استعفای کییر استارمر، شکست داخلی و سایه ترامپ بر سیاست بریتانیا
- 2 hours ago
- 4 min read

استعفای کییر استارمر پس از کمتر از دو سال نخستوزیری، عمق بحران در حزب کارگر را آشکار می کند. شکست سنگین در انتخابات محلی، سقوط محبوبیت به حدود ۱۹ درصد و مخالفت بیش از ۱۰۰ نماینده موقعیت او را متزلزل کرد. ناتوانی دولت در مهار بحران هزینه زندگی، تورم و فرسودگی خدمات عمومی، همراه با رسواییهای سیاسی، فشارها را تشدید کرد. همزمان، حملات لفظی دونالد ترامپ و تشدید رقابت راستگرایان، بر فشار خارجی افزود و در نهایت استارمر را به کنارهگیری واداشت.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا از حزب کارگر، در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶ پس از کمتر از دو سال تصدی قدرت، استعفای خود را اعلام و خانه شماره ١٠ را ترک کرد.
این استعفا یکی از کوتاهترین دورههای نخستوزیری در تاریخ مدرن بریتانیا را رقم زد و نشاندهنده بحران عمیق در حزب کارگر پس از پیروزی قاطع انتخابات ۲۰۲۴ بود.
استارمر که حزب را از وضعیت ورشکسته سیاسی، مالی و اخلاقی نجات داده بود، نتوانست وعدههای اقتصادی و اجتماعی خود را محقق کند و با انباشت فشارهای داخلی و خارجی مواجه شد.
شکستهای انتخاباتی و سقوط محبوبیت
یکی از دلایل اصلی استعفای استارمر، نتایج فاجعهبار انتخابات محلی ماه می ۲۰۲۶ بود کە در جریان آن، حزب کارگر حدود ۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰ کرسی را از دست داد و کنترل چندین شورا را واگذار کرد.
این شکست تاریخی، نارضایتی گسترده رایدهندگان از عملکرد دولت را آشکار کرد. نظرسنجیها نشان میدادند که محبوبیت استارمر به حدود ۱۹ درصد رسیده و او بە یکی از غیرمحبوبترین نخستوزیران تاریخ بریتانیا بدل شده بود.
در این میان، پیروزی قاطع اندی برنهام، شهردار سابق منچستر، در انتخابات فرعی میکرفیلد، نقطه عطفی شد.
برنهام با کسب بیش از ۵۴ درصد آرا، نه تنها به پارلمان بازگشت، بلکه به عنوان رقیب اصلی استارمر ظاهر شد. بسیاری از نمایندگان حزب کارگر او را جانشین مناسب میدانستند و فشار برای خروج استارمر را افزایش دادند.
بحران اقتصادی و عدم تحقق وعدهها
دولت استارمر با ادامه بحران هزینه زندگی، تورم بالا، رشد اقتصادی ضعیف و فرسودگی خدمات عمومی مانند سازمان ملی بهداشت و درمان دستوپنجه نرم میکرد.
وعدههای انتخاباتی برای بهبود استاندارد زندگی و اصلاحات رفاهی محقق نشد و چرخشهای ناگهانی متعدد در سیاستها، اعتبار دولت را خدشهدار کرد. منتقدان چپ بر موضع دولت در قبال جنگ غزه و عدم معرفی مالیات بر ثروت، و منتقدان راست بر سیاستهای مهاجرت و انرژی انتقاد داشتند.
رسواییهایی مانند انتصاب پیتر مندلسون که با پرونده جفری اپستین مرتبط بود را به عنوان سفیر در آمریکا نیز خشم عمومی را برانگیخت و به انزوای استارمر افزود.
بیش از ۱۰۰ نماینده که حدود یکچهارم فراکسیون را شامل میشد، علناً خواستار استعفا شدند و چندین وزیر کابینه مانند وس استریتینگ فشار آوردند.
تاثیر ترامپ بر سیاست بریتانیا و استعفای استارمر
عامل خارجی مهم در این بحران، دخالت و فشارهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بود. ترامپ در روزهای پیش از استعفا، علنا در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت:
استارمر استعفا خواهد داد. او در دو موضوع بسیار مهم یعنی مهاجرت و انرژی به شدت شکست خورده است.
این اظهارات نه تنها پیشبینی استعفا را تسریع کرد، بلکه بر سیاست داخلی بریتانیا سایه افکند.
ترامپ با تمرکز بر مهاجرت غیرقانونی و سیاستهای انرژی سبز استارمر، که به اعتقاد او رشد اقتصادی را کند کرده، بر نارضایتی عمومی دامن زد.
او حتی پیشنهاد بهرهبرداری بیشتر از نفت دریای شمال را داد که با سیاستهای زیستمحیطی حزب کارگر در تضاد بود.
این دخالت ترامپ، که قبلا نیز روابط با استارمر را پرتنش کرده بود، به مخالفان داخلی استارمر مهمات و ابزار لازم را داد و نشاندهنده تاثیر عمیق سیاست خارجی آمریکا بر بریتانیای پسابرگزیت است.
در سطح کلان نیز، بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ۲۰۲۵، چالشهایی از فشار بر تجارت پسابرگزیت گرفته تا اختلافات در سیاست خارجی مانند ایران بر استارمر ایجاد کرد.
استارمر تلاش کرد روابط را حفظ کند، اما منتقدان او را در برابر فشارهای راستگرایانه ترامپ ضعیف نشان دادند. این فشار خارجی با بحران داخلی ترکیب شد و استعفای استارمر را اجتنابناپذیر کرد.
زمینه انتقال قدرت و آینده حزب کارگر
استارمر در سخنرانی استعفای خود گفت که «صدای حزب پارلمانی را شنیده» و با «خوشاخلاقی» میپذیرد که بهترین گزینه برای انتخابات بعدی نیست.
انتقال قدرت به برنهام یا رقبایی مانند وس استریتینگ یا آنجلا رینر تا سپتامبر برنامهریزی شده و احتمالا بدون انتخابات عمومی فوری خواهد بود. با این حال، مخالفان مانند نایجل فاراژ از حزب اصلاح بریتانیا خواستار انتخابات فوری هستند.
برنهام، معروف به شاه شمال، با کارنامه موفق در مدیریت منچستر و جذابیت مردمی، شانس بالایی برای رهبری دارد. او میتواند حزب را به سمت چپ میانه یا تمرکز بیشتر بر مسائل شمالی ببرد، اما چالشهای اقتصادی و رقابت با حزب اصلاح بریتانیا همچنان پابرجاست.
درسهای یک استعفا
استعفای استارمر ترکیبی از ناکامیهای داخلی شامل اقتصادی، رسواییها و شورش حزبی و فشارهای خارجی از جمله اظهارات ترامپ بە شمار می رود.
او حزب کارگر را به قدرت رساند، اما مدیریت بحرانهای پسابرگزیت، همهگیری و انرژی را نتوانست به خوبی انجام دهد.
این رویداد نشان میدهد که در دنیای امروز، سیاست بریتانیا بیش از پیش تحت تاثیر تحولات جهانی، بهویژه در آمریکا، قرار دارد.
ترامپ با تمرکز بر مهاجرت و انرژی، نه تنها استارمر را هدف گرفت، بلکه الگویی برای پوپولیستهای بریتانیایی فراهم کرد.
آینده حزب کارگر و بریتانیا به این بستگی دارد که جانشین استارمر بتواند اعتماد ازدسترفته را بازگرداند و در برابر چالشهای راستگرایانه ایستادگی کند.
در نهایت میتوان گفت که، استعفای کییر استارمر، یادآوری این موضوع است که حتی پیروزیهای قاطع انتخاباتی، بدون تحویل نتایج ملموس، دوام نخواهد آورد.











