top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

تاثیر جنگ اخیر آمریکا و ایران بر جاه‌طلبی‌های عربستان سعودی

  • 2 hours ago
  • 4 min read



علی‌اصغر فریدی

 

عقب‌نشینی تدریجی عربستان از پروژه‌های عظیم چشم‌انداز ۲۰۳۰ صرفاً نتیجه افزایش هزینه‌ها یا ضعف اجرای پروژه‌ها نیست، بلکه بازتاب تغییر محیط راهبردی خلیج فارس است. جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران نشان داد که حتی بزرگ‌ترین برنامه‌های توسعه‌ای نیز بدون ثبات منطقه‌ای آسیب‌پذیر هستند. همزمان، رقابت فزاینده با امارات بر سر سرمایه، فناوری و نفوذ منطقه‌ای، فشار مضاعفی بر ریاض وارد کرده است. در چنین شرایطی، محمد بن سلمان ناچار شده است میان جاه‌طلبی‌های بلندمدت و الزامات واقع‌گرایانه اقتصادی تعادل برقرار کند. آینده چشم‌انداز ۲۰۳۰ بیش از آنکه به درآمدهای نفتی وابسته باشد، به موفقیت عربستان در مدیریت تنش‌های منطقه‌ای، جذب سرمایه خارجی و بازتعریف اولویت‌های توسعه‌ای خود بستگی خواهد داشت.


حدود یک دهه پیش، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، چشم‌انداز سال ٢٠٣٠ را به عنوان نقشه راه تحول آن کشور معرفی کرد. این برنامه قرار بود اقتصاد عربستان را از وابستگی به نفت رها و آن را به مرکزی جهانی برای فناوری، گردشگری، ورزش و نوآوری تبدیل کند.


پروژه‌های غول‌پیکری مانند نئوم با شهر خطی، منطقه کوهستانی تروجنا و سازه‌های عظیم دیگر، نماد این جاه‌طلبی بودند. اما با نزدیک شدن به سال ٢٠٣٠، بسیاری از این طرح‌ها کوچک شدند یا تعدیل یافتند و یا متوقف شدند.


جنگ اخیر آمریکا، اسرائیل و ایران که از اواخر بهمن سال گذشته شمسی آغاز شد، یکی از عوامل تسریع‌کننده این عقب‌نشینی بوده و نشان می‌دهد چگونه نااطمینانی‌های سیاسی و نظامی می‌تواند برنامه‌های بلندمدت اقتصادی را مختل کند.

 

ریشه‌های چشم‌انداز و چالش‌های اولیه

چشم‌انداز سال ٢٠٣٠ در سال ٢٠١٦ رونمایی شد و صندوق سرمایه‌گذاری عمومی با دارایی نزدیک به یک تریلیون دلار، موتور محرک آن شد.


نئوم با بودجه اولیه پانصد میلیارد دلاری، قرار بود شهری آینده‌نگرانه در شمال غرب عربستان باشد. شهری خطی با یکصد و هفتاد کیلومتر طول و بدون خودرو بود، قلب این پروژه به شمار می‌رفت.

منطقه کوهستانی تروجنا برای میزبانی بازی‌های آسیایی زمستانی طراحی شده بود و پروژه‌هایی مانند مکعب در ریاض، نماد مدرنیته سعودی بودند.

با این حال، حتی پیش از جنگ اخیر، فشارهای مالی، کاهش جذب سرمایه خارجی و هزینه‌های بسیار بالا باعث تعدیل پروژه‌ها شده بود.


شهر خطی به بخش کوچکی محدود شد، تروجنا میزبانی بازی‌ها را از دست داد و قراردادهای متعددی لغو شد.

 

جنگ اخیر آمریکا و ایران، ضربه مستقیم به ثبات منطقه

در بیست و هشتم بهمن ماه سال گذشته شمسی، آمریکا و اسرائیل حملات گسترده‌ای را به ایران آغاز کردند که منجر به کشته شدن رهبر ایران و چندین مقام ارشد آن کشور شد.


ایران با موشک و پهپاد به اسرائیل، پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای عربی خلیج فارس از جمله عربستان و امارات پاسخ داد. تنگه هرمز تا حدی مسدود شد، تاسیسات نفتی هدف قرار گرفت و نااطمینانی اقتصادی شدیدی به وجود آمد.

این جنگ مستقیما بر عربستان تاثیر گذاشت. هرچند عربستان تلاش کرد بی‌طرف بماند، اما حملات ایران به تاسیسات انرژی و زیرساخت‌های خلیج فارس، قیمت نفت را نوسانی کرد و صادرات را مختل کرد.

این در حالی است که عربستان برای تامین بودجه پروژه‌های چشم‌انداز به درآمدهای نفتی وابسته است.

جنگ باعث شد سرمایه‌گذاران خارجی با احتیاط بیشتری به منطقه نگاه کنند و بسیاری از برنامه‌های گردشگری و فناوری نئوم به تعویق بیفتد.


تنش‌ها و اختلافات عربستان با امارات متحده عربی

جنگ اخیر بر اختلافات دیرینه میان عربستان و امارات نیز افزود. هر دو کشور در گذشته علیه ایران همکاری نزدیک داشتند، اما تفاوت دیدگاه‌ها عمیق‌تر شده است.


امارات رویکرد تهاجمی‌تری اتخاذ کرد و حتی برخی دارایی‌های ایرانی را محدود کرد، در حالی که عربستان بیشتر بر دیپلماسی و حفظ ثبات تمرکز داشت.

اعلاوه بر این موارد، میان عربستان و امارات، اختلافات ساختاری فراوانی نیز وجود دارد، رقابت بر سر سهمیه‌های نفتی، سیاست‌های متفاوت در یمن و رقابت برای جذب سرمایه‌گذاری جهانی از جملە این مواردند.

امارات با نزدیک شدن بیشتر به آمریکا و اسرائیل، در مقابل عربستان که به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای بین‌المللی از جمله چین است، قرار گرفته. این شکاف‌ها در دوران جنگ تشدید شد و هماهنگی میان کشورهای خلیج فارس را تضعیف کرد.

ایران نیز عامل مهمی در این تنش‌ها بوده است. حملات موشکی و پهپادی ایران به امارات به ویژه دبی و عربستان، نشان داد که هرگونه درگیری با تهران می‌تواند به سرعت به اقتصاد خلیج فارس آسیب بزند.

این حملات نه تنها زیرساخت‌ها را تهدید کرد، بلکه اعتبار منطقه به عنوان مرکزی امن برای سرمایه‌گذاری را خدشه‌دار ساخت.


تاثیر جنگ بر پروژه‌های جاه‌طلبانه عربستان

جنگ اخیر آمریکا، اسرائیل و ایران، مانند کاتالیزوری عمل کرد که مشکلات موجود را تشدید نمود. اختلال در تنگه هرمز و نوسان قیمت نفت، درآمدهای عربستان را کاهش داد. این در حالی است که هزینه کامل نئوم ممکن است به تریلیون‌ها دلار برسد.


کاهش سرمایه‌گذاری خارجی نیز مشهود بود. سرمایه‌گذاران از ریسک جنگ و نااطمینانی سیاسی هراس دارند. پروژه شهر خطی عملا متوقف شده و نیروی کار نئوم کاهش یافته است.


عربستان حالا بر پروژه‌های واقع‌بینانه‌تر مانند نمایشگاه جهانی سال ٢٠٣٠ و جام جهانی سال ٢٠٣٤ تمرکز کرده و از پروژه‌های بسیار بزرگ فاصله گرفته است.


چالش‌های ساختاری و اجتماعی

علاوه بر جنگ و اختلافات منطقه‌ای، مسائل داخلی نیز وجود دارد. تغییرات اجتماعی مانند اجازه رانندگی به زنان و برگزاری رویدادهای فرهنگی مثبت بوده، اما بازداشت‌های سیاسی و برخی حوادث گذشته همچنان نگرانی سرمایه‌گذاران را برانگیخته است. فرهنگ تصمیم‌گیری در دربار و وعده‌های اغراق‌آمیز نیز به عدم واقع‌بینی دامن زده است.


در مقابل، امارات با تمرکز بر تنوع اقتصادی سریع‌تر و روابط نزدیک‌تر با غرب، مسیر متفاوتی پیموده که گاهی با منافع عربستان تعارض پیدا می‌کند.

 

آینده چشم‌انداز در سایه جنگ و رقابت

جنگ اخیر نشان داد که ثبات منطقه‌ای پیش‌شرط اساسی موفقیت چشم‌انداز سال ٢٠٣٠ است. عربستان همچنان سرمایه‌گذاری می‌کند، اما دوران صرف هزینه‌های هنگفت به پایان رسیده است. تمرکز حالا بر پروژه‌های پایدارتر، همکاری بیشتر با شرکای آسیایی و مدیریت اختلافات با امارات است.

میتوان پیش بینی نمود در صورتیکە آتش‌بس پایدار شود و تنش با ایران کاهش یابد، عربستان ممکن است بتواند برنامه‌های خود را احیا کند. اما در غیر این صورت، رقابت با امارات و تهدیدهای ایران می‌تواند جاه‌طلبی‌ها را بیشتر محدود سازد.

این تجربه درسی برای تمام کشورهای خلیج فارس است که باید این موضوع را در نظر بگیرند که جاه‌طلبی اقتصادی بدون امنیت منطقه‌ای و هماهنگی داخلی، بسیار شکننده است.


محمد بن سلمان با چالشی دوگانه روبروست، حفظ جذابیت برای نسل جوان سعودی و مدیریت انتظارات جهانی در جهانی پر از نااطمینانی.


در پایان می‌توان گفت که، موفقیت چشم‌انداز، دیگر فقط به بودجه نفتی بستگی ندارد، بلکه به مهارت در دیپلماسی و واقع‌گرایی اقتصادی وابسته است.

bottom of page