هدیهای بهنام اف-۳۵: آنکارا، ناتو و منطق فروپاشیدهی اتحاد
- 23 hours ago
- 8 min read

شیلان سقزی
هفتم ژوئیه ۲۰۲۶، همزمان با آنکه سران ۳۲ کشور عضو ناتو با تشریفات رسمی، از جمله شلیک توپهای سلام و حضور گارد سواره، در مجتمع ریاستجمهوری بِشتپه مورد استقبال رجب طیب اردوغان قرار میگرفتند، اکرم اماماوغلو، شهردار برکنارشده استانبول و مهمترین رقیب سیاسی اردوغان، در فاصله چند کیلومتری محل برگزاری اجلاس، طی دو ساعت در برابر سه قاضی و در سه پرونده جداگانه با اتهامهای فساد مالی، جاسوسی و جعل مدرک تحصیلی محاکمه میشد. رسانهها این همزمانی را با طعنه بازتاب دادند. این تقارن صرفاً یک تصادف نبود، بلکه تصویری گویا از واقعیتی بود که سیوششمین اجلاس ناتو، دومین میزبانی ترکیه پس از اجلاس استانبول در سال ۲۰۰۴، به نمایش گذاشت. این نشست در ظاهر بر انسجام تأکید داشت، اما در عمل صحنه چانهزنیها و معاملات دوجانبه میان اعضا بود.
روایت رسمی نشست سران ناتو در آنکارا حول چهار محور رسمی میچرخید: افزایش بودجهی دفاعی (۲۵۸ میلیارد دلار افزودهشده توسط اروپا و کانادا از ۲۰۲۵، در مسیر رسیدن به هدف پنجدرصدی)، تعهد هفتاد میلیارد یورویی به اوکراین در سال ۲۰۲۶، تقویت زنجیرهی صنایع دفاعی و سرانجام مدیریت تهدیدهای نوظهور از قطب شمال تا تنگهی هرمز.
مارک روته، دبیرکل ناتو، نشست لاهه در ۲۰۲۵ را مرحلهی برنامهریزی و آنکارا را مرحلهی اجرا خواند. اما شکافهای واقعی بر سر گرینلند (یعنی درون خودِ اتحاد، نه در برابر دشمن بیرونی)، بر سر میزان و نوع حمایت از کییف و بر سر نحوهی برخورد با ایران پس از جنگ بهار ۲۰۲۶ نشان داد که رشد بودجهی نظامی الزاماً به معنای انسجام سیاسی نیست.
بیانیه پایانی اجلاس سران ناتو، بدون آنکه ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران را به رسمیت بشناسد، بر ضرورت جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای تأکید کرد.
همین بند نشان میدهد که حتی در متن نهایی بیانیه نیز اجماع واقعی میان اعضا شکل نگرفته بود و آنچه حاصل شد، نه یک توافق کامل، بلکه فرمولبندیای مبهم و حاصل مصالحه میان دیدگاههای متفاوت بود.
اما مهمترین خبر آنکارا نه در تالار اجلاس، بلکه در دیدار دونفره دونالد ترامپ و رجب طیب اردوغان در کاخ ریاستجمهوری رقم خورد.
ترامپ اعلام نمود کە تحریمهای کاتسا که از سال ۲۰۲۰ صنایع دفاعی ترکیه را هدف قرار داده است، لغو خواهند شد. او همچنین اعلام نمود کە فروش جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه قطعاً موضوعی است که بررسی خواهد شد.
اردوغان در پاسخ، به وعدهای قدیمیتر اشاره کرد. ترامپ پیشتر تحویل پنج فروند جنگنده را وعده داده بود و به گفته هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، آنکارا بهای این جنگندهها را شش سال پیش پرداخت کرده است. فیدان افزود اکنون شش فروند جنگنده ساختهشده در انبارهای آمریکا نگهداری میشود.
با این حال، روزنامه واشنگتنپست تعبیر دقیقتری از موضع ترامپ ارائه کرد و نوشت او از اعلام موافقت علنی خودداری کرده است. به بیان دیگر، ترامپ از بررسی موضوع سخن گفت، اما تعهد صریحی برای ازسرگیری فروش اف-۳۵ به ترکیه نداد.
این تفاوت میان وعده و تعهد تصادفی نیست. بلکە ریشه در واقعیتی حقوقی دارد که ترامپ بهتنهایی نمیتواند از کنارش عبور کند.
اخراج ترکیه از برنامهی اف-۳۵ در ۲۰۱۹، پس از خرید سامانهی پدافند هوایی اس-۴۰۰ روسی، تحت قانون کاتسا (مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریمها) صورت گرفتە بود، اما مانع سختتر، بندی در قانون مجوز دفاع ملی (NDAA) مصوب ۲۰۲۰ است که انتقال اف-۳۵ به ترکیه را منوط به تأیید رسمی دولت آمریکا نمودە است که زمانیکە آنکارا دیگر اس-۴۰۰ یا سامانهی جایگزین آن را در اختیار ندارد، میتواند عملی شود.
کاتسا به رئیسجمهور آمریکا اجازه میدهد در صورت احراز گامهای قابلتأیید برای پایاندادن به رفتار تحریمشده از مجازات صرفنظر کند، اما لغو دائمی آن تنها در اختیار کنگره است.
در این بارە، سینان اولگن، از موسسە کارنگی اروپا، این نکته را با صراحت اعلام داشتە است کە نگرش کلی کنگره نسبت به لغو کامل کاتسا برای ترکیه، به دلیل گرایش آنکارا به مسکو، مساعد نیست.
همزمان، گروهی دوحزبی از نمایندگان کنگره، متشکل از جمهوریخواهان نزدیک به اسرائیل و نمایندگان دموکرات، در نامهای رسمی به وزیر امور خارجه آمریکا با فروش جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه مخالفت کردند.
آنان تعرض مستمر دولت اردوغان به مهمترین شرکای ایالات متحده و گسترش همکاریهای دفاعی آنکارا با رقبای راهبردی واشنگتن را از دلایل اصلی این مخالفت برشمردند.
این نامه نشان میدهد که حتی اگر ترامپ از آمادگی خود برای بازنگری در سیاست فروش جنگندهها سخن بگوید، تصمیم نهایی در اختیار کاخ سفید نیست. در نظام سیاسی آمریکا، اختیار واقعی برای پیشبرد یا متوقف کردن چنین معاملهای همچنان در دست کنگره قرار دارد.
در هفتههای اخیر، انتقال سامانههای اس-۴۰۰ به کشوری ثالث، بیش از هر گزینه دیگری بهعنوان راهحل عملی مطرح شده است. امارات متحده عربی، در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس محتملترین مقصد این سامانهها به شمار میرود.
هرچند کرملین هنوز تصمیم نهایی خود را اعلام نکرده است، اما رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند که روسیه در اصل با انتقال یا فروش اس-۴۰۰ به امارات مخالفتی ندارد.
اردوغان پیشتر پیشنهاد بازگرداندن مستقیم سامانههای اس-۴۰۰ به روسیه را مطرح کرده بود، اما این پیشنهاد تا کنون با استقبال مسکو روبهرو نشدە است. گزینه دیگری نیز روی میز قرار دارد. بر اساس این طرح، اجزای اصلی سامانه از مدار عملیاتی خارج و در مکانی امن در داخل ترکیه نگهداری میشوند.
این سازوکار با نظارت غیرمستقیم آمریکا اجرا خواهد شد و در عمل، سامانه اس-۴۰۰ را بدون خروج از خاک ترکیه از چرخه عملیاتی خارج میکند.
اما نکتهای که در هیاهوی این رایزنیها کمتر به آن توجه میشود، این است که چند سناتور آمریکایی همین هفته به خبرنگاران گفتهاند حتی انتقال کامل سامانه اس-۴۰۰ به کشوری ثالث نیز نگرانی اصلی واشنگتن را برطرف نخواهد کرد.
از نگاه آنان، مسئله اصلی پیش از این رقم خورده است. استقرار رادار و سامانه فرماندهی اس-۴۰۰ در همان فضای عملیاتی که جنگندههای اف-۱۶ ترکیه و، در صورت رفع موانع، احتمالاً اف-۳۵ نیز در آن به پرواز درمیآیند، این امکان را فراهم کرده است که دادههای مربوط به امضای راداری و الگوهای پروازی این جنگندهها گردآوری شود.
از این منظر، انتقال سامانه به خارج از ترکیه شاید راهحلی برای یک بنبست سیاسی باشد، اما نگرانی اطلاعاتی واشنگتن را نسبت به آنچه کە پیشتر رخ داده است، از میان نخواهد برد.
اما اهمیت این پرونده تنها به مذاکرات واشنگتن و آنکارا محدود نمیشود، بلکە واکنش اسرائیل نیز بخشی از معادله است.
یک روز پیش از دیدار ترامپ و اردوغان، بنیامین نتانیاهو در مصاحبەای با فاکسنیوز نسبت به فروش اف-۳۵ به ترکیه هشدار داد و اردوغان را رهبری خواند که آشکارا خواستار نابودی اسرائیل است.
نتانیاهو تأکید کرد چنین اقدامی موازنه قدرت در خاورمیانه را که بر پایه برتری هوایی اسرائیل شکل گرفته است، بر هم خواهد زد.
با وجود این، ترامپ در دیدار با اردوغان، بدون آنکه به این هشدار اشارهای نماید، از او به عنوان رهبری بزرگ و قدرتمند یاد کرد و گفت: هرچه از او خواستهام، انجام داده است.
نادیده گرفتن علنی هشدار نتانیاهو از سوی رئیسجمهوری آمریکا، آن هم از سوی فردی که تنها یک سال پیش در کنار او جنگی تمامعیار را علیه ایران هدایت کرده بود، نشانهای از کاهش نفوذ اسرائیل بر فرایند تصمیمگیری در واشنگتن پس از جنگ فرسایشی بهار ۲۰۲۶ است که به اذعان شماری از تحلیلگران اسرائیلی، این کشور را نه در جایگاه پیروز، بلکه در شمار بازندگان قرار دادە است.
در همین چارچوب، تشدید رویارویی لفظی نتانیاهو با ترکیه نیز معنای روشنتری پیدا میکند. دکترین «اول بکش» که او نخست آن را در قبال ایران مطرح کرده بود، اکنون آشکارا متوجه ترکیهای شده است که پس از تحولات سوریه جایگاه منطقهای خود را تقویت کرده است.
این رویکرد حتی با واکنش انتقادی جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، نیز روبهرو شد. ونس با لحنی طعنهآمیز گفت: شما کشوری با ۹ میلیون نفر جمعیت هستید کە نمیتوانید هر مسئله امنیت ملی را با کشتن حل کنید.
رقابت ترکیه و اسرائیل بر سر معماری سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد، اکنون از مرزهای شام فراتر رفته و به درون ناتو کشیده شده است.
تلآویو خواهان سوریهای فدرال و چندپاره، بر پایه کانتونهای مبتنی بر تقسیمات اتنیکی و مذهبی، است. در مقابل، آنکارا از حفظ تمامیت ارضی سوریه و استقرار دولتی سنیگرا و متمرکز به رهبری احمد الشرع حمایت میکند.
از این رو، اختلاف بر سر آینده سوریه دیگر صرفاً مناقشهای منطقهای نیست، بلکە این رقابت اکنون به یکی از شکافهای ژئوپلیتیکی آشکار در درون پیمان ناتو تبدیل شده است. این پرونده تنها یک چانهزنی تسلیحاتی نیست، بلکه نمونهای گویا از منطق سیاست خارجی چندسویه ترکیه به شمار میرود.
آنکارا، از یک سو میزبان اجلاس سران ناتو است و برای بازگشت به صنعت دفاعی آمریکا مذاکره میکند و از سوی دیگر، درخواست رسمی را نیز برای عضویت در بریکس ثبت کرده و به نخستین عضو ناتو تبدیل شده است که چنین مسیری را برگزیده است. این همزمانی تصادفی نیست.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی واشنگتن (CSIS) این الگو را ابهام راهبردی اردوغان مینامد. بر اساس این راهبرد، ترکیه میکوشد میان تعهدات خود در ناتو، گسترش روابط با روسیه و چین و تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت منطقهای مستقل، توازن برقرار کند.
ترکیه در عمل، سیاست خارجی خود را بر موازنهسازی همزمان میان بازیگران رقیب بنا کرده است.
از یک سو، به اوکراین پهپادهای بایراکدار میفروشد و در عین حال، برای انتقال سامانههای اس-۴۰۰ به امارات، به دنبال جلب موافقت مسکو است. از دولت اسلامگرای برآمده از هیات التحریر الشام در دمشق حمایت میکند و همزمان میکوشد جایگاه خود را در سازمان همکاری اسلامی ارتقا دهد.
با ایران در پروندههای سوریه و قفقاز رقابت دارد، اما در مهار همزمان جنبش کردستان، در تمامی بخشها در خاورمیانە به تفاهمی نانوشته با تهران و دیگر پایتختها رسیده است.
این انعطافپذیری، انحراف از دکترین سیاست خارجی ترکیه نیست، بلکه جوهره همان دکترینی است که میتوان آن را عدمتعهد فعال، در برابر بیطرفی منفعل، توصیف کرد.
با تمامی این موارد، اهمیت این پرونده تنها به سرنوشت معامله اف-۳۵ محدود نمیشود. موضوعی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، پیشرفت پروژه جنگنده بومی ترکیه، کان (KAAN)، است.
ترکیه در ماه مه ۲۰۲۶ نخستین سفارش داخلی این جنگنده، شامل ۲۰ فروند از نسخه بلاک ۱۰، را نهایی کرد. اندونزی نیز پیشتر قراردادی ۱۰ میلیارد دلاری برای خرید ۴۸ فروند امضا کرده بود و عربستان سعودی، اسپانیا و امارات متحده عربی نیز علاقه خود را به این پروژه اعلام کردهاند.
پروژه جنگنده بومی کان (KAAN)، در ظاهر، همان اهرمی است که آنکارا برای کاهش وابستگی خود به واشنگتن به آن نیاز دارد. با این حال، این جنگنده دستکم تا سال ۲۰۳۲ با موتورهای آمریکایی جنرالالکتریک F110 پرواز خواهد کرد.
اما، صادرات این موتورها همچنان به مجوز وزارت امور خارجه آمریکا وابسته است. موتور بومی TF35000، که از نظر رانش در همان رده موتور جنگنده اف-۲۲ قرار میگیرد، زودتر از یک دهه آینده به کان نخواهد رسید.در همین نقطه، منطق واقعی مالکیت فناوریهای پیشرفته نظامی آشکار میشود.
حتی قدرتهای میانی نیز، با وجود بلندپروازانهترین برنامههای صنعتی، نمیتوانند بهطور کامل از زنجیره وابستگی رهایی یابند.
گلوگاه وابستگی تنها گرەگاههای خود را تغییر میدهد. این گرەگاهها یک بار در بدنه هواپیما آشکار میشوند، بار دیگر در موتور، سپس در نرمافزار و سرانجام در بهروزرسانیهای دورهای دادههای مأموریت.
از همین رو، حاکمیت فناورانه در عصر سامانههای رزمی پیشرفته، مفهومی مطلق نیست، بلکه شبکهای از وابستگیهای لایهلایه است که در نهایت، همواره یک مؤلفه حیاتی را در اختیار قدرتهای بزرگ باقی میگذارد.
آنچه در اجلاس سران ناتو در آنکارا رخ داد، فراتر از معامله احتمالی بر سر جنگندههای اف-۳۵ یا به حاشیه راندن پرونده اس-۴۰۰ بود.
این اجلاس تصویری فشرده از فرسایش منطق کلاسیک ناتو را به نمایش گذاشت که در آن تعهدات جمعی و نهادینه بهتدریج جای خود را به معاملات شخصی میان رهبران دادە و وفاداریها نه از رهگذر الزامات معاهده، بلکه با اعطای مجوزهای صادراتی و امتیازهای تسلیحاتی پاداش میگیرد.
اردوغان نیز دقیقاً در همین چارچوب عمل کردە است. او با نمایش همسویی سیاسی با ترامپ، وعدهای علنی را به دست آورد که کنگره آمریکا، نزدیکترین متحدان واشنگتن و حتی بخشی از ساختار امنیتی ایالات متحده هنوز حاضر به پذیرش آن نیستند.
این وعده در برابر دوربینها و در شرایطی مطرح شد که هشدارهای صریح بنیامین نتانیاهو درباره فروش اف-۳۵ به ترکیه، عملاً در موضعگیری رئیسجمهوری آمریکا بازتابی نیافت.
اینکه این وعده در نهایت از سد کنگره و پرونده حلنشده اس-۴۰۰ عبور کند و به تحویل واقعی جنگندهها بینجامد یا نه، اهمیت ثانویه دارد.
پرسش بنیادی جای دیگری قرار دارد: ناتو، بهعنوان مهمترین معماری امنیت جمعی در غرب، چه اندازه از منطق بنیانگذار خود، یعنی دفاع مشترک در برابر تهدید مشترک، را حفظ کرده است؟ و چه اندازه به صحنهای بدل شده که در آن، مناسبات شخصی رهبران و بدهبستانهای سیاسی، بیش از قواعد نهادی و تعهدات جمعی، مسیر تصمیمگیری را تعیین میکنند؟











