شش سناریو بعد از خامنهای: هسته سخت ایدئولوژیک و هزینههای حکمرانی
- Arena Website
- Jan 19
- 3 min read

امیر خنجی
هسته سخت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران بازیگر مسلط در مهندسی جانشینی است. این بلوک متشکل از بیت رهبری، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و شبکههای رسانهای و حوزوی است که با اتکاء به ابزارهای نهادی و پیوند امنیتی، انتقال کنترلشده قدرت را ممکن میسازد. با این حال، فقدان پایگاه اجتماعی، وابستگی به کاریزمای فردی رهبر و اصطکاک بالقوه با سپاه عملگرا، در سناریوهای بحرانی آن را از محور تعیینکننده به بازیگری تدافعی و شکننده تنزل میدهد.
در معادله جانشینی رهبر در جمهوری اسلامی ایران، نخستین و محوریترین جریان، هسته سخت ایدئولوژیک است.
این بلوک مجموعهای از نیروها و نهادهایی را در بر میگیرد که وفاداری بیقیدوشرط به اصل ولایت فقیه و تداوم مدل اقتدارگرای موجود را بنیان هویت سیاسی خود میدانند.
در نگاه بیرونی، هسته سخت اغلب یکدست به نظر میرسد؛ اما در واقع از زیرشبکههای متنوعی تشکیل شده است: بیت رهبری، شورای نگهبان، مجلس خبرگان،
بخشهایی از حوزه قم، رسانههای رسمی و گروههای سیاسی چون جبهه پایداری. این تنوع درونساختاری، قدرت و ضعف این جریان را همزمان شکل میدهد.
قدرت اصلی هسته سخت در شبکه نهادی و نظارتی آن نهفته است. شورای نگهبان و مجلس خبرگان ابزارهایی هستند که به این بلوک اجازه میدهند هر بازیگری را که بخواهد وارد رقابت رسمی شود، از فیلتر بگذرانند یا حذف کنند.
بیت رهبری، بهعنوان مرکز ثقل تصمیمگیری، با دسترسی به منابع مالی، اطلاعات و شبکههای وفاداری درون سپاه و دستگاه اداری، موقعیت انحصاری ایجاد کرده است.
رسانههای رسمی نیز با بازتولید روایت تداوم ولایت، مشروعیتسازی برای جانشینان وفادار را تضمین میکنند. افزون بر این، پیوند با بخش ایدئولوژیک سپاه و نیروهای امنیتی، امکان مداخله و تضمین در لحظههای بحرانی را فراهم میآورد.
این ابزارها به هسته سخت امکان میدهند در انتقالهای آرام، دست بالا را داشته باشد. انسجام ایدئولوژیک و خط قرمز مشترک حفظ ولایت نیز مانع از فروپاشی درونی میشود و قدرت روایتسازی، اجازه میدهد هر فرد یا شورایی که معرفی کند بهعنوان رهبر مشروع به جامعه عرضه شود.
هزینهها و نقاط ضعف
با وجود این مزایا، هسته سخت در مواجهه با بحرانهای مرکب ضعفهای جدی دارد. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که این بلوک در مدیریت همزمان بحران اقتصادی، فشار اجتماعی و چالشهای سیاست خارجی کارآمدی اندکی دارد.
پایگاه اجتماعی آن بهویژه در میان نسل جوان بهشدت محدود گشتە و توان بسیج ایدئولوژیک گذشته را ندارد. از سوی دیگر، اتکای بیشازحد به کاریزمای فردی خامنهای، شکنندگی انسجام را آشکار میکند؛ از همین رو، فقدان چهرهای کاریزماتیک پس از او میتواند شکافهای درونی را تشدید کند.
همچنین، اگر بلوک عملگرای سپاه تشخیص دهد که تداوم خط ایدئولوژیک بقای کل ساختار را تهدید میکند، اصطکاک میان دو جریان محتمل خواهد بود.
سناریوهای برد و باخت
در انتقال آرام و مدیریتشده، هسته سخت موقعیت مسلط دارد. جانشینانی نزدیک به بیت یا روحانیت وفادار به ایدئولوژی در اولویت قرار میگیرند.
در سناریوی بازآرایی نرم، این بلوک هرچند وزن اجراییاش کاهش مییابد، اما بهدلیل نفوذ در نهادهای نظارتی همچنان قادر به وتوی تصمیمات دیگران خواهد بود.
در حالت خروج ناگهانی یا بحران اجتماعی–امنیتی، ناتوانی در مدیریت بحران و هزینه مشروعیت، این بلوک را به سمت ائتلاف اجباری با دیگران سوق میدهد. و در سناریوی فروپاشی نسبی یا کامل، تقریباً از مرکز به حاشیه پرتاب میشود، زیرا فاقد پایگاه اجتماعی و ظرفیت مستقل بقاست.
معماری حقوقی مطلوب و رابطه با بیرون
مدل ایدهآل برای این بلوک، رهبر واحدِ فقیه است؛ چهرهای که هم از مشروعیت فقهی برخوردار باشد و هم وفاداری مطلق به خط ایدئولوژیک نشان دهد. اگر به شورای رهبری تن دهد، تنها زمانی است که اکثریت اعضا از وفاداران خودش باشند.
از نظر خارجی نیز، این جریان مشروعیتش را بر ضدیت با غرب تعریف کرده و در هر سناریویی که قدرتهای خارجی نقش فعالی داشته باشند، موقعیتش تضعیف خواهد شد. تنها در صورت انفعال بیرونی و مدیریت داخلی بحران است که میتواند دست بالا را حفظ کند.
هسته سخت ایدئولوژیک ستون نخست در معادله جانشینی است، اما دوام و استحکام آن کاملاً به نوع خروج علی خامنهای و سطح بحران داخلی بستگی دارد.
در شرایط آرام، تنظیمکننده اصلی است؛ در بحرانهای مرکب، به شریک ضعیفتر بدل میشود؛ و در فروپاشی، تقریباً از صحنه حذف خواهد شد. این بلوک همچنان ابزار مهندسی جانشینی را در دست دارد، اما هزینههای حکمرانی در فضای جدید میتواند آن را از معمار اصلی به مانع بقا تبدیل کند.











