انفجار در علیالطاهر و پایان پروژه بیست ساله ایران در جنوب لبنان

علیاصغر فریدی
علیالطاهر صرفاً یک ارتفاع نظامی در جنوب لبنان نیست. انهدام شبکهای که طی دو دهه به یکی از زیرساختهای راهبردی حزبالله بدل شده بود، نقطه تلاقی سه منازعه است: تلاش اسرائیل برای تغییر موازنه امنیتی، سرمایهگذاری ایران برای حفظ عمق نفوذ منطقهای و مسالە حاکمیت دولت لبنان. از این منظر، انفجار علیالطاهر بیش از نابودی تونلها اهمیت دارد. پرسش اصلی این است که پس از تضعیف این زیرساخت، چه نیرویی قواعد امنیتی جنوب لبنان را تعیین خواهد کرد؟
اسرائیل با انفجار ۱۱۰۰ تن مواد منفجره، شبکه تونلهای زیرزمینی حزبالله در تپه علیالطاهر را منهدم کرد.
این پروژه که طی دو دهه با بودجه و برنامهریزی مستقیم ایران ساخته شده بود، اکنون به نمادی از محدودیت نفوذ تهران در لبنان تبدیل شده است.
چهارشنبه شب، دهم سپتامبر ۲۰۲۶ مطابق با۲۰ شهریور ۱۴۰۵، ارتش اسرائیل در عملیاتی کمسابقه با ۱۱۰۰ تن مواد منفجره، شبکه تونلهای زیرزمینی حزبالله در تپه علیالطاهر در جنوب لبنان را منفجر کرد.
این انفجار چنان قدرتمند بود که سیستم لرزهنگاری زمینشناسی آمریکا آن را معادل زلزلهای به بزرگی ۴.۱ ریشتر ثبت کرد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و اسرائیل کاتس، وزیر دفاع این کشور، در بیانیهای مشترک اعلام کردند که ارتش اسرائیل با دستور آنها زیرساختهای زیرزمینی حزبالله در تپه علیالطاهر را منهدم کرده و بدین ترتیب سازماندهی منطقه امنیتی در جنوب لبنان را تکمیل کرده است.
وزارت دفاع اسرائیل همچنین ویدیویی از لحظه انفجار منتشر کرد که گویهای آتش عظیمی را نشان میداد که از بالای کوه به آسمان بلند میشدند، این ویدیو از جمله توسط اسرائیل کاتس در شبکه ایکس به اشتراک گذاشته شد.
خبرگزاری رسمی لبنان و خبرنگاران فرانسپرس در جنوب لبنان نیز گزارش دادند که انفجارهای مهیبی در منطقه نبطیه شنیده شده و لرزش آن در شهرهای اطراف احساس شده است.
تپه علیالطاهر کجاست و چرا اینقدر مهم است؟
تپه علیالطاهر در شهرستان نبطیه، شمال رود لیطانی و میان شهرکهای کفرتبنیت و نبطیهفوقا قرار دارد. این ارتفاع، با بلندای تقریبی ۶۰۰ تا ۷۰۰ متر از سطح دریا، دید گستردهای بر بخش وسیعی از جنوبشرق لبنان و دشتها و تپههای اطراف نبطیه دارد.
اهمیت نظامی این تپه در سه عامل خلاصه میشود، اول اشراف دیدبانی، یعنی کنترل تپه به معنای تسلط بر مسیرهای تدارکاتی حزبالله در جنوب لبنان و امکان رصد تحرکات در دشتها و شهرهای اطراف است.
دوم موقعیت ارتباطی است، این تپه حلقه اتصال میان نبطیه، رود لیطانی، قلعه بوفورت (الشقیف) و منطقه اقلیمالتفاح است.
و سومین اهمت آن، زیرساخت زیرزمینی است، طی دو دهه، حزبالله با بودجه و برنامهریزی ایران، شبکهای از تونلها، مراکز فرماندهی و انبارهای سلاح در زیر این تپه ساخته بود.
نام تپه از زیارتگاه یک عالم شیعه به نام «علی الطاهر» گرفته شده که آرامگاهش بر فراز قله قرار دارد.
از تامین بودجه توسط ایران تا حضور مستقیم
ایران، بهعنوان حامی اصلی حزبالله، نقشی مستقیم و غیرمستقیم در دفاع از علیالطاهر داشته است. بر اساس گزارش رویترز و منابع منطقهای، بیش از دو عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از جمله دستکم دو افسر ارشد، در کنار جنگجویان حزبالله در این تپه مستقر بودهاند کە حاکی از درگیری مستقیم ایران در نبردهای زمینی جنوب لبنان با اسرائیل است.
اواخر مرداد ماه گذشته، تهران از طریق عمان پیامی به واشنگتن فرستاده و هشدار داده بود که هر حمله تمامعیار اسرائیل به علیالطاهر با واکنشی بزرگمقیاس از سوی ایران روبهرو خواهد شد، پیامی که بر آمادگی تهران برای تلافی در مناطق حضور نیروهای سپاه تاکید داشت.
تپه علیالطاهر برای ایران، یک سرمایهگذاری بلندمدت بود.به گفته ارتش اسرائیل، شبکه تونلهای علیالطاهر شامل مراکز فرماندهی و انبارهای سلاح بود که طی دو دهه با بودجه و برنامهریزی حکومت ایران ساخته شده که بخشی کلیدی از استراتژی ایران برای گسترش نفوذ خود در لبنان از طریق حزبالله بوده است.
چرا ایران و حزبالله با تحویل تپه به ارتش لبنان مخالف بودند؟
پیش از انفجار تپهعلیالطاهر، آمریکا و کشورهای عربی پیشنهاد داده بودند حزبالله این تپه را به ارتش لبنان تحویل دهد، اما تهران و حزبالله با این طرح مخالفت کردند.
دلایلی که حزبالله و ایران برای عدم تحویل این تپه به ارتش لبنان داشتند یکی، نگرانی از این موضوع بود که تحویل یک موضع به ارتش لبنان، به الگویی برای درخواست تخلیه سایر مواضع حزبالله در شمال رود لیطانی تبدیل شود.
دلیل دیگربیاعتمادی به تضمینهای اسرائیل بود، منابع نزدیک به حزبالله تأکید کردەاند کە هیچ تضمینی وجود ندارد که اسرائیل پس از تحویل علیالطاهر، حملات خود را متوقف کند یا از اشغال منطقه خودداری ورزد.
دلیل دیگر حفظ زیرساخت استراتژیکی بود که طی دو دهه با بودجه ایران ساخته شده بودند، این زیرساختها، شامل کیلومترها تونل، مراکز فرماندهی، انبارهای سلاح و پایگاههای مستشاران سپاه پاسداران بود.
از سویی هم برخی رسانههای لبنانی مدعی شدند حزبالله به دستور حکومت ایران از ترک تپه خودداری کرده است.
واکنش مقامات لبنان به این انفجار، سکوت، تردید و انتقاد بود
واکنش مقامات لبنانی به ادعای تسلط اسرائیل بر علیالطاهر آمیزهای بود از سکوت محتاطانه، تردید در صحت ادعا، و انتقاد از بنبست سیاسی داخلی.
در روزهای نخست، هیچ بیانیه رسمی فوری از دفتر نخستوزیر نجیب میقاتی یا ریاستجمهوری ژوزف عون منتشر نشد. رئیسجمهور عون بعدها از آمریکا و جامعه بینالمللی خواست برای توقف نقض آتشبس و حملات اسرائیل به لبنان فشار وارد کنند.
منابع نظامی به رسانهها گفتند هیچ واحدی از ارتش لبنان در اطراف علیالطاهر مستقر نشده، چون تشدید حملات اسرائیل هرگونه اعزام نیرو را غیرممکن کرده است.
ایهاب حماده، نماینده حزبالله در پارلمان، گفت اسرائیل هیچ تصویری از ورود نیروهایش به تپه یا کشف سلاح منتشر نکرده و ادامه بمباران، با ادعای تسلط کامل، در تناقض است. حزبالله رسما نه سقوط تپه را تأیید کرد و نه تکذیب آن را.
سمیر جعجع، رهبر نیروهای لبنانی، در مراسم سالانه حزب در معراب گفت تپه علیالطاهر باید به ارتش لبنان تحویل داده میشد، نه اینکه بهعنوان موضعی خالی یا بیاهمیت نادیده گرفته شود؛ او خواستار دولتی شد که «بتواند تصمیم بگیرد و عمل کند».
پایان یک پروژه، آغاز یک معادله جدید
با انفجار تپە علی الطاهر، اسرائیل مدعی است کە هم کنترل سطحی و هم کنترل زیرزمینی تپه را بهطور کامل به دست آورده و اکنون نیروهایش در حال آمادهسازی برای ماندن در منطقه و جلوگیری از بازگشت حزبالله هستند.
برای ایران، این پایان یک پروژه چندصدمیلیوندلاری بود، برای حزبالله، ضربهای به مشروعیت مقاومت، و برای لبنان، یادآوری تلخی از اینکه حاکمیت دولت هنوز در سایه قدرتهای منطقهای گم شده است.
تسلط ادعایی اسرائیل بر علیالطاهر محدودیت نفوذ ایران در لبنان را آشکارتر کرد، تهران نمیتواند تضمینهای امنیتی خود به متحدانش را زیر فشار نظامی جدی اسرائیل بهطور قابلاعتماد اجرا کند.
با این حال، برای حزبالله، از دست دادن یک تپه هنوز بهتر از پذیرش اصل خلع سلاح و تضعیف مشروعیت مقاومت بود.
علیالطاهر ثابت کرد که در خاورمیانه، گاهی یک تپه کوچک نماد نبردی بزرگتر است، نبرد میان حاکمیت دولت و قدرت شبهنظامیهای نیابتی.











