top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

نتایج انتخابات اسرائیل حاکی از بن‌بست سیاسی و تداوم سیاست امنیتی است

11 minutes ago
6 min read



زریان خالدی



انتخابات پارلمانی اسرائیل بدون پیروزی قاطع هیچ‌یک از دو اردوگاه پایان یافت و تشکیل دولت جدید را با ابهام روبه‌رو کردە است. بلوک بنیامین نتانیاهو با ۵۴ کرسی از اکثریت فاصله دارد و مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت نیز برای تشکیل دولت به حمایت احزاب عربی نیازمندند. این بن‌بست در شرایطی شکل گرفته است که جنگ با ایران، بحران غزه و اختلافات داخلی بر سیاست اسرائیل سایه انداخته است. نتیجه نهایی انتخابات می‌تواند بر آینده ائتلاف‌ها و تصمیم‌های امنیتی اسرائیل تأثیر بگذارد.


انتخابات پارلمانی اسرائیل در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، بدون تعیین برنده‌ای روشن پایان یافت. در آخرین نتایج مقدماتی منتشرشده تا ظهر چهارشنبه ۲۸ اکتبر، بلوک بنیامین نتانیاهو بە ۵۴ کرسی، احزاب مخالف او به رهبری گادی آیزنکوت ۴۷ کرسی و دو تشکل عربی در مجموع بە ۱۹ کرسی در کنست دست یافتەاند.


هیچ‌یک از دو بلوک اصلی به ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت اکثریت نرسیده است. مشارکت ۷۷٫۷ درصدی، بالاترین سطح از سال ۱۹۹۹، نشان می‌دهد که رقابت بر سر آینده سیاسی کشور برای بخش بزرگی از جامعه اهمیت داشته است.


از سوی دیگر، افزایش مشارکت شهروندان فلسطینی اسرائیل نیز به قدرت پارلمانی بیشتر احزاب عربی انجامیده است. با این حال، نتایج هنوز قطعی نیست و شمارش آرای پاکتی می‌تواند ترکیب کنست را تغییر دهد.


این انتخابات در عمل آزمونی برای بقای سیاسی نتانیاهو بە شمار میرود که نزدیک به نوزده سال از سه دهه گذشته را در رأس قوە اجرائە گذرانده و بارها از بحران‌های سیاسی عبور کرده است.

ائتلاف او در انتخابات ۲۰۲۲ با ۶۴ کرسی به قدرت رسید و ترکیبی از لیکود، احزاب مذهبی حریدی و نیروهای راست افراطی را گرد هم آورد. این دولت با برنامه‌هایی برای تغییر نظام قضایی، اختلاف بر سر معافیت حریدی‌ها از خدمت نظامی و سیاست‌های سخت‌گیرانه در قبال فلسطینیان، شکاف‌های جامعه اسرائیل را تشدید کرد.

حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، که به کشته شدن حدود ۱۲۰۰ نفر و ربوده شدن ۲۵۱ نفر انجامید، سنگین‌ترین شکست امنیتی تاریخ اسرائیل را رقم زد.


جنگ طولانی غزه، گسترش درگیری به لبنان و جنگ با ایران نیز به هزینه‌های انسانی، اقتصادی و سیاسی دولت افزودند. انتخابات کنونی در چنین شرایطی برگزار شد و نتانیاهو با کارنامه‌ای مواجه بود که هم دستاوردهای نظامی ادعایی و هم مسئولیت شکست امنیتی سال ۲۰۲۳ را دربر می‌گرفت.


نظرسنجی‌های خروجی در ابتدا از برتری نسبی مخالفان خبر می‌دادند، اما شمارش واقعی آرای صندوق‌ها موقعیت بلوک نتانیاهو را بهبود بخشید. این تغییر نشان می‌دهد که نظرسنجی‌های پای صندوق را نباید معادل نتیجه نهایی دانست.


با این حال، حتی پیشتازی نسبی بلوک راست و مذهبی هنوز به معنای توانایی تشکیل دولت نیست. احزاب کوچک در نظام انتخاباتی تناسبی اسرائیل نقشی تعیین‌کننده دارند و عبور از حد نصاب ۳٫۲۵ درصدی می‌تواند چند کرسی را از یک اردوگاه به اردوگاه دیگر منتقل کند.


از این رو، سرنوشت دولت بیشتر از آنکه به فاصله میان دو حزب بزرگ وابسته باشد، به امکان توافق میان احزاب و شکستن خطوط قرمز سیاسی بستگی دارد.

گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش و رهبر حزب میانه‌گرای یاشار، توانست به مهم‌ترین رقیب نتانیاهو تبدیل شود. او بر تغییر رهبری، تشکیل دولت با خدمت ملی همگانی و بازسازی اعتماد عمومی تأکید کرده است. با این حال، برنامه او به معنای چرخشی اساسی به سوی صلح با فلسطینیان نیست.

آیزنکوت از تشکیل دولت فلسطینی حمایت نمی‌کند و اعلام نمودە است کە توان نظامی حماس باید از میان برود یا خلع سلاح شود.


تفاوت اصلی او با نتانیاهو در ارزیابی رهبری، پاسخ‌گویی سیاسی، رابطه با نهادهای امنیتی و شیوه اداره دولت است.


این تمایز برای فهم آینده سیاست خارجی اسرائیل اهمیت دارد: تغییر نخست‌وزیر می‌تواند بر زمان‌بندی و روش تصمیم‌گیری اثر بگذارد، اما لزوماً اهداف امنیتی و نظامی دولت را دگرگون نمی‌کند.


مسئله اصلی اکنون تشکیل ائتلاف است. بلوک نتانیاهو حدود هفت کرسی با کسب اکثریت فاصله دارد و برای رسیدن به ۶۱ کرسی باید حمایت احزاب دیگری را جلب کند. همکاری با احزاب عربی برای او از نظر سیاسی و ایدئولوژیک ناممکن یا بسیار دشوار است. نتانیاهو در سخنرانی پس از انتخابات نیز تشکیل دولتی متکی به حمایت آن‌ها را رد کرد.


از طرف دیگر، بلوک آیزنکوت به همراه احزاب عربی روی کاغذ می‌تواند به اکثریت برسد، اما رهبر یاشار نیز تشکیل ائتلافی رسمی با آن‌ها را به‌روشنی نپذیرفته است.


این تناقض، مسیر مخالفان را دشوار می‌کند. بخشی از احزاب مخالف خواهان استفاده از حمایت یا رأی ممتنع نمایندگان عرب برای کنار زدن نتانیاهو هستند، در حالی که بخشی دیگر از پذیرش چنین ترتیبی بیم دارند.


در نتیجه، سه سناریو قابل تصور است: توافقی شکننده برای تشکیل دولت نتانیاهو با جذب یک یا چند حزب دیگر، تشکیل دولتی به رهبری آیزنکوت با حمایت بیرونی احزاب عربی، یا تشکیل دولت وحدت ملی که بخشی از اختلافات دو اردوگاه را موقتاً مهار کند.

هر سه سناریو هزینه‌های سیاسی قابل توجهی را در بردارند. اگر هیچ‌یک از طرفین نتواند ائتلافی قابل دوام بسازد، مذاکرات ممکن است هفته‌ها طول بکشد و انتخابات تازه‌ای نیز در افق قرار گیرد. در این فاصله، نتانیاهو به‌عنوان نخست‌وزیر دولت موقت در سمت خود باقی می‌ماند. تجربه انتخابات پی‌درپی سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ نشان داده که نظام سیاسی اسرائیل می‌تواند مدت‌ها در وضعیت بن‌بست بماند، بی‌آنکه سازوکار پارلمانی از کار بیفتد.

جنگ با ایران یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده به کارزار انتخاباتی بود. نتانیاهو تلاش کرد دستاوردهای نظامی اسرائیل را به اعتبار رهبری خود پیوند بزند و در سخنرانی پس از رأی‌گیری از فرصت تاریخی برای برطرف کردن تهدید ایران با همکاری دونالد ترامپ سخن گفت.


در مقابل، آیزنکوت و دیگر مخالفان پرسش‌هایی را درباره هزینه‌های جنگ، مسئولیت سیاسی دولت و احتمال تصمیم‌گیری نظامی با انگیزه‌های انتخاباتی مطرح کردەاند.

پیش از انتخابات، شبکه‌های تلویزیونی اسرائیل و روزنامه هاآرتص گزارش داده بودند که نتانیاهو و وزیر دفاع، اسرائیل کاتس، خواهان اقدام نظامی تازه علیه ایران بوده‌اند و ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش، درباره خطر تشدید درگیری و پیامدهای آن هشدار داده است.

دفتر نخست‌وزیری و کاتس این گزارش‌ها را رد کردند؛ بنابراین نباید اختلاف گزارش‌شده را به‌عنوان واقعیتی قطعی درباره انگیزه تصمیم‌گیرندگان تلقی کرد. با این حال، خود این مناقشه نشان می‌دهد که مرز میان سیاست امنیتی و رقابت انتخاباتی به یکی از مسائل اصلی اسرائیل تبدیل شده است.


نتیجه انتخابات لزوماً به پایان سیاست تهاجمی اسرائیل در قبال ایران منجر نخواهد شد. نتانیاهو در پی ادامه فشار نظامی و همکاری نزدیک با ترامپ است.


آیزنکوت نیز از رویکردی امنیت‌محور برخوردار بودە و مخالفت او با رهبری نتانیاهو به معنای کنار گذاشتن سیاست مقابله با ایران نیست.


تفاوت احتمالی بیشتر در نحوه سنجش خطر، رابطه با نهادهای نظامی و امنیتی و میزان آمادگی برای ورود به جنگی تازه خواهد بود.


اگر نتانیاهو در مسند قدرت باقی بماند، برای حفظ ائتلاف خود همچنان به حمایت احزاب راست افراطی و مذهبی نیاز خواهد داشت که از مواضع سخت‌گیرانه در سیاست خارجی و امنیت داخلی دفاع می‌کنند.

اگر آیزنکوت کابینە جدید را تشکیل دهد، ممکن است رابطه دولت با فرماندهی نظامی و نحوه پاسخ‌گویی سیاسی تغییر کند، اما اجماع گسترده درباره ضرورت مقابله با توان نظامی ایران و حماس همچنان محدودیت مهمی ایجاد خواهد کرد.

از منظر منطقه‌ای، بن‌بست انتخاباتی هم عدم قطعیت سیاسیرا ایجاد می‌کند و هم می‌تواند به تداوم سیاست‌های موجود بینجامد.


نتانیاهو برای نشان دادن اقتدار خود ممکن است بر تهدید ایران و دستاوردهای نظامی تأکید بیشتری کند؛ اما ادامه جنگ بدون پشتوانه سیاسی روشن نیز هزینه‌های داخلی و خارجی دارد.


دولت احتمالی آیزنکوت نیز با بحران مشابهی روبه‌رو خواهد شد. جامعه اسرائیل خواهان امنیت است، اما درباره هزینه جنگ، مسئولیت شکست‌های گذشته و نحوه اداره کشور اختلاف دارد.

انتخابات نشان دادە است که رهبری نتانیاهو با چالشی جدی روبه‌روست، اما مخالفان او هنوز نتوانسته‌اند توافقی روشن بر سر جایگزین سیاسی و ائتلاف حکومتی ایجاد کنند.

در نهایت، نتیجه روز ۲۷ اکتبر را باید شکست تلاش برای کسب یک اکثریت روشن دانست، نه پیروزی قطعی یکی از دو اردوگاه.


نتانیاهو با وجود افت موقعیت سیاسی، هنوز از امکانات مهمی برای مذاکره برخوردار اس. آیزنکوت نیز با کسب جایگاه رقیب اصلی، فرصت تازه‌ای برای تشکیل دولت به دست آورده است، اما مسیر وی به توافق با احزابی وابسته است که در موضوع همکاری با نمایندگان عرب اختلاف دارند.


سرنوشت کابینه در روزهای آینده به شمارش نهایی آرا، موضع احزاب کوچک و توان رهبران برای عبور از خطوط قرمز خود بستگی خواهد داشت.

حتی اگر دولت جدیدی تشکیل شود، انتظار تغییر سریع در سیاست اسرائیل نسبت به ایران، غزه و لبنان واقع‌بینانه نیست.

مسالە اصلی این است که کدام ائتلاف می‌تواند در شرایط جنگ و شکاف اجتماعی، اکثریتی پایدار بسازد و مسئولیت تصمیم‌های امنیتی آینده را بر عهده بگیرد.

 

 

 

 
 
bottom of page