نتانیاهو برای عبور ترامپ از تعلل در پرونده ایران، بسته اقناع راهبردی ارائە میدهد
- Arena Website
- Dec 22, 2025
- 3 min read

در آستانه دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، روزنامه اسرائیل هیوم از تلاش تلآویو برای عبور دادن واشنگتن از سیاست تعلل در قبال ایران خبر داده است. بهنوشته این وبسایت، اسرائیل اینبار با «بسته اقناع راهبردی» وارد گفتوگو با آمریکا میشود؛ بستهای که هدف آن تبدیل همراهی سیاسی به تصمیمهای عملی و پرهزینه درباره آینده جمهوری اسلامی ایران و نقش آن در بیثباتی منطقهای است.
بر اساس گزارش اسرائیل هیوم، ارزیابی نهادهای امنیتی اسرائیل این است که ایران در حال بازسازی همزمان چند مؤلفه کلیدی قدرت خود است.
احیای برنامه هستهای، بازآرایی توان موشکی و گسترش شبکه عملیات فرامرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان اجزای یک راهبرد پیوسته توصیف میشوند، نه واکنشهایی مقطعی به فشارهای خارجی.
در کنار این، افزایش حمایت مالی و عملیاتی از گروههایی مانند حماس، حزبالله و حوثیها بخشی از همان تصویری است که اسرائیل تلاش دارد به دولت آمریکا منتقل کند.
در روایت اسرائیلی، ایران بهعنوان «سرِ اختاپوس» بیثباتی منطقهای معرفی میشود؛ بازیگری که بدون ورود مستقیم به جنگ، از طریق نیروهای نیابتی، هزینه امنیتی مداومی بر اسرائیل و متحدانش تحمیل میکند.
از این زاویه، درگیریهای دورهای در غزه، لبنان یا دریای سرخ نه بحرانهایی مستقل، بلکه نشانههای یک الگوی تکرارشوندهاند که تا زمانی که مرکز آن در تهران دستنخورده باقی بماند، ادامه خواهد داشت.
این برداشت اسرائیل را به این جمعبندی رسانده است که بدون تغییر اساسی در وضعیت تهران، این کشور با سالها جنگ فرسایشی و تکرارشونده روبهرو خواهد بود که ممکن است هر بار دامنهای محدود داشته باشند، اما پایان مشخصی ندارند.
گزارش اسرائیل هیوم صراحتاً میگوید در نگاه تلآویو، گزینه مدیریت بحران دیگر پاسخگو نیست و باید به سمت تصمیمهای پرهزینهتر اما تعیینکننده حرکت کرد.
در این چارچوب، جنگ ۱۲روزه اخیر جایگاهی محوری پیدا میکند. بهنوشته این روزنامه، این درگیری ضعفهای ساختاری حکومت ایران را از آسیبپذیری تأسیسات حساس گرفته تا ناتوانی در حفاظت مؤثر از فرماندهان ارشد آشکار کرد.
در تلآویو، این جنگ بهعنوان لحظهای دیده میشود که امکان فشار حداکثری بر تهران وجود داشت، اما بهدلیل فقدان همراهی کامل آمریکا، به نتیجه نرسید.
اشاره به حمله محدود ایالات متحده به تأسیسات فردو نیز دقیقاً برای برجستهکردن همین شکاف است؛ اقدامی که پیام سیاسی داشت، اما مسیر راهبردی را تغییر نداد. از همین رو اسرائیل اکنون میکوشد بسته اقناع راهبردی خود را از سطح خاورمیانه فراتر ببرد.
گزارش بر نقش ایران در جنگ اوکراین و همکاری نظامی با روسیه تأکید میکند و این استدلال را پیش میکشد که حذف ایران از این معادله میتواند تهدیدهای متوجه امنیت اروپا را کاهش دهد. از نگاه تلآویو، این پیوندسازی بهمنزله تبدیل پرونده ایران به یک مسئله فراآتلانتیکی است، نه صرفاً دغدغهای اسرائیلی.
با این حال، متن از سادهسازی پرهیز میکند. نویسنده تأکید دارد که حتی اگر اقدام نظامی در نهایت اجتنابناپذیر باشد، بهتنهایی کافی نخواهد بود.
راهبرد پیشنهادی اسرائیل ترکیبی است از فشار نظامی، تحریمهای فلجکننده اقتصادی، قطع کامل صادرات نفت و محدودسازی شدید کالاهای دومنظوره است.
توصیف وضعیت داخلی ایران از سقوط ارزش پول ملی و بحران انرژی و آب گرفته تا مهاجرت نخبگان و افزایش نارضایتی اجتماعی، در خدمت همین استدلال قرار میگیرد که جمهوری اسلامی ایران همزمان با فشار خارجی، از درون نیز تحت فشار فزایندهای قرار دارد.
در کنار این، گزارش به مسئله حمایت از نیروهای مخالف داخلی نیز نه بهعنوان راهحلی فوری، بلکه بهعنوان ابزاری برای افزایش فشار و واداشتن حکومت به تمرکز بر داخل اشاره میکند.
با این حال، یکی از مهمترین بخشهای متن، هشدار پایانی آن است: سرنگونی حکومت لزوماً به ثبات منجر نمیشود.
در نبود یک آلترناتیو منسجم و سازمانیافته، این خطر وجود دارد که قدرت بهجای جامعه مدنی یا اپوزیسیون سیاسی، به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتقل شود و شکل تازهای از اقتدارگرایی نظامی پدید آید.
در مجموع، آنچه اسرائیل هیوم ترسیم میکند، لحظهای است که از نگاه تلآویو دیگر نمیتوان آن را به تعویق انداخت.
بسته اقناع راهبردی اسرائیل اکنون روی میز است و پرسش اصلی برای واشنگتن باقی میماند. آیا آمریکا حاضر است از مرحله تعلل و مدیریت بحران عبور کند و وارد فاز تصمیمگیری واقعی درباره ایران شود، یا اینبار هم زمان به نفع تهران خواهد گذشت؟











