شوک روی شوک: حذف صفر پوششی برای گرانی بنزین؟
- Arena Website
- Nov 15, 2025
- 3 min read

امیر خنجی
در هفتههای اخیر نوعی احساس مبهم اما قابل تفسیر در فضای عمومی ایران شکل گرفته است که ممکن است دولت همزمان با افزایش قیمت بنزین، بە حذف چهار صفر از پول ملی نیز دست بزند. این احساس در ظاهر یک حدس یا حس ششم بهنظر میرسد، اما وقتی آن را در چارچوب رفتارشناسی دولتها، تجربههای گذشته و منطق مدیریت بحران در ایران قرار دهیم، تبدیل به یک فرضیه قابل تحلیل میشود.
شوکدرمانی اقتصادی در ایران هیچگاه رویدادی منفرد نبوده است، بلکە معمولاً در قالب بستههای چندلایه، همزمان با تغییرات عددی یا ساختاری دیگر اعلام میشود، بهطوری که افکار عمومی فرصت پردازش جداگانه هیچکدام را ندارد.
در چنین الگوهایی، دولتها از تکنیکی بهره میبرند که میتوان آن را انباشتهسازی شوک، ترکیب دو یا چند تغییر بزرگ نامید که هر کدام بهتنهایی میتواند موجی از اعتراض یا خشم اجتماعی ایجاد کند.
اما زمانیکە این شوکها با هم اتفاق میافتند، جامعه دچار پارازیت شناختی میشود؛ یعنی ذهن مردم نمیداند کدام موضوع را در اولویت دهد، رسانهها کدام عدد را توضیح دهند و کدام روند را تحلیل کنند. نتیجه آن، کاهش دامنه و کیفیت واکنش اجتماعی نسبت به هر دو تصمیم است.
حذف چهار صفر از پول ملی، حتی اگر از نظر اقتصادی آثار بنیادین نداشته باشد، میتواند یا حداقل دولت چنین برداشتی دارد که اثر روانی وسیعی ایجاد میکند.
ظاهر اسکناسها تغییر میکند، سامانههای بانکی نیازمند اصلاح میشوند و سردرگمی عمومی برای چند روز و شاید چند ماه شکل میگیرد. اگر در همین فاز گیجی عمومی، خبر گرانی بنزین اعلام شود، احتمال شکلگیری یک موج خشم سازمانیافته کاهش مییابد.
این الگو در تاریخ اقتصادی–سیاسی ایران نیز سابقه دارد. دولتها معمولاً قبل از اجرای تصمیمات حساس، چند هفته آمادهسازی روانی انجام میدهند.
گزارشهایی درباره مصرف بالای سوخت، قاچاق، کسری بودجه یا ضرورت اصلاح قیمتها منتشر میکنند، در رسانهها بحثهای کارشناسیِ هماهنگشده راه میافتد و این تصور ایجاد میشود که این تصمیم دیر یا زود گرفته میشود.
این مرحله باعث کاهش مقاومت ذهنی جامعه و نوعی عادتپذیری تدریجی میشود.
پس از آن نوبت به روایتسازی میرسد. حذف صفر بهعنوان نشانه ثبات پولی معرفی میشود و همزمان استدلالهایی درباره اصلاح قیمت انرژی مطرح میشود. هنوز تصمیمی قطعی اعلام نشده است، اما ذهن جامعه بهطور ضمنی آماده پذیرش تغییر شده است.
زمانبندی اعلام نیز بخش مهمی از این فرآیند است. تجربه سالهای ۱۳۹۳، ۱۳۹۸ و حتی مقاطع محدودتری در دهه گذشته نشان داده است که تصمیمات اقتصادی حساس معمولاً در نیمهشب یا بامداد و ترجیحاً پنجشنبه یا جمعه اعلام میشوند.
در چنین روزهایی خیابانها معمولا خلوتتر بودە، واکنش خبری کندتر صورت میگیرد و مردم در یک فاز خوابآلود یا گیج قرار دارند.
این انتخاب تصادفی نیست، کنترل خشم لحظهای آسانتر و هدایت واکنشها در ساعات اولیه ممکنتر است. اما پس از اعلام رسمی، دولتها وارد مرحلهای میشوند که میتوان آن را سد اولیه خشم نامید.
این مرحله سه لایه دارد. لایه نخست، تخلیه مصنوعی هیجان از طریق رسانه است. کارشناسان، مسئولان و برنامههای تلویزیونی فوراً وارد میدان میشوند و استدلالهای کلیشهای درباره ضرورت تصمیم را تکرار میکنند؛ از حفظ محیط زیست گرفته تا کاهش قاچاق و واقعیسازی قیمتها.
لایه دوم، ایجاد یک بلاک احساسی است؛ یعنی همزمان یک خبر دیگر بزرگ یا هیجانی تولید یا برجسته میشود تا خشم عمومی منحرف شود؛ بحران خارجی، یک تهدید امنیتی، یا حتی انتشار یک پرونده فساد بزرگ.
ترکیب این دو لایه باعث میشود انرژی هیجانی جامعه بهجای جهتگیری مستقیم، پراکنده و دودسته شود.
لایه سوم، آمادهباش امنیتی است. کنترل پمپبنزینها، محدودسازی احتمالی اینترنت، افزایش حضور نیروها و هشدارهای امنیتی درباره سوءاستفاده دشمن. هدف جلوگیری از تبدیل اعتراض لحظهای به یک رفتار جمعی سازمانیافته است.
به همین دلیل است که افزایش قیمت بنزین همزمان با اجرای حذف صفر، از نظر تحلیلی قابلرد نیست.
این تصمیم برای دولت چند مزیت دارد. اول اینکه هزینه سیاسی گرانی بنزین در میان گردوغبار رسانهای حذف صفر گم میشود.
دوم، دولت میتواند حذف صفر را بهعنوان یک نشانه اصلاح اقتصادی معرفی کند و گرانی بنزین را نیز در کنار آن بهعنوان بخشی از همان بسته اصلاحی توجیه نماید.
سوم، جامعه در روزهای اول درگیر درک واحد جدید پولی است و احتمال واکنش شدید به شوک دوم کاهش مییابد.
از زاویه اقتصاد سیاسی نیز چنین تصمیمی منطقی است. ایران با کسری بودجه سنگین، مصرف بالای بنزین، رشد قاچاق و فرسودگی زیرساختها مواجه است و در چنین وضعیتی، افزایش قیمت سوخت یکی از ابزارهای همیشگی دولتها برای ایجاد منابع سریع بوده است.
از زاویه رفتارشناسی امنیتی نیز ماههای اخیر مملو از بحثهای مبهم درباره مصرف بالای سوخت و فشار روی پالایشگاهها بوده است کە معمولاً نشانههای پیشدرآمدند.
در نهایت، این ترکیب عددسازی پولی به علاوهی شوک قیمتی بیش از آنکه محصول تصادف باشد، حاصل یک الگوی تکرارشونده در مدیریت بحران در ایران است و آن ایجاد گیجی شناختی، انباشتهسازی شوک، زمانبندی دقیق، سپس مهار خشم عمومی در ساعات اول خواهد بود.
اگر چنین تصمیمی اتخاذ شود، ممکن است جامعه برای چند روز درگیر سوالات جانبی درباره اسکناسها، ارقام جدید، قیمتهای تبدیلشده و سردرگمیهای حسابداری شود، و دقیقاً همین فضا برای دولت فرصتی فراهم میکند تا شوک اصلی، یعنی گرانی بنزین، با شدت کمتری جذب شود.











