چرا وریا غفوری محبوب جامعه کردستان است؟
- Arena Website
- Aug 27, 2025
- 3 min read

امیر خنجی
محبوبیت وریا غفوری فراتر از دستاوردهای ورزشی اوست و در پیوندی عمیق با روانشناسی اجتماعی و هویت جمعی کُردها معنا مییابد. ایستادگی پرهزینهاش در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی بهمثابه «سیگنالهای معتبر» عمل کرده و سرمایه نمادین او را ارتقا داده است. برای کُردها، وریا نمایندهی «فتح مرکز توسط حاشیه» است؛ الگویی که عزتنفس جمعی، خودباوری هویتی و اعتماد اجتماعی را بازتولید میکند.
محبوبیت وریا غفوری در میان کُردها را نمیتوان فقط با موفقیت ورزشی یا جایگاه او در فوتبال ایران توضیح داد. ستارههای بسیاری در ایران به تیمملی رسیدهاند، جام گرفتهاند یا در باشگاههای بزرگ بازی کردهاند، اما کمتر کسی توانسته است به نماد اجتماعی یک هویت یا یک منطقه جغرافیایی تبدیل شود. در مورد وریا، دو لایه همزمان عمل میکنند.
نخست، او در لحظههای حساس سیاسی و اجتماعی در کنار مردم ایستاد و در حد و اندازه خود هزینه داد؛ و دوم، اینکه خود بهعنوان فردی از حاشیه، توانست به قلههای «مرکز» راه پیدا کند و در سطح ملی دیده شود.
در روانشناسی اجتماعی، وقتی یک فرد پرخطرترین رفتارها را انجام میدهد که میتواند به شغل، امنیت یا آیندهاش آسیب بزند، این رفتارها از نگاە جمعی بهعنوان «سیگنالهای معتبر» دیده میشوند. وریا دقیقاً چنین کرده است.
از همان روزی که اعلام نمود با صداوسیما مصاحبه نمیکند، تا زمانی که بهدلیل انتقادهای آشکار از وضعیت اجتماعی بازداشت شد، هزینه داد و همین هزینه هم اعتماد جامعە را نسبت بە او افزایش داد و هم سرمایە اجتماعی وی را بالاتر برد.
تازهترین نمونه از دفاع وی از جامعە، حمایت علنی او از سه زن محکوم به اعدام یعنی وریشه مرادی، پخشان عزیزی و شریفه محمدی است که بار دیگر نشان داد او حاضر است از سرمایه نمادین خود برای دفاع از جامعه خرج کند.
این همان چیزی است که روانشناسان سیاسی آن را «سیگنالدهی پرهزینه» مینامند؛ هرچه هزینه بالاتر باشد، پیام صادقانهتر تلقی میشود و اعتماد جمعی عمیقتر شکل میگیرد.

اما محبوبیت وریا فقط از اینجا نمیآید. برای کُردها، او نماد کسی است که از سنە (سنندج) برخاست، در استقلال تهران کاپیتان شد و در تیمملی بازی کرد. این مسیر بهتنهایی حامل یک پیام روانشناختی مهم است و آن «فتح مرکز توسط حاشیه» است.
اهمیت ماجرا در این است که مرکز هیچگاه تمایلی به این حضور نداشته و ساختار فوتبال ایران بهطور تاریخی فرصتهای برابر را در اختیار همه مناطق قرار نداده است. بنابراین رسیدن وریا به قله، بیشتر معنای «تحمیل خود» را دارد تا «پذیرش برابر».
در نظریه هویت اجتماعی، موفقیت یکی از اعضای گروه در میدانهایی که ذاتاً بسته یا تبعیضآمیزند، به همه گروه عزتنفس و اعتمادبهنفس جمعی میدهد.
برای بسیاری از جوانان کُرد، دیدن وریا در لباس استقلال یا تیمملی بدین معنا است که میتوان حتی در ساختارهای بە شدت تمرکزگرا هم نفوذ کرد و دیده شد؛ گونەای از خودباوری که نه از راه فرصت برابر، بلکه از راه غلبه بر سدهای ساختاری بهدست می آید که در مواجهه با مرکزگرایی و ناسیونالیسم غالب، نیروی روانی تازهای تولید میکند.
وریا همچنین بر دوش حافظه تاریخی هواداران کُرد ایستاده است. او تنها نماینده این مسیر نیست، بلکه ادامهی خطی است که پیشتر هم وجود داشته است؛ از بیژن ذوالفقارنسبِ سنندجی در دهه پنجاه تا بختیار رحمانیِ سرپلذهابی، از کاوه رضایی در کرمانشاه تا زهرا قنبری در فوتبال زنان، یا حتی زبیر نیکنفس که پیراهن استقلال را پوشید.
هرکدام از این نامها ناخودآگاه یک انتظار جمعی را برساختهاند و آن اینکه «کُردها میتوانند» در سطح ملی بدرخشند. وریا اما این مسیر را با لایهای سیاسی و اخلاقی پیوند زده است؛ چیزی که پیشینیانش کمتر یا بهشکل دیگری داشتند.
از منظر روانشناسی اجتماعی، این ترکیب یعنی هم نمایندگی هویتی و هم ایستادگی هنجاری چهرهای میسازد که فراتر از فوتبال عمل میکند. محبوبیت وریا نتیجه همین دوگانه است: او هم نماد عزتنفس جمعی کُردهاست و هم رهبر نمادینی که با هزینهدادنهایش قطبنمای اخلاقی یک جامعه را تقویت میکند.
به همین دلیل است که در ذهن و احساس مردم کردستان، وریا غفوری فقط یک بازیکن فوتبال نیست؛ او تجسم یک امکان روانی-اجتماعی است، امکانِ اینکه میتوان بە رغم دشواریها، در میدانهای مرکزی دیده شد حتی وقتی مرکز تمایلی به پذیرش ندارد، و در عینحال با مردم ماند و از جامعە دفاع کرد.
پینوشت: این نوشته حاصل تحلیل شرایط و روایتهای رایج در جامعه کُردستان است. محتوای آن بهمعنای همسویی کامل با دیدگاه نویسنده نیست، بلکه صرفاً تلاشی برای فهم یک وضعیت است.










