چتر هستهای پاکستان بر فراز ریاض؛ قمار تازه در خاورمیانه
- Arena Website
- Oct 3, 2025
- 2 min read

اکونومیست در گزارشی تازه نوشته است که پیمان دفاعی جدید میان پاکستان و عربستان سعودی میتواند بازدارندگی هستهای را برای نخستین بار فراتر از مرزهای یک قدرت غیرعضو معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی (انپیتی) بگستراند؛ توافقی که هم نوید امنیت میدهد و هم بذر رقابتی تازه را در خاورمیانه میپاشد.
نشریه اکونومیست در این گزارش که ۲۲ سپتامبر منتشر شده، توضیح میدهد که توافق ۱۷ سپتامبر در ظاهر یک پیمان دفاعی دوجانبه است اما در عمل معنای عمیقتری دارد و آن، احتمال قرار گرفتن ریاض زیر چتر هستهای اسلامآباد است.
پاکستان با حدود ۱۷۰ کلاهک هستهای ظرفیت چنین کاری را دارد و وزیر دفاع آن در روزهای نخست حتی تلویحاً این موضوع را مطرح کرد، هرچند بعدتر عقب نشست. سعودیها اما تردیدی ندارند و آشکارا این پیمان را بهمثابه پوشش هستهای معرفی میکنند؛ رویکردی که اگر تحقق یابد، نخستین تجربه رسمی گسترش بازدارندگی هستهای توسط کشوری خارج از پنج قدرت اصلی خواهد بود.
پیوند میان دو کشور تازه نیست. از دهه ۱۹۶۰ نیروهای پاکستانی در عربستان حضور داشتهاند و در سال ۱۹۹۸، هنگامی که اسلامآباد نخستین آزمایش هستهای خود را انجام داد و زیر فشار تحریمها قرار گرفت، ریاض با ارسال روزانه ۵۰ هزار بشکه نفت رایگان به بقای اقتصاد متحد خود کمک کرد.
اکونومیست یادآور میشود که از همان زمان، گمانهزنیها درباره نقش مالی سعودی در برنامه هستهای پاکستان مطرح شد. این فرضیه هرچند هرگز بهطور رسمی تأیید نشد، اما بارها در محافل غربی و اسرائیلی تکرار شده است.
تسریع در امضای این پیمان نیز بازتاب فضای ملتهب منطقهای است.
حملات اسرائیل به رهبران حماس در دوحه، موشکپرانی ایران به پایگاههای آمریکا و توقف همکاری تهران با بازرسان بینالمللی، خلیج فارس را به صحنهای از نگرانی دائمی بدل کرده است. عربستان در چنین فضایی امیدوار است با اتکا به چتر پاکستانی، هزینه هر حمله احتمالی را بالا ببرد، چه از سوی ایران و چه از جانب اسرائیل.
برای پاکستان اما انگیزههای اقتصادی پررنگتر است. کشوری که با بحران مالی، سیلهای ویرانگر و رکود دستوپنجه نرم میکند، بیش از هر زمان دیگری به کمکهای خارجی نیاز دارد.
به نوشته این نشریه، توافق با ریاض میتواند طناب نجاتی برای دولت اسلامآباد باشد و در عین حال فرصتی برای ارتش فراهم آورد تا نقش تعیینکنندهاش را پررنگتر کند.
ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان که به تازگی به مقام فیلدمارشالی ارتقا یافته، چهره محوری این توافق است و جایگاهش اکنون بیش از هر زمان دیگری یادآور دوران پرویز مشرف شده است.
پیامدهای این پیمان تنها به روابط دوجانبه محدود نمیماند.
ایران که سالها نسبت به احتمال دسترسی عربستان به بازدارندگی هستهای بیمناک بوده است، باید این سناریو را جدیتر در نظر بگیرد. اسرائیل تغییر توازن قدرت را با نگرانی دنبال خواهد کرد. هند نیز که سرمایهگذاریهای کلانی در اقتصاد سعودی کرده است، نزدیکی ریاض و اسلامآباد را تهدیدی مستقیم میبیند.
در واشنگتن هم پارادوکسی شکل گرفته است؛ بمب پاکستانی که زمانی منبع اصلی تنش بود، اکنون شاید ابزاری برای ثباتسازی و هماهنگی بیشتر با منافع آمریکا تلقی شود.
در جمعبندی، اکونومیست این همپیمانی را «جسورانه اما پرریسک» میخواند. عربستان با تکیه بر بمب پاکستانی میکوشد خود را در برابر تهدیدهای ایران و اسرائیل بیمه کند و پاکستان نیز تلاش دارد سلاحی را که روزی مایه انزوا بود، به اهرمی برای دیپلماسی بدل سازد.
اما همانقدر که این چتر میتواند بازدارندگی بیاورد، زمینهساز رقابت هستهای تازهای هم خواهد بود.











