خراسان شمالی در کمبارشترین سال ۲۰ سال اخیر؛ زمینهای ترکخورده و وعدههای بیثمر
- Arena Website
- Sep 7, 2025
- 2 min read

خراسان شمالی در سال ۱۴۰۴ با بحران خشکسالی بیسابقهای روبهرو است. بنا به گزارشهای رسمی، این استان رکورد کمبارشترین سال دو دهه اخیر را ثبت کرده و بیش از ۹۹ درصد مساحت آن در وضعیت خشکسالی قرار دارد.زمینهای ترکخورده و مزارع خشکیده امروز بیش از هر نموداری از واقعیت سخن میگویند.
زندگی مردم این خطه به شدت تحت فشار قرار گرفته است.خشکسالی در خراسان شمالی تازه نیست. سالهاست بارشها کاهش یافته و روستاییان ناچار به سازگاریهای پرهزینه برای بقای کشاورزی و دامداری شدهاند.اما امسال شدت بحران بیسابقه است.
نوربخش داداشی، مدیرکل هواشناسی این استان در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا میگوید بارندگیها در سال جاری ۵۰ درصد کاهش یافته است. میزان بارش ششماهه نخست سال کمتر از ۵۰ میلیمتر بوده، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته بیش از ۱۳۰ میلیمتر بود.
او هشدار داده تغییر الگوی بارشها نیز بحران را تشدید کرده است.
بارانها دیگر آرام و تدریجی نیستند. رگباری و کوتاه میبارند و اغلب سیلآسا هستند که فرصتی برای نفوذ به خاک و تقویت سفرههای زیرزمینی وجود ندارند.
کارشناسان اقلیمی میگویند دست انسان در کنار عوامل طبیعی نقش پررنگی در این بحران دارد.
ابراهیم اسعدی اسکویی، رئیس پژوهشکده اقلیمشناسی، در سفر به بجنورد گفت دمای زمین در دو قرن گذشته ۱.۱ درجه سانتیگراد افزایش یافته است.
او این افزایش را نتیجه مستقیم انتشار گازهای گلخانهای و مصرف سوختهای فسیلی دانست. به گفته او، تغییر اقلیم خود را در افزایش آفات، تغییر الگوی رشد گیاهان و خشکسالیهای ناگهانی نشان میدهد.
اسعدی تاکید کرده است که حتی اگر بارشها بیشتر شود، آثار مخرب گرمایش زمین و نابودی پوشش گیاهی قابل جبران نخواهد بود.
اما در ایران مشکل به تغییرات اقلیمی جهانی محدود نمیشود. ناظران مستقل سالهاست بر سوءمدیریت ساختاری جمهوری اسلامی انگشت میگذارند.
در کشوری که بخش بزرگی از جمعیت به کشاورزی وابستهاند، سیاستهای پرهزینه و ناکارآمد مانند سدسازیهای بیبرنامه و انتقال آب بینحوضهای منابع طبیعی را فرسوده است.
کشاورزان میگویند مزارعشان دیگر محصول نمیدهد. دامها از کمآبی و کمبود علوفه تلف میشوند. بسیاری خانوادهها ناچار به مهاجرت به شهرها شدهاند. آنها در حاشیه شهر با مشکلات تازهای چون بیکاری و فقر روبهرو هستند.
خشکسالی در این استان تنها یک پدیده طبیعی نیست، بلکه به بحرانی اجتماعی و انسانی بدل شده است.
در چنین شرایطی، پاسخ مقامهای محلی و ملی محدود به وعدهها و کلیشههاست. مسئولان به ندرت مسئولیت میپذیرند یا برنامهای جدی برای سازگاری ارائه میدهند.
سکوت و بیعملی حاکمیت، در کنار خاطره تلخ بحرانهایی چون دریاچه ارومیه یا هامون، اعتماد عمومی را بیشتر فرسایش داده است.
خشکسالی خراسان شمالی نمادی از چالشهای گستردهتر ایران در مدیریت منابع طبیعی است. مردمی که زندگیشان به سخاوت آسمان وابسته است، قربانی ترکیب تغییرات اقلیمی و ناکارآمدی حکومتی شدهاند.
در حالی که کشورهای دیگر در انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای نوین آبیاری سرمایهگذاری میکنند، جمهوری اسلامی ایران همچنان به رویکردهای پرهزینه و کوتاهمدت تکیه دارد.
آینده این استان و بسیاری دیگر از مناطق ایران، وابسته به تغییراتی بنیادین در سیاستگذاری و مسئولیتپذیری است. تغییری که هنوز نشانی از آن دیده نمیشود.











