نرخ نفت بە دماسنج جنگ میان ایران و ائتلاف آمریکا– اسرائیل تبدیل شدە است
- 3 hours ago
- 4 min read

رامیار حسینی
بازار جهانی نفت از پایان فوریه ۲۰۲۶ وارد یکی از پرتنشترین دورههای چند دهه اخیر خود شده است. با آغاز جنگ میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ این دورە شکل گرفت و در هفتهها و ماههای بعد، با چرخهای از درگیریهای نظامی، توقف و ازسرگیری محدود تماسهای دیپلماتیک و میانجی گری ها، و تهدیدهای متقابل در خاورمیانه ادامه یافت. در این دوره، نفت بار دیگر نه صرفاً یک کالا، بلکه به شاخصی مستقیم از ریسک ژئوپولیتیکی جهانی تبدیل شده است.
در نخستین روزهای جنگ میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران، حملات گسترده این دو کشور به اهدافی در ایران و واکنش متقابل تهران با شلیک موشک به سمت مواضع این ائتلاف و بە داخل اسرائیل، شوک اولیه سنگینی به بازار انرژی وارد کرد.
در همان روزهای ابتدایی، برخی از شرکتهای بزرگ حملونقل دریایی و تجاری اعلام کردند عبور نفتکشها از تنگه هرمز با محدودیتهای جدی مواجه و بخشی از جریان صادرات انرژی منطقه موقتاً مختل شده است.
این تحول، به سرعت قیمت نفت را به بالاترین سطوح چندساله رساند و زمینه ورود بازار به یک دوره نوسان شدید را فراهم کرد.
در هفتههای پس از آغاز جنگ، بازار نفت وارد الگویی رفتاری دیگری شد به این معنا که قیمت نفت دیگر تنها تابع عرضه و تقاضا نبود، بلکه هر خبر از جبهههای جنگ، هر حمله موشکی، یا هر نشانهای از احتمال تشدید یا کاهش تنش، بهطور مستقیم در نمودارهای قیمتی منعکس میشد.
بر اساس دادههای بازار، قیمت نفت برنت در مقاطع مختلف این دوره حتی تا بالای ۱۲۰ دلار نیز افزایش یافت و سپس با انتشار خبرهایی درباره مذاکرات محدود یا کاهش موقت درگیریها، بخشی از این رشد را از دست داد.
بە هر حال نقطه کلیدی در این روند هنوز تنگە هرمز است. تهدید امنیت این مسیر در طول جنگ ٣٩ روزە و تنشهای جزئی تر دیگر در هفتە اخیر، این تهدید رابهسرعت به بازارهای جهانی منتقل کردەە و موجی از خریدهای هیجانی ایجاد می کرد.
در همین چارچوب، گزارشهای بینالمللی در ماه مارس ۲۰۲۶ نشان دادند که در برخی هفتەها، جریان عبور نفتکشها از این تنگه عملا مسدود و یا بهشدتکاهش یافته و هزینه بیمه حملونقل دریایی نیز به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است.
با ورود به ماه سوم، وضعیت بازار وارد مرحله پیچیدهتری شد. از یکسو، با وجود آتشبس جنگ در تنگە هرمز تا حدی هنوز وجود داشت و در جبهە اسرائیل و لبنان نیز درگیرها تاکنون حتی بە شدت ادامەدارد و از سوی دیگر، تلاشهای محدود دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن برای جلوگیری از گسترش کامل بحران نیز در جریان بود.
اما این تلاشها بارها با شکست یا توقف مواجه شدە است. در مقاطع مختلف، گزارشهایی از توقف یا کاهش تماسهای غیرمستقیم میان دو طرف منتشر شد که هر بار بلافاصله با واکنش بازار نفت همراه بود.
روز گذشتە نیز دوبارە پس از اعلام اخبار توقف کانالهای ارتباطی تهران با واشنگتن میتوان گفت کە هنوز این شرایط در آغاز ماه چهارم نیز ادامە دارد و نفت عملا بە دماسنج جنگ تبدیل گشتە است.
یکی از مهمترین نقاط عطف، گزارشهای منتشرشده در ١ ژوئن۲۰۲۶ بود که ایران در واکنش به تشدید عملیات نظامی اسرائیل در لبنان، روند تبادل پیامها و تماسهای غیرمستقیم با آمریکا را متوقف کرده است.
این خبر در کنار ادامه درگیریها در جنوب لبنان و اعلام فراخوان تخلیە از سوی ارتش اسرائیک برای ساکنان ضیاحە بیروت باعث شد قیمت نفت بار دیگر جهش قابل توجهی را تجربه کند و به محدوده نزدیک به ۹۷ دلار در هر بشکه برسد.
در کنار بازار نفت، بازارهای ارز و سهام نیز به این تحولات واکنش نشان دادهاند. در ایران، نوسانات شدید نرخ ارز در ماههای پس از آغاز جنگ بارها ثبت شده است.
افزایش نرخ دلار در بازار آزاد و جهشهای مقطعی یورو و سایر ارزها نشان میدهد که انتظارات تورمی و ریسک سیاسی بهطور مستقیم در بازارهای مالی داخلی منعکس شدهاند.
در سطح منطقه نیز بازارهای بورس کشورهای حاشیه خلیج فارس عمدتاً تحت فشار قرار گرفتهاند و در بسیاری از روزهای معاملاتی، شاخصهای اصلی این بازارها روند نزولی داشتهاند.
در مقابل، بازارهای مالی آمریکا و اروپا واکنشی پیچیدهتر نشان دادهاند. اگرچه افزایش قیمت انرژی فشارهایی بر تورم وارد کرده است،
اما بخشهایی از بازار سهام، بهویژه شرکتهای فناوری و حوزه هوش مصنوعی، توانستهاند بخشی از این فشار را جبران کنند. همین موضوع باعث شده شاخصهای اصلی والاستریت در بسیاری از مقاطع، علیرغم بحران ژئوپولیتیکی، در سطوح نسبتاً پایدار باقی بمانند.
در سطح ساختاریتر، جنگ کنونی بار دیگر بحث نقش ایالات متحده در خاورمیانه را به مرکز تحلیلهای ژئوپولیتیکی بازگردانده است.
در سالهای اخیر، توسعه گسترده تولید نفت شیل در آمریکا، بهویژه از طریق فناوری شکست هیدرولیکی یا فرکینگ، موقعیت انرژی این کشور را بهطور بنیادین تغییر داده است.
آمریکا از یک واردکننده بزرگ نفت به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان جهان تبدیل و همین مسئله، وابستگی مستقیم آن به نفت خاورمیانه را کاهش داده است.
با این حال چنین رویدادی به معنای خروج کامل آمریکا از معادله انرژی خاورمیانه نیست. بازار جهانی نفت همچنان به شدت به ثبات این منطقه وابسته است و هرگونه اختلال در عرضه، حتی اگر مستقیماً واردات آمریکا را هدف قرار ندهد، به سرعت قیمتهای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
در این چارچوب، اظهارات اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، کە گفته بود ایالات متحده دیگر نمیخواهد نقش پرستاربچە خاورمیانه را ایفا کندبسیار حائز اهمیت است زیرا این جملە نشاندهنده تمایل بخشی از ساختار قدرت در واشنگتن برای کاهش هزینههای نظامی و امنیتی در منطقه و تمرکز بیشتر بر رقابتهای جهانی، بهویژه با چین، تلقی میشود.
در سوی دیگر، عربستان سعودی و مجموعه اوپک پلاس نیز در حال مدیریت پیامدهای این بحران هستند.
سیاست تولید نفت در ماههای اخیر نشان داده است کە ریاض تلاش میکند میان حفظ درآمدهای نفتی و جلوگیری از شوک شدید به اقتصاد جهانی توازن برقرار کند.
در شرایطی که بازار با ریسکهای ژئوپولیتیکی مواجه است، هرگونه تغییر در سیاست تولید کشورهای بزرگ نفتی میتواند اثرات چندبرابری بر قیمتها داشته باشد.
آنچه در دوره مارس تا ابتدای ژوئن ۲۰۲۶ در بازار نفت رخ داده است، نشان میدهد که جهان وارد مرحلهای جدید از تعامل میان سیاست و انرژی شده است.
جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل به عاملی ساختاری در شکلدهی به قیمت انرژی، جریان سرمایه و رفتار بازارهای مالی جهانی تبدیل شده است.
در پایان این دوره سەماهه، پیام بازارها ظاهرا از این قرارا است کە نفت به شاخصی از وضعیت امنیت جهانی تبدیل شده است.
هر تغییری در سطح تنشهای ایران و آمریکا، هر تحول در جبهه لبنان، و هر نشانهای از باز یا بسته بودن کانالهای دیپلماتیک، میتواند مسیر قیمت انرژی، ارز و حتی سیاستهای اقتصادی قدرتهای بزرگ را در روزها و ماههای آینده تعیین کند.











