با اعزام نیروهای نظامی بە عربستان، پاکستان خواهان ایفای چە نقشی در منطقە است؟
- 2 hours ago
- 4 min read

ایمان عبدی
در حالی که تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا تاکنون به نتیجه نرسیده است، پاکستان با اعزام ۱۳ هزار نیرو و چندین جنگنده به عربستان سعودی، بار دیگر بر نقش خود در معادلات امنیتی منطقه تأکید کرده است. با این حال اعزام این نیروها در روزهای پس از آتشبس، این پرسش را در مرکز توجه قرار داده است که چرا اسلامآباد در میانه جنگ از مداخله نظامی مستقیم پرهیز کرد، اما پس از پایان درگیریها به اجرای توافق دفاعی با ریاض روی آورد؟
پس از تلاشهای ناموفق در ایجاد برقراری صلح بین ایران و آمریکا و به سرانجام نرسیدن مذاکرات، پاکستان تعداد قابل توجهی نیرو به عربستان اعزام کرد.
بیست و سوم فروردین ماه، خبرگزاریهای دولتی پاکستان از اعزام ۱۳ هزار نیرو و دستکم ده فروند جنگنده هوایی به عربستان خبر دادند و این عمل را در چارچوب توافق دفاعی دوجانبه بین این دو کشور اعلام کردند.
وزارت دفاع عربستان سعودی در بیانیهای، ضمن اشاره به این که این اقدام با هدف تقویت همکاریهای دفاعی مشترک و حفظ امنیت و ثبات منطقهای و بینالمللی صورت گرفته است، از استقرار این نیروها در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز خبر داد.
همچنین یک مقام ارشد پاکستانی در گفتوگو با خبرگزاری رویترز اعلام کرده که این اقدام بر پایه توافق دفاعی امضا شده بین این دو کشور انجام گرفته و تأکید کرده است که اعزام این نیروها برای حمله به هیچ کشوری نیست.
اعزام نیرو به عربستان پس از اتمام جنگ
تمامی این اقدامات پس از آن صورت گرفت که پاکستان نقش بهسزایی را در اعلام آتشبس و برگزاری نشستی بین آمریکا و ایران ایفا نمود، هرچند این نشست تا این لحظه به نتیجه نرسیده است.
اقدامات پاکستان در خصوص اعزام نیرو به عربستان سعودی پس از جنگ، برای بسیاری این پرسش را ایجاد کرده است که چرا در طول جنگ نه، ولی پس از آتشبس، نیرو اعزام کرد و پیماننامه خود با عربستان را بە عمل آورد؟
ابتدا باید اشاره کرد که در واقع، پاکستان در حال اجرای یک سیاست موازنهگری ظریف است. از یکسو، بهشدت به حمایت اقتصادی و سیاسی پادشاهی سعودی نیاز دارد، و از سوی دیگر، بهویژه در شرایطی که خود با محدودیتهای داخلی جدی مواجه است، خواهان ورود یک تقابل مستقیم منطقهای نیست.
این اقدام همچنین یک پیام غیرمستقیم برای سایر بازیگران منطقهای دارد: پاکستان حاضر است در چارچوب اتحادهای خود نقش ایفا کند، اما این نقش را بهگونهای تنظیم میکند که از گرفتار شدن در جنگهای پرهزینه جلوگیری نماید.
روابط پاکستان و پادشاهی سعودی
شاهین مدرس کارشناس مسائل نظامی و تحلیلگر سیاسی، در گفتوگویی با آرانانیوز، ضمن اشاره به ماهیت روابط پاکستان با پادشاهی سعودی، این رابطه را صرفا یک اتحاد سیاسی نمیداند، بلکه بر این باور است کە این رابطە یک مشارکت راهبردی چندبعدی است که شامل ابعاد اقتصادی، نظامی و حتی هویتی میشود.
او میگوید: اعزام نیرو پس از آتشبس، دقیقاً نشاندهنده پیچیدگی استراتژی پاکستان است. اگر این اعزام در زمان جنگ انجام میشد، میتوانست بهعنوان ورود مستقیم به درگیری تفسیر شود.
اما انجام آن پس از آتشبس، نشان میدهد که اسلامآباد بهدنبال ایفای نقش در مرحله تثبیت و بازدارندگی است، نه درگیری مستقیم.
وی در این چارچوب، چند هدف را برای این اقدام در نظر گرفته است: تقویت امنیت زیرساختهای حیاتی در پادشاهی سعودی، ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات بالقوه آینده و ارسال سیگنال تعهد به متحدان بدون افزایش سطح تنش.
جنگ اخیر برای برخی از کشورها، خصوصاً پاکستان، شرایطی را به وجود آورده است که تنها بهعنوان تماشاگر عمل کردن میتواند هزینهای بلندمدت را برای آنان در پی داشته باشد.
ایران بیثبات و ناامنی برای پاکستان
به باور شاهین مدرس هرگونه بیثباتی در ایران میتواند به بروز ناامنی در پاکستان بینجامد و از این منظر برای پاکستان، حرکت به سمت صلح یا کاهش تنش با ایران، نه یک انتخاب ایدئولوژیک یا حتی دیپلماتیک صرف، بلکه یک ضرورت امنیتی است. او میگوید:
دولت این کشور بهخوبی میداند که یک ایران بیثبات یا درگیر بحران داخلی، میتواند بهسرعت به یک منبع ناامنی فرامرزی تبدیل شود.
از نظر این تحلیلگر سیاسی، رفتار پاکستان در چارچوب روابط بینالملل را، باید در قالب مدیریت تهدیدات چندلایه دید:
از یکسو بحران اقتصادی مزمن، از سوی دیگر تهدیدات امنیتی داخلی، بهویژه فعالیت گروههای شبهنظامی و در سطح منطقهای نیز رقابت ساختاری با هند.
همچنین وی با اشاره به مساله بلوچ در پاکستان، آن را متغیر و پیچیده میبیند، ولی نه بهعنوان تهدید، بلکه بە عنوان یک عامل تسریعکننده بحران، در شرایط بی ثباتی در آنسوی مرزهای خود. به بیان دقیقتر، نگرانی اصلی پاکستان از «هویت بلوچ» نیست، بلکه از «پیوندهای فرامرزی در شرایط خلأ قدرت» است .
از نگاە او، اگر در ایران نوعی فروپاشی قدرت مرکزی یا حتی ضعف جدی حاکمیت شکل بگیرد، چند سناریو برای پاکستان قابل تصور است:
افزایش تحرک گروههای مسلح در مناطق مرزی، تقویت شبکههای قاچاق سلاح و انسان و شکلگیری همافزایی میان بازیگران غیردولتی در دو سوی مرز.
آنچه که غیرقابل انکار است این است که در چنین شرایطی، هرگونه بیثباتی در مرزهای غربی پاکستان، بهویژه در قبال ایران، میتواند این معادله را از کنترل خارج کند.
از این منظر، رفتارهای دولت پاکستان را میتوان در چارچوب امنیت تدافعی تحلیل کرد: پاکستان تلاش میکند از طریق کاهش تنش با همسایه غربی خود، ایران، تمرکز خود را بر تهدیدات اولویتدارتر از جملە مناقشە کشمیر با هند و مسالە بلوچستان در پاکستان حفظ کند و از گسترش ناامنی جلوگیری نماید.











