top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

شکاف در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی: وقتی حتی باهنر هم از میل مردم به زندگی می‌گوید

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Oct 7, 2025
  • 3 min read

دریا درویش


اظهارات اخیر محمدرضا باهنر درباره حجاب، بازتابی از ترک‌های ساختاری در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران است؛ جایی که حتی چهره‌های سنتی نظام نیز از واقعیتی سخن می‌گویند که مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زنند: میل به زندگی، فراتر از خطوط قرمز رسمی است.


یک روز پس از انتشار سخنان محمدرضا باهنر، از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام  مبنی بر نبود الزام قانونی در خصوص اجباری بودن حجاب،اصولگرایان تندرو حملات به این سخنان را آغاز کردند.


در همان روز دادستان عمومی و انقلاب جزیره کیش از دستگیری افراد و تشکیل پرونده قضایی در خصوص برگزاری پارتی مختلط در فضای باز در جلوی یکی از مراکز خرید در جزیره کیش خبر داد.

گفتمان رسمی سیاست ایران مملو از اظهار نظر مسولان یا اخباری است که در آن کلماتی چون هنجارشکنی و قانون گریزی در توصیف زندگی روزمره ایرانیان اعم از زن و مرد به کار رفته است. 

نوازندگان موسیقی و اجراکنندگان خیابانی و زنان و هر آنچه به گفته محمدرضا باهنر «حزب اللهی» نیست به طور روزانه دستگیر میشوند و به دادگاه میروند.

اما با نگاه به این اخبار هنوز باید پرسید که در روزهای پس از جنبش زن زندگی آزادی و به ویژه پس از جنگ دوازده روزه، حکومت چقدر در  رویکرد همیشگی خود نسبت به محدودسازی آزادیهای اجتماعی مصر است؟

آیا حکومت اسلامی در قبال سرکوب آزادیهای اجتماعی رویکردی نمایشی در پیش گرفته است  که ترک های ساختاری موجود در آن را بیش از پیش نمایان میکند؟ صدای رفتار سرکوب گرانه حکومت در روزهای پس از جنبش زن زندگی آزادی و به ویژه در دوران پس از جنگ دوازده روزه در داخل ایران چطور به گوش میرسد؟





در وصف گرد هم آمدن صدها نفر برای روز جهانی قهوه،‌ با چاشنی موسیقی و شادی، «هنجارشکنانه و غیرقانونی» عبارات به کار رفته در سخنان دادستان عمومی و انقلاب کیش هستند.

کلمات دادستان از یک سو از فرط تکرار فرسوده اند و از سوی دیگر دقیق ترین توصیف از مبارزه روزمره مردم ایران برای زیستن است. گویی در ایران امروز دیگر هیچ نوعی از زیستن بدون  هنجارشکنی ممکن نیست، یا اینکه اکنون نسبت به هر زمان دیگری غیرممکن‌تر است.

آنچه از لابه لای این اخبار به آن نور افکنده میشود، زندگی روزمره ای است که جنبه انقلابی آن در هر تصویری پر رنگ تر از پیش است.


در تابستانی که گذشت مردم علی رغم تاثیر جنگ،‌ فضای عمومی را برای تنفسی هرچند اندک گشودند. زنها روسری را از دور گردن باز کردند. مردم در خیابانها رقصیدند و خلاقانه  تلاش زندگی را باز تعریف کردند.  چهره شهرها،‌ همچنان که از فقر تکیده شده بود، اما از جلوه های مبارزه میدرخشد.



اکنون بە نظر می رسد ظاهرا حکومت ایران هم  ناگزیر از رویت مطالبات مردم برای یک زندگی عادی شده است و دیده است و میبیند. چنان که نشانه های آن در اظهاراتی چون سخنان اخیر باهنر دیده میشود.

هرچند در واکنش به سخنان او، اصولگرایان تندرو و مجلسیان بار دیگر حجاب اجباری را با انسجام ملی پیوند میزنند و حتی منکر اجباری بودن آن میشوند. 

محمدتقی نقدعلی، نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی، به باهنر انذار میدهد که از خون برادر شهیدش خجالت بکشد و رییس سازمان تبلیغات اسلامی این سخنان را همردیف ترساندن مردم از سایه جنگ دانستە و غضب خدا و ناامنی را نتیجه بی حجابی می داند.

با هنر در بخش دیگری از اظهارات خود  گفته است که ۱۰ درصد جمعیت در ایران، حزب‌اللهی است اما ۹۰ درصد مردم می‌خواهند زندگی کنند و آینده داشته باشند.  شاه لخت است و همه دیدند که عضو مجمع تشخیص مصلحت حزب‌اللهی بودن را در مقابل میل به زندگی و زیستن قرار می دهد.

در صحنه سیاست رسمی اظهارنظرها و خط و نشان کشیدن ها برای زنان ادامه دارد. روزنامه فارس سخنان رییس کمیسیون اصولگرایان مجلس هفتم را  به گرایش او به دگراندیشی تعبیر کرده است ولی حتی تندروها هم در ایران دیگر نمیتوانند انکار کنند که صدای تغییر در دیوارهای بسته خانه خودشان بلند شده است و به گوش همه آن را میرسد.

اظهارات اخیر باهنر بازتاب حقیقتی انکارناپذیر در جامعه ایران است: میل به زیستن اکنون به گفتمانی فراگیر و سیاسی بدل شده است. در برابر سیاست رسمی که همچنان بر کنترل بدن و رفتار پافشاری می‌کند، مردم با کنش‌های روزمره خود از حق زیستن، شادی و انتخاب دفاع می‌کنند.

این میل نه در قالب اعتراضات آشکار، بلکه در بازآفرینی زندگی عادی جلوه‌گر است؛ در رقص، در خیابان، در کنار گذاشتن روسری‌ها. واکنش عصبی حاکمیت به چنین رفتارهایی نشان می‌دهد که زیستن در ایران امروز خود به عملی سیاسی تبدیل شده است؛ مقاومتی آرام، مداوم و ریشه‌دار در برابر سیاستِ انکار زندگی.

 

 

 
 
bottom of page