top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

تپش خیزش در هشتمین روز مقاومت

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jan 5
  • 4 min read

 



آیهان سعید- روزنامه‌نگار مستقل

 

در۲۴ ساعت اخیر اعتراض‌ها در ایران وارد هشتمین روز خود شدەاند. درگیری‌های خونین در ملکشاهی (ایلام) و جعفرآباد (کرماشان) منجر به ده‌ها زخمی و دست‌کم شمار محدودی کشته شده است. گزارش‌ها حاکی از یورش نیروهای امنیتی به اورژانس ایلام، دفن‌های اعتراضی و بیانیه‌های گسترده احزاب و تشکل‌های صنفی است.


در جریان موج تازه اعتراض‌ها که از روز گذشته (۱۴ دی‌ماه) شدت گرفت، شهرستان ملکشاهی در استان ایلام شاهد تیراندازی مستقیم نیروهای مسلح به تظاهرکنندگان و انتقال شمار زیادی مجروح به بیمارستان‌های محلی بوده است.


منابع میدانی و مدنی از کشته شدن چند شهروند و زخمی شدن ده‌ها نفر خبر داده‌اند و هم‌زمان تصاویری از یورش و تلاش نیروهای امنیتی برای ورود به اورژانس خمینی ایلام و بازداشت یا تهدیدِ مجروحان منتشر شده است.


گزارش‌های منابع مستقل حاکی از تیراندازی مستقیم، چند کشته و بیش از ۲۰ الی۳۰ زخمی است. ویدئوها و تصاویر تشییع‌ و خاکسپاری اعتراضی با شعارهای ضدحکومتی نیز منتشر شده‌اند.


منابع خبری و شبکه‌های اجتماعی ویدئوهایی از تجمع مردم مقابل اورژانس و گزارش‌هایی از تلاش نیروها برای بازداشت مجروحان یا تصاحب پیکرها منتشر کرده‌اندو شبکه‌های حقوق بشری کُرد از کشته و زخمی شدن دو برادر در نتیجه تیراندازی نیروهای امنیتی خبر داده‌اند.

گزارش‌های تکمیلی حاکی است یکی از برادران پس از انتقال به بیمارستان فوت کرده است.

منابع اپوزیسیون و حقوق بشری کُردی و رسانه‌های مستقل مجموع کشته‌شدگانِ سراسری در موج اخیر را تا حدود ۲۰ تن برآورد کرده‌اند، در حالی که مجموعه گزارش‌های میدانی در موارد محلی (مثلاً ملکشاهی) از حدود ۴ کشته و ده‌ها زخمی در همان نقطه خبر می‌دهند.

آمار رسمی دولت تا این لحظه محدود و متناقض است و برآورد مستقل ناظران محلی مرز ۱۵ الی۲۰ کشته در سراسر ایران در دو سه روز اخیر را محتمل می‌داند.

از سوی دیگر، خاکسپاری‌های عمومی در ملکشاهی و چند شهر دیگر به مراسمی اعتراضی تبدیل شدە است. تصاویر و فیلم‌های منتشرشده نشان می‌دهند جمعیت گسترده‌ای در این مراسم شرکت کرده و با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «مرگ بر خامنه‌ای»، این تشییع‌ها را به صحنه فریاد خشم عمومی بدل کرده‌اند.


این تجمع‌ها که با حضور خانوادگی و بدون سازمان‌دهی رسمی شکل گرفته‌اند، به‌سرعت به موتورِ بسیجِ محلی و نمادی از فروپاشی مشروعیت بدل شده‌اند.


اگر این شیوه از اعتراض در قالب تشییع‌های جمعی در شهرهای دیگر تکرار شود، می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به یک موج فراگیر گستره منجر شود.


از سوی دیگر، گزارش‌های میدانی و رسانه‌های مستقل می‌گویند نیروهای امنیتی به اورژانس ایلام (مرکز پذیرش مجروحان ملکشاهی) هجوم برده و تلاش کرده‌اند به داخل آن نفوذ کنند.


فعالان محلی از تلاش برای بازداشت مجروحان و فشار بر خانواده‌ها و همچنین نگرانی درباره «دزدیده شدن پیکرها» خبر داده‌اند.


از سوی دیگر، طی۲۴ ساعت گذشته چندین حزب کُردستانی و مجموعه‌ای از تشکل‌های صنفی (شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان و کانون‌های معلمان، کانون نویسندگان ایران و صنوف کارگری) ضمن محکوم‌کردن سرکوب، از گسترش اعتصابات و ادامه اعتراضات حمایت کرده‌اند.

احزاب کُردی از جملە پژاک، حزب دموکرات کردستان ایران و کوملە خواستار اتحاد گسترده‌تر اعتراضات و افزایش فشار صنفی و خیابانی شده‌اند.

مرکز ثقل اعتراضات در روزهای اخیر به‌روشنی به مناطق حاشیه‌ای، به‌ویژه استان‌های ایلام، کرمانشاه، لرستان و چهار محال و بختیاری شده است. در این مناطق ترکیب فشارهای اقتصادی، حاشیه‌نشینی تاریخی و سرکوب خشن، زمینه‌ساز انفجار خشم جمعی شده است.


یورش به مراکز درمانی و تلاش برای بازداشت مجروحان ابزار دوگانه‌ای دارد؛ کوتاه‌مدت، خنثی‌سازیِ نمادهای مقاومت (تشییع‌ها، روایت‌های تصویری)؛ میان‌مدت، تهی‌کردنِ اعتماد عمومی به مؤسساتِ خدماتی. هر دو نتایجِ طولانی‌مدتِ تشدید خشم و کاهش امکان آشتی‌اند.

به عبارت دیگر، یورش نیروهای امنیتی به مراکز درمانی، به‌ویژه اورژانس‌ها، و تلاش برای بازداشت مجروحان یا مصادره پیکر کشته‌شدگان، صرفاً یک اقدام سرکوبگرانه نیست؛ بلکه بخشی از یک استراتژی دوگانه است که اهداف نمادین و ساختاری را هم‌زمان دنبال می‌کند.

در سطحی عمیق‌تر، این عملیات‌ها در میان‌مدت اعتماد اجتماعی را به نهادهای عمومی مثل بیمارستان‌ها، اورژانس و حتی مراکز خدمات شهری از بین می‌برند.


مردم وقتی احساس کنند که حتی در لحظات مرگ و جراحت، نهادهای درمانی پناهگاه امنی نیستند، آخرین پیوندهای اجتماعی‌شان با دولت از بین می‌رود.


در نتیجه، این رویکردها در بلندمدت نه تنها موجب خشم و رادیکالیزه‌شدن بیشتر جامعه می‌شوند، بلکه امکان هر نوع  ترمیم اعتماد را به‌شدت کاهش می‌دهند.


به‌واقع سرکوب در میدان خیابان، وقتی به داخل بیمارستان و مراسم سوگواری کشیده می‌شود، شکل پیچیده‌تری از جنگ علیه جامعه به خود می‌گیرد، جنگی که نه فقط جان‌ها، بلکه معنا، حافظه و همبستگی را هدف گرفته است.

حمایت علنی احزاب کُردی و تشکل‌های صنفی از اعتراضات می‌تواند اعتراضات را از مجرای خیابانی به اعتصابات و اختلالات اقتصادی سوق دهد. چنین رویکردی جمهوری اسلامی ایران را در گزینه‌هایش بین تشدید سرکوب یا پذیرش مذاکره محدود دچار دشواری می‌کند.

خاکسپاری‌های اعتراضی و شعارهای تند، به‌ویژه در شرایطی که پیکرها در معرض مصادره قرار گیرند، احتمال بروز واکنش‌های انتقام‌جویانه محلییا نظام‌یافته را افزایش می‌دهد. دولت نیز ممکن است با تشدید تدابیر امنیتی و روایت‌سازی سعی کند عرصه روایت را قبضه کند.


در چنین بستری، اگر این مراسم‌ها با حمایت‌های میدانی، بازتاب رسانه‌ای و حضور فعال خانواده‌ها و چهره‌های اجتماعی تقویت شوند، به‌سادگی می‌توانند به جرقه‌ای برای موج اعتراضی جدید در سطح کلی بدل شوند.

درخواستِ فوری ناظران حقوق بشری برای دسترسی مستقل به بیمارستان‌ها، گزارش مستقل درباره استفاده از سلاح گرم و تضمینِ آزادی برگزاری مراسمِ عزاداری و دفن، مواردی هستند که بازیگران بین‌المللی و نهادهای مدنی باید پیگیری کنند.

در شرایطی که نهادهای رسمی در داخل، شفافیت را انکار می‌کنند، این پیگیری‌ها نه‌تنها برای حفظ جان و کرامت معترضان حیاتی‌اند، بلکه آزمونی برای صداقت نهادهای بین‌المللی در حمایت از حقوق اولیه انسان‌ها هستند.

 
 
bottom of page