top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

پیمان مکه، محور جدید امنیتی جهان اسلام یا بیانیه سیاسی؟

  • 6 hours ago
  • 4 min read



علی‌اصغر فریدی

 

در روز جمعه‌ای که نماز جماعت در مسجدالحرام برگزار می‌شد، سه رهبر جهان اسلام در همان شهر، پای سندی را امضا کردند که ممکن است نقشه امنیتی خاورمیانه را برای دهه‌های آینده بازتعریف کند، یا فقط یک بیانیه سیاسی زیبا باقی بماند.


روز هفتم اوت ۲۰۲۶، در کاخ الصفا در مکه، محمد بن‌سلمان، ولیعهد و نخست‌وزیر عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، توافقنامه مشترک دفاعی مکه را امضا کردند.

شاکله این توافق بر این اساس شکل گرفتە است کە هر حملەای به یکی از این سه کشور، حمله به هر سه عضو این پیمان تلقی خواهد شد.

پس از امضای این تفاهم  برخی رسانه‌ها بی‌درنگ لقب ناتوی اسلامی را بر آن نهادند. اما پرسش واقعی شاید این باشد که آیا این پیمان، سازوکاری واقعی برای دفاع مشترک است، یا صرفا پیامی نمادین در دل بحرانی است که اعتماد کشورهای عربی به چتر امنیتی آمریکا را متزلزل کرده است؟


جنگی که همه‌چیز را تغییر داد


این توافق در خلا شکل نگرفت، از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، و با شروع جنگ میان ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و ایران که در همان روز نخست به کشته‌شدن علی خامنه‌ای، رهبر ایران انجامید، زمینه‌های آن شکل گرفت.


ایران در واکنش، موشک و پهپاد را نه‌تنها به‌سوی اسرائیل که به‌سمت پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان، کویت، بحرین، قطر و امارات نیز شلیک کرد.

برای ریاض، این تجربه یک واقعیت تلخ را آشکار کرد و آن این بود که، على‌رغم دهه‌ها اتکا به چتر امنیتی واشنگتن، کشورهای عربی خلیج فارس در معرض مستقیم تلافی ایران قرار گرفتند، بدون آنکه حمایت نظامی آمریکا از آن‌ها، متناسب با ریسکی باشد که متحمل شدند.

حملات موشکی و پهپادی ایران به مناطقی در داخل خاک عربستان، محرک اصلی تنوع‌بخشی سعودی به شراکت‌های امنیتی بود.


در توافق مکه، چه چیزی گفته شده، چه چیزی ناگفته مانده


هسته پیمان ساده و شبیه ماده ۵ منشور ناتو است: حمله به یکی، حمله به همه.


وزارت امور خارجه پاکستان این توافق را ابزاری برای تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه تجاوزی توصیف کردە است.

مقامات ترکیه‌ای نیز تاکید کرده‌اند این پیمان صرفا دفاعی بودە و متوجه هیچ کشور خاصی نیست، و پیوستن بە آن برای دیگر کشورهای منطقه نیز امکان پذیر است.

اما جزئیات عملیاتی، تعداد نیرو، سازوکار فرماندهی مشترک، قواعد درگیری، یا این‌که چه کسی در عمل چه چیزی را متعهد می‌شود، در بیانیه مشترک ذکر نشده است. این ابهام، دقیقا همان نقطه‌ای است که تردید به بار می‌آورد.


چرا توافق سه‌جانبه؟


عربستان و پاکستان از سپتامبر ۲۰۲۵ یک پیمان دفاعی دوجانبه داشتند. اما وقتی در اوایل ۲۰۲۶ عربستان زیر حملات ایران و نیروهای نیابتی اش قرار گرفت، پاکستان از مداخله نظامی مستقیم پرهیز کرد. این اقدام نشان داد کە یک تعهد دوجانبه به‌تنهایی کافی نیست.

اما بە نظر میرسد ورود ترکیه معادله را تغییر دادە باشد. آنکارا دومین ارتش بزرگ ناتو را دارد و صنعت دفاعی رو به رشدی دارد که پیش‌تر عربستان را به مشتری بزرگ خود تبدیل کرده بود. در کنار آن، پاکستان تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام است و تجربه میدانی، از جمله استقرار پیشین جنگنده‌های JF-17و پدافند هوایی HQ-9در عربستان را دارد.

عربستان نیز قدرت مالی و جایگاه نمادین نگهبانی دو حرم را به میز می‌آورد. روی کاغذ، سه ضلع این مثلث یکدیگر را کامل می‌کنند.


شکاف‌هایی که پیمان را تهدید می‌کند


عربستان ایران را خطر شماره یک منطقه می‌بیند، پاکستان اما مرز طولانی و روابط عملگرایانه با تهران دارد و هرگونه رویارویی مستقیم می‌تواند روابطش با چین، شریک استراتژیک کلیدی‌اش، را به خطر بیندازد.

شورای همکاری کشورهای خلیج که در ۱۹۸۱ دقیقا برای مهار ایران شکل گرفت،سابقه ناموفق ائتلاف‌های منطقه‌ای بود که هرگز نتوانست بدون پشتوانه آمریکا دندان واقعی نشان دهد.

این پرسش که آیا یک ائتلاف منطقه‌ای بدون واشنگتن اساسا کارآمد است، همچنان باز است.


تحلیلگرانی مانند کارشناسان مؤسسه Verisk Maplecroftمعتقدند حضور نمادین ترکیه و پاکستان محتمل است، اما بعید است آنکارا یا اسلام‌آباد بخواهند در عملیاتی سنگین علیه حوثی‌ها یا ایران درگیر شوند.


برخی گمانه‌زنی‌ها از گسترش چتر هسته‌ای پاکستان به عربستان و ترکیه سخن می‌گویند، اما کارشناسانی چون پژوهشگران مرکز مطالعات استراتژیک و دفاعی استرالیا تاکید می‌کنند دکترین هسته‌ای پاکستان اساسا معطوف بازدارندگی در برابر هند است، و اسلام‌آباد بعید است کنترل کدهای هسته‌ای خود را با هر تعهد بیرونی به اشتراک بگذارد.


چه کسی نگران است، چه کسی بی‌تفاوت


از منظر اسرائیل، این پیمان یک تحول نامطلوب است، پژوهشگران مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل هشدار داده‌اند که این توافق بعد نظامی را به جبهه‌ای سیاسی می‌افزاید که پیشاپیش موضعی ضداسرائیلی داشته است.

اسرائیل همچنین نگران آن است که همکاری دفاعی، مسیری برای انتقال دانش یا زیرساخت هسته‌ای به ترکیه و عربستان، که هر دو مشتاق برنامه‌های هسته‌ای‌اند باز کند.

ایران به صورت رسمی، واکنشی محتاطانه، اما کم‌رنگ‌کننده نشان داد. نمایندگان مجلس ایران این پیمان را کاغذی و ناتوان از تامین امنیت واقعی خواندند.

در مقابل، برخی در داخل ایران این توافق را تهدیدی جدی‌تر از فشار مستقیم آمریکا و اسرائیل نمی‌دانند، با این استدلال که تهران پیش‌تر در برابر دو ابرقدرت نظامی مقاومت کرده است.

اما نکته‌ای که کمتر شنیده می‌شود، روایت خودِ سه کشور امضاکننده است. مقامات ترکیه و پاکستان بر ماهیت صرفا دفاعی و غیرجهت‌دار پیمان تاکید کرده و حتی گفته‌اند این توافق برای پیوستن کشورهای دیگر منطقه باز است، روایتی که این پیمان را نه اقدامی تهاجمی، بلکه چارچوبی برای بازدارندگی جمعی معرفی می‌کند، و لازم است در کنار خوانش‌های نگران‌کننده اسرائیلی و ایرانی دیده شود.


سه سناریوی پیشِ رو


پیمان مکه می‌تواند یکی از سه مسیر را طی کند:


نخست، بازماندن در سطح نمادین، این پیمان می‌تواند ابزاری دیپلماتیک برای هماهنگی سیاسی و همکاری صنعت دفاعی، بدون تعهد عملیاتی واقعی باشد.


دوم، تبدیل به توهم امنیتی، تشویق کشورهای امضاکننده به ویژه عربستان، به ریسک‌پذیری بیشتر، بدون پشتوانه واقعی در میدان.


و سوم، تکامل تدریجی به ساختاری عملیاتی، مسیری که بسیاری از ائتلاف‌های نظامی، از جمله ناتوی اولیه، از آن عبور کرده‌اند: از بیانیه سیاسی به فرماندهی مشترک و تمرین‌های واقعی.

آنچه مسلم است این است که، پیمان مکه، نشانه‌ای از یک گذار ژئوپلیتیک عمیق‌تر است. کاهش اتکای مطلق کشورهای عربی و مسلمان به تضمین‌های امنیتی آمریکا، و جست‌وجوی مسیرهای جایگزین برای امنیت منطقه‌ای.

اما تا زمانی که تضاد در ادراک تهدید، نبود فرماندهی مشترک، و محدودیت‌های عملیاتی حل نشود، پیمان مکه بیشتر امضای یک بیانیه سیاسی بود تا تولد یک اتحاد نظامی کارآمد.

 
 
bottom of page