پزشکیان در کردستان از تفویض اختیارات سخن میگوید، اما تمرکز قدرت همچنان در تهران برقرار است
- arefsalimi78
- Nov 6, 2025
- 4 min read

نصرالله لَشَنی
سفر مسعود پزشکیان به استان کُردستان، با وجود شعار تفویض اختیار بە استانها، تداوم تمرکزگرایی در ایران است. بازدید از پروژههایی چون سد گاران در مریوان و گلخانه پنجهکتاری در این شهر، سفر بە دهگلان و بازدید از پروژه آبرسانی به این شهر و سد قوچم بیش از آنکه نشان توسعه باشد، نماد سیاست نمایشی است. تجربه دولتهای پیشین که تنها ۲۵ تا ۳۰ درصد مصوباتشان اجرا شدە است، نشان میدهد تا زمانیکه بودجه و تصمیمگیری در مرکز متمرکز بماند، توسعه متوازن محقق نخواهد شد.
صبح امروز پنجشنبه ۱۵ آبان، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، با هلیکوپتر وارد سنندج، شهری شد که سالهاست وعده «توسعه متوازن» را میشنود اما در عمل، سهم این شهر از بودجههای ملی و پروژههای زیرساختی همچنان ناچیز ماندە است.
او به همراه هیأتی از وزرا و مدیران ارشد برای بازدید از سد گاران و شبکهی آبیاری اراضی پایاب آن راهی مریوان در استان کردستان نیز شد. این طرح نیز همچون سایر طرحها از دههی ۸۰ کلنگ خورده و هر بار به دلایلی از جمله کمبود بودجه، تغییر دولتها یا اولویتهای سیاسی، نیمهکاره مانده است.
پس از آن، کاروان دولتی به دهگلان رفت تا پروژه آبرسانی به شهر و سد قوچم را افتتاح کند. در برنامه روز نیز افتتاح یک گلخانه پنج هکتاری گنجانده شده بود؛ اقدامی نمادین که قرار است نشانهای از «احیای کشاورزی پایدار» در منطقهای باشد که سالها با خشکسالی و فرسایش خاک دستوپنجه نرم میکند.
در این سفر پزشکیان در جمع خبرنگاران گفت:
میخواهیم دولت سیاستگذار و تسهیلگر باشد، نه مداخلهگر مستقیم. هدف این است که استانها خود پروژهها را مدیریت کنند.
اما همین سخنان، در بستر سفر او، تناقضی بنیادین را آشکار میکند: رئیسجمهوری که میخواهد از تمرکز قدرت بکاهد، خود ناگزیر است برای افتتاح هر پروژه (حتی گلخانه)، شخصاً از تهران به استانها سفر کند.
به عبارت دیگر، حضور او، بیش از آنکه نشانه تفویض اختیار بە استانها باشد، یادآور همان الگوی دیرپای تمرکز قدرت در پایتخت است که حتی پس از چهار دهه وعده «توسعه منطقهای»، هنوز بر سیاستگذاری ایران سایه انداخته است.
سفرهای استانی در ایران سابقهای طولانی دارند. از دولتهای هاشمی رفسنجانی و احمدینژاد تا امروز، این سفرها همواره بهعنوان نشانه مردمی بودن دولتها تبلیغ شدهاند، اما در عمل، اغلب هزینهبر و کماثر بودهاند.
بنا بر گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در دولت احمدینژاد (۱۳۸۴–۱۳۹۲)، بیش از ۹۱ سفر استانی انجام شد و ۴۸ هزار مصوبه صادر گردید.
بودجه مصوب برای اجرای این مصوبات حدود ۳۴۰ هزار میلیارد ریال بود، اما دیوان محاسبات در گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۹۲ اعلام کرد که تنها ۲۸ درصد آنها اجرایی شد.
در دوره روحانی، گرچه سفرها کمتر شد (حدود ۶۰ سفر)، اما همچنان بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان اعتبار برای مصوبات استانی در نظر گرفته شد. با وجود این، تنها نیمی از طرحها به مرحله بهرهبرداری رسیدند.
در دولت رئیسی (۱۴۰۰–۱۴۰۳)، حجم وعدهها دوباره افزایش یافت. طبق گزارش دنیای اقتصاد و مرکز پژوهشهای مجلس، در مجموع بیش از ۴۵۰۰ مصوبه استانی تصویب شد و رقم کل بودجه مورد نیاز برای اجرای آنها ۲۸۸ هزار میلیارد تومان برآورد گردید. با این حال، تا پایان سال ۱۴۰۲، تنها ۱۱۰۰ پروژه (حدود ۲۵ درصد) از این مصوبات به بهرهبرداری رسید.
افزون بر این، هزینه مستقیم هر سفر استانی در سطح ریاستجمهوری، شامل تدارکات، امنیت، رسانه و اسکان هیأت همراه، بر اساس تخمین رسانههایی مانند اعتماد و فرهیختگان بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد تومان است.
این یعنی در دولت رئیسی، فقط هزینه انجام سفرها ممکن است بیش از ۵ هزار میلیارد تومان بوده باشد. اما چنین رقمی که میتوانست صرف توسعهی نهادهای محلی یا طرحهای کوچکمقیاس اشتغالزایی شود.
تحلیلگران اقتصادی میگویند که سفرهای استانی نوعی سیاست نمایشی است: رؤسای جمهور با افتتاح پروژههایی که غالباً در مراحل پایانیاند، تصویری از «پویایی دولت» میسازند، اما در پسِ این تصویر، ساختار ناکارآمد برنامهریزی و وابستگی شدید استانها به بودجههای ملی پنهان میماند.
از سوی دیگر، هزینههای هنگفت این سفرها، از تدارکات و امنیت گرفته تا پوشش رسانهای گسترده، در عمل بخشی از منابعی را میبلعد که میتوانست صرف اصلاح نظام اداری و توانمندسازی مدیریت محلی شود.
پزشکیان، در بخش دیگری از سخنانش، در جریان سفر امروزش به سنندج، گفت: میخواهیم پروژههای حیاتی پیش بروند، حتی اگر مجبور باشیم شخصاً در استانها حاضر شویم.
اما چنین حضوری، هرچند ممکن است در کوتاهمدت نوعی شتاب تزریقی را به پروژهها منتقل نماید، اما در بلندمدت وابستگی استانها به تصمیمهای مرکز را تقویت میکند و عملاً مانع از شکلگیری ظرفیتهای مدیریتی بومی میشود.
استانها همچنان در انتظار سفر رئیسجمهور میمانند تا بودجهای تخصیص یابد، کلنگی زده شود یا پروژهای از قفسه بایگانی بیرون بیاید.
مریوان در استان سنە (کردستان) با سد گاران و گلخانه پنج هکتاری، در قاب دوربینها چهرهای امیدبخش به خود گرفت، اما واقعیت میدانی چیز دیگری است: بحران آب، بیکاری جوانان تحصیلکرده، و ضعف زیرساختهای صنعتی هنوز پابرجاست.
حتی کارشناسان بر این باورند کە افتتاح پروژهها بدون برنامه نگهداری و بدون تضمین مشارکت واقعی بخش خصوصی، تنها به اضافه شدن پروژههای نیمهجان به فهرست موجود میانجامد.
اما پرسش بنیادین اینجاست: آیا ایران واقعاً میتواند دولتی کوچک، چابک و غیرمتمرکز داشته باشد وقتی هنوز برای هر کلنگزنی باید رئیسجمهور به استان برود؟
پاسخ، نه در سفرهای تبلیغاتی، بلکه در اصلاح ساختار حکمرانی، تفویض اختیارات مالی و اداری به استانها، ایجاد سامانههای شفاف ارزیابی و پاسخگویی نهفته است.
تا زمانی که مرکز همچنان خود را متولی تمامی امور قلمداد کند، توسعه متوازن فقط در قاب تلویزیون جلوه خواهد کرد، نه در زمینهای خشک و سدهای نیمهتمام کُردستان.











