تحرکات اسرائیل در جنوب سوریه، از مرزهای گولان به حومه دمشق کشیده شده است
- 4 hours ago
- 4 min read

اقدامات اسرائیل در جنوب سوریه از در پیشگرفتن نقضهای امنیتی پراکنده فراتر رفته و به روندی گستردهتر و سازمانیافتهتر تبدیل شده است که هم جغرافیا و هم ساختارهای اجتماعی محلی را دربر میگیرد. صحنهای که از قنیطره و جبلالشیخ تا حومه غربی دمشق، جولان اشغالی و درعای غربی امتداد یافته است، نشان میدهد کە اسرائیل بهتدریج از سیاست نظارت و بازدارندگی بهسوی سیاست حضور مستقیم حرکت میکند که هدف آن، آزمودن خلأ موجود در جنوب سوریه و تحمیل واقعیتهای جدید بر زمین است.
در تداوم سیاستهای جدید اسرائیل در خاورمیانە و بە ویژە سوریە، سفر سرتیپ غسان علیان، افسر ارشد ارتش اسرائیل، به روستای ریمه در حومه غربی دمشق، یکی از آشکارترین نشانههای این تحول به شمار میرود.
این سفر تنها به دیدار با بزرگان یک روستای سوری محدود نمیشود، بلکه بیانگر تلاش اسرائیل برای ایجاد کانالهای ارتباط مستقیم با جوامع محلی در داخل خاک سوریه است.
اهمیت روستای ریمه به موقعیت جغرافیایی آن بازمیگردد. این روستا در دامنه شرقی جبلالشیخ و در نزدیکی مرز سوریه و لبنان قرار دارد و از نظر اداری تابع منطقه قطنا در حومه دمشق است، نه استان قنیطره.
این منطقه همچنین خارج از محدوده حائل توافق سال ۱۹۷۴ قرار دارد. به همین دلیل، این سفر را نمیتوان صرفاً یک نفوذ محدود دانست، بلکه باید آن را تلاشی برای انتقال حضور اسرائیل از مرزهای جولان به عمقی حساستر در حومه دمشق ارزیابی کرد.
غسان علیان یکی از شناختهشدهترین افسران دروزی ارتش اسرائیل است و برای او جایگاهی ویژه بهمنظور مدیریت روابط با دروزیهای سوریه و لبنان تعریف شده است.
این جایگاه نشان میدهد تلآویو به پرونده دروزیها بهعنوان یک موضوع راهبردی نگاه میکند، نه صرفاً یک مسئله اجتماعی یا طایفهای.
علیان از زمان انتصاب خود در اوایل فوریه، با سفرهای مکرر به روستاهای ریمه، عرنه و حضر، در حال ایجاد شبکهای از ارتباطات مستقیم با بزرگان و چهرههای محلی بوده است. او در این مسیر، هم از پیشینه دروزی خود و هم از موقعیت رسمیاش در ساختار نظامی اسرائیل بهره گرفته است.
پیامهایی که علیان به ساکنان ریمه منتقل کرده است، از خود سفر کماهمیتتر نیست. او، بنا بر گفته منابع محلی، درباره تعهد ارتش اسرائیل به حمایت از دروزیهای جنوب سوریه سخن گفته و احتمال صدور مجوز برای ورود کارگران منطقه به اسرائیل را مطرح کرده است.
این اقدام میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی ساکنان کمک کند. در نتیجه، وعدههای اقتصادی در محاسبات اسرائیل از ملاحظات امنیتی جدا نیست، بلکه بخشی از تلاش تلآویو برای ایجاد نفوذ اجتماعی و محلی در کنار حضور نظامی محسوب میشود.
سکوت دمشق
ورود یک مقام نظامی اسرائیلی به یک روستای سوری، دیدار او با بزرگان و ساکنان دروزی و تکرار سفرهای مشابه در مناطق دیگر، بدون اعلام موضع سیاسی یا واکنش عملی از سوی دمشق، پرسشهایی را مطرح کرده است.
مشخص نیست این سکوت ناشی از ناتوانی در مقابله است یا تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنش در منطقهای حساس بە شمار می رود.
مسالە صرفا به واکنش در برابر اسرائیل محدود نمیشود، بلکه فقدان یک مسیر روشن دولتی برای ارتباط مستقیم با دروزیهای ساکن دامنه شرقی جبلالشیخ نیز مطرح است.
در چنین فضایی، رابطه ساکنان سویدا با نیروی مسلط بر زمین به رابطهای پیچیده و اجباری تبدیل میشود. این رابطه را نمیتوان تنها با مفاهیمی مانند وفاداری یا مخالفت توضیح داد، بلکه باید آن را از زاویه نیاز و جستوجوی امنیت نیز بررسی کرد.
از همین رو، سفرهای علیان را بهویژه پس از رویدادهای سویدا، که شکافهای سیاسی و اجتماعی گستردەای را از خود بر جای گذاشت نمیتوان از تنش گستردهتر میان دمشق و برخی محیطهای دروزی جدا کرد.
به نظر میرسد اسرائیل این شکاف را به فرصتی برای اقدامات سیاسی آتی بدل کرده است. اسرائیل تنها در محور قنیطره یا جبلالشیخ فعال نیست، بلکه میکوشد رابطه با دروزیها را به دروازهای دائمی برای نفوذ به جنوب سوریه تبدیل کند.
تلآویو این هدف را از طریق گفتمان حمایت، ارتباط مستقیم و ارائه خود بهعنوان ضامن امنیت در برابر کاهش اعتماد میان این جوامع و حکومت مرکزی دنبال میکند.
چهره دیگر این سیاست را میتوان در قنیطره و مناطق جنوبی مشاهده کرد که اسرائیل در آن از ابزارهای نفوذ نرم بهسوی فشار مستقیم نظامی حرکت کرده است.
طی روزهای گذشته، این اقدامات شامل گلولهباران توپخانهای، ایجاد ایستهای بازرسی موقت، عملیات تفتیش و بازداشت بوده و روستاهای نزدیک به خط آتشبس را زیر فشار دائمی قرار داده است. گلولهباران اسرائیل، حوالی روستاهای حمیدیه، حریه، جباتا الخشب و طرنجه را هدف قرار داده است.
در روستاها و شهرکهایی مانند صیدا، کودنا، اوفانیا، خان ارنبه و جباتا الخشب، صحنهای مشابه تکرار میشود.
گشتهای نظامی اسرائیل وارد منطقه میشوند، ایستهای بازرسی موقت برپا میکنند، عابران را تفتیش میکنند، به خانهها یورش میبرند و بازداشتهایی انجام میدهند که ممکن است ساعتها یا روزها ادامه پیدا کند.
ارتش اسرائیل همچنین در جاده اوفانیا ـ خان ارنبه یک ایست بازرسی را ایجاد کرده است. در این رابطە، شبکه محلی درعا ۲۴ گزارش دادە است کە یک نیروی اسرائیلی متشکل از شش خودروی نظامی روز جمعه وارد منطقه وادی الرقاد در حومه غربی درعا شدە است.
این اقدام و اقدامات مشابە نشان میدهد کە فعالیت اسرائیل دیگر به قنیطره یا دامنههای جبلالشیخ محدود نیست و اکنون به نقاط حساس در حومه غربی درعا نیز گسترش یافته است.
این اقدامات را نمیتوان از عملیات استحکامبخشی اسرائیل در روستاهایی مانند العشه و بریقه جدا دانست.
تجارب تاریخی نشان میدهند کە چنین اقداماتی معمولاً با توجیهات امنیتی آغاز میشوند و سپس بهتدریج به ساختار سیاسی و عمرانی دائمی تبدیل میشوند که برچیدن آنها دشوار است.
در ارتفاعات گولان، این روند ابتدا با برپایی پایگاههای نظامی یا مراکز نظارتی آغاز شدند و سپس به حضور دائمی انجامیدند.
بر همین اساس، سخن گفتن از احتمال تبدیل برخی از این نقاط به حضوری بلندمدت با ماهیت شهرکسازی، اغراقآمیز نیست، بلکه بر تجربههای شناختهشده در رفتار اسرائیل استوار است.
تحولات رویدادە در سویدا را نمیتوان رویدادهایی منفک از یکدیگر قلمداد کرد، بلکه باید آنها را بخشی از یک سیاست در نظر گرفت که در دو سطح عمل میکند.
سطح نخست، فشار مستقیم نظامی از طریق نفوذها، ایستهای بازرسی و استحکامات است. سطح دوم، نفوذ اجتماعی و اقتصادی از طریق دیدارها، وعدههای حمایت و فرصتهای کاری،همزمان با هدف تضعیف حضور رسمی دولت انتقالی سوریه، وابستە بە جریانهای اسلامگرای تندرو است.
اما سوال مهمی کە در این میان همچنان بە ذهن متبادر می شود، حاکی از وجود استانداردهای دوگانە سیاستهای اسرائیل در منطقە است، کە چرا بە رغم قدرت نظامی، سازماندهی و برنامەهای کردها در روژآوا، اسرائیل حاضر است این دوگانەسازی را در سیاستهای خود ادامە بدهد؟











