top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

دیپلماسی، انرژی و بازی‌های جهانی: فرصت‌های استراتژیک روسیە در دل تنش‌های خاورمیانه

  • 13 hours ago
  • 5 min read




تنش‌های اخیر میان ایران و آمریکا، خاورمیانه را در بحران بی سابقەای قرار داده است. پس از سیزدە روز جنگ میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران جهان شاهد پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای شدە است. افزایش فعالیت‌های نظامی، تهدیدهای مستقیم و بی‌ثباتی در تنگه هرمز باعث نوسان بازار انرژی و تغییر جریان تجارت جهانی شده است. در این میان، شرایط روسیه به عنوان یک بازیگر قدرتمند و بانفوذ در منطقە با پیچیدگیهای بیشتری همراه است.


روسیە کە خود درگیر یک جنگ فرسایشی با اکراین است و در یکسال اخیر سە متحد استراتژیک خود در سوریە، ونزوئلا و ایران از دست دادە است، در سطحی ابتدایی بە نظر می رسد کە یکی از بازندگان این کشمکش هژمونیک در منطقە بە نظر برسد اما در این گزراش بە چگونگی موقعیت پیچیدە و بازی چندلایەی مسکو نگاهی خواهیم داشت تا ببینیم این بازندەی آشکار می تواند در بلند مدت بە برندەی پنهان این بحران‌ها  تبدیل شود؟ آیا این تغیرات در منطقە، سود اقتصادی و سیاسی را برای مسکو بە دنبال خواهد داشت؟


پر واضح است کە امنیت و ثبات ایران در جهت انتفاع مستقیم روسیە بود، اما حال کە ثبات از بین رفتە است روسیه نیز شرایط را صرفاً به عنوان یک مشکل امنیتی یا یک بحران منطقەای نمی‌بیند، بلکه آن را به یک فرصت چندلایه برای تثبیت نفوذ خود در خاورمیانه، افزایش درآمدهای انرژی و بازسازی روابط اقتصادی با آمریکا تبدیل کرده است.


ترکیب دیپلماسی هدفمند، بهره‌برداری از بازار انرژی و تعامل با بازیگران منطقه‌ای، به مسکو امکان دادە است کە حلقه‌ای استراتژیک بسازد که تمام این عناصر را در بلند مدت به نفع خود به هم پیوند می‌دهد.


بازار انرژی و سود اقتصادی


شاید مهمترین زمینه‌ بهره‌برداری روسیه از بحران  فعلی در منطقە، بازار انرژی جهانی است. اختلال در صادرات نفت از تنگه هرمز باعث افزایش قیمت نفت و درآمدهای انرژی روسیه شدە است کە بزرگ‌ترین صادرکننده نفت و گاز جهان است.

در صورت تداوم حتی چند ماهە جنگ در ایران این افزایش قیمت، روسیه را قادر می‌سازد هم سهم بازار خود را تقویت کند و هم منابع مالی لازم برای سرمایه‌گذاری‌های کلان و پروژه‌های استراتژیک-نظامی را فراهم آورد کە خود این موضوع اروپا را مستقیما درگیر خواهد کرد.

با توجە بە نظریه بازی‌ها در روابط بین الملل، بحران ایران را می‌توان به عنوان یک بازی چندجانبه تحلیل کرد که روسیه با مدیریت دیپلماسی و انرژی، می‌تواند برد حداکثری برای خود ایجاد کند.


جنگ و بحران بوجود آمدە در تنگە هرمز می تواند برای روسیە نقش یک بازی جمع مثبت را داشتە باشد. طبق نظریه بازی‌ها، در بازی با حاصل جمع جبری صفر، صفر سود یک طرف دقیقاً به زیان طرف دیگر است و رقابت مستقیم یا درگیری نظامی نمونه آن است.


در مقابل، در بازی با حاصل جمع مثبت، همه طرف‌ها می‌توانند همزمان سود ببرند و همکاری باعث ایجاد نتایج بهتر می‌شود.

در خاورمیانه، روسیه می‌تواند بحران ایران و نوسانات انرژی را به یک بازی جمع مثبت تبدیل کند و بدون جنگ مستقیم، از سود اقتصادی و سیاسی آن منتفع شود.

این بدین معنی است کە امتداد بی ثباتی در تنگە هرمز با شرایط بی‌ثباتی انرژی مترادف می شود و از این رو  بە روسیه امکان دیگری می دهد کە بدون ورود مستقیم به جنگ، هم از سود اقتصادی بهره‌مند می‌شود و هم نفوذ ژئوپولیتیکی خود را تقویت می‌کند. 


تغییرات و بحران‌های بزرگ همیشە منفعت‌های استراتژیک روسیە را دچار چرخش در بازی تاکتیکی و چندجابەاش کردەاند.در حالی که بسیاری از مقامات رسمی آمریکا بە طور کلی درباره جنگ با ایران بر امنیت و ثبات منطقه تاکید میکنند، برخی تحلیل‌های استراتژیک از پیامدهای جهانی این بحران نیز مطرح شده‌اند.


تحلیل‌گران بازار انرژی در رسانه‌های غربی اشاره کرده‌اند که افزایش قیمت نفت روسیه و موقعیت ژئوپولیتیکی آن در شرایط بحران، به مسکو قدرت مالی و نفوذ بیشتری می‌دهد.

آنتونیو کوستا، رئیس شورای اروپا گفت که تا این لحظه روسیه تنها برنده جنگ خاورمیانه بوده‌ است زیرا از افزایش قیمت انرژی و حواس‌پرتی غرب از جنگ اوکراین سود می‌برد. او تأکید کرد که فقدان تمرکز بر جنگ اکراین مستقیما در منفعت مسکو می باشد.

تحلیلگران و مقامات اروپایی که دیدگاه‌هایشان در رسانه‌های آمریکایی هم بازتاب یافته است، گفته‌اند که افزایش قیمت انرژی به نفع منابع مالی روسیه تمام می‌شود و تقسیم منابع نظامی و توجه غربی‌ها میان اوکراین و خاورمیانه باعث کاهش فشار دیپلماتیک بر روسیه شده است.


کارشناسان بازار انرژی در روزهای اخیر گفته‌اند که قیمت‌های نفت روسیه به‌ویژه شاخصUralsدر بحبوحه بحران انرژی جهانی افزایش یافته و این به مسکو امتیاز مالی و ژئوپولیتیکی بیشتری می‌هد.

 

دیپلماسی چند لایە با آمریکا و اسرائیل


کیریل دیمیتریف، رئیس صندوق سرمایه‌گذاری مستقیم روسیه نیز اعلام کرده است که در صورت رفع تحریم‌ها، پروژه‌های مشترک با آمریکا می‌تواند ارزشی بین ۱۲ تا ۱۴ تریلیون دلار داشته باشد.

این پروژه‌ها شامل استخراج نفت و گاز در قطب شمال، دسترسی به زیرساخت‌های انرژی روسیه و توسعە LNG (فناواری تبدیل گاز طبیعی به شکل مایع) مربوط می شود کە طی آن روسیه می تواند از فروش گاز در سطح بین‌المللی درآمد و نفوذ اقتصادی بیشتری کسب کند.

نشست آلاسکا میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۲۵ نمونه‌ای از استراتژی دیپلماسی شخصی روسیه بودا، گرچه این نشست به توافق مشخصی منجر نشد. اما حضور پوتین در خاک آمریکا و تعامل مستقیم با رئیس‌جمهور، نشانه‌ای از بازگشت نسبی تعامل دیپلماتیک پس از سال‌ها تلاش غرب برای محدود کردن نفوذ روسیه بود.

کرملین با استفاده از دیپلماسی شخصی، تقدیر از ترامپ و در پیش گرفتن سایر اقدامات نمادین نشان داد که سیاست خارجی روسیه نه صرفاً مقابله‌ای، بلکه فرصت‌طلبانه و مبتنی بر ایجاد روابط مشارکتی است.

بە عنوان مثال پیشنهادهایی مانند برگزاری یک بازی دوستانه هاکی به عنوان نماد حسن نیت، نشان‌دهنده رویکرد نرم و استراتژیک روسیه در تعامل با آمریکا است.

این نوع دیپلماسی، در بلند مدت فضای لازم برای سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی و پروژه‌های مشترک انرژی با آمریکا را فراهم می‌کند و بحران ایران را به فرصتی برای بهره‌برداری اقتصادی تبدیل می‌کند.

روسیه از سوی دیگر، روابط عملی و استراتژیک خود را با اسرائیل را حفظ کرده است. این روابط شامل سازوکارهای (deconfliction) می شود.


برای نمونە در سوریه برای جلوگیری از برخورد نیروهای روسیه و اسرائیل، همکاری‌های نفتی و انرژی بە تصویب رسیدند. این نیز یکی دیگر از مثال‌های بازی چندجانبەی روسیە در منطقە است.

بین نوامبر ۲۰۲۳ و اکتبر ۲۰۲۵، روسیه ۴۵٪ از نفت تصفیه‌شده اسرائیل را تأمین کرده و نقش مهمی را در عملیات نظامی اسرائیل در غزه داشته است. این همکاری نشان می‌دهد که روسیه می‌تواند هم درآمد انرژی خود را افزایش دهد و هم نفوذ سیاسی و نظامی خود را در خاورمیانه تقویت کند.

از منظر نظریه وابستگی متقابل اقتصادی کە رابرت کیئوها و جوزف نای ارائه دادەاند، کشورها از طریق تجارت، انرژی و سرمایه‌گذاری به یکدیگر وابسته هستند و تصمیمات یک طرف می‌تواند طرف دیگر را تحت تأثیر قرار دهد. 


این وابستگی باعث می‌شود همکاری اقتصادی و دیپلماتیک اغلب سودمندتر از تقابل مستقیم باشد. به همین دلیل، روسیه توانستە است با صادرات انرژی، سرمایه‌گذاری مشترک و روابط اقتصادی چند لایە، نفوذ و سود خود را بدون جنگ مستقیم افزایش دهد.


بازی و قدرت رسانەای


روسیه طی یک دهه گذشته روابط ویژه‌ای را با جناح راست افراطی آمریکا ایجاد کرده است. رسانه‌های روسیه مانند RT و شخصیت‌هایی مانند استیو بنن و تاکر کارلسون پیام‌های کرملین را به مخاطبان آمریکایی منتقل می‌کنند.

این نفوذ رسانه‌ای و سیاسی، به روسیه امکان می‌دهد بدون ورود مستقیم به تنش نظامی، تصمیمات سیاسی و اقتصادی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد کە با بازنشر پیام‌ها، تبلیغ دیدگاه‌های ضدلیبرال و ایجاد شبکه‌های همسو با سیاست‌های مسکو، زمینه‌ساز تقویت نفوذ ژئوپولیتیکی و اقتصادی روسیه در سطح جهانی است.

در نهایت می توان گفت ترکیب دیپلماسی، انرژی و قدرت نرم به روسیه امکان بازی چندلایەای دادە است کە می تواند حتی بحران ایران را در بلندمدت به یک مزیت برای خود تبدیل کند و نقش خود را در نظام چندقطبی جهانی تقویت نماید و با چین و آمریکا نیز در توازن قدرت بماند.

 

 
 
bottom of page