top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

آیت اللە خامنه‌ای اعتراف کرد کە گره کورِ بحران ایران غیر از او نیست

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Nov 29, 2025
  • 3 min read

امیر خنجی


سخنرانی ششم آذر خامنه‌ای نشان داد که ایران در بن‌بست ساختاری قرار دارد. رهبر نه تنها محور قدرت، بلکه گلوگاه تصمیم‌گیری است. سیاست خارجی متوقف، اقتصاد فلج و جامعه در بحران روانی عمیق گرفتار شده است. عدم اجازه حتی برای ارسال سیگنال دیپلماتیک، انسداد سیستم را عیان می‌کند. این وضعیت نه پیام قدرت، بلکه اعلان تاریخی انسداد و قفل‌شدن کامل حکمرانی است.


سخنرانی ششم آذرماە علی خامنه‌ای نه پیام قدرت بود و نه نمایش ثبات، بلکه اعلام رسمی یک بن‌بست بود. پخش این سخنرانی بیش از آنکه بازتاب موضع سیاسی رهبر جمهوری اسلامی ایران باشد، صدای قفل‌شدن کامل عرصە سیاست ورزی، بلکه افشای یک حقیقت بود کە گره بحران نه در پرونده هسته‌ای، نه در تحریم‌ها و نه در منازعات منطقەای، بلکه کاملا بە شخص رهبر ایران منوط شده است.

 

از همین رو میتوان گفت سخنرانی ششم آذر علی خامنه‌ای بیش از آنکه یک موضع‌گیری سیاسی باشد، نشانه‌ای عریان از رئالیتە سیاست قدرت محور و استبدادی در ایران بود.


در واقع، لحظه‌ای که رهبر جمهوری اسلامی ایران ارسال هرگونه پیام‌رسانی به آمریکا از کانال عربستان سعودی را قاطعانه انکار کرد، در عمل تصویری فشرده از بن‌بستی را بە نمایش گذارد که کل نظام درون آن گرفتار شد.


این سخنان صرفا یک تکذیبیە بە شمار نمی رفت، بلکه اعلام ناتوانی ساختاری در تصمیم‌گیری راهبردی بود.

در سیاست، مهم‌تر از چه گفته می‌شود، آن چیزی است که نمی‌تواند گفته شود. زمانیکە خامنه‌ای نه امکان مذاکره را می‌پذیرد، نه اجازه گذار را می‌دهد و نه حتی سیگنالی مبهم را برای تغییر ارسال می‌کند، معنای آن چیزی فراتر از لجاجت سیاسی است.

چنین وضعیتی بر ساختاری دلالت دارد که در آن رأس قدرت نه ابزار حل مسئله است و نه قادر بە فعال سازی ماشین تصمیم‌ساز است.


اما ماجرا صرفاً به آمریکا ختم نمی‌شود. تکذیب هر نوع پیام به واشنگتن دقیقاً در نقطه‌ای انجام شد که اقتصاد ایران به آستانه فرسایش دائمی نزدیک شده است، تنش منطقه‌ای وارد فازی پرریسک شده است و جامعه در وضعیت فرسودگی روانی عظیم قرار گرفته است.

او در چنین شرایطی به جای آنکه دریچه‌ای هرچند محدود رابگشاید، بر بستن آخرین روزنه‌ها اصرار می‌ورزد.

در همین پیام، خامنه‌ای از پیروزی در جنگی سخن گفت که روایت رسمی آن با واقعیت‌های میدانی هم‌خوانی ندارد.


تأکید بر شکست دشمنان، در کنار پنهان‌شدن طولانی‌مدت از انظار عمومی، تصویری متناقض اما گویا را بازتاب می دهد.

در این سخنرانی، در حالی که هرگونه مذاکره رد می‌شود، از مردم خواسته می‌شود در مصرف نان و بنزین صرفه‌جویی کنند و برای بارش باران دعا بخوانند. تقارن وضعیت سیاست بستە خارجی ، اقتصاد گرفتار و برخورد تقدیری با بحران‌های داخلی، تصویری آشنا از یک ساختار در مسیر فرسایش و فروپاشی را ترسیم می‌کند.

زمانیکە حکومت به جای سیاست، دعا تجویز می‌کند و به جای اصلاح، صرفه‌جویی تبلیغ می‌شود، جامعه وارد فاز زوال خاموش می‌شود.


در چنین وضعیتی، خامنه‌ای نه تنها رهبر، بلکه گلوگاه اصلی سیستم است. تمام نیروهای حکومتی، از سپاه تا تکنوکرات‌ها، از بیت رهبری تا بوروکراسی میانی، در این واقعیت متوقف شده‌اند که هیچ تصمیم مهمی بدون تأیید او ممکن نیست و هیچ استثنایی نیز پذیرفته نمی‌شود.


از همین رو است که مسئله امروز ایران همان‌طور که پیشتر در یادداشت «بن‌بستی به نام خامنه‌ای: پایان با مرگ، کودتا یا انفجار» هم اشاره کرده‌ام، نه این است که پس از خامنه‌ای چه خواهد شد، بلکه این است که او چگونه کنار خواهد رفت.


در این شرایط، زمان دیگر عاملی خنثی بە شمار نمیرود، بلکه به متغیری کلیدی تبدیل شده است کە هر روز تأخیر، هزینه‌ای انباشته بر ساکنان ایران، و البتە نظام را تحمیل کردە و آن را سنگین‌تر و منفعل‌تر می‌سازد.

سه مسیر اکنون در برابر ساختار قدرت قرار دارد. یا انتظار برای مرگ طبیعی او که به معنای استمرار فرسایش اقتصادی و خطر انباشت انفجار اجتماعی است، یا حذف نرم یا سخت درون‌حاکمیتی که می‌تواند به شکاف‌های درونی و بی‌ثباتی شدید منجر شود. یا ورود به فاز رویارویی خارجی که پرهزینه‌تر از تمام گزینه‌ها است.

سخنرانی اخیر آیت اللە نشان می‌دهد که در راستای مسیر اول تا بە کنون تصمیمی اتخاذ نشده است، مسیر دوم توان و جرات اجرایی نیافته و مسیر سوم، هرچند نامطلوب، اما هنوز از دایره احتمالات خارج نشده است.

از همین رو است کە تا زمانیکە خامنه‌ای حتی اجازه ارسال پیام نمی‌دهد، عملاً تمام سیستم را در وضعیت تعلیق نگه می‌دارد.

او با انکار مذاکره، در واقع اعتراف میکند که خودِ گره کور است. گره‌ای که باز نمی‌شود، بلکه فقط می‌تواند از هم بگسلد. از همین رو، تحت تاثیر سیاستهای لجوجانە وی، سیاست ایران اکنون نه در دست دولت، نه در اختیار دیپلماسی و نه در فرمان اقتصاد یا بر مبنای حداقلی از بکارگیری عقل سلیم، بلکە بر اساس تصمیمات شخص وی بە سوی قفل شدن پیش رفتە است. این قفل نه رمز دارد، نه کلید و نه ارادە باز شدن.


خامنه‌ای شاید پیامی را بە آمریکائیان ارسال نکردە باشد، اما سخنرانی‌اش حاوی پیامی روشن بود. ساختاری که درون آن حتی امکان ارسال یک سیگنال دیپلماتیک وجود ندارد، عملاً دیگر در حالت حکمرانی نیست، بلکە وارد فاز انسداد تاریخی شده است.


 
 
bottom of page