تاریخچه مقاومت و مبارزه کردها در ایران
- Apr 30
- 5 min read

علیاصغر فریدی
مقاومت کردها در ایران روایتی طولانی از مطالبه حقوق ملی در برابر تمرکزگرایی است. از مرزداری در صفویه و قاجار تا سرکوب رضاشاهی و قیام سمکو، این روند با تأسیس جمهوری مهاباد در ۱۳۲۴ به اوج نمادین خود دست یافت. پس از انقلاب ۱۳۵۷، مطالبات خودمختاری به درگیری مسلحانه و سرکوب گسترده انجامید و در دهههای بعد به فعالیت سیاسی محدود شد. از دهه ۱۳۹۰، کنشها عمدتاً مدنی و سراسری شده است. تداوم این مسیر به هویت ریشهدار، جغرافیا و انباشت نارضایتیها پیوند دارد.
تاریخچه مقاومت کردها در ایران، روایتی طولانی و پرتلاطم از مبارزه برای دستیابی بە حقوق ملی، در چارچوب خودمختاری یا دموکراسی در ایران بوده است.
کردها به عنوان یکی از اتنیکهای ساکن در جغرافیای ایران کنونی، با هویت زبانی و فرهنگی متمایز، از دوران پیشامدرن تا امروز، بارها در برابر سیاستهای تمرکزگرایانه حکومتهای مرکزی ایستادگی کردهاند.
این مقاومت اغلب ترکیبی از جنبشهای سیاسی، ملیگرایانه و اعتراضات مدنی بوده و ادامه این همه سال مبارزه و ایستادگی، ریشه در جغرافیای کوهستانی، موقعیت مرزی و سابقه تاریخی آنها دارد.
قیام کردها در دوران پیش از مدرنیته
در دوره صفویه و قاجار، کردها عمدتا به عنوان مرزداران غربی ایران عمل میکردند و در برابر تهاجمات عثمانی مقاومت نشان میدادند. حکومت اردلان در سنندج یکی از طولانیترین حکومتهای نیمهمستقل در کردستان بود.
با این حال، سیاستهای تمرکزگرایانە رضاشاه پهلوی از سال۱۳۰۴ تا۱۳۲۰ شمسی منجر به سرکوب جنبشهای هویتخواهانه کردها شد.
مهمترین آنها، قیام اسماعیلآقا سمکو که با عنوان اسماعیل آقا شکاک هم شناخته شده است، در دهه ۱۳۰۰ با هدف خودمختاری یا کنترل بیشتر محلی شکل گرفت و در نهایت در ۳۰ تیر ۱۳۰۹ در جریان یک توطئه و دعوت فریبنده به مذاکره توسط نیروهای دولتی رضاشاه، در شنو، (اشنویه)، واقع در استان آدربایجان غربی کشته و قیام او سرکوب شد.
دوران پهلوی و جمهوری کردستان در مهاباد
پس از اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۰، فضای سیاسی باز شد. در ۱۳۲۴، حزب دموکرات کردستان ایران توسط قاضی محمد تاسیس شد.
این حزب با حمایت شوروی، در ۲۲ بهمن ۱۳۲۴ تاسیس جمهوری کردستان در مهاباد را اعلام کرد، این اولین تجربه کوتاهمدت خودمختاری کردی در ایران بود.
جمهوری کردستان بر آموزش به زبان کردی، اصلاحات ارضی و خودمختاری تاکید داشت، اما پس از خروج نیروهای شوروی در سال ۱۳۲۵، ارتش ایران آن را سرکوب کرد و قاضی محمد و یارانش اعدام شدند. این رویداد به نماد مقاومت کردها تبدیل شد.
در دهههای بعد، فعالیتهای سیاسی کردها ادامه یافت. علاوه بر حزب دمکرات کردستان ایران، این بار، کومله نیز در اواخر دهه ۱۳۴۰ با گرایش چپگرا شکل گرفت و تلاش برای مبارزه مسلحانه علیه رژیم پهلوی کرد.
قیامهای کوچکتری مانند قیام ۱۳۴۶ در مثلث مهاباد، سردشت و بانه نیز رخ داد، اما ساواک آنها را سرکوب کرد.
کردها در انقلاب ۱۳۵۷ علیه حکومت محمدرضا شاه، مشارکت فعال داشتند و امید به تغییرات دموکراتیک و حقوق ملی و اتنیکی داشتند.
قیام ۱۳۵۷–۱۳۵۹ و جنگ با جمهوری اسلامی
پس از پیروزی انقلاب در ایران، بیش از ۹۷٪ از کردها در همهپرسی رای بە جمهوری اسلامی شرکت نکردە و خواستار خودمختاری دموکراتیک شدند. مذاکرات با دولت موقت بازرگان و نمایندگان خمینی شکست خورد.

در بهار ۱۳۵۸، درگیریها در سنندج، مهاباد، سقز و مریوان آغاز شد. خمینی فتوای جهاد را علیه کردها اعلام و نیروهای ارتش و سپاه به منطقه اعزام شدند.
این دورە از مبارزه مسلحانه از سال آغاز ۱۳۵۹ و تا سال ١٣٧٢ ادامه یافت و هزاران کشته بر جای گذاشت. صدها روستا ویران شد. طی دو سال نخست، اعدامهای گسترده ای توسط صادق خلخالی انجام گرفت.
در دهه ۱۳۶۰، احزاب کردی (حزب دموکرات کردستان ایران به رهبری عبدالرحمان قاسملو و کومله) به مبارزه مسلحانه ادامه دادند.
اما اختلافات داخلی، از جمله جنگ کوتاه بین حدک و کومله در سال ۱۳۶۰، و فشار نظامی جمهوری اسلامی، آنها را به عقبنشینی به اقلیم کردستان واداشت.
دکتر عبدالرحمن قاسملو در ۱۳۶۸ در وین، سر میز مذاکره با نمایندگان جمهوری اسلامی، توسط نمایندگان جمهوری اسلامی ایران ترور شد.
این دوره، مقاومت را از مرحله امید به انقلاب، به مرحله مخالف سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل کرد.
دهههای ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۰: سرکوب مداوم و فعالیتهای پراکنده
پس از خاتمە جنگ ایران و عراق، مقاومت بیشتر به صورت سیاسی و گاه مسلحانه محدود ماند. در این دورە، بخشی از نیروهای پیشمرگە، اعم از دموکرات و کوملە بە دلیل تضییقات سازماندهی، فشارهای جمهوری اسلامی ایران بر اقلیم کردستان عراق عملا منفعل شدە بودند.
در همین دورە، جمهوری اسلامی استانهای کردستان را نظامی اعلام کردە و بخشی از روستاها را تخلیه یا بمباران و هرگونه فعالیت فرهنگی یا سیاسی را با برچسب «تجزیهطلبی» سرکوب کرد.

در اسفند ماه سال ١٣٧٧ پس از ربایش عبدالله اوجلان و استرداد او به ترکیه، استانهای کردستان، شاهد تظاهراتهای گسترده در اکثر شهرها بود، ارومیه و سنندج دو نمونه از شهرهایی بودند که حاکمیت به شدیدترین شکل ممکن، تظاهرات دهها هزار نفری مردم را سرکوب و هزاران نفر را زندانی و دهها نفر را با شلیک مستقیم کشت.
متعاقب آن، حزب حیات آزاد کردستان، پژاک تاسیس شد و بە دلیل عدم پیوند با اقلیم کردستان، عملیاتهای بسیاری را در شهرهای کردستان انجام داد.
در سال ٢٠١١، نیروهای زمینی و هوایی جمهوری اسلامی ایران، بە مراکز و پایگاههای این حزب حملە کردند.
خیزشهای مدنی معاصر (۱۳۹۰ به بعد)
از دهه ۱۳۹۰، مقاومت کردها بیشتر وارد فاز اعتراضات مدنی و سراسری گشت. کردستان همیشه پیشتاز اعتراضات ضدحکومتی بوده است: ،اعتراضات ۱۳۸۸ که به جنبش سبز معروف شد، بعدتر جنبشهای محلی علیه تبعیض اقتصادی و فرهنگی خیزش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ که با مرگ ژینا امینی آغاز شد.
شعار «ژن، ژیان، ئازادی» که ریشه کردی دارد و از بطن مبارزات کردها برخاستە است، کردستان را به کانون اصلی اعتراضات تبدیل و در سراسر ایران گسترش یافت.
حکومت ایران، با سرکوب شدید پاسخ داد و صدها کشته و هزاران بازداشت در استانهای کردستان رخ داد.
در سالهای اخیر، اعتراضات جدید و ائتلاف احزاب کرد، برای حمایت از جنبشهای سراسری شکل گرفته است. حملات موشکی ایران به مقرهای احزاب کرد در عراق و موج بازداشتهای گسترده داخل کشور، ادامه همان الگوی سرکوب است.
مراحل تاریخی مقاومت کردها در ایران را میتوان در سه مرحله اصلی بررسی کرد:
مرحله قیامهای محلی و منطقهای که تا میانه قرن چهاردهم شمسی ادامه داشت و تمرکز آن بر حفظ کنترل محلی و مقابله با سیاستهای تمرکزگرایانه بود.
مرحله ملیگرایانه و سیاسی در فاصله دهه ۱۳۲۰ تا ۱۳۶۰ که با شکلگیری احزاب مدرن و طرح مطالباتی مانند خودمختاری همراه شد.
مرحله مدنی و دموکراتیک از دهه ۱۳۷۰ به بعد که در آن مطالبات ملی کردها با خواستههای گستردهتر دموکراسیخواهی در ایران پیوند خورد و نقش کردها از یک موضوع صرفا اتنیکی در جارچوب مرزهای ایران فراتر رفت.
پایداری مقاومت کردها، در خلال گذشتە یکصدسالە به عوامل متعددی، از جمله هویت فرهنگی و زبانی ریشهدار، جغرافیای کوهستانی که امکان مقاومت چریکی را فراهم میکند، پیشینه تاریخی مبارزه و همچنین انباشت نارضایتی ناشی از تبعیضهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، وابسته است.
در مجموع، مقاومت کردها را میتوان بخشی از روند گستردهتر مطالبه دموکراسی، حقوق بشر و عدالت در جغرافیای سرزمینی ایران دانست.
تجربه تاریخی نشان داده است که رویکردهای امنیتی و نظامی به جای راهحلهای سیاسی، به تشدید تنش انجامیدهاند.
با وجود هزینههای سنگین، این مقاومت همچنان ادامه دارد و آینده آن تا حد زیادی به شکلگیری ائتلافهای دموکراتیک در سطح سراسری ایران و توجه به حقوق سایر ملیتهای ساکن در جغرافیای ایران کنونی وابسته است.











