top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

تداوم تهدیدها علیه عربستان، امنیت مسیر جایگزین صادرات نفت را با خطر روبه‌رو می‌کند

2 hours ago
6 min read



هشدار امنیتی عربستان سعودی درباره بندر نفتی ینبع در ساحل دریای سرخ، آسیب‌پذیری یکی از مهم‌ترین مسیرهای جایگزین صادرات انرژی در خاورمیانه را بار دیگر آشکار کرده است. این بندر که از طریق خط لوله شرق به غرب به مراکز تولید نفت عربستان متصل است، در جریان جنگ ایران و اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز اهمیت راهبردی بیشتری یافته است. اکنون ادامه حملات حوثی‌های یمن، ریاض را با این احتمال روبه‌رو کرده است که مسیری که برای کاهش وابستگی به خلیج فارس توسعه یافته، خود به یکی از نقاط آسیب‌پذیر شبکه صادرات نفت تبدیل شود. پیامد چنین وضعیتی می‌تواند فراتر از امنیت عربستان باشد و بر محاسبات نظامی کشورهای منطقه، تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان جنگ و هزینه انتقال انرژی به بازارهای جهانی تأثیر بگذارد.


به گزارش رویترز در پنجم نوامبر، مقام‌های سعودی درباره خطر احتمالی در ینبع هشدار دادند. هم‌زمان، ائتلاف نظامی به رهبری عربستان اعلام کرد موشکی را که به سوی مدینه شلیک شده بود، رهگیری و منهدم کرده است.


سازمان دفاع مدنی این کشور نیز برای منطقه شروره، در نزدیکی مرز یمن، هشدار اضطراری صادر کرد. تا زمان انتشار این خبر، حوثی‌ها مسئولیت حمله‌ای در روز پنجشنبه را بر عهده نگرفته بودند و گزارشی تأییدشده از اصابت موشک یا آسیب به تأسیسات نفتی ینبع منتشر نشده بود.


این هشدار در ادامه مجموعه‌ای از تهدیدها علیه زیرساخت‌های انرژی عربستان صادر شده است. حوثی‌ها در ماه ژوئیه مدعی حمله به تأسیسات انتقال نفت از شرق عربستان به ینبع شدند.


در سپتامبر نیز این گروه اعلام کردە بود کە تأسیسات آرامکو در منطقه ینبع را هدف قرار داده است. مقام‌های سعودی در بیست‌وچهارم سپتامبر نیز از رهگیری شش موشک بالستیک خبر دادە بودند که به گفته ائتلاف نظامی، به سوی طائف و منطقه ینبع شلیک شده بودند.


رویترز در گزارش بیست‌وچهارم سپتامبر ضمن ثبت ادعاهای دو طرف، تأیید مستقلی درباره اصابت به تأسیسات آرامکو ارائه نکردە بود.


تداوم این تهدیدها اهمیت اقتصادی و نظامی ینبع را برجسته کرده است. عربستان سعودی برای انتقال نفت از مناطق تولیدی شرق کشور به دریای سرخ، از خط لوله شرق به غرب استفاده می‌کند.

این زیرساخت امکان می‌دهد بخشی از صادرات نفت بدون عبور از تنگه هرمز انجام شود. از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، اختلال در رفت‌وآمد کشتی‌ها در خلیج فارس، ارزش این مسیر جایگزین را افزایش داده است.

اما اهمیت راهبردی یک مسیر جایگزین، به امنیت و قابلیت استفاده مستمر از آن وابسته است. اگر انتقال نفت از تنگه هرمز با محدودیت روبه‌رو باشد و هم‌زمان زیرساخت‌های صادراتی دریای سرخ نیز در معرض حملات مستمر قرار گیرند، توانایی عربستان برای جبران اختلال در یکی از مسیرها از طریق مسیر دیگر کاهش می‌یابد.


این وضعیت لزوماً به توقف صادرات منجر نمی‌شود، اما می‌تواند هزینه حفاظت از تأسیسات، بیمه محموله‌ها و برنامه‌ریزی برای انتقال نفت را افزایش دهد.


از همین نقطه، تهدید علیه ینبع از یک مسالە امنیتی داخلی عربستان به بخشی از معادله گسترده‌تر جنگ ایران تبدیل می‌شود.


حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و پیامدهای آن برای امنیت تنگه هرمز، وابستگی به مسیر دریای سرخ را افزایش داده است.

در مقابل، حملات حوثی‌ها علیه اهداف سعودی، امنیت همین مسیر جایگزین را با مخاطره روبه‌رو می‌کند. این دو بحران، اگرچه از نظر بازیگران و اهداف نظامی یکسان نیستند، در شبکه انتقال انرژی به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

برای عربستان، پاسخ به این وضعیت تنها افزایش عملیات نظامی در یمن نیست. ریاض باید از مجموعه‌ای گسترده از زیرساخت‌ها، شامل خطوط لوله، تأسیسات نفتی، بنادر و مراکز جمعیتی محافظت کند.


مقابله با حملات موشکی و پهپادی نیز به سامانه‌های دفاع هوایی، شبکه‌های اطلاعاتی و توانایی رهگیری مستمر نیاز دارد. همین الزامات، زمینه گسترش همکاری‌های دفاعی عربستان با کشورهای منطقه و متحدان فرامنطقه‌ای را فراهم کرده است.


رویترز چهارم نوامبر نیز گزارش دادە بود که پارلمان ترکیه در آستانه تصویب توافق دفاعی مشترک با عربستان و پاکستان قرار گرفته است. این توافق که در ماه اوت امضا شدەبود، دارای بندی درباره دفاع جمعی است که حمله به یکی از اعضا را تهدیدی علیه دیگر اعضا تلقی می‌کند.


با این حال، تصویب توافق به معنای اعزام خودکار نیروهای ترکیه نیست و استقرار نیروهای نظامی این کشور در عربستان به مجوز جداگانه پارلمان نیاز دارد.


مقام‌های ترکیه اعلام کرده‌اند که مشارکت این کشور می‌تواند بر تجهیزات نظامی، تبادل اطلاعات و سامانه‌های تسلیحاتی متمرکز باشد.


یاشار گولر، وزیر دفاع ترکیه نیز اعلام کردە است که آنکارا مشارکت نیروهای خود در عملیات رزمی یا تهاجمی علیه حوثی‌ها را پیش‌بینی نمی‌کند. این موضع نشان می‌دهد که تعهد دفاعی ترکیه به عربستان را نباید با آمادگی برای ورود مستقیم به جنگ یمن یکسان دانست.

اهمیت توافق سه‌جانبه در همین تمایز نهفته است. عربستان برای کاهش آسیب‌پذیری خود به تقویت توان دفاعی نیاز دارد، اما شرکای آن الزاماً خواهان گسترش جنگ نیستند. ترکیه و پاکستان از یک سو همکاری نظامی با ریاض را توسعه داده‌اند و از سوی دیگر، در تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا مشارکت دارند.

این دو رویکرد می‌توانند مکمل یکدیگر باشند، زیرا افزایش ظرفیت دفاعی لزوماً به معنای انتخاب راه‌حل نظامی برای پایان بحران نیست.


این رابطه در تماس‌های دیپلماتیک اخیر آشکارتر شده است. بر اساس گزارش رویترز در بیست‌وششم اکتبر، مقام‌های ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان در تهران با مقام‌های ایرانی دیدار کردند.


عربستان اعلام کرد هدف از این تماس‌ها گشودن مسیر مذاکره برای جلوگیری از بازگشت به تشدید نظامی است. این دیدار در شرایطی برگزار شد که حوثی‌ها حملات تازه‌ای علیه اهداف سعودی اعلام کرده بودند و مصر نیز مجوز ارائه حمایت نظامی به عربستان را صادر کرده بود.


هم‌زمانی این تحولات، یکی از ویژگی‌های اصلی آرایش امنیتی تازه منطقه را نشان می‌دهد. دولت‌هایی که برای مقابله با تهدیدهای نظامی به یکدیگر نزدیک می‌شوند، همچنان می‌کوشند کانال‌های ارتباطی با ایران را حفظ کنند.


برای آن‌ها، مهار حملات حوثی‌ها و جلوگیری از گسترش جنگ ایران دو هدف جداگانه اما مرتبط است. موفقیت در یکی می‌تواند شرایط تحقق دیگری را تسهیل کند، در حالی که شکست مذاکرات و تشدید درگیری ممکن است فشار بر هر دو مسیر را افزایش دهد.


برای ایران، گسترش همکاری‌های دفاعی عربستان با ترکیه، پاکستان و دیگر کشورها از دو جهت اهمیت دارد.

نخست آنکه تقویت سامانه‌های دفاعی ریاض می‌تواند بر محاسبات نظامی حوثی‌ها و میزان تأثیرگذاری حملات آنان اثر بگذارد. دوم آنکه استمرار تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی عربستان ممکن است انگیزه کشورهای منطقه برای ایجاد سازوکارهای امنیتی مشترک را افزایش دهد.

با این حال، این روند را نمی‌توان به‌سادگی نشانه تشکیل ائتلافی واحد علیه ایران دانست. ترکیه و پاکستان روابط و منافع مستقلی در مناسبات خود با تهران دارند و مشارکت آنان در گفت‌وگوهای دیپلماتیک نشان می‌دهد که همکاری با عربستان الزاماً با قطع ارتباط با ایران همراه نیست.


در این میان، عربستان با محاسبه‌ای دشوار روبه‌روست. پاسخ نظامی به حملات می‌تواند برای بازدارندگی و حفاظت از زیرساخت‌ها ضروری تلقی شود، اما گسترش درگیری نیز ممکن است تهدید علیه همان تأسیسات را افزایش دهد.

از سوی دیگر، کاهش تنش بدون ترتیبات امنیتی قابل اتکا ممکن است نگرانی ریاض درباره تکرار حملات را برطرف نکند. بنابراین، مسالە اصلی عربستان تنها دفع تهدیدهای فوری نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که استمرار صادرات نفت و امنیت زیرساخت‌های حیاتی را در بلندمدت تضمین کند.

این محاسبه مستقیماً با بازار جهانی انرژی پیوند دارد. هرگونه اختلال در انتقال نفت از عربستان می‌تواند بر عرضه جهانی، هزینه حمل‌ونقل و انتظارات معامله‌گران تأثیر بگذارد.


با این حال، واکنش قیمت‌ها همواره بازتاب مستقیم شدت درگیری نیست. بازار نفت هم‌زمان احتمال تشدید جنگ، چشم‌انداز توافق سیاسی، سطح عرضه و تقاضای جهانی را ارزیابی می‌کند. از همین رو، ممکن است در دوره‌ای که هشدارهای امنیتی ادامه دارند، قیمت نفت تحت تأثیر انتظار برای کاهش تنش افت کند.


اهمیت اقتصادی هشدار ینبع را باید در همین چارچوب سنجید. تا زمانی که آسیب به تأسیسات یا توقف صادرات تأیید نشده باشد، نمی‌توان از اختلال قطعی در عرضه نفت سخن گفت. اما تکرار تهدیدها علیه مسیری که برای دور زدن تنگه هرمز اهمیت یافته، می‌تواند بر ارزیابی خطر در بازار انرژی اثر بگذارد.


برای کشورهای واردکننده نفت، از جمله چین و اقتصادهای اروپایی، مسئله تنها حجم تولید نیست، بلکه قابلیت اطمینان مسیرهای انتقال و هزینه دسترسی مستمر به انرژی نیز اهمیت دارد.


پیامدهای سیاسی این وضعیت نیز به مرزهای عربستان محدود نمی‌ماند. هرچه امنیت صادرات انرژی بیشتر به تحولات جنگ ایران و درگیری یمن وابسته شود، کشورهای بیشتری در نتیجه مذاکرات و ترتیبات امنیتی احتمالی ذی‌نفع خواهند شد.


این وابستگی می‌تواند انگیزه میانجیگری و کاهش تنش را افزایش دهد، اما در عین حال، تفاوت نگرانی‌های امنیتی بازیگران منطقه‌ای ممکن است دستیابی به توافقی فراگیر را دشوارتر کند.

هشدار پنجم نوامبر درباره ینبع، هنوز نشانه وقوع حمله مستقیم به این بندر نیست. اهمیت آن در آشکار کردن محدودیتی است که جنگ ایران و گسترش درگیری در یمن بر شبکه صادرات انرژی منطقه تحمیل کرده‌اند.

عربستان برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز به مسیر دریای سرخ متکی شده، اما امنیت این مسیر نیز تحت تأثیر حملات حوثی‌ها قرار گرفته است.


در نتیجه، حفاظت از صادرات نفت دیگر تنها به امنیت یک تنگه یا یک بندر وابسته نیست، بلکه به مهار مجموعه‌ای از تهدیدهای مرتبط در خلیج فارس، یمن و دریای سرخ بستگی دارد.

این پیوند، معادله امنیت منطقه را نیز تغییر می‌دهد. تقویت همکاری‌های دفاعی می‌تواند آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها را کاهش دهد، اما تا زمانی که عوامل استمرار جنگ و حملات منطقه‌ای پابرجا باشند، به‌تنهایی امنیت پایدار مسیرهای انرژی را تضمین نخواهد کرد.

از این رو، آینده ینبع نه فقط به توان دفاعی عربستان، بلکه به سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا، تحولات جنگ یمن و ظرفیت کشورهای منطقه برای جلوگیری از گسترش رویارویی وابسته خواهد بود.


 
 
bottom of page