۳۰ سپتامبر و آزمون حاکمیت عراق پس از خروج آمریکا
- 23 hours ago
- 7 min read

سمیە توحیدی
عراق در آستانه یکی از مهمترین تغییرات امنیتی خود پس از سقوط صدام حسین قرار گرفته است. آمریکا اعلام کردە است کە خروج نیروهای باقیماندهاش از این کشور تا ۳۰ سپتامبر تکمیل خواهد شد، اما پایان این حضور نظامی بیش از آنکه صرفاً جابهجایی چند صد نیروی باقیمانده باشد، بغداد را با پرسشی اساسی روبهرو میکند: آیا دولت عراق میتواند همزمان سلاح گروههای مسلح را مهار کند، مانع بازگشت داعش شود و کشور را از تبدیل شدن به میدان تسویهحساب قدرتهای منطقهای دور نگه دارد؟
انتظار می رود کە ۳۰ سپتامبر بە حضور نظامی بیش از دو دههای آمریکا در عراق خاتمە بدهد. در این بارە آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده است که روند خروج طبق برنامه پیش میرود و بیشتر نیروهای آمریکایی پیشتر عراق را ترک کردهاند.
نیروهای باقیمانده عمدتاً در اقلیم کردستان مستقرند و انتقال تجهیزات از اربیل نیز نیز آغاز شده است و علی الزیدی، نخستوزیر عراق، پس از دیدار با برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، بار دیگر بر اجرای این جدول زمانی تأکید کرده است.
با این حال، آنچه در پایان سپتامبر خاتمه مییابد، رابطه امنیتی بغداد و واشنگتن نیست. توافقی که دو کشور در سپتامبر ۲۰۲۴ حول آن بە توافق دست یافتند، یک روند دو مرحلهای را پیشبینی کرده بود.
مأموریت نظامی ائتلاف در داخل عراق در مرحله نخست پایان مییافت، اما استفاده از خاک عراق برای پشتیبانی از عملیات علیه داعش در شمالشرق سوریه تا سپتامبر ۲۰۲۶ ادامه پیدا میکرد. همزمان، قرار بود مأموریت ائتلاف جای خود را به همکاریهای امنیتی دوجانبه بدهد.
به این ترتیب، آمریکا از الگوی استقرار نظامی مستقیم فاصله میگیرد، اما از معادلات امنیتی عراق کنار نمیرود.
برای بغداد نیز مسئله اصلی از همین نقطه آغاز میشود. کاهش حضور خارجی زمانی میتواند به تقویت حاکمیت عراق منجر شود که دولت قادر باشد فضای باقیمانده را با نهادهای رسمی خود پر کند، نه اینکه این فضا میان گروههای مسلح و قدرتهای خارجی تقسیم شود.
دو پروندهای که در ۳۰ سپتامبر به هم میرسند
اهمیت این تاریخ صرفا به خروج آمریکا از عراق محدود نیست. دولت عراق ۳۰ سپتامبر را بهعنوان ضربالاجلی برای قرار گرفتن سلاح در انحصار دولت نیز تعیین کرده است.
آسوشیتدپرس گزارش داده است که همزمانی این دو روند، فشار بر گروههای مسلح نزدیک به ایران را افزایش داده، هرچند مقاومت برخی از قدرتمندترین این گروهها، تحقق کامل خلع سلاح تا این موعد را با تردید روبهرو کرده است.
پیوند این دو پرونده روشن است. شماری از گروههای مسلح عراقی طی سالهای گذشته حضور نیروهای آمریکایی را یکی از دلایل حفظ سلاح خود عنوان کردهاند. با خروج این نیروها، یکی از مهمترین استدلالهای آنها نیز تضعیف میشود و بغداد میتواند با قدرت بیشتری بر اصل انحصار سلاح در دست دولت تأکید کند.
اما مسئله بسیار پیچیدهتر از جمعآوری تعدادی موشک، پهپاد یا سلاح سنگین است. برخی از این گروهها طی سالهای پس از ظهور داعش در ساختار سیاسی، امنیتی و اقتصادی عراق ریشه دواندهاند و بخشی از آنها، در کنار حضور در نهادهای رسمی، شبکه فرماندهی و روابط سیاسی و خارجی خود را نیز حفظ کردهاند.
در نتیجه، مسالە اصلی برای دولت عراق صرفا تحویل سلاح نیست، بلکه بازگرداندن تصمیم درباره جنگ و صلح به زنجیره فرماندهی رسمی کشور است کە از آن با عنوان حاکمیت ملی یاد می گردد. نشانههای دشواری این مسیر نیز از هماکنون دیده میشود.
المانیتور در اوایل آگوست گزارش داد تلاش نیروهای دولتی برای ضبط سلاح یک گروه نزدیک به ایران با مقاومت روبهرو شده و همین رویارویی، توان دولت زیدی برای اجرای وعده خلع سلاح گروهها تا پایان سپتامبر را به آزمون گذاشته است.
در واقع، خروج آمریکا یکی از قدیمیترین تناقضهای ساختار امنیتی عراق پس از ۲۰۰۳ را آشکارتر میکند. بغداد خواهان استقلال بیشتر از حضور نظامی خارجی است، اما تحقق همین استقلال مستلزم آن است که هیچ نیروی داخلی نیز خارج از اراده دولت درباره استفاده از سلاح تصمیم نگیرد.
خروج آمریکا، بە منزلە پایان تهدید داعش نیست
در کنار این چالش داخلی، پرونده دیگری نیز همچنان باز میماند. نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۴ و پس از تصرف بخشهای وسیعی از عراق به دست داعش به این کشور بازگشتند.
مأموریت آنها بهتدریج از عملیات رزمی مستقیم به آموزش، مشاوره، اطلاعات و پشتیبانی از نیروهای عراقی و پیشمرگه تغییر کرد و اکنون واشنگتن معتقد است این نیروها توان بیشتری برای برعهده گرفتن مسئولیت امنیت کشور دارند.
با این همه، ارزیابی خود آمریکا نیز این است که شکست سرزمینی داعش به معنای نابودی این گروه نیست.
مقامهای آمریکایی هنگام اعلام برنامه انتقال مأموریت تصریح کردند که داعش بهشدت تضعیف، اما همچنان تهدیدی واقعی برای عراق و منطقه است. به همین دلیل نیز بخش دوم توافق بغداد و واشنگتن برای ادامه فشار بر داعش در سوریه تا سپتامبر ۲۰۲۶ طراحی شد.
این وضعیت، مأموریت بغداد را دوگانه میکند. دولت باید از یک سو مانع بازسازی هستههای داعش شود و از سوی دیگر، قدرت نظامی بازیگرانی را مهار کند که الزاماً تمام تصمیماتشان از ساختار رسمی دولت عبور نمیکند. شکست در هر یک از این دو مسیر میتواند دستاورد مسیر دیگر را نیز تضعیف کند.
اقلیم کردستان و برداشته شدن بخشی از چتر دفاعی
پیامدهای خروج آمریکا در اقلیم کردستان ملموستر است. پس از کاهش حضور نیروهای ائتلاف در دیگر نقاط عراق، بخش مهمی از نیروهای باقیمانده آمریکا در نزدیکی فرودگاه هولیر متمرکز و اکنون خروج آنها نیز وارد مرحله پایانی شده است.
المانیتور ۳۱ ژوئیه به نقل از منابع مطلع گزارش داد بخش عمده نیروها و تجهیزات سنگین آمریکا از این مجموعه خارج شدهاند و سامانههای پاتریوت نیز به مکانی اعلامنشده انتقال یافتهاند.
این خروج در شرایطی انجام میشود که اقلیم کردستان در ماههای اخیر در معرض حملات ایران و گروههای مسلح همسو با تهران قرار داشته و مقامهای کرد درباره پیامدهای امنیتی کاهش چتر دفاعی آمریکا نگرانیهایی دارند.
این تحول، معضل دفاع از آسمان و زیرساختهای حیاتی اقلیم کردستان را برجستهتر میکند. هولیر و بغداد در مرحله بعد ناگزیر خواهند بود مسئولیت بیشتری را در حفاظت از فرودگاهها، تأسیسات انرژی، پایگاههای نظامی و دیگر اهداف حساس برعهده بگیرند و میزان هماهنگی امنیتی میان دولت فدرال و حکومت اقلیم نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
اهمیت این مسالە فقط به تهدیدهای ناشی از ایران و گروههای نزدیک به آن محدود نمیشود. اقلیم کردستان سالهاست کە بە ملجایی برای احزاب کردستانی اعم از حزب کارگران کردستان، کوملە، پژاک، دموکرات و سایر گروههای دیگر بدل شدە است.
کاهش حضور آمریکا الزاماً به معنای افزایش خودکار آزادی عمل ترکیه نیست، اما هر خلأ امنیتی میتواند امکان بیشتری برای مداخله بازیگران خارجی فراهم کند.
عراق در میانە فشارهای ایران، ترکیه و رقابتهای منطقهای
ایران ضلع دیگر این معادله قرار دارد. تهران طی دو دهه گذشته شبکه گستردهای از روابط سیاسی و امنیتی خود را در عراق ایجاد و شماری از قدرتمندترین گروههای مسلح شیعه این کشور روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی دارند.
در مقابل، پایگاهها و نیروهای آمریکایی نیز بارها هدف حملات گروههای همسو با ایران قرار گرفتهاند. از این منظر، خروج نیروهای آمریکایی میتواند یکی از مهمترین نقاط اصطکاک مستقیم در داخل عراق را کاهش دهد، اما این تحول تنها زمانی به ثبات بیشتر منجر خواهد شد که کاهش حضور واشنگتن با افزایش اقتدار بغداد همراه شود.
در غیر این صورت، فضایی که آمریکا از آن عقب مینشیند میتواند به عرصه رقابت شدیدتر بازیگران دیگری تبدیل شود.
تحولات ماههای اخیر حساسیت این مسالە را افزایش داده است. تشدید رویارویی ایران و آمریکا، حملات به اهداف مختلف در اقلیم کردستان و عراق و نگرانی درباره کشیده شدن این کشور به یک جنگ منطقهای، بار دیگر همان معضلی را برجسته کرده است که بغداد سالهاست با آن مواجه است: چگونه روابط خود را با قدرتهای رقیب حفظ کند، بدون آنکه خاک عراق به میدان برخورد آنها تبدیل شود.
برای بغداد، مسالە انتخاب میان آمریکا، ایران یا ترکیه نیست. معیار اعادە حاکمیت این کشور است که دولت از طریق آن بتواند قواعد حضور و فعالیت همه این بازیگران را در خاک خود تعیین کند و اجازه ندهد هیچیک از آنها، مستقیم یا از طریق نیروهای محلی، تصمیم امنیتی عراق را تحتالشعاع قرار دهند.
پایان یک مأموریت، نه پایان رابطه با آمریکا
حضور نظامی آمریکا در عراق طی بیش از دو دهه بارها تغییر شکل یافتە است. نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ وارد عراق شدند و شمار آنها در اوج جنگ در سال ۲۰۰۷ از ۱۷۰ هزار نفر فراتر رفت.
بیشتر نیروها در سال ۲۰۱۱ خارج شدند، اما سه سال بعد و در پی ظهور داعش، آمریکا به درخواست دولت عراق، بە این کشور بازگشت. این مأموریت با عملیات گسترده علیه داعش آغاز شد و به مرور به آموزش، مشاوره و پشتیبانی محدود شد و اکنون همان مأموریت نیز به پایان خود نزدیک شده است.
با این حال، اسناد رسمی توافق بغداد و واشنگتن از ابتدا تأکید داشتند که پایان مأموریت ائتلاف قرار نیست پایان همکاری امنیتی دو کشور باشد. هدف، انتقال از ساختار ائتلافی به روابط امنیتی دوجانبه و ادامه همکاری در حوزههایی است که دولت عراق به آن نیاز دارد.
بنابراین ۳۰ سپتامبر را نمیتوان تکرار خروج سال ۲۰۱۱ دانست. این بار نیروهای عراقی تجربه یک دهه جنگ با داعش را پشت سر گذاشتهاند، ساختار امنیتی کشور تغییر کرده و واشنگتن نیز قصد ندارد ارتباط نظامی و امنیتی خود با بغداد را بهطور کامل قطع کند.
تفاوت اصلی در این است که مسئولیت مستقیم امنیت کشور بیش از گذشته بر دوش خود عراق قرار خواهد گرفت. آزمون واقعی از اول اکتبر آغاز میشود.
۳۰ سپتامبر در نهایت پایان یک مأموریت نظامی است، نه پایان نفوذ آمریکا و نه پایان رقابت قدرتهای منطقهای در عراق. از روز بعد، مسالە اصلی دیگر شمار نیروهای آمریکایی نخواهد بود، بلکه میزان توان بغداد برای پر کردن فضایی است که کاهش حضور نظامی واشنگتن برجای میگذارد.
دولت عراق باید همزمان انحصار سلاح را تثبیت کند، مانع بازسازی هستههای داعش شود، توان حفاظت از مرزها و حریم هوایی را افزایش دهد و در برابر فشار بازیگران منطقهای، از تبدیل خاک کشور به امتداد منازعات آنها جلوگیری کند. این همان نقطهای است که خروج آمریکا را از یک جابهجایی نظامی به آزمونی برای حاکمیت عراق تبدیل میکند.
از این منظر، پرسش تعیینکننده پس از ۳۰ سپتامبر این نیست که ایران، ترکیه یا بازیگر دیگری تا چه اندازه از کاهش حضور آمریکا سود خواهد برد.
پرسش مهمتر این است که آیا بغداد میتواند فضای باقیمانده را با اقتدار نهادهای خود پر کند و اجازه ندهد گروههای مسلح داخلی یا قدرتهای خارجی این خلأ را به جای دولت عراق پر کنند.
اگر پاسخ مثبت باشد، ۳۰ سپتامبر میتواند آغاز مرحلهای باشد که در آن کاهش حضور خارجی با افزایش حاکمیت عراق همراه میشود. در غیر این صورت آخرین نیروهای آمریکایی ممکن است عراق را ترک کنند، اما رقابت بر سر فضایی که پشت سر میگذارند تازه آغاز خواهد شد.











