هدف اسرائیل از افشای مذاکره آمریکا با قالیباف چیست؟
- 1 hour ago
- 4 min read

اکرم اسدی
در حالی که دونالد ترامپ از تماسهای سطح بالا با ایران سخن میگوید و همزمان حملات به زیرساختهای انرژی بهطور موقت متوقف شدە است، نشانههایی از چرخش محدود به سوی دیپلماسی شکل گرفتە است. اما تکذیب فوری تهران و طرح نام محمدباقر قالیباف از سوی منابع نزدیک به اسرائیل، این فضا را پیچیدهتر نمودە است. این تحولات از شکافی راهبردی حکایت دارد: تلاش آمریکا برای دستیابی به توافقی سریع از درون حاکمیت، در برابر رویکرد اسرائیل که بر تضعیف ساختار قدرت ایران از طریق فشار و بیثباتسازی داخلی متمرکز است.
درست در زمانی که بسیاری از مردمان خاورمیانه، نفسها را در سینه حبس کرده بودند، تا دریابند کە آیا جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران پایان مییابد یا با بمباران نیروگاههای برق ایران، به بحرانی گستردهتر تبدیل میشود، دونالد ترامپ ناگهان ظاهر شد و با سبک همیشگی خود اعلام کرد:
ما گفتگوهای بسیار خوبی با ایران داشتیم... با بالاترین سطوح رهبریشان... و این میتواند به صلحی بلندمدت و تضمینشده برای اسرائیل منجر شود.
رئیسجمهور آمریکا همچنین مدعی شد که ایران خود آغازگر تماس بوده است، نقاط توافق مهمی حاصل شده و شرایط تغییر کرده است، اما نام هیچ مقام ایرانی را ذکر نکرد.
دونالد ترامپ تنها به «مردی که بیشترین احترام را دارد» اشاره کرد و بهطور ضمنی به وضعیت مبهم مجتبی خامنهای پرداخت
دقایقی پس از این اظهارات، یک رسانه نزدیک به منابع اطلاعاتی اسرائیل مدعی شد که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، شخصاً هدایت این مذاکرات را بر عهده دارد. این خبر بهسرعت در رسانههای بینالمللی بازنشر شد.
یک منبع اسرائیلی اعلام کرد که این تماسها از طریق میانجیهایی در ترکیه، مصر و پاکستان انجام شده است،
در مقابل، واکنش تهران فوری و قاطع بود. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، هرگونه مذاکره را تکذیب کرد و اسماعیل بقایی سخنگوی این وزارتخانه، ادعاها را رد نمود.
قالیباف نیز در پستی در شبکه اجتماع ایکس تأکید کرد، هیچ مذاکرهای با آمریکا انجام نشده است. این اخبار برای دستکاری بازارهای مالی و فرار از بحرانهای آمریکا و اسرائیل منتشر میشود.
در تحولی دیگر، المانیتور در گزارشی به نقل از یک منبع ترکیهای نوشت که، آمریکا خواستار برگزاری مذاکراتی میان معاون رئیسجمهور خود و محمدباقر قالیباف شده و ترکیه یکی از واسطههای اصلی این روند است، با این حال، ایران هنوز پاسخی رسمی نداده است.
همزمان، نخستوزیر بریتانیا نیز تأیید کرد که کشورش از روند این گفتگوها آگاه بوده و از آن استقبال میکند.
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که آمریکا بهطور موقت حملات به زیرساختهای انرژی ایران را متوقف کرده است، اقدامی که نشانهای از تلاش برای تغییر مسیر از جنگ به دیپلماسی تلقی میشود.
سؤال کلیدی چرا اسرائیل افشا کرد
اکنون پرسش اصلی این است، چرا اسرائیل، با وجود اطلاع از مذاکرات، نام قالیباف را دقیقا در چنین لحظه حساسی افشا کرد.
پاسخ را باید در تفاوت عمیق نگاه آمریکا و اسرائیل به آینده ایران جستوجو کرد که به دو راهبرد کاملاً متضاد منجر شده است.
در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، آمریکا رویکردی عملگرایانه و مبتنی بر معامله را اتخاذ کردە است. هدف این راهبرد، شناسایی و تقویت یک جریان قابل مذاکره در درون حاکمیت ایران است که بتواند در خلال آن، به توافقی سریع دست یابد، برنامه هستهای را محدود کند، ثبات نسبی منطقه را حفظ کند و از افزایش قیمت نفت جلوگیری نماید.
در این چارچوب، چهرهای مانند قالیباف میتواند گزینهای مناسب تلقی شود، فردی با سابقه نظامی و مدیریتی که توان تعامل دارد. تلاش برای برقراری ارتباط مستقیم با او نیز در همین راستا قابل تحلیل است.
در مقابل، اسرائیل بهدنبال راهحلی بلندمدت و ریشهای است. از نگاه تلآویو، مسالە صرفا برنامه هستهای نیست، بلکه ساختار کلی قدرت در ایران است.
هدف اصلی اسرائیل ایجاد حکومتی ضعیف و ناکارآمد در ایران است، بهگونهای که دچار شکافهای داخلی باشد، انسجام تصمیمگیری نداشته باشد و توان بازسازی قدرت تهدیدآمیز را از دست بدهد.
افشاگری بهعنوان ابزار فشار داخلی
در این چارچوب، افشای نام قالیباف اقدامی هدفمند تلقی میشود. این اقدام میتواند تنشهای داخلی را تشدید کند، جناحهای تندرو را علیه او تحریک نماید و شک و بیاعتمادی در ساختار قدرت ایجاد کند.
حتی در صورت عدم وجود مذاکره واقعی، صرف طرح این ادعا میتواند فضای سیاسی داخلی را متشنج کرده و روند تصمیمگیری را مختل کند.
اختلاف متحدان تاکتیک یا استراتژی
اگرچه ممکن است آمریکا از این افشاگری ناراضی باشد، اما این اختلاف بیشتر در سطح اولویتها و زمانبندی است. آمریکا بهدنبال توافقی سریع و عملی است در حالی که اسرائیل بهدنبال تغییرات ساختاری و بلندمدت است. در واقع، هر دو در چارچوب فشار بر حکومت ایران عمل میکنند، اما با اهداف متفاوت
در نهایت، حکومت جمهوری اسلامی ایران با دو مسیر متضاد روبهروست، فشار برای ورود به مذاکره و توافق، تلاش برای ایجاد شکاف و تضعیف داخلی.
افشای نام قالیباف این وضعیت را تشدید کرده است، انکارها افزایش یافته، شکافها عمیقتر شده و حاکمیت ناچار به نمایش انسجام خود شده است.
آینده در کجا رقم میخورد
آینده این بحران به این بستگی دارد که کدام راهبرد موفقتر باشد، اگر آمریکا بتواند شریک داخلی خود را پیدا کند، احتمال توافق وجود دارد.اما در صورتیکە اسرائیل در تضعیف ساختار قدرت جمهوری اسلامی موفق شود، ایران برای مدت طولانی از موقعیت تهدید خارج خواهد شد.
در نهایت، سرنوشت این تقابل نه صرفاً در توافقهای رسمی، بلکه در تحولات درونی ساختار قدرت در ایران تعیین خواهد شد.











