top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

شش سناریو بعد از خامنه‌ای: اپوزیسیون و نیروهای برون‌ساختاری، از فرصت تا دام

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • 41 minutes ago
  • 4 min read


امیر خنجی


در روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران، اپوزیسیون و نیروهای برون‌ساختاری غالباً به‌عنوان غایب یا مزاحم تصویر می‌شوند، اما در معادله جانشینی علی خامنه‌ای، به‌ویژه در بحران‌ها یا فروپاشی نسبی، این جریان‌ها می‌توانند نقش‌آفرین شوند. اپوزیسیون بر سرمایه اجتماعی و اخلاقی، توان بسیج مدنی، حمایت رسانه‌ای و دیاسپورا و کمک‌های خارجی متکی است. با این حال، چندپارگی ایدئولوژیک، ضعف سازمانی و کمبود ابزار سخت، محدودیت‌های جدی ایجاد می‌کند. در سناریوهای بحران میانه یا فروپاشی نسبی، امکان ایفای نقش در دولت موقت یا شورای انتقالی فراهم است، اما موفقیت آن به توانایی در یکپارچه‌سازی نیروها و ارائه نقشه راه عملی بستگی دارد.



در روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران، اپوزیسیون و نیروهای برون‌ساختاری اغلب به‌عنوان غایب بزرگ یا متغیر مزاحم تصویر می‌شوند، نیروهایی که یا نادیده گرفته می‌شوند یا صرفاً در قالب دشمن رسانه‌ای و امنیتی بازنمایی می‌گردند.


با این حال، در معادله جانشینی علی خامنه‌ای به‌ویژه در شرایط بحران عمیق یا فروپاشی نسبی و کامل، این جریان‌ها می‌توانند از حاشیه به متن منتقل شوند.


مسئله اصلی این است که آیا اپوزیسیون قادر خواهد بود ظرفیت‌های پراکنده خود را به نیرویی سازمان‌یافته و مؤثر در گذار سیاسی بدل کند، یا همچنان گرفتار چندپارگی و مداخله بیرونی باقی خواهد ماند.


منابع قدرت و مزیت‌ها


اپوزیسیون در قیاس با نیروهای درون‌ساختار، بیش از هر چیز بر سرمایه اجتماعی و اخلاقی متکی است. مشروعیت آن نه از نهادهای رسمی بلکه از مطالبات آزادی‌خواهانه و عدالت‌جویانه برمی‌خیزد. در شرایطی که ساختار مستقر دچار بحران مشروعیت می‌شود، این سرمایه می‌تواند نقطه اتکا باشد.

منبع دوم قدرت، توان بسیج مدنی و خیابانی است. تجربه اعتراضات سراسری در سال‌های اخیر نشان داده است که شبکه‌های اجتماعی، اتحادیه‌های صنفی و جنبش‌های دانشجویی و زنان و برخی از احزاب از قابلیت ایجاد فشار مستقیم بر حکومت برخوردارند.

سومین منبع، حمایت رسانه‌ای و دیاسپورا است. رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و شبکه گسترده مهاجران می‌توانند به بازتاب صدای اپوزیسیون کمک کنند، آن را در سطح بین‌المللی مطرح سازند و تا حدی به آن ابزار فشار خارجی بدهند.


چهارمین سرمایه، پشتیبانی بیرونی است. در شرایط گذار یا فروپاشی، دولت‌های غربی و برخی بازیگران منطقه‌ای ممکن است برای جلوگیری از خلأ امنیتی و مهار رقبای خود، به بخشی از اپوزیسیون اتکا کنند.


محدودیت‌ها و هزینه‌ها


با وجود این ظرفیت‌ها، اپوزیسیون با ضعف‌های ساختاری عمیقی مواجه است.

نخست، چندپارگی ایدئولوژیک میان طیف‌های مختلف از سلطنت‌طلب و ملی‌گرایان گرفتە تا چپ، لیبرال و جریان‌های هویتی در کردستان، بلوچستان، اهواز و آذربایجان مانع از ارائه یک استراتژی واحد شده است.

دوم، کمبود سازمان در داخل ایران به‌دلیل سرکوب، مهاجرت گسترده و پراکندگی نیروها، مانع شکل‌گیری ساختار منسجم شده است.


سوم، فقدان ابزار سخت جایگاه اپوزیسیون را در مقایسه با سپاه و نیروهای امنیتی به‌شدت ضعیف می‌سازد. و نهایتاً، ریسک وابستگی به حمایت خارجی می‌تواند مشروعیت داخلی آن را تضعیف کند و دستاویزی برای تخریب نزد افکار عمومی شود.


سناریوهای محتمل


در صورت انتقال آرام و مدیریت‌شده قدرت، اپوزیسیون نقشی نخواهد داشت و تنها در عرصه رسانه‌ای یا اعتراضی فعال باقی می‌ماند. در بازآرایی نرم نیز سهمی از قدرت نمی‌گیرد، هرچند می‌تواند با فشار رسانه‌ای بر روندها اثر غیرمستقیم بگذارد.


در شوک ناگهانی یا بحران میانه، توان خیابانی اپوزیسیون اهمیت پیدا می‌کند، اما همچنان در تصمیم‌گیری رسمی غایب خواهد بود مگر آنکه با بخشی از نیروهای درون‌ساختار ائتلاف کند.

در صورت فروپاشی نسبی، امکان دارد به‌عنوان بخشی از دولت موقت یا شورای انتقالی نقش ایفا کند، به‌ویژه اگر تکنوکرات‌ها یا نیروهای عمل‌گرای امنیتی برای مشروعیت به آن نیاز داشته باشند.

نهایتاً در فروپاشی کامل، صحنه اصلی به روی اپوزیسیون گشوده می‌شود و این نیرو می‌تواند محور نظم جدید قرار گیرد؛ هرچند در این وضعیت، خطر شکاف‌های داخلی و مداخله بیرونی به همان اندازه بالا خواهد بود.

معماری نهادی مطلوب


الگوی نهادی ترجیحی اپوزیسیون بیشتر بر مشارکت مدنی و رأی عمومی استوار است. شورای انتقالی ملی با حضور نیروهای مدنی، جریان‌های سیاسی-هویتی و تکنوکرات‌های مستقل یکی از مدل‌های رایج در ادبیات اپوزیسیون است.

دولت موقت با مأموریت مشخص در برگزاری انتخابات و بازنویسی قانون اساسی نیز از دیگر گزینه‌هاست.

در نهایت، مجمع ملی یا همه‌پرسی به‌عنوان راه تعیین مسیر آینده، جایگاهی محوری در این گفتمان دارد.


رابطه با بازیگران خارجی


قدرت‌های خارجی معمولاً نگاهی دوگانه به اپوزیسیون دارند. از یک‌سو آن را ابزاری برای مهار بی‌ثباتی و جلوگیری از نفوذ رقبای خود می‌بینند.


از سوی دیگر این کشورها، نگرانند که واگذاری کامل قدرت به اپوزیسیونی متنوع و غیرقابل پیش‌بینی، خود بحران تازه‌ای بیافریند. از این رو، حمایت خارجی معمولاً مشروط به مدیریت‌پذیری می‌تواند باشد.

اپوزیسیون و نیروهای برون‌ساختاری تنها در شرایط بحران عمیق می‌توانند به بازیگران واقعی در معادله جانشینی بدل شوند. در وضعیت‌های آرام یا بازآرایی محدود، عملاً به حاشیه رانده می‌شوند و سهمی از قدرت رسمی نمی‌گیرند.

در لحظه‌های بحران میانه، نقش‌ اپوزیسیون بیشتر به فشار اجتماعی و خیابانی محدود است؛ اما در سناریوهای فروپاشی نسبی می‌توانند به شریک دولت‌های موقت تبدیل شوند و در صورت فروپاشی کامل، حتی محور نظم جدید باشند.

با این حال، چندپارگی ایدئولوژیک، فقدان سازمان‌دهی داخلی و خطر وابستگی به حمایت خارجی، ظرفیت‌های این جریان را همواره شکننده و پرریسک کرده است.

آینده اپوزیسیون بیش از هر چیز به توانایی‌ آن در یکپارچه‌سازی نیروهای متنوع و ارائه یک نقشه راه عملی بستگی دارد.


در صوریکە اپوزیسیون در این دو عرصه موفق شود، می‌تواند از «غایب بزرگ» به «بازیگر تعیین‌کننده» بدل گردد؛ در غیر این صورت، حتی در لحظه فروپاشی نیز ممکن است فرصت تاریخی خود را از دست بدهد.


 
 
bottom of page