شوک دوم چین: آلمان در برابر موج تازه صنعتزدایی
- 13 hours ago
- 6 min read

عمار گلی
آرنشتات صرفاً نماد افول صنعت آلمان نیست، بلکه نشانه تثبیت هژمونی صنعتی چین در اقتصاد جهانی است. چین با ترکیب یارانههای گسترده، برنامهریزی راهبردی و تسلط بر زنجیرههای تأمین، از یک تولیدکننده ارزانقیمت به قدرتی تعیینکننده در فناوریهای آینده تبدیل شده است. مسئله امروز دیگر رقابت تجاری نیست، چین اکنون در حال تبدیل برتری صنعتی خود به اهرم نفوذ ژئوپلیتیکی و بازتعریف موازنه قدرت جهانی است.
در شهر آرنشتات، در ایالت تورینگن، ساختمانی در خیابانی به نام روبرت بوش امروز بیش از هر جای دیگری نماد تغییر موازنه قدرت صنعتی میان آلمان و چین است. این ساختمان که زمانی بە عنوان بخشی از آینده صنعتی آلمان در حوزه انرژی خورشیدی ساخته میشد، اکنون در اختیار CATL، غول چینی و بزرگترین تولیدکننده باتری جهان قرار دارد.
این کارخانه در سال ۲۰۲۱ فعالیت خود را آغاز کرد و در همان زمان به بزرگترین کارخانه باتری آلمان تبدیل شد. این تأسیسات با ظرفیت سالانه ۱۴ گیگاواتساعت قادر بود کە انرژی کافی را برای باتریهای حدود ۳۵۰ هزار خودروی برقی تامین نماید.
امروز حدود ۱۷۰۰ نفر در این مجموعه کار میکنند و باتریهایی تولید میشود که در خودروهای مرسدسبنز، بیامو و گروه فولکسواگن به کار میرود.
اما داستان آرنشتات تنها درباره باتری نیست. اینجا به نمادی از بحرانی بزرگتر تبدیل شده است که بسیاری از اقتصاددانان و مدیران صنعتی آن را شوک دوم چین مینامند.
آلمان ماهانه بیش از ۱۰ هزار شغل صنعتی از دست میدهد و بخش بزرگی از این فشار، به رقابت فزاینده چین در صنایع کلیدی بازمیگردد. این وضعیت برای آلمان تلختر از آن است که تنها یک تغییر اقتصادی عادی توصیف شود.
همان سالنهایی که امروز باتریهای چینی در آنها تولید میشود، زمانی متعلق به بوش بود. آلمان در آن دوره یکی از بازیگران اصلی صنعت خورشیدی جهان بود.
اما بوش در سال ۲۰۱۴ از تولید پنل خورشیدی خارج شد، Solarworld جای آن را گرفت و چند سال بعد ورشکست شد. صنعت خورشیدی آلمان، در برابر رقیب چینیِ یارانهگرفته و دولتی، تقریباً بدون حمایت مؤثر دولت از میان رفت.
اکنون در همان نقطه، یک شرکت چینی آینده صنعتی دیگری را میسازد
ماتیاس هیلبک، مسئول آموزش در کارخانه CATL آرنشتات، میگوید چین در تولید باتری تجربه بسیار بیشتری از آلمان دارد و آلمان در این حوزه عقب مانده است.
وقتی CATL در سال ۲۰۱۹ وارد آرنشتات شد، ناچار بود متخصصان و ماشینسازان خود را از چین بیاورد؛ زیرا نیروی متخصص کافی در آلمان وجود نداشت. به گفته سخنگوی این شرکت، در آغاز تقریباً یکسوم از کارکنان چینی بودند.
این تصویر، برای کشوری که دههها به مهندسی و صنعت خود افتخار میکرد، نشانهای از تغییر دوران است.
در مرکز آموزشی CATL، کارآموزان آلمانی روی ماشینآلات قدیمی آلمانی، از برندهایی مانند Flott و Deckel، یاد میگیرند چگونه فناوری باتری چینی را مونتاژ کنند. این شاید یکی از تلخترین تصویرها از کلمە “ساخت آلمان” در دوران جدید باشد.
در همین حال، بسیاری از پروژههای اروپایی باتری شکست خوردهاند. پروژه کارخانه بزرگ باتری ACC در کایزرسلاوترن، که مرسدسبنز نیز در آن سهام داشت، در سال جاری متوقف شد.
پورشه نیز طرح توسعه باتریهای پیشرفته خود را کنار گذاشت. Northvolt، که قرار بود در شلسویگ-هولشتاین سه هزار شغل ایجاد کند و به پروژه شاخص باتری اروپا تبدیل شود، پس از دریافت صدها میلیون یورو از حمایتهای عمومی، با ورشکستگی شرکت مادر در سوئد روبهرو شد.
فولکسواگن هنوز عقبنشینی نکرده و با شرکت PowerCo نخستین گیگافکتوری آلمان را در زالتسگیتر راهاندازی کرده است. اما حتی این شرکت نیز همچنان بخش مهمی از نیاز باتری خود را از تأمینکنندگان خارجی، بهویژه CATL، دریافت میکند.
اکنون سهم CATL از بازار جهانی باتری به حدود ۴۲ درصد رسیده و همه تولیدکنندگان چینی در مجموع نزدیک به سهچهارم بازار جهانی را در اختیار دارند. به بیان دیگر، امروز تنها یکچهارم باتریهای خودروهای برقی جهان غیرچینی هستند.
اقتصاددانانی مانند برد ستسر و ساندر توردویر هشدار میدهند که آلمان در مرکز شوک چین ۲.۰ قرار گرفته است.
در گزارشی که این دو منتشر کردهاند، از هزینه خودرضایتی آلمان سخن گفته شده است. توردویر میگوید بدون اقدامات حمایتی، آلمان نه با “تخریب خلاق” اقتصاد آزاد، بلکه با صنعتزدایی ساده و مستقیم روبهرو خواهد شد.
شوک نخست چین در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ عمدتاً ایالات متحده را هدف گرفت که طی آن، چین به کارگاه تولید ارزان جهان تبدیل شد و صنایع نساجی، مبلمان، اسباببازی و کالاهای ارزان را از غرب گرفت.
اما شوک دوم متفاوت است. این بار موضوع تیشرت و اسباببازی نیست؛ موضوع باتری، رباتیک، بیوتکنولوژی، شیمی، نیمهرسانا، انرژی بادی و فناوریهای سبز است. یعنی آینده صنعت.
بر اساس برآورد مؤسسه اقتصاد آلمان، این کشور میان سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ حدود ۴۰۰ هزار شغل صنعتی را فقط به دلیل رقابت چین از دست داده است.
یک گزارش فرانسوی نیز هشدار داده که بیش از نیمی از تولید صنعتی اروپا و حدود ۷۰ درصد تولید صنعتی آلمان در میانمدت در معرض تهدید غلتک چینی قرار دارد.
در جنوب غربی آلمان، مارتین هرنکنشت، بنیانگذار شرکت معروف تولید ماشینهای حفاری تونل، از نزدیک این فشار را حس کرده است. شرکت او سالها یکی از رهبران جهانی این صنعت بود. ماشینهای عظیم هرنکنشت تونلهای مترو، راهآهن، خطوط گاز و پروژههای زیرساختی بزرگ را در سراسر جهان ساختهاند. اما اکنون او میگوید پس از صنعت خودرو، نوبت ماشینسازی آلمان رسیده است.
به گفته هرنکنشت، رقبای چینی دیگر فقط ارزان تولید نمیکنند؛ آنها در فناوری نیز پیشرفت کردهاند و همزمان از حمایت دولتی گسترده بهره میبرند. شرکتهای چینی زمین ارزان، وامهای کمبهره، یارانه مستقیم و حمایت سیاسی را دریافت میکنند.
علاوه بر این، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که دولت چین ارزش یوآن را به شکل مصنوعی پایین نگه میدارد و این عاملی صادرات چین را ارزانتر و رقابت را برای اروپا دشوارتر میکند.
هرنکنشت تجربهای مستقیم از این فشار دارد. دو دستگاه حفاری شرکت او که در کارخانه چین ساخته شده و قرار بود به هند صادر شود، ۱۷ ماه اجازه خروج از چین را نگرفتند. ارزش این ماشینها حدود ۷۰ میلیون یورو بود. او میگوید:
اگر چنین اتفاقی ده سال پیش رخ میداد، شرکت ممکن بود ورشکست شود. هرنکنشت این رفتار را کارت زرد چین میداند و حالا قصد دارد بخشی از تولید برای بازارهای ژاپن، تایوان و هند را از چین به هند منتقل کند.
او تنها نیست. بسیاری از مدیران صنعتی آلمان تجربههای مشابه دارند، اما کمتر کسی حاضر است آشکارا درباره آن صحبت کند. دلیل آن روشن و ساده است: همه از تلافی چین میترسند.
در برلین نیز فشار برای تغییر سیاست رو به افزایش است. فریدولین اشتراک، از فدراسیون صنایع آلمان، میگوید دوران خوشبینی نسبت به چین پایان یافته است.
او یادآور میشود که فدراسیون صنایع آلمان BDI در سال ۲۰۱۹ چین را برای نخستین بار رقیب سیستمی نامید، حتی پیش از آنکه اتحادیه اروپا این عبارت را به کار ببرد. اما از آن زمان تاکنون، به گفته او، هشدارها زیاد بوده و اقدامها کم.
اشتراک میگوید آلمان باید از کشورهایی مانند ژاپن و استرالیا بیاموزد که وابستگی خود به چین را جدیتر کاهش دادهاند. به باور او، جامعه باید بپذیرد که کاهش وابستگی هزینه دارد، اما هزینه بیعملی بیشتر است.
این بحث فقط اقتصادی نیست. پژوهشگرانی مانند یانکا اورتل، از شورای روابط خارجی اروپا، هشدار دادهاند که ادامه بیعملی میتواند پیامدهای سیاسی عمیقی، از تضعیف مناطق صنعتی گرفته تا تقویت راست افراطی داشتە باشد. به گفته او، تصور اینکه همه چیز میتواند مثل گذشته ادامه پیدا کند، “توهم و رؤیاپردازی” است.
در پارلمان آلمان نیز برخی سیاستمداران از طیفهای مختلف به ضرورت اقدام سریع اشاره میکنند. یوهانس فولکمان، نماینده جوان CDU که دانش آموختە مطالعات چین است، میگوید سیاست آلمان در قبال چین سالها بیش از حد سادهلوحانه بوده و بیش از آنکه راهبردی باشد، در خدمت منافع کوتاهمدت چند صنعت بزرگ عمل کرده است.
آنتون هوفرایتر از حزب سبزها نیز صریحتر میگوید که باز نگه داشتن بازار آزاد اروپا برای بازیگری مانند چین، که قواعد بازار را به سود خود دور میزند، “مسئولانه نیست.
با این حال، مانع اصلی همچنان خود آلمان است. در حالی که بروکسل و پاریس مدتهاست خواهان اقدامهای حمایتی قویتر هستند، برلین تا همین اواخر بسیاری از این سیاستها را کند یا مسدود کرده بود.
اکنون نشانههایی از تغییر دیده میشود. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در نشست گروه هفت برای نخستین بار به طور علنی از پایین نگه داشته شدن ارزش یوآن به عنوان مزیت رقابتی عظیم چین سخن گفت. پس از آن، در نشست رهبران اتحادیه اروپا نیز ظاهراً اجماعی تازه درباره ضرورت اقدام شکل گرفت.
اما هنوز تصمیم مشخصی درباره ابزارها گرفته نشده است. گزینههایی مانند سهمیه واردات، تعرفههای حمایتی و الزام به استفاده از تولیدکنندگان اروپایی در پروژههای تأمینشده با پول مالیاتدهندگان اتحادیه اروپا روی میز قرار دارد. همزمان کسری تجاری اروپا با چین روزانه حدود یک میلیارد یورو افزایش مییابد.
پرسش اصلی اکنون این است که آیا آلمان پیش از آنکه موج تازه صنعتزدایی به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود، دست به اقدام خواهد زد یا نه. بسیاری از کارشناسان معتقدند فرصت تصمیمگیری بسیار محدود است.











