اختلافات چارچوب هماهنگی و تنشهای منطقهای دولت آینده عراق را در هالهای از ابهام قرار داده است
- 6 days ago
- 3 min read

عراق در سایه تحولات منطقهای و فشارهای خارجی با پیچیدگی تازهای در مسیر تشکیل دولت مواجه شده است. کاهش شانس نوری المالکی، تشدید اختلافات در چارچوب گروە هماهنگی و فقدان توافق بر سر گزینه جایگزین، روند انتخاب نخستوزیر را به بنبست کشانده است. در همین حال، افزایش نقش اهل سنت و کردها و تأثیرگذاری همزمان ایران و ایالات متحده آمریکا، معادله سیاسی را چندلایه کرده و تصمیمگیری نهایی را با عدم قطعیت جدی روبهرو ساخته است.
پس از تعویق نشستهای چارچوب هماهنگی و تشدید اختلافات داخلی بر سر نامزد نخستوزیری، صحنه سیاسی عراق وارد مرحلهای تازه شده است.
این وضعیت در شرایطی شکل گرفته است که تحولات منطقهای و فشارهای بینالمللی نیز همزمان در حال افزایش است و همین امر، فرآیند انتخاب نخستوزیر را از یک رقابت داخلی به معادلهای چندلایه تبدیل کرده است.
در همین چارچوب، کنار رفتن تدریجی نوری المالکی از دایره رقابت به یکی از نشانههای اصلی این جابهجایی تبدیل شده است.
مخالفت با او محدود به شرایط فعلی نیست و پیش از تشدید بحران منطقهای نیز در درون چارچوب هماهنگی وجود داشته است.
این مخالفتها بهتدریج به بە یک اجماع منفی منتهی شده و موقعیت او را از یک گزینه جدی به یک نام صرفاً نمادین کاهش داده است.
در حالی که حزب مالکی همچنان نام او را بە عنوان یک گزینە اصلی حفظ کرده است، تلاشها برای طرح نامهای جایگزین از سوی نزدیکان او ادامه دارد.
این تحول، بهطور مستقیم بازتاب شکافهای عمیق در درون چارچوب هماهنگی است. تعویق نشستها و شدت رقابت میان جریانهای داخلی نشان میدهد این ائتلاف بیش از آنکه با تنشهای رقبا مواجه باشد، با تعارضات درونی دستوپنجه نرم میکند.
در چنین شرایطی، دستیابی به نامزدی که از حمایت اکثریتی برخوردار باشد، با دشواری جدی روبهرو شده و نشانهای از توافق نزدیک دیده نمیشود.
در میان گزینههای موجود، محمد شیاع السودانی همچنان در دایره رقابتها باقی مانده است، اما موقعیت و جایگاە وی در این متن، تحت تاثیر تنشهای منطقەای با عدم قطعیت همراه است.
بە رغم برخورداری او از حمایت، اما این حمایتها برای تثبیت موقعیت سودانی کافی ارزیابی نمیشود. مانع اصلی، نه شخص او، بلکه نگرانی از تکرار تجربه تمرکز قدرت در دوره دوم نخستوزیری است که به تجربە دوره دوم المالکی در پست نخست وزیری بازمیگردد.
در این فضای رقابتی، نام باسم البدری بهعنوان گزینهای که میتواند بخشی از شکافها را کاهش دهد، مطرح شده است.
حمایت برخی جریانهای مؤثر از او، احتمال دستیابی به توافق نسبی را افزایش داده است، اما همچنان احتمال معرفی یک نامزد توافقی از خارج این دایره مطرح است. تجربه سیاسی عراق نشان میدهد در شرایط بنبست، چنین گزینههایی میتوانند نقشی تعیینکننده ایفا کنند.
در سطح کلانتر، یکی از مهمترین تغییرات، از دست رفتن انحصار چارچوب هماهنگی در تعیین نخستوزیر است.
نقش جریان سنی و کردها از یک عامل مکمل به یک مؤلفه تعیینکننده ارتقا یافته است. بدون جلب رضایت این دو طیف، شکلگیری دولت با ریسک بیثباتی مواجه خواهد شد. این تحول، معادله قدرت را از یک توافق محدود به یک سازوکار چندقطبی تغییر داده است.
همزمان، شرایط منطقهای بهعنوان یک عامل فشار بیرونی در بطن روابط سیاسی عمل میکند. گرایش به سمت تشکیل دولتی با رویکردی محتاطانه و متمایل به کاهش تنش با آمریکا، بازتابی از تلاش برای مدیریت پیامدهای بحرانی است که دامنه آن فراتر از عراق گسترش یافته است.
در این میان، نقش ایران همچنان یکی از متغیرهای کلیدی باقی مانده است. ارزیابیها درباره میزان کاهش نفوذ تهران قطعی نیست و بخش قابلتوجهی از آن در سطح تحلیل باقی میماند.
ایران با چالشهای داخلی و پیامدهای جنگ اخیر مواجه است و تلاش میکند هزینههای خود را مدیریت کند، در حالی که پیوندهای آن با نیروهای سیاسی عراق همچنان برقرار است.
در مقابل، ایالات متحده نیز به نظر میرسد، در حال بازنگری در رویکرد خود نسبت به عراق است. تغییر در نگاه واشنگتن به ساختار قدرت در بغداد میتواند بر روند انتخاب نخستوزیر اثر مستقیم بگذارد و سطح عدم قطعیت را افزایش دهد.
در مجموع، عراق در نقطهای قرار گرفته است که انتخاب نخستوزیر دیگر یک تصمیم صرفاً داخلی بە شمار نمیرود، بلکه نتیجه تعامل مجموعهای از نیروهای متداخل است.
محدودیت زمانی برای تصمیمگیری، در کنار پیچیدگی این معادلات، چارچوب هماهنگی را در موقعیتی قرار داده که هر انتخاب آن میتواند پیامدهایی فراتر از سطح داخلی داشته باشد.











