شهرداری تهران ساختمان انجمن صنفی روزنامهنگاران را تخلیه کرد
- Arena Website
- Aug 20, 2025
- 2 min read

تخلیه اجباری ساختمان انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران توسط شهرداری منطقه سه، نماد آشکاری از محدودیتهای فزاینده بر فعالیتهای صنفی و فرهنگی است. این اقدام نه تنها استقلال نهادی روزنامهنگاران را تهدید میکند، بلکه پیام روشنی درباره تنگتر شدن فضای رسانهای در ایران میفرستد و نگرانیها نسبت به آینده آزادی بیان را دوچندان میسازد.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران پس از ماهها فشار مستقیم از سوی شهرداری منطقه سه، مجبور به تخلیه ساختمان خود شد. منابع محلی گزارش دادهاند که شهردار منطقه از مدتها پیش با ارسال احضاریههای مکرر و ایجاد محدودیتهای اداری، تلاش داشت روزنامهنگاران را از محل فعالیتشان خارج کند، اما هر بار با رایزنیها و مهلتهای موقت، این فشارها موقتا متوقف میشد.
در هفتههای اخیر، با افزایش فشارها، مأموران شهرداری با حضور در محل و بستن درهای ساختمان، دسترسی اعضای انجمن به دفتر خود را عملاً قطع کردە بودند.
این ساختمان چند سال پیش با تصمیم اعضای شورای شهر تهران در اختیار انجمن قرار گرفته بود و محل فعالیت روزنامهنگاران مستقل محسوب میشد.
این اقدام، نشانهای از محدودیت فزاینده بر فعالیتهای صنفی روزنامهنگاران در تهران است و پیامی روشن از سوی مدیریت شهری ارسال میکند.

این رویداد بخشی از روندی مشابه در تهران است. پیشتر شهرداری خواستار تخلیه ساختمان خانه اندیشمندان علوم انسانی شده و در ۱۷ خردادماه مأموران برای اجرای حکم تخلیه حضور یافتند.
مقامات شهری گفتهاند که قصد دارند این املاک را از دست اعضای نهادهای مستقل خارج کنند، اقدامی که به گفته ناظران، پیامدهای قابل توجهی برای فضای صنفی و فرهنگی کشور دارد.
روزنامهنگاران و فعالان رسانهای این اقدام را محدودیت آشکار بر فعالیتهای صنفی و تهدیدی برای استقلال نهادهای رسانهای و فرهنگی توصیف کردهاند.
برخی تحلیلگران میگویند فشارهای سیاسی و اداری در کنار احکام قانونی، بخشی از تلاشهای گسترده مدیریت شهری تهران برای بازپسگیری املاک واگذار شده به نهادهای مستقل است و پیامد آن میتواند کاهش استقلال صنفی و محدود شدن فضای نقد و فعالیت رسانهای باشد.
این تحولات در حالی رخ میدهد که انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران تلاش داشته است تا با فعالیتهای آموزشی، حمایتی و صنفی، از حقوق اعضای خود دفاع کند.
تخلیه این ساختمان، علاوه بر تأثیر منفی بر فعالیتهای روزمره انجمن، بار روانی و نمادین بر جامعه روزنامهنگاری ایران نیز داشتە و نگرانیها نسبت به محدودیتهای گستردهتر در آینده را افزایش داده است.











