پیمان مکه: گام سه قدرت مکمل برای مهار نفوذ ایران و اسرائیل
- 1 hour ago
- 4 min read

سمیە توحیدی
پیمان مکه را باید نشانه گذار تدریجی خاورمیانه از وابستگی امنیتی به آمریکا به سوی موازنهسازی منطقهای دانست. اهمیت راهبردی آن نه در تشکیل ناتوی اسلامی، بلکه در ترکیب سه مزیت مکمل نهفته است: سرمایه سعودی، فناوری دفاعی ترکیه و ظرفیت نظامی پاکستان. این سازوکار میتواند همزمان قدرت بازدارندگی در برابر ایران و توان موازنهسازی در برابر برتری نظامی اسرائیل را افزایش دهد. با این حال، فقدان ساختار فرماندهی مشترک و تعهدات عملیاتی مشخص نشان میدهد که تبدیل این همگرایی سیاسی به یک معماری امنیتی پایدار، همچنان به نهادسازی و اعتماد راهبردی نیاز دارد.
روزنامه لوموند در تحلیلی به توافق دفاع مشترک عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان پرداخته است که روز جمعه، هفتم اوت، در مکه امضا شد. این توافق با هدف تقویت امنیت جمعی و افزایش توان بازدارندگی سه کشور شکل گرفته است و امضای آن با تحولات گسترده در معادلات امنیتی خاورمیانه همزمان شده است.
توافق دفاع مشترک مکه در شرایطی شکل گرفته است که تنش با ایران و شبکه متحدان منطقهای آن افزایش یافته و قدرت نظامی و راهبردی اسرائیل نیز ابعاد تازهای پیدا کرده است.
گسترش نقش اسرائیل در معادلات منطقه، در عین حال، قدرتهای اسلامی را با این پرسش روبهرو کرده است که جایگاه این کشور در نظم امنیتی آینده خاورمیانه چه خواهد بود.
بر اساس بیانیه مشترک، هرگونه حمله مسلحانه خارجی به یکی از سه کشور امضاکننده، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد.
توافق مکه همچنین زمینه را برای ایجاد سازوکاری عمیقتر و نهادینهتر در همکاریهای دفاعی منطقهای فراهم میکند. آموزشها و رزمایشهای مشترک، انتقال فناوری و تبادل اطلاعات اطلاعاتی از جمله حوزههایی هستند که در چارچوب این همکاری قرار میگیرند.
اهمیت این توافق به ترکیب سه کشور امضاکننده نیز بازمیگردد. ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد، پاکستان تنها قدرت هستهای جهان اسلام است و عربستان سعودی نیز بزرگترین اقتصاد خلیج فارس و بزرگترین صادرکننده نفت جهان به شمار میرود.
این مجموعه، سه قدرت با ظرفیتهای متفاوت اما مکمل را در یک چارچوب دفاعی گرد هم میآورد.
هر سه کشور در عین حال میکوشند وابستگی خود را به چتر امنیتی آمریکا کاهش دهند که به باور آنها محدودیتهایش در سالهای اخیر آشکار شده است.
ریاض، آنکارا و اسلامآباد در چنین فضایی به دنبال افزایش وزن راهبردی خود در خاورمیانهای هستند که همچنان با مجموعهای از جنگها و منازعات روبهرو است.
انتخاب مکه برای امضای این توافق نیز به آن بار نمادین قابل توجهی بخشیده است. این ائتلاف حاصل نزدیک به یک سال مذاکره است و رویترز در ژانویه از جریان این مذاکرات خبر داده بود.
از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، تهران و متحدان منطقهای آن فشارهای نظامی بر چند کشور خلیج فارس را افزایش دادهاند.
عربستان سعودی نیز حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی طرفدار ایران را متهم کرده است که تأسیسات نفتی این کشور را هدف قرار داده و مسیرهای راهبردی دریایی آن در دریای سرخ و تنگه هرمز را تهدید میکنند.
در این چارچوب، ریاض، اسلامآباد و آنکارا میکوشند با تجمیع توانمندیهای خود، ظرفیت واکنش جمعی در برابر تهدیدهای منطقهای را افزایش دهند.
مهار نفوذ نظامی و دریایی ایران و جلوگیری از شکلگیری نظم منطقهای جدیدی با محوریت اسرائیل نیز در زمره اهدافی قرار دارد که این همکاری سهجانبه دنبال میکند.
چنین روندی میتواند زمینه شکلگیری یک ساختار امنیتی را فراهم کند که قدرتهای عربی و اسلامی در آن نقش محوری داشته باشند.
اشتیاق احمد، استاد علوم سیاسی دانشگاه قائد اعظم اسلامآباد، معتقد است عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان مصمم به نظر میرسند از بازتعریف یکجانبه نظم راهبردی منطقه جلوگیری کنند.
از نگاه او، این سه کشور نمیخواهند هیچ قدرت منطقهای بتواند با اتکا به نیروی نظامی یا اقدامات یکجانبه، قواعد نظم جدید خاورمیانه را بهتنهایی تعیین کند.
با این همه، بیانیه مشترک روشن نمیکند که توافق مکه چه تعهدات مشخص نظامی و عملیاتی را برای هر یک از سه کشور ایجاد میکند.
رائد کریملی، معاون وزیر امور خارجه عربستان سعودی در امور عمومی، بر ماهیت دفاعی این توافق تأکید کردە و گفتە است کە هدف از ایجاد آن تشکیل یک محور نظامی یا بلوکی با ماهیت فرقهای نیست. به گفته او، این توافق ارتباطی با جاهطلبیهای هستهای یا ورود به رقابت تسلیحاتی ندارد و هدف اصلی آن ایجاد توانمندیهای دفاعی پایدار است.
پایه اصلی توافق را میتوان در مکمل بودن ظرفیتهای نظامی، صنعتی و مالی سه کشور جستوجو کرد. پاکستان نیروی نظامی بزرگی را در اختیار دارد و از تجربه عملیاتی و صنایع دفاعی رو به توسعه برخوردار است.
ترکیه نیز ظرفیتهای تکنولوژیک و صنعتی خود را به این مجموعه اضافه میکند و در حوزههایی مانند پهپادها و سامانههای دریایی از توانمندی قابل توجهی برخوردار است.
عربستان سعودی ضلع مالی این همکاری را تقویت میکند و منابع گسترده آن میتواند پشتوانه برنامههای تسلیحاتی و طرحهای تحقیق و توسعه باشد.
این همکاری سهجانبه نیز از نقطه صفر آغاز نمیشود، زیرا روابط نظامی میان سه کشور از پیش گسترش یافته است.
ترکیه و پاکستان در حوزههای هوایی و دریایی همکاری دارند و عربستان سعودی نیز در سال ۲۰۲۳ قراردادی را برای خرید پهپادهای ترکیهای امضا کرد. این قرارداد در زمان امضای آن، بزرگترین قرارداد صادراتی صنایع دفاعی ترکیه محسوب میشد.
با این حال، توافق مکه به معنای پایان نفوذ آمریکا در منطقه یا ظهور یک ناتوی اسلامی نیست. بورجو اوزچلیک، پژوهشگر مؤسسه سلطنتی خدمات متحد در لندن، معتقد است این رویکرد با تمایل ایالات متحده برای تقسیم بار مسئولیتهای امنیتی با قدرتهای منطقهای همخوانی دارد.
برای عربستان سعودی، این توافق بهمنزله به ثمر نشستن راهبردی است که هدف آن ایجاد یک منظومه امنیتی با اتکای بیشتر به مشارکت با قدرتهای اسلامی است. ریاض پیشتر نیز در سپتامبر ۲۰۲۵ با امضای توافقی دوجانبه با پاکستان، همکاری نظامی خود با اسلامآباد را تقویت کرده بود.
هشام الغنام، پژوهشگر روابط بین الملل معتقد است جنگ به این روندها شتاب بخشیده و توجیه سیاسی داخلی لازم را برای اعلام رسمی این ائتلاف فراهم کرده است.
برخی تحلیلها نیز حاکی از آن است که در حالی که ترکیه فناوری پیشرفته را ارائه میدهد و عربستان سعودی منابع مالی مورد نیاز را تأمین میکند، پاکستان ممکن است برای متحدان خود چتر هستهای فراهم کند.
اگرچه بند دفاع مشترک این توافق به ماده پنجم پیمان ناتو شباهت دارد، اما سازوکارهای فرماندهی مشترک و ساختارهای عملیاتی آن همچنان برای ایجاد یک ناتوی اسلامی نیازمند توسعه هستند.
از این رو، توافق مکه در شرایط کنونی بهعنوان یک پیام سیاسی قدرتمند با ابعاد نظامی و راهبردی نگریسته میشود و ممکن است نخستین گام در مسیر شکلگیری یک نظام امنیتی منطقهای چندقطبی باشد.











