چه کسی درباره ورود حزبالله به جنگ آتی تصمیم میگیرد؟

پیامدهای انتخابات آمریکا و اسرائیل برای لبنان را میتوان در چارچوب تحولات موازنه قدرت منطقهای و بازتعریف احتمالی مناسبات امنیتی خاورمیانه بررسی کرد. در این زمینه، پرسش محوری آن است که آیا تغییر در جهتگیریهای سیاسی واشنگتن و تلآویو به تشدید تقابل با ایران و افزایش احتمال گسترش منازعه به لبنان خواهد انجامید، یا زمینه شکلگیری ترتیبات دیپلماتیک و امنیتی جدیدی را فراهم خواهد ساخت که لبنان نیز در دامنه تأثیر آن قرار گیرد. ارزیابی این دو مسیر مستلزم بررسی همزمان سیاست منطقهای ایران، محاسبات راهبردی اسرائیل، جایگاه حزبالله در ساختار قدرت لبنان و ظرفیت نهادهای دولتی این کشور برای تأثیرگذاری بر تصمیمهای مرتبط با جنگ و صلح است.
اخیراً گزارشهایی درباره اطمینانهای ارائهشده شماری از مقامهای لبنانی مبنی بر عدم مداخلە حزب اللە لبنان در جنگ احتمالی میان ایران با سرائیل و آمریکا منتشر شده است. بر اساس این اطمینانها، حزبالله قصد ندارد در صورت وقوع جنگی تازه، برای حمایت از ایران وارد درگیری شود.
با این حال، بسیاری این اطمینان دهی را کافی قلمداد نکردە و به تجربه دور اخیر جنگ استناد میکنند. در آن زمان گفته میشد حزبالله به نبیه بری، رئیس مجلس لبنان، اطلاع داده بود که در جنگ مشارکت نخواهد کرد، اما برخلاف موضع اعلامشده خود، دوم مارس گذشته به سوی اسرائیل آتش گشود.
برخی گزارشها در آن مقطع از اختلاف میان جناحهای سیاسی و نظامی حزبالله در تصمیمگیری خبر میدادند که سرانجام به برتری دیدگاه جناح مسلط بر میدان و حامی آن، تهران انجامید.
این تحولات پرسشهای مهمی را درباره ساختار تصمیمگیری در حزبالله مطرح کرده است. آیا تصمیمها همچنان در چارچوب رهبری متمرکز سیاسی و تشکیلاتی اتخاذ میشوند و برای تمامی نهادهای حزب الزامآورند، یا اکنون جناح نظامی و فرماندهان میدانی حرف آخر را میزنند؟
مهمتر اینکه آیا حزبالله هنوز در تصمیمگیریهای خود از استقلال نسبی برخوردار است یا تصمیمهای راهبردی مربوط به جنگ در تهران و بر اساس منافع و محاسبات ایران اتخاذ میشوند؟ دیدگاهها در این زمینه متفاوت است.
برخی بر این باورند کە حزبالله همچنان از ساختار تشکیلاتی متمرکزی پیروی میکند که امکان اتخاذ تصمیمهای متعارض از سوی جناحهای سیاسی و نظامی را نمیدهد.
در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که تحولات درونی حزب، بهویژه پس از رویاروییهای اخیر و آسیبهای واردشده به ساختار رهبری آن، وابستگی تصمیمگیری نظامی به ایران را افزایش داده و دامنه اختیارات رهبری سیاسی را به میزان چشمگیری محدود کرده است.
شورای تصمیمگیری چه جایگاهی دارد؟
بە نظر میرسد رهبری این تشکیلات در نهادی به نام شورای تصمیمگیری متمرکز است. این شورا مسئول اتخاذ تصمیمهایی است که تمامی دستگاهها و نهادهای حزبالله، از جمله شورای سیاسی و شورای جهادی ملزم به اجرای آنها هستند.
با توجە بە رویکرد حزب اللە طی سالهای اخیر میتوان اذعان داشت کە تصمیمهای متعارض میان شورای سیاسی و شورای جهادی گرفتە نشدە و در درون هستە رهبری آن، صرفا یک مرجع مرکزی برای تصمیمگیری وجود دارد و تمامی بخشهای تشکیلات موظف به پیروی از تصمیمهای آن هستند.
شورای تصمیمگیری از دبیرکل حزبالله، رئیس شورای اجرایی، رئیس فراکسیون پارلمانی، رئیس شورای سیاسی و معاون سیاسی دبیرکل تشکیل شده است.
با این حال، این پرسش همچنان مطرح است که اطمینانهای ارائهشده به مقامهای لبنانی درباره خودداری حزبالله از ورود به جنگ احتمالی آینده تا چه اندازه معتبرند.
روزنامه الشرق الاوسط در این بارە اظهار داشتە است کە هیچگونە تضمین یا وعده جدی و قطعی در این زمینه وجود ندارد، زیرا حزبالله مواضع خود را بر اساس تحولات میدانی تعیین میکند و نمیتواند بدون در نظر گرفتن ماهیت رویدادها، از پیش درباره مشارکت یا عدم مشارکت در جنگ تصمیم بگیرد.
اگرچە بە نظر میرسد کە پس از انتخابات آمریکا و اسرائیل، به دلیل تمرکز واشنگتن و تلآویو بر مسائل داخلی، احتمال از سرگیری جنگ تا حدودی کاهش یافته است، اما این وضعیت در صورتی تغییر خواهد کرد که اسرائیل مجددا بە لبنان حمله نماید.
تصمیم جنگ در اختیار سپاه پاسداران است
با این وجود، نویسنده و تحلیلگر سیاسی و سردبیر وبسایت جنوبیه،، علی الامین دیدگاه متفاوتی را درباره ساختار قدرت در حزبالله دارد.
به اعتقاد وی تصمیم نهایی در این تشکیلات همواره در اختیار نیروهای حاضر در میدان بوده و این وضعیت تا برهە کنونی نیز ادامه یافتە است. او جناح نظامی حزبالله را مسئول کنترل میدان و امتداد مستقیم و عملی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میداند.
بە اعتقاد وی، تصمیم برای آغاز جنگ در لبنان، چه در دور پیشین و چه در یک رویارویی احتمالی آینده، پیش از هر چیز در ایران اتخاذ میشود و تابع منافع این کشور است. حزبالله عملاً از اختیار مستقلی برای تغییر چنین تصمیمی یا مخالفت با آن برخوردار نیست.
این مواضع نشاندهنده وجود یک فرماندهی واحد است که تهران آن را هدایت میکند و سایر طرفها ملزم به پیروی از تصمیمهای آن هستند.
به باور او، دامنه اختیاراتی که پیشتر جناح سیاسی حزبالله به رهبری حسن نصرالله و دبیرکل پیشین این تشکیلات و دیگر مقامهای ارشد آن در اختیار داشتند، اکنون در پی تحولات ساختاری و تغییرات در رهبری حزب از میان رفته است.
آینده رابطه تهران و حزبالله بیش از گذشته به میزان نفوذ سپاه پاسداران بر فرماندهی نظامی این تشکیلات گره خورده است.
سپاه پس از جنگ ۲۰۲۴، با مشارکت خود در بازسازی فرماندهی، آموزش نیروها و طراحی عملیات مشترک، نقش مستقیمتری را در ساختار نظامی حزبالله ایفا کردە است.
در سناریوی تشدید تقابل ایران و اسرائیل، این پیوند عملیاتی میتواند احتمال ورود لبنان به جنگی تازه را افزایش دهد.
در مقابل، پیشرفت مذاکرات منطقهای و فشار دولت لبنان برای انحصار تصمیم جنگ ممکن است دامنه مداخله نظامی را محدود کند. متغیر تعیینکننده، تفکیک اختیار عملیاتی فرماندهان حزبالله از تصمیم راهبردی تهران خواهد بود.











