top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

جنگ، صلح و تلاش برای ثبات در خاورمیانه

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Dec 23, 2025
  • 5 min read




سیڤان سعید


در صلح، فرزندان پدران خود را به خاک می‌سپارند، اما در جنگ، پدران فرزندان خود را. این جمله، تراژدی وارونگی نظم طبیعی زندگی را در جنگ آشکار می‌سازد. امروز در خاورمیانه، از ویرانه‌های سوریه و عراق گرفتە تا چرخه بی‌پایان خشونت و افراط‌گرایی، این حقیقت بیش از همیشه این واقعیت را بازتاب میدهد. در برابر نیروهای تخریب، پروژه دموکراتیک روژاوا (شمال‌شرق سوریه) الگویی معکوس را برمی‌سازد: خودمدیریتی، برابری جنسیتی، همزیستی چند اتنیکی و بازسازی مشارکتی مبتنی بر عدالت. آیا این تلاش‌ها می‌تواند چرخه تراژیک جنگ را در هم شکستە و صلح پایدار را، نه فقط غیاب خشونت، بلکه بازگشت نظم طبیعی زندگیم ممکن سازد؟


یک گفته یونان باستان که اغلب آن را بازتابی از خرد خدایان می‌دانند، می‌گوید: زمانیکە جنگ در جریان باشد، پدران فرزندانشان را دفن می‌کنند، اما وقتی کە صلح برقرار شود، فرزندان پدرانشان را.


سادگی این جمله، عمیق‌ترین تراژدیِ درگیری انسانی را آشکار می‌کند: وارونگیِ خودِ طبیعت.


جنگ تنها یک رخداد سیاسی نیست. یک فاجعهٔ اخلاقی است که نظم بنیادی زندگی را از هم می‌درد. این جمله که گاهی به آتنا (الههٔ خرد جنگ و صلح مدنی) نسبت داده می‌شود، یادآور این حقیقت است که تمدن‌ها نه فقط با نیزه، بلکه با انتخاب میان نابودی و آشتی سقوط می‌کنند یا شکوفا می‌شوند.


امروز، این حقیقت بە جا ماندە از جهان باستان در هیچ جا دردناک‌تر از خاورمیانه طنین نیانداختە است که چرخه خشونت، سرکوب و مبارزه همچنان نسل‌ها را می‌بلعد.


با این وجود، در میان این ویرانی، نیروهایی برای تحقق صلح تلاش می‌کنند و نیروهایی نیز بی‌ثباتی را تداوم می‌بخشند و منطقه را به صحنهٔ نبرد میان دیدگاه‌های متضاد آینده تبدیل کرده‌اند.


در خاورمیانهٔ مدرن، معنای صلح و جنگ انتزاعی نیست؛ هر روز در شهرهای ویران، خانواده‌های آواره و مقاومت آرام مردمی که نمی‌پذیرند جنگ تقدیر آنان باشد، تجربه می‌شود.


جنگ داخلی سوریه، بی‌ثباتی مداوم در عراق، مسالە همچنان حل ناشدە کرد در چندین کشور و رقابت‌های ژئوپولیتیک قدرت‌های منطقه‌ای، همگی نشان می‌دهند که در هنگامه حاکم شدن استبداد، افراط‌گرایی و سیاست قدرت بر چشم‌انداز سیاسی، صلح تا چه اندازه می‌تواند شکننده باشد.

جنگ معماران فراوانی دارد، اما صلح اغلب قهرمانان اندکی دارد. صلح نیازمند شجاعت، آینده‌نگری و اراده‌ای است که بتواندآینده‌ای را تصور کند که تکرار بی‌عدالتی‌های گذشته نباشد.

در این میان، نیروهای کرد در منطقه، به‌ویژه در شمال-شرق سوریه، به نمادی از یک جریان معکوس در برابر نیروهای تخریب تبدیل شده‌اند.


چشم‌انداز سیاسی آنان که بر پایه اصول دموکراسی محلی، برابری جنسیتی و همزیستی میان جوامع چند اتنیکی و مذهبی بنا شده است، یکی از معدود تلاش‌ها برای ساختن الگویی صلح‌آمیز و چندفرهنگی در میان ویرانی‌های جنگ است.


در مناطقی که پس از شکست داعش اداره آن را بر عهده گرفتند، ساختارهای حکومتی آنان نه انتقام بلکه بازسازی، نه حذف بلکه مشارکت را دنبال کرده است.

این نقش، آنان را نه تنها به نیرویی نظامی، بلکه به نیرویی اخلاقی تبدیل می‌کند، زیرا کلید صلح را نه در نقش فاتحان، بلکه در نقش معماران یک نظم اجتماعی بدیل در دست دارند.

مبارزه آنان نه فقط با داعش، بلکه با منطق تولیدکننده افراط‌گرایی، همان خلأ و شکافی که از استبداد، فساد و به حاشیه‌راندن مردم ایجاد می‌شود، ابتنا یافتە است


با این حال، خاورمیانه همچنان تحت تأثیر بازیگران قدرتمندی است که سیاست‌هایشان اغلب به جای حل‌وفصل بحران‌ها، بر شدت آن می‌افزاید.


سازمان‌های افراطی، چه مذهبی و چه برآمده از سرکوب سیاسی، در شکاف‌های ناشی از دولت‌های فروپاشیده و در ناامیدی جوامعی که از عدالت محروم‌اند، رشد می‌کنند.



در کنار مسئولیت این گروه‌ها در ارتکاب جنایت‌های هولناک، سیاست‌های دولت‌ها نیز می‌تواند عاملی برای تشدید بی‌ثباتی باشد. مداخلات نظامی، مهندسی جمعیتی و سرکوب حقوق اقلیت‌ها، همگی به محیطی دامن می‌زنند که خشونت در آن بازتولید می‌شود.

تراژدی تنها این نیست که چنین سیاست‌هایی آتش جنگ را شعله‌ورتر می‌کند، بلکه این است که مرزهای میان جوامع را سخت‌تر و متصلب‌تر کرده و شرایط لازم برای صلح را نابود می‌سازد. بخش‌های مختلف کردستان که می‌توانستند به حوزه‌های ثبات تبدیل شوند، اغلب هدف یا قربانی بازی‌های ژئوپولیتیک بزرگ‌تر می‌شوند.

تفاوت میان نیروهای تلاشگر برای صلح و نیروهای تداوم‌بخش جنگ زمانی آشکارتر می‌شود که به هزینه انسانی تنش‌های مداوم نگاهی انداختە شود.

در جوامع کردی در سراسر سوریه، عراق و ترکیه، نسل‌هایی بزرگ شده‌اند که آوارگی، آزار یا تهدید دائمی خشونت را تجربه کرده‌اند. در شهرهایی که از داعش بازپس گرفته شده‌اند، پدران واقعاً فرزندانشان را دفن کرده‌اند، نه به‌خاطر نفرین‌های باستانی، بلکه به‌خاطر تصمیمات بازیگران سیاسی معاصر.

در مقابل، در مناطقی که صلح هرچند موقت ریشه می‌دواند، جایی که شوراها تشکیل جلسه می‌دهند، زنان در جایگاه ریاست مشترک خدمت می‌کنند، و گروه‌های مختلف قومی برای بازسازی گرد هم می‌آیند، زندگی دوباره به آهنگ طبیعی خود بازمی‌گردد.

در آنجا خرد یونانی دوباره خود را نشان می‌دهد: صلح نظم درست زندگی را بازمی‌گرداند و اجازه می‌دهد فرزندان، پدرانشان را در پایان عمرهای طولانی و پربار دفن کنند، نه این‌که پدران، کودکان از دست‌رفتهٔ خود را با چشمانی گریان به خاک بسپارند.

باید پذیرفت که صلح صرفا فقدان جنگ نیست. بلکە صلح در خاورمیانه به چارچوبی از عدالت نیاز دارد: به رسمیت شناختن کثرت‌گرایی، حفاظت از حقوق اقلیت‌ها، توسعهٔ عادلانهٔ اقتصادی و پایان سیاست‌هایی که کل جمعیت‌ها را تهدید امنیتی قلمداد می‌کنند.


برای کردها، که آرزوهای سیاسی آنان اغلب با سرکوب مواجه شده یا به مهره‌ای در معامله‌های قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل گشته، تلاش برای صلح از تلاش برای کرامت جدایی‌ناپذیر است.


در مناطقی که کردها خود آن را اداره کرده‌اند، تلاش‌هایشان برای دموکراسی کنفدرالی، با شوراهای محلی، رهبری زنان و قراردادهای اجتماعی که تنوع را منعکس می‌کند، نشان می‌دهد که صلح اگر فرصت رشد بیابد، چگونه فرآیندی می‌تواند باشد.


این تلاش‌ها، هرچند ناقص و همواره زیر فشار تهدیدهای خارجی، یکی از معدود سرچشمه‌های امیدند.


در مقابل، جنگ همچنان از سوی گروه‌های افراطی و رقابت‌های قدرت‌های منطقه‌ای که جان مردم عادی را بی‌اهمیت می‌شمارند، تغذیه می‌شود.


در خلا به‌وجود آمده از فروپاشی حکومت‌ها و رقابت‌های ژئوپولیتیک، گروه‌هایی چون داعش ریشه دواندند و ویرانی‌ای را به ارمغان آوردند که گویی از اسطوره‌های تاریک آمده بود.


ظهور آنان تصادفی نبود؛ محصول ضعف‌های ساختاری عمیق، فساد، سرکوب و سیاستی چندین دهه‌ای بود که فضایی برای بیان سالم سیاسی باقی نگذاشته بود.

اگر دولت‌ها چنین بحران‌هایی را با راهبردهایی پاسخ دهند که سلطه را بر آشتی ترجیح می‌دهد، دقیقا همان دینامیک‌هایی را تقویت می‌کنند که خشونت در ابتدا از آن زاده شد.

از این رو، آن گفته باستانی همچنان دردناک و واقعی است: جنگ پدران را وادار به دفن فرزندان می‌کند، زیرا نظم سیاسی فروپاشیده است. اما صلح امکان می‌دهد مسیر طبیعی زندگی بازگردد، زیرا عدالت و ثبات برقرار شده است.


امروز در خاورمیانه نیروهایی که در راه صلح تلاش می‌کنند، از جمله کردها که برای حکمرانی دموکراتیک و فراگیر می‌کوشند، نماد امکان وارونه‌کردن این الگوی تراژیک‌اند.

اما آنان به‌تنهایی قادر به انجام این کار نیستند. صلح نیازمند خویشتنداری قدرت‌های منطقه‌ای، شکست ایدئولوژی‌های افراطی و مشارکتی بین‌المللی است که حامی ابتکارات دموکراتیک محلی باشد، نه این‌که آن‌ها را فدای منافع کوتاه‌مدت کند.

الههٔ خرد در اسطوره‌شناسی یونان تعلیم می‌داد که جنگ گاهی ضروری است، اما صلح همواره برتر است. پیام او تنها درباره پرهیز از درگیری نبود، بلکه دربارهٔ ساختن جامعه‌ای عادلانه بود که در آن نظم طبیعی زندگی محفوظ بماند.


در خاورمیانه، صلح زمانی خواهد آمد که بازیگران سیاسی کرامت انسانی را بالاتر از سلطه، همزیستی را برتر از کنترل و گفت‌وگو را جایگزین ویرانگری کنند.


تا آن زمان، هشدار باستانی همچنان آینه‌ای است که شکست جمعی ما را نشان می‌دهد. اما در تلاش کسانی که برای صلح می‌کوشند، از جمله نیروهای کردی که یک چشم‌انداز دموکراتیک و چندفرهنگی را پاس می‌دارند، هنوز امیدی هست که روزی پدران دیگر فرزندانشان را دفن نکنند، و نظم طبیعی زندگی بازگردد.

 
 
bottom of page