پرستاران ایرانی زیر فشار: بحران پنهان نظام سلامت و افزایش خروج نیروها
- Arena Website
- Nov 15, 2025
- 5 min read

کانی احمدی
در حالی که بیمارستانها باید مأمن زندگی و درمان بیماران باشند، در ایران بسیاری از این مکانها به صحنههایی از مرگ خاموش تبدیل شدهاند. خودکشی در میان رزیدنتها و پرستاران در سالهای اخیر به بحرانی انسانی بدل شده است که ریشه در سیاست های اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در حوزه سلامت دارد. این گزارش، با تکیه بر دادههای میدانی، به بررسی این پدیده میپردازد.
از ۱۹ آبان ۱۴۰۴ به مدت چند روز، راهروها و حیاط بیمارستانهای قائم، امامرضا و سپس بیمارستان کودکان اکبر در مشهد صحنه تجمع و راهپیمایی پرستاران و کادر درمان بود. آنها با دستنوشتههایی مانند زندگی با این حقوقها نمیچرخد و شعارهایی از قبیل تعرفه حق ماست، پولش توی جیب شماست، علیه تبعیض مزدی، پرداختنشدن کارانهها و ثبت خدمات پرستاری به نام پزشکان، خواستار اصلاح فوری نظام پرداخت و جبران معوقات شدند.
بنا به گزارش رسانههای داخلی ایران ، روز نخست تجمع با توقف نمادین کار در بخشهایی از بیمارستان قائم آغاز شد. روز دوم به بیمارستان امامرضا کشید و در روز سوم، پرستاران پس از تجمع در بیمارستان کودکان اکبر تا ستاد مرکزی دانشگاه علوم پزشکی مشهد راهپیمایی کردند.

اعتراضات مشهد تازهترین حلقه از زنجیره نارضایتیهای صنفی پرستاران در سراسر ایران است که پشت آن، کمبود مزمن نیرو، حقوق پایین، مهاجرت فزاینده و فرسودگی روانی و جسمی قرار دارد.
فشار کاری و حقوق زیر خط فقر
آنچه در مشهد باعث آمدن پرستاران به خیابانِ بیمارستان شد، برای بسیاری از پرستاران شهرهای دیگر، بخشی از زندگی روزمره است. شیفتهای طولانی، تعداد بیمار بالا برای هر پرستار و دستمزدی که بهگفته خودشان کفاف اجاره خانه را هم نمیدهد.
پرستاران معترض در مشهد از تبعیض آشکار در نظام پرداخت میگویند؛ از اینکه بخش مهمی از خدماتی که عملاً توسط پرستاران انجام میشود، در سامانههای بیمارستانی به نام پزشک ثبت میشود و سهم پرستار از کارانهها ناچیز و با تأخیر چندماهه پرداخت میشود.
به گفته دبیرکل خانه پرستار، حقوق پایه پرستاران در بسیاری از موارد حتی از حقوق معلمان کمتر است و برای جبران هزینههای زندگی، پرستاران ناچارند اضافهکاریهای طولانی انجام دهند که خود به افزایش خستگی، خطای انسانی و فرسودگی شغلی منجر میشود.
یکی از پرستاران رسمی بیمارستانی دانشگاهی در تهران (که در این گزارش پدرام نامیده میشود) در گفتوگویی با آرنانیوز وضعیت خود را چنین توصیف میکند:
تقریباً تمام بار بیمارستان روی دوش پرستارهاست، اما حقوقمان با هزینههای واقعی زندگی هیچ نسبتی ندارد. برای پرداخت اجاره مجبورم چند شیفت پشت سر هم کار کنم و آخر ماه باز هم چیزی باقی نمیماند.
او از تبعیض در تقسیم شیفتها و فشار مضاعف بر پرستارانی که سهمیه یا پشتوانهای ندارند بهعنوان یکی از عوامل اصلی نارضایتی یاد میکند.
مهاجرت سالانه هزاران پرستار و ۶۰ هزار فارغالتحصیل بیکار
همزمان با تجمعات مشهد، مسئولان صنفی از آنچه مهاجرت خاموش پرستاران مینامند، سخن میگویند. دبیرکل خانه پرستار سال گذشته در اظهاراتی برآورد کرده بود که سالانه بین دو تا سه هزار پرستار از ایرانِ برای کار به کشورهای دیگر، مانند آلمان، کانادا و کشورهای حاشیه خلیج فارس، مهاجرت میکنند، رقمی که به نظر میرسد امسال، با توجه به تشدید تورم، گرانی و بحران اقتصادی در ایران، بیشتر هم شده باشد.
در عین حال، بر اساس همین اظهارات و گزارشهای رسانهای، بین ۶۰ تا ۸۰ هزار فارغالتحصیل پرستاری در کشور یا بیکارند یا به مشاغل دیگر روی آوردهاند.
کمبود شدید پرستار و فاصله چندبرابری با استاندارد جهانی
دبیرکل خانه پرستار و دیگر فعالان صنفی میگویند نسبت پرستار به جمعیت در ایران حدود ۱٫۸ نفر به ازای هر هزار نفر است.
این در حالی است که در بسیاری از کشورها این نسبت بین ۶ تا ۹ و در برخی کشورهای توسعهیافته حتی بالاتر از ۹ است.
برآوردها نشان میدهد شمار کل اعضای جامعه پرستاری کشور حدود ۲۵۰ هزار نفر است. اما طبق گزارشهای صنفی، تنها بخشی از این افراد در بیمارستانها و مراکز درمانی فعالاند و دهها هزار نفر یا بیکارند یا شغل خود را ترک کردهاند.
این تناقض تلخ، یعنی کمبود پرستار در بیمارستانها و بیکاری دهها هزار فارغالتحصیلِ، به گفته کارشناسان ناشی از سیاستهای استخدامی محدود، تأخیر طولانی در برگزاری آزمونهای استخدام رسمی و جذاب نبودن شرایط کار در بیمارستانهای دولتی است.
فعالان صنفی هشدار میدهند وقتی تعداد پرستار از حداقل استاندارد سه پرستار به ازای هر هزار نفر پایینتر میآید، میزان مرگومیر بیماران افزایش مییابد، هشداری که با تأکید سازمان جهانی بهداشت بر ارتباط مستقیم سرانه پرستار و نتایج درمانی همخوان است.
استثمار زیر سایه شرکتهای پیمانکاری
بخش قابل توجهی از پرستاران، بهویژه در بیمارستانهای خصوصی یا نیمهخصوصی، نه مستقیماً با بیمارستان که از طریق شرکتهای پیمانکاری طرف قراردادند. به گفته منتقدانن چنین سازوکاری، به ابزار مهمی برای کاهش حقوق، دورزدن قانون کار و ایجاد ناامنی شغلی تبدیل شده است.
در این بارە، لادن پرستار ۲۶ ساله شاغل در یکی از بیمارستانهای خصوصی شمال تهران، به آرنانیوز میگوید:
قرارداد ما را شرکت پیمانکاری میبندد، نه بیمارستان. یعنی هر لحظه میتوانند با یک تلفن بگویند فردا سر کار نیا. حقوقمان شاید کمی بیشتر از بعضی مراکز دولتی باشد، اما حجم کار چند برابر است و با حدود ۲۵ میلیون تومان در ماه، واقعاً نمیشود در تهران زندگی را اداره کرد.
او از همکارانی میگوید که برای تأمین هزینهها، ناچارند در چند بیمارستان یا شیفت متوالی کار کنند، در حالی که خودِ حرفه پرستاری ذاتاً پرخطر و فرساینده است. بیمههای تکمیلی ناکافی، نداشتن پاداش متناسب با سختی کار و بیثباتی قراردادها از دیگر گلایههای اوست.

به گفته فعالان صنفی، پیمانکارها با قراردادن پرستاران در وضعیت قابلاخراج در هر لحظه، توازن قدرت را برهم زدهاند و امکان اعتراض سازمانیافته را کاهش میدهند. حتی در بخش دولتی نیز سالهاست بخشی از نیروهای پرستاری با قراردادهای شرکتی و موقت مشغولاند و از بسیاری مزایا محروم میمانند.
بحران پنهان سلامت روان: از فرسودگی تا خودکشی رزیدنتها
بحران تنها به پرستاران محدود نمیشود. در سالهای اخیر، خبر خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی (رزیدنتها) بارها در شبکههای اجتماعی و رسانهها بازتاب یافته و به نمادی از فشار شدید در نظام درمانی ایران تبدیل شده است.
در سال ۱۴۰۴، در یک بازه زمانی سه ماهه، پنج رزیدنت جان خود را از دست دادند. اگرچه این آمار رسمی است، اما بسیاری از فعالان حوزه سلامت معتقدند که موارد واقعی بسیار بیشتر بودە و به دلایل سیاسی و اجتماعی منتشر نمیشوند.
یک مقاله تازه در نشریه BMJ نرخ خودکشی در میان رزیدنتهای ایرانی را در حدود ۱۰۰ نفر در هر صد هزار نفر برآورد کرده که بهگفته نویسندگان، بیش از ۱۰ تا ۱۵ برابر نرخ جهانی است.
پژوهشها، کار در شیفتهای طولانی و متراکم، دستمزد پایین، اجبار به خدمت در بیمارستانهای کمبرخوردار و فضای آکادمیک سلسلهمراتبی را از عوامل اصلی این وضعیت میدانند.
در مورد پرستاران، آمار رسمی از خودکشی منتشر نشده است، اما گزارشهای صنفی از افزایش فرسودگی روانی، افسردگی، اضطراب و ترک شغل حکایت دارد.
پرستارانی که با تب، درد مزمن یا بیماریهای جدی، از جمله سرطان، همچنان در بخشهای شلوغ مشغول به کارند، میگویند نظامی برای پایش سلامت روان و جسم آنها وجود ندارد و مرز میان فداکاری و فرسودگی عملاً ناپدید شده است.
مهاجرت، ترک شغل و خودکشی نشانههای یک ساختار ناکارآمد
منتقدان میگویند ترکیب خصوصیسازی خزنده در حوزه سلامت، کاهش سهم بودجه عمومی و سپردن بخشی از نیروی انسانی به شرکتهای پیمانکاری، نظامی ایجاد کرده است که در آن سلامت به کالایی برای خرید و فروش تبدیل شده است.
در چنین ساختاری، پرستاران و رزیدنتها بیش از هر زمان دیگر در معرض استثمار و فرسودگی قرار میگیرند، در حالی که کیفیت خدمات برای بیماران نیز تحتتأثیر قرار میگیرد.
در همین حال، مقامهای وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی، در واکنش به اعتراضات اخیر، از پیگیری معوقات و اصلاح تدریجی نظام پرداخت سخن گفتهاند، بدون آنکه هنوز جدول زمانی روشنی برای افزایش حقوق، کاهش شیفتهای اجباری یا محدود کردن نقش پیمانکاران ارائه کنند.
کارشناسان حوزه سلامت هشدار میدهند در صورتیکە روند مهاجرت، ترک شغل و فرسودگی پرستاران و رزیدنتها ادامه یابد، نظام درمانی ایران در سالهای آینده با کمبود جدی نیروی متخصص و کاهش محسوس کیفیت مراقبتها مواجه خواهد شد.
نشانههای این بحران را میتوان در اعتراضات سه روزە مشهد مشاهده کرد که پرستاران در حیاط بیمارستانها تأکید میکردند که اگر امروز فکری نشود، فردا دیگر تنها مسئله حقوق نخواهد بود، بلکه جان بیماران به خطر خواهد افتاد.










