top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

صورت‌حساب سنگین بازگشت به مدرسه برای خانواده‌ها

7 minutes ago
4 min read




با نزدیک‌شدن به آغاز سال تحصیلی، هزینه آموزش بار دیگر به دغدغه خانواده‌ها تبدیل شده است. شهریه مدارس در کنار هزینه لباس فرم، کیف، کفش و لوازم‌التحریر، رقم قابل توجهی را بر خانواده‌ها تحمیل می‌کند، به‌گونه‌ای که مجموع این هزینه‌ها می‌تواند بخش بزرگی از درآمد ماهانه یک معلم یا کارگر را صرف خود کند. با توجه به بالا رفتن نرخ فقر در ایران،‌ افزایش هزینه‌های تحصیل نگرانی‌ها درباره فشار معیشتی خانواده‌ها و عمیق‌تر شدن شکاف طبقاتی در آموزش را بیشتر کرده است.


با نزدیک‌شدن به آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵، دغدغه هزینه‌های آموزش بار دیگر به اولویت اصلی خانواده‌ها تبدیل شده است.


بررسی‌ها نشان می‌دهد شهریه مدارس به‌طور متوسط بین ۵ تا ۶ میلیون تومان برآورد می‌شود. با این حال، مسالە اصلی صرفا بە ارقام روی کاغذ محدود نشدە است، بلکه پیامدهای ساختاری این هزینه‌ها بر کیفیت آموزش و طبقات اجتماعی را نیز باید در این لیست گنجاند.


اگرچه مدارس دولتی قانوناً شهریه‌ای را دریافت نمی‌کنند، اما افول کیفیت آموزشی در این مراکز سبب شده است تا بسیاری از والدین، حتی با تحمل فشارهای سخت مالی، ثبت‌نام در مدارس غیردولتی با کیفیت بالاتر را ترجیح دهند.

این مساله عملاً نوعی رده‌بندی طبقاتی را از همان بدو ورود به نظام آموزشی بر دانش‌آموزان تحمیل می‌کند. به عبارتی دیگر، برخورداری از آموزش باکیفیت، به جای آنکه حقی همگانی باشد، به میزان تمکن مالی خانواده‌ها گره می‌خورد.

از سوی دیگر، این ارقام اعلام‌شده صرفاً هزینه پایه شهریه هستند و زنجیره‌ای از هزینه‌های جانبی اجتناب‌ناپذیر، مانند لباس فرم، کیف، کفش و نوشت‌افزار، بار مالی مضاعفی را بر سبد معیشتی خانواده‌ها بار می‌کند.


براساس اطلاعات منتشر شده از داخل بازار در شبکه های اجتماعی برآورد هزینه لباس مدرسه، کیف و لوازم‌التحریر، بدون در نظر گرفتن کفش، حدود ۱۱ میلیون تومان است. یک جفت کفش هم حدود یک میلیون تومان دیگر به این هزینه اضافه می‌کند.


البته رقم لباس فرم در همه مدارس یکسان نیست. قیمت آن به مقطع تحصیلی، دخترانه یا پسرانه بودن لباس، مدل، جنس پارچه و اندازه بستگی دارد.


در بازار، لباس‌های فرم ساده و اقتصادی از حدود ۶۵۰ هزار تومان شروع می‌شوند و قیمت بعضی مدل‌ها به یک‌ونیم تا دو میلیون تومان می‌رسد. برای لباس فرم کامل نیز قیمت‌هایی تا حدود ۳.۵ میلیون تومان گزارش شده است.

آموزش و پرورش برای اینکه هزینه لباس فرم هر سال دوباره به خانواده‌ها تحمیل نشود، امسال مدارس را از تغییر مداوم رنگ و مدل لباس منع کرده است. بنابراین اگر لباس سال گذشته هنوز اندازه دانش‌آموز باشد و قابل استفاده، خانواده می‌تواند همان لباس را برای سال جدید استفاده کند.

این تصمیم برای خانواده‌هایی که لباس قبلی فرزندشان سالم و قابل استفاده است، می‌تواند بخشی از هزینه‌های شروع مدرسه را کم کند، هرچند برای دانش‌آموزی که لباسش کوچک شده یا دیگر قابل استفاده نیست، خرید لباس جدید همچنان اجتناب‌ناپذیر است.


زمانیکە این هزینه‌ها را در کنار درآمد خانواده‌ها قرار دهیم، بهتر می‌توان میزان فشاری را که تامین هزینه‌های تحصیل بر آنها وارد می‌کند، دید.

میانگین درآمد معلمان در سال ۱۴۰۵، با توجه به افزایش ۳۰ درصدی حقوق، حدود ۲۸ میلیون تومان برآورد شده است. درآمد کارگران نیز با توجه به وضعیت تأهل و مزایای قانونی، حدود ۲۲ تا ۲۴ میلیون تومان در ماه است. در بازار کار آزاد، دستمزد روزانه یک کارگر ساده نیز حدود یک‌ونیم تا ۲.۳ میلیون تومان گزارش می‌شود.

با این حساب، مجموع شهریه و سایر هزینه‌های مدرسه برای یک دانش‌آموز می‌تواند بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه یک معلم یا کارگر را به خود اختصاص دهد. بنابراین شروع سال تحصیلی برای بسیاری از خانواده‌ها هزینه‌ای ساده و قابل چشم‌پوشی نیست.


کمک‌های نهادهای حمایتی نیز تنها بخشی از این فشار را پوشش می‌دهد. کمیته امداد و سازمان بهزیستی در آستانه سال تحصیلی به خانواده‌های تحت پوشش خود کمک‌هزینه یا بسته‌های لوازم‌التحریر می‌دهند.

اما دامنه این حمایت‌ها محدود به خانواده‌هایی است که تحت پوشش این نهادها قرار دارند. برای بسیاری از خانواده‌هایی که درآمدشان کاهش یافته اما مشمول حمایت‌های رسمی نیستند، چنین کمکی وجود ندارد.

بر اساس ارقام مطرح‌شده، کمی بیش از پنج میلیون نفر، یعنی نزدیک به ۶ درصد جمعیت ایران، تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند، در حالی که برآورد دی‌ماه ۱۴۰۴ سازمان بهزیستی، نرخ فقر را حدود ۴۰ درصد اعلام کرده است.


این یعنی تعداد افرادی که با فقر و فشار اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، بسیار بیشتر از جمعیت تحت پوشش نهادهای حمایتی است.


بر اساس همین برآوردها، نرخ فقر که تا سال ۱۳۹۷ حدود ۲۰ درصد بود، در سال ۱۳۹۸ به ۳۰ درصد رسید و در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۰ درصد افزایش پیدا کردە است.


برخی تحلیل‌ها احتمال افزایش ۱۰ درصدی دیگر را نیز مطرح کرده‌اند. در همین چارچوب، جمعیت فقیر مطلق نیز از حدود ۱۶ میلیون نفر به ۳۴ میلیون نفر رسیده است.

رئیس سازمان بهزیستی نیز درباره وضعیت دهک‌های پنجم و ششم هشدار داده و گفته است این دو دهک که در گروه‌های متوسط جامعه قرار می‌گیرند و پیش‌تر فاصله‌ای با مرز فقر داشتند، اکنون به این مرز نزدیک‌تر شده‌اند.

به گفته او، حدود ۱۵ درصد از افراد این دهک‌ها در حال نزدیک شدن به فقر مطلق هستند. همزمان، تاب‌آوری خانواده‌ها نیز کاهش پیدا کرده و بسیاری از خانوارها دیگر توان سابق را برای حفظ سطح معمول زندگی و مدیریت هزینه‌های خود ندارند.



 
 
bottom of page