top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

نارنیا و عروسی سرخ: عملیات جسورانه‌ای که اسرائیل از عدم موفقیت آن واهمە داشت

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jun 29, 2025
  • 7 min read

Updated: Jun 30, 2025




در نیمه‌شب ۱۳ ژوئن، جنگنده‌های اسرائیلی طی عملیاتی مرگبار به نام «عروسی خونین» آسمان تهران را شکافتند؛ حمله‌ای بی‌سابقه که نتیجه سال‌ها آموزش فشرده خلبانان و شبکه‌سازی دقیق اطلاعاتی بود. هم‌زمان، «عملیات نارنیا» — الهام‌گرفته از دنیای فانتزی سی. اس. لوئیس — دانشمندان ارشد هسته‌ای ایران را در منازلشان، با دقتی حیرت‌انگیز و هماهنگ، از میان برداشت. این دو عملیات همزمان، شالوده نظامی و علمی ایران را در یک شب فرو ریخت و منطقه را در بهتی عمیق فرو برد. اسرائیل با پذیرش ریسک بزرگ، یا باید همه اهداف انسانی را به‌طور هم‌زمان حذف می‌کرد یا خطر پراکندگی و واکنش شدید ایران را می‌پذیرفت. در نهایت، این حمله جایگاه تل‌آویو را به‌عنوان قدرت نظامی بلامنازع منطقه تثبیت کرد و چشم‌اندازی تازه برای اتحادهای سیاسی و تضعیف نفوذ ایران ترسیم کرد.



در نیمه‌شب ۱۳ ژوئن، ژنرال‌های اسرائیلی در پناهگاهی زیر ستاد نیروی هوایی گرد هم آمدند و لحظه‌ای را تماشا کردند که جنگنده‌هایشان به سوی تهران یورش بردند. عملیاتی که آن را «عروسی خونین» (Red Wedding) نام نهاده بودند.


چند ساعت بعد، در فاصله‌ای هزار مایلی، فرماندهان ارشد نظامی ایران کشته شده بودند — کشتاری گروهی که یادآور صحنه معروف «عروسی سرخ» در سریال «بازی تاج و تخت» بود. ترکیب اطلاعات دقیق و دقت نظامی که این حمله را ممکن کرد، جهانیان را شگفت‌زده کرد. اما این تنها موفقیت غیرمنتظره در آغاز کمپین ۱۲ روزه اسرائیل نبود.


بخش کلیدی دیگر این حمله اولیه — چنان پیچیده و جسورانه بود که طراحانش آن را «عملیات نارنیا» الهام‌گرفته از داستان‌های فانتزی سی. اس. لوئیس — بود کە توانست ۹ دانشمند ارشد هسته‌ای ایران را تقریباً به‌طور هم‌زمان، در منازلشان در تهران ترور کند.


اجرای این حملات مستلزم فریب‌کاری‌های چندلایه و مهارت‌های اطلاعاتی پیچیده برای حفظ عنصر غافل‌گیری بود؛ طرحی که در واپسین لحظات، تا آستانه شکست پیش رفت.


با این حال، موفقیت خیره‌کننده این عملیات جایگاه اسرائیل را به‌عنوان قدرت نظامی برتر منطقه تثبیت کرد و مسیر را برای آنچه رهبران تل‌آویو در پی آن‌اند — بازچینی صف‌بندی‌های منطقه‌ای، نزدیکی کشورها به اسرائیل، و تضعیف نفوذ ایران — هموار ساخت.


سرتیپ اودد باسیوک، رئیس دایره عملیات ارتش اسرائیل و یکی از معماران اصلی این عملیات، در این بارە می گوید:

وقتی شروع کردیم این عملیات را به‌طور جزئی طراحی کنیم، واقعاً دشوار بود بدانیم که جواب خواهد داد یا نه.

راهی طولانی

ریشه‌های این عملیات به اواسط دهه ۱۹۹۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل نخستین نشانه‌های تلاش ایران برای ساخت برنامه تسلیحات هسته‌ای را شناسایی کردند.


از همان دوره، اسرائیل شروع به ایجاد شبکه‌ای از عوامل در داخل ایران کرد تا زمینه را برای یک کارزار خرابکاری، از جمله دو انفجار در یکی از سایت‌های اصلی غنی‌سازی و ترور چندین دانشمند گسترده فراهم سازد.


با این وجود ، در نهایت مقامات اسرائیلی به این نتیجه رسیدند که این اقدامات در درازمدت کافی نیست و ناگزیر خواهند بود روزی از طریق حمله هوایی، هم برنامه هسته‌ای و هم نخبگان علمی پشت این پروژه جاه‌طلبانه ایران را نابود کنند.


چنین حمله‌ای بسیار دشوار بود؛ سایت‌ها بیش از ۱۰۰۰ مایل با اسرائیل فاصله داشتند. خلبانان باید یاد می‌گرفتند در آرایش‌های ۶ تا ۱۰ فروندی، پیرامون هواپیماهای سوخت‌رسان پرواز کرده و چندین بار در مسیر سوخت‌گیری کنند.


آن‌ها همچنین می‌بایست می‌آموختند موشک‌ها را طوری شلیک کنند که در فاصله ۱۵ تا ۲۰ ثانیه از یکدیگر به هدف برسند. در کشوری کوچک مانند اسرائیل، با تنها ۲۹۰ مایل طول، انجام چنین آموزش‌هایی ممکن نبود.

در سال ۲۰۰۸، طی عملیاتی به نام «اسپارتان باشکوه»، بیش از ۱۰۰ جنگنده اف-۱۵ و اف-۱۶ اسرائیلی بیش از ۱۰۰۰ مایل پرواز کردند تا به یونان برسند و تمرین حملات دوربرد مشابه آنچه برای ایران لازم بود را انجام دهند.

اسرائیل بارها تا مرز اجرای حمله هوایی پیش رفت، اما بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، با مخالفت وزرا و روسای امنیتی روبه‌رو می‌شد؛ کسانی که نگران جنگ با ایران یا خشم آمریکا بودند که در آن زمان راهکار دیپلماتیک را ترجیح می‌داد. عبور از آسمان سوریه، که دشمن اسرائیل و تحت نفوذ ایران بود، یکی از چالش‌های مهم در این زمینە بود.


تغییرات پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳

پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل تقریباً دو سال گذشته را صرف نابودی ساختار این گروه کرد. در همین مدت، حزب‌الله نیز به شدت تضعیف شد.


سپس، نیروهای مخالف در سوریه موفق شدند دولت این کشور را سرنگون کرده و حکومتی ضدایرانی را مستقر کنند؛ تغییری ژئوپولیتیک که مسیر عبور بدون مانع جنگنده‌های اسرائیلی از آسمان سوریه را هموار ساخت.


در همین زمان، شبکه‌های جاسوسی اسرائیل در ایران چنان گسترش یافته بودند که قادر بودند به‌طور دقیق حرکت فرماندهان ارشد نظامی ایران را ردیابی و حتی پایگاه‌های پهپادی درون خاک ایران ایجاد کنند، این پایگاه‌ها نقش کلیدی را در غیرفعال‌سازی سامانه‌های پدافند هوایی ایفا کردند.


همزمان، اسرائیل توان عملیاتی جنگنده‌های دوربرد خود را در حملات به مواضع شورشیان حوثی در یمن آزمایش کرد.

در حملاتی در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴، جنگنده‌های اسرائیلی سامانه‌های پیشرفته S-300 ایران را هدف قرار دادند؛ حملاتی که در پاسخ به پرتاب گسترده موشک از سوی ایران انجام شد — موشک‌هایی که اغلب توسط سامانه‌های دفاعی اسرائیل، با پشتیبانی ایالات متحده، رهگیری و منهدم شدند.

این تبادل آتش، اعتمادبه‌نفس استراتژیک لازم را به اسرائیل داد تا به این باور برسد که می‌تواند درگیری مستقیم با ایران را مدیریت و حتی پیروز شود. در نهایت، با مهیا شدن تمامی مقدمات نظامی و اطلاعاتی، مرحله نهایی طراحی و برنامه‌ریزی برای حمله آغاز شد.


عملیات نارنیا (Operation Narnia)

در اسرائیل این باور شکل گرفته بود که ایران غنی‌سازی اورانیوم را به نقطه‌ای رسانده که تنها چند ماه با ساخت سلاح هسته‌ای فاصله دارد. در مواجهه با این تهدید فوری، اسرائیل مأموریت ترور دانشمندانی را آغاز کرد که می‌توانستند حتی در صورت تخریب تأسیسات، از مواد غنی‌شده برای ساخت بمب استفاده کنند، این مأموری فوق‌العاده جسورانه «عملیات نارنیا» نام گرفت.


در نوامبر ۲۰۲۴، حدود ۱۲۰ نفر از مقامات ارشد اطلاعاتی و نیروی هوایی اسرائیل گرد هم آمدند تا فهرست جامعی از اهداف تهیه کنند. در نهایت، این فهرست بە ایجاد یک بانک هدف با بیش از ۲۵۰ هدف منجر شد: دانشمندان و سایت‌های هسته‌ای، پرتابگرهای موشک و فرماندهان کلیدی نظامی بخشی از این بانک هدف بودند. یکی از اولویت‌های حیاتی در این طرح، کسب برتری کامل هوایی در ساعات ابتدایی حمله بود.


مقامات اسرائیلی هزاران منبع اطلاعاتی را تلفیق کردند تا شبکه پیچیده سامانه‌های پدافند ایران را دقیقاً نقشه‌برداری کنند. موساد نیز در این میان نقشی کلیدی ایفا کرد؛ عوامل موساد طی ماه‌ها، قطعات پهپادهای چهار پره انفجاری را از طریق چمدان‌ها، کامیون‌ها و کانتینرها به داخل ایران قاچاق کردند.


تیم‌های عملیاتی کوچک، به‌صورت پنهانی در نزدیکی سامانه‌های پدافند مستقر شدند تا در لحظه آغاز حمله، این سامانه‌ها را غیرفعال و مسیر جنگنده‌های اسرائیلی را باز کنند.


حمله با پهپادها

اسرائیل همچنین در جریان حمله، پهپادهای بزرگ‌تری را از خاک خود به پرواز درآورد. قابلیت پرواز بلندمدت برخی از آن‌ها نخستین بار شب پیش از حمله آزمایش شد.


طبق تصمیم رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، سپهبد ایال زمیر، ماه ژوئن زمان مناسب برای اجرای این عملیات پیچیده تشخیص داده شد — و هرگونه تأخیری می‌توانست موجب شود که اسرائیل بعدها نتواند تهدید ایران را متوقف کند. به همین دلیل، «عملیات شیر برخاسته» به‌عنوان یک کمپین پیش‌دستانه با هدف از بین بردن «تهدید وجودی علیه اسرائیل» آغاز گردید.


عملیات فریب

به گفته یک مقام امنیتی اسرائیلی، نتانیاهو و تیمش در ۹ ژوئن تصمیم نهایی را گرفتند. دفتر نخست‌وزیر اعلام کرد که نتانیاهو به‌زودی برای تعطیلات و عروسی پسرش آونر در ۱۶ ژوئن مرخصی خواهد گرفت.


نتانیاهو گفت حتی آونر و همسرش سارا از تعویق عروسی بی‌اطلاع بودند. او به کارهای عادی‌اش ادامه داد تا ایران مشکوک نشود.


هم‌زمان، مقامات اسرائیلی گزارش‌هایی را به رسانه‌ها درز دادند که نشان می‌داد اختلاف‌نظری میان نتانیاهو و ترامپ درباره حمله وجود دارد. در روز حمله، ترامپ به خبرنگاران گفت که ایران و آمریکا به توافقی نزدیک شده‌اند و اسرائیل نباید وارد عمل شود.


در واقع، ژنرال‌های اسرائیلی در حال انجام آخرین آمادگی‌ها بودند. کلید این فریب، ایجاد تصور این بود که بدون مشارکت آمریکا، اسرائیل حمله نخواهد کرد. در همان زمان که جنگنده‌ها به پرواز درآمدند، ترامپ در Truth Social نوشت:

ما همچنان متعهد به حل‌وفصل دیپلماتیک مسئله هسته‌ای ایران هستیم.

یکی از بخش‌های کلیدی عملیات، حذف هم‌زمان فرماندهی نیروهای مسلح ایران با عنوان «عروسی خونین» بود.

هدف، قطع واکنش فوری ایران و خرید زمان برای نابودی پرتابگرهای موشکی بود. اما درست هنگام نزدیک شدن جنگنده‌ها، فرماندهان ایرانی شروع به جابه‌جایی کردند. در ستاد فرماندهی اسرائیل نگرانی بالا گرفت. این امکان وجود داشت که ایرانی‌ها از حمله باخبر شده باشند.


اما در اقدامی غیرمنتظره، فرماندهان در یک مکان گرد هم آمدند — تصمیمی که سرنوشت آن‌ها را رقم زد. طبق اعلام ارتش اسرائیل، این اقدام مؤثر واقع شد، زیرا با کشته شدن سه تن از ژنرال‌های ارشد جمهوری اسلامی ایران، هرگونه واکنش فوری ایران تقریباً برای یک روز کامل متوقف گردید.

مهم‌ترین کشته‌شده در میان این ۳۰ نفر، سرتیپ امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. او به همراه دیگر مقامات نیروی هوافضای سپاه — واحدی که مسئول موشک‌های بالستیک و پهپادهای ایران بود— کشته شدند. این افراد در جلسه‌ای زیرزمینی برای برنامه‌ریزی پاسخ ایران به حمله حضور داشتند.

خانه‌های دانشمندان هستەای ایران نیز با انفجارهایی هم‌زمان ویران و ۹ نفر از آنان کشته شدند. موشک‌ها همچنین رادارها، سامانه‌های پدافند هوایی و موشک‌های زمین‌به‌زمین را هدف قرار دادند. سازمان اطلاعات اسرائیل تأیید کرد که تقریباً تمام اهداف انسانی فهرست‌شده کشته شده‌اند.


در حدود چهار ساعت، عملیات اولیه پایان یافت.

در روزهای بعد، جنگنده‌ها به بمباران مراکز تولید موشک و تعقیب فرماندهان و دانشمندان ادامه دادند. در طول جنگ ۱۲ روزه، طبق برآورد یک گروه حقوق بشری مستقر در واشنگتن، دست‌کم ۱٬۱۹۰ ایرانی در حملات اسرائیل کشته شدند و ۴٬۴۷۵ نفر دیگر زخمی گردیدند. طبق گزارش‌ها، در حملات تلافی‌جویانه ایران به شهرهایی مانند بئرشبع و تل‌آویو ۲۸ کشته و بیش از ۳٬۰۰۰ نفر زخمی شدند.


آمریکا برای وارد کردن ضربه نهایی به تأسیسات هستەای ایران بمب‌افکنهای رادارگریز خود را روی آسمان ایران فرستاد و با ریختن بمب‌های چند تنی، کار را بە اتمام رساندند.


ظرف ۲۴ ساعت از روز دوشنبه، ایران پاسخ «بسیار ضعیفی» به حملات داد و تنها یک پایگاه هوایی آمریکا در قطر را هدف قرار داد، قبل از آنکه آتش‌بس شکننده‌ای میان ایران و اسرائیل با میانجی‌گری آمریکا برقرار شود.



 
 
bottom of page