چرا نام احمدینژاد دوباره بر سر زبانها افتاده است؟
- 29 minutes ago
- 4 min read

اهمیت طرح مجدد نام محمود احمدینژاد در مباحث اخیر، نه در اعتبار ادعاهای منتشرشده، بلکه در ظرفیت نمادین او برای پیوند زدن دو دوره متفاوت از سیاست ایران نهفته است. گزارشهای اخیر بر این فرض استوارند که یک بازیگر برخاسته از درون ساختار قدرت، در صورت بروز تحول سیاسی، میتواند میان نهادهای رسمی و بخشی از بدنه اجتماعی نقش واسطه ایفا کند. در این چارچوب، تحول گفتمانی احمدینژاد، سفرهای خارجی بحثبرانگیز و فاصلهگیری تدریجی او از برخی مواضع گذشته، بیش از خود ادعاها به موضوع اصلی تحلیلهای سیاسی تبدیل شدهاند.
طی روزهای اخیر نام محمود احمدینژاد دوباره به عنوان یکی از بحثبرانگیزترین اسامی فضای سیاسی و رسانهای ایران تبدیل شده است. جرقه این موج تازه را ابتدا گزارشهایی در رسانههای غربی آتلانتیک و سپس ادعایی جنجالی در نیویورک تایمز زد.
در گزارشهای اخر در رابطە با سناریوهای پیش روی جمهوری اسلامی و انتخاب وی بە عنوان گزینە بعد از علی خامنەای، ادعا شدە است کە آمریکا و اسرائیل در سناریویی محرمانه، احمدینژاد را بهعنوان انتخابی برای رهبری دوره در ایران بررسی کردهاند.
اگرچه این ادعا تاکنون از سوی هیچ منبع رسمی و مستقلی تأیید نشده است، اما صرف مطرح شدن چنین نامی، آن هم درباره سیاستمداری که زمانی تندترین مواضع ضدآمریکایی و ضداسرائیلی را داشت، کافی بود تا توجه افکار عمومی دوباره به مسیر سیاسی و تحولات فکری او جلب شود.
احمدینژاد در سالهای نخست ریاستجمهوری خود، نماد جریان ضدغربی و یکی از تندترین منتقدان آمریکا و اسرائیل بود. سخنرانیهای جنجالی او در سازمان ملل، مواضعش نفی هولوکاست و تقابل آشکار با غرب، باعث شده بود بسیاری او را یکی از تندروترین سیاستمداران جمهوری اسلامی بدانند.
احمدینژاد در سالهای اخیر اما چهرهای متفاوت از دوران ریاست جمهوری خود نشان داده است او در گفتوگویی که خبرگزاری تسنیم در سال ١٤٠٣ منتشر کردە بود، خود را یک لیبرال دموکرات توصیف کرد،
بر زبان آوردن چنین عبارتی در فضای سیاسی ایران بار معنایی خاصی دارد و بیشتر به جریان کارگزاران سازندگی نسبت داده میشد.
وی حتی در سال ٢٠١٩ در مصاحبەای با نیویورک تایمز بە شیوەای مثبت در مورد رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ سخن گفتە و از او بە عنوان یک تاجر و فردی عملگرا یاد کردە بود.
همچنین اختلافات محمود احمدینژاد با بخشهایی از حاکمیت در دهه ۹۰ و مواضع غیرمنتظره او پس از پایان دوران ریاستجمهوری، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. او بارها از محدودیتهای سیاسی انتقاد کرد، درباره آزادیهای مدنی سخن گفت و حتی در برخی موارد به مواضع چهرههای اصلاحطلب نزدیک شد.
حال طبق ادعای مطرحشده در نیویورک تایمز، برخی از اتاقهای فکر در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ به این دکترین رسیدەاند که اگر قرار باشد تغییراتی اساسی در ساختار سیاسی ایران رخ دهد، بهترین گزینه برای مدیریت شرایط انتقالی، فردی از درون سیستم است که هم سابقه حضور در بالاترین سطوح قدرت را داشته باشد و هم بتواند با بخشی از بدنه اجتماعی ناراضی ارتباط برقرار کند.
بە ویژە پس از موفق شدن این مدل در ونزئولا، کاخ سفید بر این نوع تغییر نظام در ایران نیز پافشاری می کند.
تحلیلگران غربی معتقد بودند احمدینژاد بهدلیل سابقه حضور در رأس قدرت، شناخت عمیق از ساختار سیاسی و همچنین توانایی ارتباط با اقشار مختلف جامعه و نهایتا تغییر در مواضع تندروانە خود میتواند در صورت بروز بحران، به چهرهای اثرگذار تبدیل شود.
هرچند این تحلیلها هیچگاه بهمعنای وجود ارتباط مستقیم یا همکاری سیاسی نبوده، اما مطرح شدن چنین فرضیههایی بهتنهایی کافی بود تا نگاهها دوباره به سمت رئیسجمهور سابق ایران بازگردد.
بخش مهمی از گزارشها و تحلیلهای اخیر، بر سفرهای خارجی محمود احمدینژاد در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ متمرکز شده است. برخی از رسانهها تلاش کردهاند برای این سفرها معانی سیاسی و امنیتی ویژهای تعریف کنند.
یکی از مهمترین این سفرها، حضور او در گواتمالا بود. گواتمالا کشوری کوچک در آمریکای لاتین است که روابط نزدیکی با اسرائیل دارد.
گواتمالا یکی از نزدیکترین متحدان اسرائیل در آمریکای لاتین محسوب میشود و پس از آمریکا، دومین کشوری بود که سفارت خود را به اورشلیم منتقل کرد. همکاریهای امنیتی و نظامی میان دو طرف نیز سابقهای طولانی دارد.
احمدینژاد برای شرکت در سمپوزیومی درباره آب به این کشور سفر کرد که از همان ابتدا حاشیههای فراوانی داشت.
در آن زمان ویدئوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میداد او ساعتها در فرودگاه منتظر دریافت مجوز خروج بوده است. برخی رسانهها نیز مدعی شدند نگرانیهای امنیتی درباره نفوذ اسرائیل در گواتمالا، دلیل حساسیت نهادهای مسئول نسبت به این سفر بوده است.
از سوی دیگر، حوزه آب و فناوریهای مرتبط با آن یکی از زمینههای مهم همکاری اسرائیل با کشورهای آمریکای لاتین است.
اسرائیل از قدرتهای بزرگ فناوری آب در جهان به شمار میرود و گواتمالا نیز یکی از شرکای منطقهای تلآویو در این زمینه محسوب میشود. همین موضوع باعث شد برخی رسانهها حضور احمدینژاد در چنین رویدادی را حساس و قابل توجه توصیف کنند.
ماجرای سفرهای احمدینژاد تنها به گواتمالا محدود نشد، بلکە، او طی دو سال اخیر چند بار نیز به مجارستان سفر کرده است.
دولت وقت راستگرای مجارستان ویکتور اوربان، از روابط نزدیکی با اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو برخوردار بود. البتە حدود یک ماه پیش اوربان رقابت انتخاباتی را در مجارستان باخت و از قدرت کنار رفت.
احمدینژاد نخستین بار در سال ۱۴۰۳ برای شرکت در کنفرانسی درباره محیط زیست و ارزشهای مشترک جهانی راهی بوداپست شد. رسانههای داخلی در آن دورە، این سفر را صرفاً علمی و دانشگاهی توصیف کردند.
اما سفر دوم او به مجارستان بیش از پیش خبرساز شد. این سفر تنها ۱۰ روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه انجام شد. بر اساس گزارش رسانهها، او برای حضور در یک کنفرانس علمی و پژوهشی با عنوان پایداری جهان در حال تغییر، به دعوت رئیس دانشگاه ملی مجارستان به این کشور رفته بود.
همزمانی این سفر با جنگ ١٢ روزە و همچنین روابط نزدیک دولت وقت مجارستان با اسرائیل، اکنون باعث شدە است کە برخی رسانهها تلاش کنند میان این سفرها و ادعاهای مطرحشده در نیویورک تایمز ارتباط برقرار کنند.
نکته قابل توجه در تمام این ماجراها، سکوت محمود احمدینژاد و دفتر او درباره گزارش جنجالی نیویورک تایمز است. تا زمان نگارش این گزارش، هیچ واکنش رسمی درباره ادعاهای مطرحشده منتشر نشده است.
در نهایت باید تأکید کرد که تاکنون هیچ سند رسمی و معتبری درباره وجود طرح مشترک آمریکا و اسرائیل برای سپردن نقش رهبری دوره انتقالی ایران به محمود احمدینژاد منتشر نشده است.
بسیاری از تحلیلها و روایتهای مطرحشده نیز بیشتر بر پایه گمانهزنیهای سیاسی و تحلیلهای رسانهای شکل گرفتهاند.











