چرا ناتو در شرق اروپا در وضعیت آمادهباش بالاتری قرار گرفته است؟

افزایش تحرکات نظامی در جناح شرقی ناتو، از رزمایشهای بلاروس در نزدیکی مرزهای لهستان و لیتوانی گرفتە تا تقویت نیروهای اروپایی در بالتیک، بار دیگر شکاف سووالکی را به یکی از حساسترین نقاط امنیتی اروپا تبدیل کرده است. همزمان، بریتانیا نیز از آمادگی نیروهای خود برای واکنش در چارچوب برنامههای دفاع جمعی ناتو سخن گفته و کشورهای اروپایی در حال تقویت آمادگی نظامی و دفاعی خود در برابر سناریوهای احتمالی درگیری با روسیه هستند.
در هفتههای اخیر، تحولات نظامی در جناح شرقی ناتو، بهویژه در اطراف لهستان، لیتوانی، بلاروس و منطقه کالینینگراد، بار دیگر توجه اروپا را به یکی از حساسترین نقاط جغرافیایی قاره، شکاف سووالکی، جلب کرده است.
اهمیت این منطقه از آنجا ناشی میشود که این شکاف، یک کریدور حدود ۱۰۴ کیلومتری میان لهستان و لیتوانی بودە و تنها معبر ارتباط زمینی کشورهای بالتیک ــ لیتوانی، لتونی و استونی ــ با سایر قلمرو ناتو محسوب میشود.
این کریدور از یک سو در مجاورت بلاروس و از سوی دیگر در مجاورت کالینینگراد، منطقه تحت کنترل روسیه، قرار دارد.
آنچه در روزهای اخیر نگرانیها را افزایش داده، نه یک حمله روسیه یا بلاروس، بلکه همزمانی مجموعهای از اقدامات نظامی، رزمایشها، افزایش آمادگی نیروهای ناتو و هشدارهای امنیتی اروپاست.
بنابراین، آنچه اکنون در اروپا مشاهده میشود را بهتر است نه بهعنوان نشانه قطعی آغاز جنگ، بلکه بهعنوان افزایش سطح آمادگی برای سناریوی احتمالی درگیری با روسیه در جناح شرقی ناتو در نظر گرفت.
در صورت وقوع یک درگیری گسترده میان روسیه و ناتو، سووالکی اهمیت ویژهای پیدا میکند. کشورهای بالتیک از نظر جغرافیایی و در مقایسە با سایر کشورهای عضو ناتو از موقعیتی متفاوت برخوردارند. لیتوانی، لتونی و استونی از شمال و شرق با روسیه و بلاروس مواجهاند و ارتباط زمینی آنها با لهستان و اروپای مرکزی از طریق همین کریدور برقرار است.
به همین دلیل، در سناریویی احتمالی که نیروهای روسیه و بلاروس بتوانند این مسیر را مسدود کنند، انتقال زمینی نیرو، مهمات، سوخت و تجهیزات از لهستان به کشورهای بالتیک بسیار دشوارتر خواهد شد.
البته این به معنای قطع کامل ارتباط بالتیک با ناتو نیست، این کشورها از طریق دریای بالتیک و مسیرهای هوایی نیز قابل پشتیبانی هستند. اما از نظر عملیات زمینی، سووالکی یک گلوگاه مهم محسوب میشود.
همین موقعیت باعث شده است که این منطقه سالها در برنامهریزی نظامی ناتو جایگاه ویژهای داشته باشد. آلمان نیز در حال ایجاد یک تیپ دائمی در لیتوانی است که قرار است تا پایان ۲۰۲۷ حدود ۴۸۰۰ نیروی نظامی و ۲۰۰ نیروی غیرنظامی داشته باشد.
در ۱۶ سپتامبر، بلاروس رزمایش چهارروزهای را در نزدیکی مرزهای لهستان و لیتوانی آغاز کرد. در این رزمایش، واحدهای زرهی و مکانیزه تمرینهایی را درباره حفاظت از مرز، مقابله با عملیات خرابکارانه و مقابله با پهپادها و هواگردهای سبک انجام دادند. برخی محلهای رزمایش در نزدیکی شکاف سووالکی قرار داشتند.
وزارت دفاع بلاروس این رزمایش را دفاعی توصیف و اعلام نمودە است کە تعداد نیروها و تجهیزات از آستانهای که بر اساس سند وین نیازمند اعلام قبلی به کشورهای دیگر باشد، فراتر نرفته است.
بنابراین، این رزمایش به خودی خود سندی از تصمیم بلاروس برای حمله به ناتو نیست. با این حال، نزدیکی جغرافیایی آن به یکی از نقاط حساس ناتو باعث شده است اهمیت آن بسیار بیشتر از یک رزمایش معمولی باشد.
در سوی دیگر، لهستان نیز در ماههای اخیر فعالیتهای نظامی خود در منطقه را افزایش داده است. وزیر خارجه لهستان، رادوسلاو سیکورسکی، اخیراً پیشنهاد برگزاری رزمایشهای بیشتر در نزدیکی کالینینگراد را مطرح و گفته است چنین فعالیتهایی میتواند توان روسیه برای استقرار نیرو در این منطقه را تحت فشار قرار دهد؛ البته او همزمان تأکید کرده که ناتو نباید دست به عملیات تهاجمی علیه کالینینگراد بزند.
مهمترین تحول اخیر برای بحث سووالکی اما، موضع رسمی دولت بریتانیاست. در پاسخ کتبی وزارت دفاع بریتانیا به پرسش نماینده پارلمان، مایک تَپ، درباره توانایی لندن برای واکنش سریع در صورت تلاش بلاروس و کالینینگراد برای بستن این مسیر اعلام کرد که بریتانیا تقریباً تمام نیروهای مسلح خود را در اختیار برنامهریزی دفاع جمعی ناتو قرار داده و نیروهای دارای آمادگی بالا میتوانند در صورت لزوم در چارچوب برنامههای دفاع جمعی ناتو به کار گرفته شوند.
این موضع با افزایش کلی آمادگی نظامی بریتانیا نیز همزمان شده است. نیروی هوایی سلطنتی در ۱۴ سپتامبر رزمایش کبری واریور ۲۶-۲ را آغاز کرد که تا دوم اکتبر ادامه دارد و نیروهای بریتانیا، آلمان، ایتالیا، هلند و آمریکا را دربرمیگیرد. هدف اعلامشده، تمرین دفاع از خاک، ادغام سریع نیروهای متحد و عملیات در محیط هوایی پرخطر است.
آیا اروپا واقعاً در آستانه جنگ است؟
تصویر موجود پیچیدهتر از آن است که بتوان گفت اروپا وارد مرحله پیش از جنگ شده است. از یک سو، ناتو در ماههای اخیر بهطور قابلتوجهی ساختار دفاعی خود در جناح شرقی را تقویت کرده است.
این اقدامات شامل افزایش نیروهای آمادهبهکار، تقویت پدافند هوایی و موشکی، فعالیتهای دریایی در بالتیک و حفاظت از زیرساختهای حیاتی زیر دریاست.
از سوی دیگر، ناتو در ۱۹ سپتامبر بار دیگر اعلام کرد که حوادث مربوط به نقض حریم هوایی، پهپادها و فعالیتهای هیبریدی روسیه در ماههای اخیر افزایش یافته و این تحولات، آمادگی ائتلاف را ضروریتر کرده است.
اما نکته مهم این است که افزایش آمادگی نظامی الزاماً به معنای ارزیابی وقوع قریبالوقوع جنگ نیست. حتی مقامهای کشورهای بالتیک نیز پیشتر تأکید کردهاند که شواهدی از آمادهسازی روسیه برای یک حمله مستقیم و قریبالوقوع علیه ناتو وجود ندارد، در حالی که همزمان تقویت دفاعی خود را ادامه میدهند.
تحولات کنونی را میتوان در یک چارچوب بزرگتر دید. اروپا پس از حمله روسیه به اوکراین، بهتدریج از مدل کاهش احتمال جنگ بزرگ به سمت مدل آمادگی برای امکان جنگ بزرگ حرکت کرده است.
تقویت ارتش آلمان، افزایش آمادگی بریتانیا، گسترش دفاع لهستان، استقرار نیروهای چندملیتی در بالتیک و افزایش حضور دریایی و هوایی ناتو، همه بخشی از همین تغییر هستند. ناتو خود نیز اعلام کرده که در حال ایجاد جامعترین برنامههای دفاعی خود از پایان جنگ سرد تاکنون است.
در این چارچوب، سووالکی فقط یک جاده یا مرز نیست، نماد مسئلهای بزرگتر در امنیت اروپا است. به همین دلیل، اقدام بریتانیا، تقویت تیپ آلمان در لیتوانی، رزمایشهای لهستان و بلاروس و افزایش فعالیتهای ناتو را باید در کنار یکدیگر دید.
شواهد فعلی نشاندهنده افزایش سطح آمادگی و بازدارندگی اروپا است، نه اینکه بهتنهایی ثابت کند روسیه یا بلاروس تصمیم به بستن سووالکی یا آغاز جنگ با ناتو گرفتهاند.
اما همین افزایش آمادگی نشان میدهد که دولتهای اروپایی دیگر احتمال یک بحران نظامی در جناح شرقی را صرفاً یک سناریوی نظری نمیدانند.











