابله با نفوذ امارات عربی که از گروههای استقلالطلب سکیولار در جنوب یمن حمایت میکند، به شکلی پارادوکسیکال به سمت گروههای مذهبی مانند الاصلاح (نزدیک به اخوانالمسلمین) متمایل شده است.
ریاض در نئوم سکولار است زیرا به سرمایه غرب نیاز دارد و در یمن اسلامگرا است، از آنجاکە به نیروی پیادهنظام مذهبی برای مهار رقیبش، محمد بنزاید، احتیاج دارد.
میانجیگری در سایه بحران: نقش بحرین و مصر
با بالا گرفتن تنشها میان ریاض و ابوظبی که به مرز هشدار رسیدە است، بازیگران کوچکتر و متحدان سنتی وارد میدان شدەاند تا از فروپاشی کامل شورای همکاری کشورهای خلیج جلوگیری کنند.
گزارشهای اخیر نشان میدهد که بحرین و مصر بهطور مشترک نقش میانجی را برای کاهش تنش میان عربستان و امارات ایفا میکنند.
در همین راستا، سلمان بن حمد آل خلیفه، ولیعهد و نخستوزیر بحرین، در سفری دیپلماتیک و فشرده، ابتدا در ریاض با محمد بنسلمان دیدار کرد و بلافاصله راهی ابوظبی شد تا با محمد بنزاید گفتگو کند.
این تحرکات نشاندهنده عمق شکافی است که حتی مگاپروژههای اقتصادی نیز قادر به پوشاندن آن نیستند؛ شکافی که ریشه در تضاد منافع بر سر رهبری آینده منطقه دارد.
مثلث رقابت؛ امارات، قطر و نفاق دیجیتال
در این میان، نقش امارات و قطر در استفاده ابزاری از دین برجسته است: از یک سو امارات متحده عربی، با ترویج «اسلام صوفیانه و لیبرال»، به دنبال حذف رقبای سیاسی خود است و از سوی دیگر قطر با هوشمندی نقش «پل ارتباطی» را حفظ کرده و از دین برای میانجیگری بهره میبرد.
واکنشهای مردمی و کاربران کشورهای حوزه خلیج نیز در شبکه ایکس از «نفاق دیجیتال» دارد.
ارتشهای سایبری اماراتی، عربستان را به «پوپولیسم مذهبی نوین» متهم میکنند و سعودیها در مقابل، امارات را به دلیل رقابتهای اقتصادی و عدم شرکت در رویدادهای ملی عربستان، به خیانت به آرمانهای مشترک متهم میسازند.
پیامدهای اجتماعی و رنسانس مصلحت
استفاده ابزاری از مذهب در عربستان سعودی، لایههای زیرین جامعه را دچار سرگردانی هویتی کرده است. نسل جدید عربستان میبیند که خط قرمزهای الهی با بخشنامههای دولتی جابهجا میشوند.
محمد بنسلمان ظاهرا تا کنون توانسته است، پارادوکس نئوم و صنعا را با موفقیت مدیریت کند، اما تحریم نمایشگاه دفاعی توسط امارات و نیاز به میانجیگری بحرین نشان میدهد که این موفقیت بر پایه تعادلی بسیار شکننده استوار است.
خلیج فارس امروز نه در حال مدرن شدن مذهبی، بلکه در حال «سیاسیسازی مطلق الهیات» است و آینده این منطقه به نتیجه این قمار بزرگ میان دو برادر رقیب در ریاض و ابوظبی بستگی دارد.











