پیشرفتهای درمانی با استفاده از سلولهای بنیادی برای بیماریهای عصبی
- Arena Website
- May 8, 2025
- 3 min read

درمان با استفادە از سلولهای بنیادی در بیماریهای عصبی پیشرفتهای چشمگیری داشته است. کلینیکهای پیشرفته همچون سوئیس مدیکا با استفاده از درمانهای شخصیسازیشده، به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کردهاند. با وجود چالشها، این روشها امیدوارکنندهترین راهکارها برای درمان بیماریهایی مانند اماس و پارکینسون در آینده هستند.
در سالهای اخیر، درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی به عنوان یکی از راهکارهای نوین و امیدبخش در درمان بیماریهای عصبی مورد توجه قرار گرفتهاند. این روشهای درمانی که با هدف بازسازی بافتهای عصبی آسیبدیده، تحریک تولید نورونهای جدید و کاهش التهاب در مغز و نخاع توسعه یافتهاند، در بسیاری از بیماریهای پیچیده عصبی مانند اماس، پارکینسون، سکته مغزی و آلزایمر پیشرفتهای قابلتوجهی داشتهاند.
سلولهای بنیادی در درمان بیماریهای عصبی
یکی از مهمترین کاربردهای سلولهای بنیادی در درمان بیماریهای عصبی، بهویژه بیماری اماس است. پیوند سلولهای بنیادی خونساز خودی (aHSCT) در این زمینه بهطور گستردهای در مراکز درمانی دنیا استفاده میشود. این روش درمانی که با هدف «تنظیم مجدد» سیستم ایمنی بدن و توقف پیشرفت بیماری انجام میشود، باعث کاهش التهاب و بهبود عملکرد سیستم عصبی در برخی از بیماران مبتلا به اماس میشود.
در زمینه بیماری پارکینسون، مطالعات بالینی اولیه نشان دادهاند که پیوند نورونهای تولیدکننده دوپامین مشتقشده از سلولهای بنیادی میتواند در مغز تزریق شده و در بسیاری از بیماران باعث کاهش قابلتوجهی در لرزشها شود. بهویژه، استفاده از سلولهای بنیادی پرتوان القایی انسانی (iPSCs) در این مطالعات نتایج امیدوارکنندهای به همراه داشته است.
برای بیماران مبتلا به سکته مغزی، استفاده از سلولهای بنیادی اصلاحشده در مطالعات بالینی نشان داده است که این سلولها میتوانند به بازسازی بافت مغزی آسیبدیده کمک کنند و در برخی بیماران باعث بهبود عملکرد حرکتی شوند.
چالشها و موانع درمانهای سلولهای بنیادی
اگرچه نتایج پیشبالینی امیدوارکننده است، اما برای بهکارگیری روشهای درمانی سلولهای بنیادی در بیماریهایی همچون آلزایمر و اماس، چالشهایی وجود دارد. یکی از این چالشها، افزایش کارایی و کیفیت سلولهای بنیادی است. علاوه بر این، چگونگی انتقال موثر این سلولها به مناطق خاص مغز که تحت تأثیر بیماری قرار دارند، مسئلهای پیچیده است. همچنین، زمان بهینه برای انجام مداخلات و ارزیابی ایمنی و اثربخشی بلندمدت درمان از دیگر موانع پیش روی این نوع روشهای درمانی به شمار میرود.
در زمینه بیماری آلزایمر، که بهویژه به دلیل پیچیدگی و اختلالات مختلف در مغز بسیار چالشبرانگیز است، استفاده از سلولهای بنیادی بهطور بالقوه میتواند برای اصلاح ناهنجاریها و درمان این بیماریها مفید باشد. با این حال، نیاز به تحقیقات بیشتر و کارآزماییهای بالینی برای تضمین ایمنی، اثربخشی و مزایای بلندمدت این درمانها وجود دارد.
تجربه کلینیک سوئیس مدیکا
یکی از مراکز پیشرو در این زمینه، کلینیک سوئیس مدیکا است که با بیش از یک دهه تجربه در درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی، برنامههای درمانی شخصیسازیشدهای را برای بیماران مبتلا به بیماریهای عصبی پیچیده ارائه میدهد. در این کلینیک، استفاده از سلولهای بنیادی از منابع مختلف مانند مغز استخوان، بند ناف و جفت در درمان بیماریهای مختلف مانند اماس و پارکینسون انجام میشود.
این روشهای درمانی همراه با درمانهای مکملی مانند پلاسمافرزیس و درمان متابولیک داخلسلولی به کاهش التهاب، حمایت از بقای نورونها و حتی تحریک ترمیم میلین کمک میکنند.
در زمینه بیماریهای عصبی دیگر مانند اوتیسم، سوئیس مدیکا مطالعهای انجام داده است که نشان داده تا ۹۰ درصد از بیماران پس از دریافت درمان با سلولهای بنیادی مزانشیمی و اگزوزوم، بهبودهایی در ارتباطات و رفتارهای خود نشان دادهاند.
کلینیک سوئیس مدیکا همچنین با داشتن یک بخش تحقیقاتی اختصاصی، به بررسی پروتکلها و درمانهای سلولی جدید میپردازد که با بالاترین استانداردهای پزشکی و اخلاقی همخوانی دارد. همچنین این کلینیک به دلیل شفافیت در هزینهها، همکاری نزدیکی با بیماران دارد و برنامههای درمانی شخصیسازیشدهای را با توجه به وضعیت پزشکی و مالی بیماران ارائه میدهد.
چشمانداز آینده
با وجود تمام چالشها و موانع پیش روی درمانهای سلولهای بنیادی، تحقیقات همچنان در حال پیشرفت است و پتانسیل بالای این درمانها برای بهبود کیفیت زندگی بیماران آشکار است.
در آینده، استفاده از سلولهای بنیادی اصلاحشده ژنتیکی، مدلهای ارگانوئیدی سهبعدی مشتقشده از iPSCها، و ترکیب این درمانها با روشهای درمانی دیگر، میتواند به ایجاد استراتژیهای درمانی موثرتر و شخصیسازیشده برای بیماریهای عصبی منجر شود.
در نهایت، درمانهای سلولهای بنیادی پتانسیل بالقوهای برای اصلاح یا حتی درمان بسیاری از بیماریهای عصبی دارند. با این حال، تحقیقات و مطالعات بالینی بیشتری برای ارزیابی دقیقتر و تضمین موفقیت این درمانها ضروری است.











