top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

با اعمال شرایط جنگی در ایران، قامت جامعه مدنی، بیش از پیش خمیدە شدە است

  • May 3
  • 5 min read




ژیار دستباز


در دو دهه گذشته، فعالان مدنی در ایران نقش کلیدی ایفا کرده‌اند، اما این فعالیت‌ها همواره با فشار، دستگیری و زندانی شدن بسیاری از آنها همراه بوده است. آنها در حوزه‌هایی همچون محیط زیست، خشونت علیه زنان و حقوق کودکان تأثیرگذار بوده‌اند. در شرایط بحرانی مانند زلزله کرمانشاه و شیوع کووید، این فعالان توانستند اعتماد جامعه را جلب کنند و نقش حمایتی مهمی ایفا کنند. اما با آغاز جنگ اخیر و تشدید سرکوب‌ها، صدای جامعه مدنی به تدریج خاموش شده است. کردستان که پیشتر به عنوان دروازه فعالیت مدنی ایران شناخته می‌شد، اکنون شاهد تهدید و دستگیری فعالان خود است. این فعالان که همواره در مواقع بحرانی به مردم کمک می‌کردند تا اوضاع را آرام کنند، اکنون به هدفی برای انتقام‌جویی حاکمیت تبدیل شده‌اند.


جامعه مدنی در ایران و فعالان این حوزه، به‌ویژه در دو دهه اخیر، نقش مهمی در جامعه ایفا کردند. اگرچه این فعالیت‌ها بدون هزینه نبوده و بسیاری از فعالان دستگیر و زندانی شدند، اما در بسیاری از موارد توانستند در برابر زورگویی قدرت حاکم ایستادگی کنند و حاکمیت را مجبور به تغییر در تصمیمات خود نمایند.


در طول دو دهە اخیر، فعالان مدنی در موضوعاتی همچون محیط زیست، خشونت علیه زنان، کودکان کار و مسائل دیگر تأثیرگذار بودەاند. اما از سوی دیگر، حاکمیت بە رغم اتخاذ رویکردی امنیتی، با این واقعیت مواجە بود که این فعالیت‌ها به طور کج‌دار و مریض همجنان ادامه دارد. از همین رو، مترصد فرصتی بود تا در مقاطع مناسب، مانند شرایط جنگی، با آنها تسویه‌حساب کند.

طی این برهە بیست سالە، فعالان مدنی نه تنها در کشمکش با قدرت حاکم، بلکه در مواقع بحرانی مانند زلزله کرمانشاه و شیوع کووید نیز نقش پررنگ‌تر و مسئولانه‌ای ایفا کردند.

اما با جنگ اخیر ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران و قطع ارتباط با جهان خارج، ایران شاهد سرکوب و فشار بی‌سابقه‌ای بودە است که در نتیجه آن، صدای جامعه مدنی در حال خاموشی است.

یکی از مناطقی که پیشتر فعالان مدنی نقش بی‌بدیلی در حوادث مختلف ایفا می‌کردند، کردستان بود. کردستان که بسیاری آن را دروازه فعالیت مدنی ایران می‌دانستند، اکنون با تهدید، ارعاب و دستگیری فعالان مدنی، روزگار سختی را سپری می‌کند.

یکی از فعالان شناخته‌شده شهر سنە (سنندج) که پیش از این همیشه با هویت واقعی خود با رسانه‌ها مصاحبه می‌کرد، اکنون به دلیل فشارها و تهدیدهای شدید، به شرط پنهان ماندن هویتش با آرنا نیوز مصاحبه کرده است. وی می‌گوید:

بعد از جنگ دوازده‌روزه فشارها بر فعالان تشدید شد، اما با شروع اعتراضات سراسری دیماه، این فشارها بیش از پیش افزایش یافت. جنگ اخیر نیز تیر خلاصی به تمامی فعالیت‌های ما زده است.

این فعال مدنی در ادامه می گوید: در طول ۲۵ سال فعالیت در این حوزه، هرگز چنین تراژدی‌ای در این سطح ندیده‌ام.


بسیاری از فعالان دستگیر و زندانی شده‌اند و با اتهامات سنگینی همچون جاسوسی (تنها به دلیل استفاده از استارلینک) روبه‌رو هستند. همه، از جمله خود حاکمیت، بر این نکتە واقف است که این اتهامات تا چە اندازە ساختگی و مضحک هستند، اما طبیعی است که حکومتی غیردموکراتیک از چنین فضایی برای سرکوب جامعه مدنی استفاده کند.


وی که با استفاده از وی‌پی‌ان‌های گران‌قیمت و بی‌کیفیت تنها چند ساعت در روز دسترسی به اینترنت بین‌الملل دارد، با نگرانی از وضعیت موجود می‌گوید:

فعالان مدنی و زیست‌محیطی در کردستان هزینه‌های زیادی را متحمل شدند تا به این نقطه برسند. آنها در مواردی مانند ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست، تلاش برای لغو اعدام‌ها، مدیریت کمک‌ها به زلزله‌زدگان کرمانشاه، جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای شنگال و کوبانی در جنگ داعش، و همچنین در دوران همه‌گیری کووید درخشیدند و توانستند اعتماد جامعه را جلب کنند. اما حالا با دستگیری و تهدید فعالان این حوزه، عملاً تنها امید باقی‌مانده نیز از بین رفته است. اکنون شاهد یک وضعیت آخرالزمانی هستیم که در آن تنها صدای نظامیان شنیده می‌شود.

فعالان زیست‌محیطی کرد در سال‌های گذشته با تلاش‌های فراوان توانسته بودند علاوه بر محدود کردن شکار، اقداماتی همچون بلوط‌کاری گسترده و مهار آتش‌سوزی‌ها انجام دهند و تصویری امیدبخش از آینده در زاگرس خلق کنند.


در این راه دشوار، چندین فعال شناخته‌شده جان خود را از دست دادند. اما آنها موفق شدند با سودجویان و تخریب‌گران طبیعت که بسیاری از آنها به نهادهای قدرت نزدیک بودند، مبارزه کنند و در بسیاری از موارد دست این افراد را کوتاه کنند.


اما به گفته یکی از فعالان زیست‌محیطی شناخته‌شده منطقه هورامان، در شرایط جنگی کنونی، افراد سودجو با سوءاستفاده از وضعیت موجود، به شیوه‌ای بی‌محابا به تخریب طبیعت پرداخته‌اند؛ از جمله قطع درختان، جنگل‌خواری، فنس‌کشی مراتع و جنگل‌ها و ساخت‌وسازهای غیرمجاز.


وی با اظهار تأسف و ناامیدی فراوان از وضعیت موجود ادامه می‌دهد: در فضای تهدید و سرکوب فعالان مدنی و زیست‌محیطی، افرادی که پیش‌تر از سوی انجمن‌های زیست‌محیطی مورد پیگرد قرار گرفته و حتی پرونده‌سازی و دادگاهی شده بودند، هم اکنون با خیال آسوده و به‌مراتب مخرب‌تر از قبل در حال تخریب منابع طبیعی هستند.


این فعال محیط زیست از مشاهدات خود دراین زمینه می‌گوید :

روزانه خودروهای زیادی در حال حمل چوب‌های قطع‌شده از درختان جنگلی در جاده‌های این مناطق مشاهده می‌شود. تنها کاری که فعالان زیست‌محیطی می‌توانند انجام دهند، تماس با پلیس است که در بسیاری از موارد با تمسخر مواجه می‌شوند و در جواب می‌گویند: حالا وقت رسیدگی به این مسائل نیست.

وی در پایان می افزاید: جنگل‌خواری و ساخت‌وساز خانه‌باغ‌ها بدون مجوز، با تخریب بی‌رحمانه جنگل‌ها، به صورت بی‌سابقه‌ای در مناطق پاوه، نوسود و مریوان در حال انجام است و هیچ برخوردی از سوی نهادهای مسئول صورت نمی‌گیرد. یکی از این افراد، زمانیکە از سوی یک فعال زیست‌محیطی در مورد تخریب و فنس‌کشی این جنگل‌ها مورد اعتراض قرار گرفته بود، مورد تهدید واقع شدە و اظهار داشتە بود که می‌تواند به جرم جاسوسی و طرفداری از دشمن برایش پاپوش درست کند.


یکی از قربانیان اصلی وضعیت جنگی، زنان و کودکانی هستند که در معرض خشونت خانگی یا بهره‌کشی‌های مختلف قرار دارند. وضعیت آن‌ها بغرنج‌تر است و صدایشان به هیچ‌جایی نمی‌رسد و تنها مجبور به تحمل خشونت هستند.


این را یکی از فعالان زن با سابقه ١٨ سال فعالیت در این زمینه می‌گوید. این فعال مدنی حوزە زنان در گفتگو با آرنا نیوز اظهار داشت:


در شرایط جنگی، بدون شک بزرگترین قربانیان زنان و کودکان هستند، اما این وضعیت جنگی که در ایران اتفاق افتاده است، با قطع کامل اینترنت، سرکوب و خفقان بر جامعه مدنی و به ویژه فعالان زن، وضعیت را بیش از پیش بغرنج‌تر و تأسف‌بارتر کرده است. وی با ترسیم ابعاد ناگوار شرایط کنونی می‌گوید:


در شرایطی که قربانیان خشونت خانگی هیچ راهی برای ارتباط یا درخواست کمک نداشتە و بسیاری از کلانتری‌ها ویران شده اند و اگر هم تماسی در این مورد گرفته شود، اهمیتی داده نمی‌شود. تصور کنید این افراد با چه وضعیت تأسف‌باری روبه‌رو هستند و مجرمان با چه فراغ بالی به آزار قربانیان ادامه می‌دهند.


وی همچنین با اشاره به تعطیلی یا محدودیت پذیرش بسیاری از خانه‌های امن برای زنان قربانی خشونت می‌گوید:

بسیاری از خانه‌های امن تعطیل شده‌اند یا پذیرش را محدود کرده‌اند. همچنین، اورژانس اجتماعی بهزیستی، تا جایی که من اطلاع دارم، به بهانه شرایط جنگی کمک‌رسانی به این افراد را به شدت محدود کرده است. از سوی دیگر، به دلیل قطع اینترنت و خفه کردن صدای فعالان زن، راهی برای رسانه‌ای شدن بسیاری از حوادث وجود ندارد.

این فعال زنان چاره‌ای جز انتظار برای پایان این وضعیت که آن را همچون کابوسی توصیف می کند نمی‌بیند و می‌گوید:


بعدها مشخص خواهد شد که چه اتفاقات ناگواری در سایه این بی‌خبری و وضعیت جنگی رخ داده است. به نظر من، زنانی که اکنون با خشونت خانگی روبه‌رو هستند، هیچ راهی جز صبر و تحمل برای گذر از این دوران دوزخی ندارند. شک ندارم که بسیاری از این افراد تاب‌آوریشان را در مقابل رنج از دست خواهند داد و در نتیجه خودکشی‌ها افزایش خواهد یافت.

وضعیت فعلی جنگی در ایران و فضای سرکوب حاکم بر جامعه، به ویژه سرکوب فعالان مدنی، تنها به خشم جمعی و وخیم‌تر شدن اوضاع می‌انجامد.

بر اساس تجربه‌های گذشته، فعالان مدنی با اعتماد نسبی جامعه می‌توانستند در شرایط جنگی اقداماتی انجام دهند که به آرامش و جلوگیری از هرج و مرج کمک کند. اما در مقابل، حاکمیت فضای کنونی را بە فرصتی  برای گرفتن انتقام از افرادی که در سال‌های اخیر در برابر زورگویی‌ها ایستاده‌اند، درک می کند.

bottom of page