مشقتبارتر شدن زندگی کولبران با مین گذاری و مسدود شدن مرزها
- 2 hours ago
- 5 min read

ژیار دستباز
فقدان فرصتهای شغلی پایدار در کردستان، سالهاست معیشت مردم در آن را به پدیده مخاطرهآمیز کولبری گره زده است. با این حال، مسدود شدن معابر و حتی مینگذاری مسیرها از سوی جمهوری اسلامی ایران، در پی جنگ، هزاران خانواده را در وضعیت اضطرار شدید اقتصادی، فقر و بیکاری مطلق قرار داده است. در حالی که انسداد مرزها و سایه سنگین تورم، زندگی کولبران را با چالش جدی مواجه کرده، ابلاغ آییننامههای دولتی برای واردات مواد پتروشیمی از این معابر، تناقض آشکاری را میان منافع حاکمیت در دور زدن تحریمها و زیست محرومِ کولبران به تصویر میکشد.
طی چند دهه گذشته، کولبری به دلیل نبود بازار کار و فرصتهای شغلی مناسب در کردستان، به پیشه اصلی بسیاری از خانوادههای این منطقه تبدیل شده است. کولبران از سر ناچاری و برای تأمین هزینههای اولیه زندگی، تن به این کار میدهند و علاوه بر تحمل سختی و طاقتفرسا بودن آن، خطراتش را به بهای جان میخرند.
این شغل غیررسمی و مخاطرهآمیز همواره با حوادث ناگواری همراه بوده است. کولبران با آگاهی کامل اما از روی ناچاری به استقبال این حوادث میروند.
شلیکهای گاهوبیگاه مرزبانان که به کشته و زخمی شدن کولبران میانجامد، سقوط از ارتفاع و گرفتار شدن در برف و کولاک، تنها بخشی از واقعیتهای تلخ زندگی یک کولبر است.
اما در پی جنگ اخیر و مسدود شدن اکثر مسیرهای کولبری در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، اکنون کولبران و خانوادههایشان با چالشی به مراتب جدیتر از گذشته روبهرو هستند.
از دست رفتن همان درآمد ناچیز، آنها را با استرس و فشارهای روانی شدیدی مواجه کرده است. آنها دورانی از بیکاری و بیدرآمدی را شروع کردهاند که با تورم کمرشکن و نبود هیچگونه شغل جایگزین همراه شده است.
کوسارِ ۳۵ ساله، ساکن یکی از روستاهای ثلاث باباجانی در استان کرمانشاه، متأهل و دارای دو فرزند است. او که در ده سال گذشته حرفهای جز کولبری نداشته است، یک بار نیز با شلیک نظامیان مرزی از ناحیه پا زخمی شده است. کوسار حالا نزدیک به سه ماه است که به دلیل بسته شدن مرزها، هیچ درآمدی ندارد.
او در گفتگو با آرنا نیوز میگوید: کولبری کار سخت و پر از استرسی بود. در واقع ما از روی ناچاری و به دلیل نبود فرصتهای شغلی مناسب، سینهمان را سپر گلوله میکردیم تا همسر و فرزندانمان لقمه نانی برای خوردن داشته باشند.
با این حال، با وجود تمام آن خطرات دلخوش بودیم که حداقل نیازهای اولیه خانواده را تأمین میکنیم. کوسار با اشاره به مینگذاری مسیرهای کولبری در غرب کرمانشاه، که عملاً این کار را غیرممکن کرده است، ادامه میدهد:
در منطقه ما علاوه بر مسدود شدن مرزها، مسیرها را هم مینگذاری کردهاند. تمامی مسیرهای دروله تا کوه بهمو، تپهکو و ازگله مینگذاری شده است و ما این موضوع را پس از انفجار و کشته شدن چند قلاده سگ متوجه شدیم.
وی میگوید: من در این مدت خیلی دنبال کار گشتهام، اما برای کارگری هم باید آشنا داشته باشی. آن هم در شرایطی که در طول یک ماه، تنها چند روز کار پیدا میشود.
سالانه کولبران زیادی به دلیل شلیک مرزبانان و دیگر حوادث ناگوار جان خود را از دست میدهند. در همین راستا، شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داد که در سال ۱۴۰۴، دستکم ۱۶ کولبر در مرزهای استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی جان باختهاند. ۱۴ مورد آن بر اثر شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی بوده است.
در همین حال، بر اساس پیگیریهای آرنا نیوز، مرز بانه پس از آتشبس در برخی روزها و در ساعاتی محدود برای کولبری باز بوده است.
اما وضعیت جنگی منطقه و ترس کولبران از اتهاماتی چون جاسوسی، باعث شده است تا عملاً بیشتر آنها حتی جرات نزدیک شدن به مرز را هم نداشته باشند.
امیرِ ۲۸ ساله، ساکن یکی از روستاهای بانه است. یکی از برادران او در مسیر کولبری بر اثر تیراندازی مرزبانان دچار قطع عضو شده است و امیر پس از این حادثه ناچار شده برای تأمین مخارج خانواده به این کار روی آورد. او میگوید:
بسیاری از مردم این منطقه در سالهای اخیر شغل دیگری جز کولبری نداشتند و حالا با مسدود شدن مرزها، همین درآمد هم از آنها گرفته شده است. برادر بزرگترم ۸ سال پیش در مسیر کولبری به دلیل شلیک مرزبانان پای راستش را از دست داد. پس از آن، من مجبور شدم به دلیل فقر خانواده و نبود هیچ فرصت شغلی دیگری، به کولبری روی بیاورم.
امیر که در حال حاضر خود و خانوادهاش هیچ درآمدی ندارند، ادامه میدهد: پس از آتشبس، مرز بانه در برخی روزها باز است و خبری از شلیک مرزبانان نیست. اما در حال حاضر خطر کولبری چند برابر قبل شده است.
علاوه بر خطرات پیشین، برچسبها و وارد آوردن اتهاماتی چون جاسوسی نیز در این وضعیت جنگی اضافه شده است. به همین دلیل، بیشتر کولبران مانند من دیگر جرات رفتن به مرز را ندارند.
انسداد مرزها نهتنها زندگی را بر کولبران سخت و دشوار کرده، بلکه بسیاری از افرادی را که از طریق این مرزها به دادوستد اقلامی مانند دام زنده با آن سوی مرز مشغول بودند، با مشکلات معیشتی جدی روبهرو کرده است.
کاوه ۴۵ ساله و ساکن شهر اشنویه است. وی در سالهای اخیر از طریق دادوستد مرزی، بهویژه صادرات دام زنده به آن سوی مرز امرار معاش میکرد.
او نیز پس از تحولات اخیر و مسدود شدن مرزها، مانند هزاران نفر دیگر بیکار شده است و در این فصل هیچ کار جایگزینی برای تأمین معاش خود ندارد. کاوه میگوید:
در مرزهای اشنویه، دادوستد مرزی و بهویژه صادرات دام زنده به آن سوی مرز، منبع اصلی درآمد ما بود و خانوادههای زیادی از این طریق امرار معاش میکردند. اما با شروع درگیریهای اخیر، این راه هم بسته شد. حالا هزاران خانواده درآمدشان را از دست دادهاند و در این فصل از سال، هیچ شغل جایگزینی در منطقه برای ما وجود ندارد.
کاوه که علاوه بر وضعیت خود، نگران خانوادههای کمبضاعتِ زیادی در این منطقه است، میگوید:
متأسفانه به دلیل نبود کارگاه و کارخانه، به جز برخی کارهای فصلی مانند کار در باغات سیب و گیلاس، فرصت شغلی دیگری برای اقشار کمدرآمد وجود ندارد. گرانیِ موجود در کنار این بیدرآمدی، فشار مضاعفی ایجاد کرده و حتی باعث فروپاشی و از هم پاشیدگی خانوادههای زیادی شده است.
کولبری شغلی بهغایت سخت، طاقتفرسا و همراه با خطرات جانی فراوان است. انباشت سرمایه در مرکز کشور و بهحاشیهرانده شدن و توسعهندادن مناطق مرزی، کردستان را میزبان صدها داستان غمانگیز از کولبرانی کرده است که یا با شلیک مرزبانان، یا در میان سرما و بوران و سقوط از ارتفاع، جان باختند و داغی جانسوز بر دل مادرانشان بر جای گذاشتند.
کولبری هرگز انتخاب مردم کردستان نبوده است، بلکه اجباری تحمیلی و نتیجه غارت ثروت و منابع کردستان از سوی مرکز است.
اکنون با وقوع درگیریهای اخیر و مسدود شدن مرزها، بسیاری از مردم این منطقه همزمان با سونامی تورم، نبردی میان بقا و نابودی را تجربه میکنند.
این در حالی است که حاکمیت در سالهای اخیر تلاش کرده از همین مسیرها برای دور زدن تحریمها استفاده کند. چنانکه طی روزهای گذشته نیز مدیرکل وزارت صمت، آییننامه واردات مواد اولیه مرتبط با حوزه پتروشیمی و پلیمری را از طریق رویه کولبری و ملوانی ابلاغ کرد.











