top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

فروپاشی در ایران در سکوت بە پیش میرود

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Nov 23, 2025
  • 4 min read


در جمهوری اسلامی ایران فروپاشی در سکوت پیش می‌رود. ساختارها ظاهراً پابرجا هستند، اما توان تولید، سرمایه اجتماعی و چشم‌انداز آینده هر روز تحلیل می‌رود. صندوق‌های بازنشستگی فرسوده شده‌اند، نیروی کار مولد تهی است و بودجه دولت صرف بقای کوتاه‌مدت می‌شود. این روند آرام و تدریجی مهاجرت گسترده، کوچک‌شدن طبقه متوسط و کاهش اعتماد را بازتاب می‌دهد. فروپاشی نه ناگهانی است و نه سیاسی، بلکه فرآیندی پیوسته است که هم‌اکنون اقتصاد و جامعه را از درون فرسوده می‌کند.


در ظاهر نشانه‌ای از بحران دیده نمی‌شود و خیابان‌ها آرام‌اند و دولت بودجه می‌نویسد و صندوق‌ها مستمری پرداخت می‌کنند، اما زیر این آرامش، عددها حقیقت دیگری را نشان می‌دهند. فروپاشی همیشه دیرتر از آنچه تصور می‌کنیم آغاز می‌شود و زودتر از آنچه می‌خواهیم اتفاق می‌افتد.


در ایران روند فروپاشی در سکوت بە پیش می‌رود. روندی که سه نشانه اصلی آن امروز به‌وضوح در ایران قابل مشاهده بودە و همگی به یک بحران واحد و ریشه‌ای اشاره دارند.


نخست، صندوق‌های بازنشستگی به مرحله فرسودگی رسیده‌اند. کاهش شدید نسبت بیمه‌پردازان به مستمری‌بگیران و اتکای کامل صندوق‌ها به بودجه دولت، نشان می‌دهد که توان تولیدی و نیروی کار کشور سال‌هاست در حال تحلیل رفتن است.


دوم، جامعه از نیروی کار مولد تهی شده است. مهاجرت گسترده، کاهش مشارکت اقتصادی و فرسایش طبقه متوسط، ظرفیت انسانی را که باید بار توسعه را حمل کند تضعیف کرده است. این تحول نه مبتنی بر فرضیه، بلکه حاکی از وضعیت کنونی است.


سوم، بودجه دولت نقش توسعه‌ای خود را از دست داده و صرف بقای دولت می‌شود. بخش عمده منابع برای هزینه‌های جاری، تعهدات انباشته و مدیریت بحران تخصیص می‌یابد و فضای مالی برای سرمایه‌گذاری تقریباً از میان رفته است.

به‌این‌ترتیب، فروپاشی در ایران نه ناگهانی و سیاسی، بلکه آرام، تدریجی و پیوسته در حال رخ دادن است که ساختارهای اقتصادی و نهادی را از درون فرسوده می‌کند.

نشانه‌های این فروپاشی در مهاجرت گسترده، کاهش اعتماد، فرسایش ظرفیت تولید و تضعیف چشم‌انداز آینده دیده می‌شود. زیر سطح آرام شهرها، بنیان‌های توسعه به تدریج تخریب می‌شود و توان برنامه‌ریزی برای آینده از بین می‌رود.


صندوق‌هایی که آینده را پیش‌خور می‌کنند


در بسیاری از کشورها، صندوق‌های بازنشستگی نقش ستون‌های امنیت اقتصادی را ایفا می‌کنند اما در ایران این ستون‌ها به نقطه اصلی بحران تبدیل می‌شوند.


نسبت بیمه‌پرداز به مستمری‌بگیر در کشور به زیر دو سقوط می‌کند و در برخی صندوق‌ها حتی از یک هم کمتر می‌شود و این بدین معناست کە بازنشستگان بیش از شاغلان حضور دارند و بار مالی صندوق‌ها از توان ورودی آنها فراتر می‌رود.

در چنین وضعیتی صندوقهای بازنشستگی دیگر توان حمایت از نظام بازنشستگی پایدار ندارد و تنها نقش سازوکاری را برای انتقال فقر از آینده به امروز ایفا می‌کنند.

دولت برای پرداخت مستمری‌ها به بودجه عمومی متوسل می‌شود و این اقدام نسل‌های آینده را پیشاپیش بدهکار می‌کند و امکان سرمایه‌گذاری و توسعه را محدود می‌کند.


این روند هر سال سنگین‌تر می‌شود و ظرفیت صندوق‌ها را بیشتر فرسوده می‌کند و به شکل‌گیری یک بحران ساختاری منجر می‌شود.


جامعه‌ای که از کار تهی می‌شود


بازار کار ایران یکی دیگر از نقاطی است که روند فرسایشی را افشا می‌کند. تنها حدود چهل درصد جمعیت در سن کار در بازار کار فعال می‌شوند و مشارکت زنان حتی از پانزده درصد هم پایین‌تر می‌ماند و در نتیجه بیش از نیمی از جمعیت بالقوه مولد در اقتصاد رسمی حضور پیدا نمی‌کنند.


چنین شرایطی اقتصاد ایران را از ظرفیت تولیدی محروم کردە و جامعه را به سمت اتکا بر توزیع منابع سوق می‌دهد.

یارانه‌ها، حقوق‌های ثابت و کمک‌های معیشتی جای اشتغال و نوآوری را پر کردە و دولت برای حفظ حداقلی از آرامش اجتماعی به توزیع پول ادامه می‌دهد.

در مقابل تولید واقعی شکل نمی‌گیرد. این اقتصاد به جای زایش، خود را مصرف می‌کند و تورم ایجاد می‌کند و ارزش پول را کاهش می‌دهد.


هر سال تعداد نیروی کار فعال کمتر می‌شود و وابستگی مردم به دولت افزایش می‌یابد و این روند شکلی از فرسایش درونی ایجاد می‌کند.


بودجه‌ای که فقط امروز را سرپا نگه می‌دارد


بودجه سال ۱۴۰۴ تصویری روشن از این ساختار فرسوده ارائه می‌دهد. بیش از سه چهارم منابع عمومی صرف هزینه‌های جاری گشتە و بخش اندکی از آن به سرمایه‌گذاری و توسعه اختصاص پیدا می‌کند.

این امر نشان می‌دهد که بودجه دیگر برنامه توسعه ایجاد نمی‌کند و تنها ابزار حفظ بقا محسوب می‌شود. کسری بودجه مزمن‌تر گشتە و دولت برای عمل به تعهدات خود ناچار به چاپ پول غیرمستقیم یا مستقیم می‌شود.

تداوم چنین چرخەای بار تورمی را بیشتر می‌کند و هزینه‌های جاری سال بعد را سنگین‌تر می‌کند.


این وضعیت دولت را در موقعیتی قرار می‌دهد که برای زنده ماندن از آینده اقتصاد هزینه کند و توان تولید و رشد را کاهش دهد و مسیر فروپاشی آرام را تقویت کند.


افق پیش رو


سه شاخص یادشده تصویری واحد را ارائه می‌دهد: اقتصاد ایران در مسیری قرار گرفته است که به‌تدریج آن را به مرحله فروپاشی نزدیک می‌کند.

ساختارهای رسمی همچنان برقرار هستند، اما توان تولید، سرمایه اجتماعی و افق آینده به‌طور مستمر فرسوده می‌شود که در مهاجرت گسترده، کوچک‌شدن طبقه متوسط، کاهش اعتماد عمومی و تحلیل رفتن امید اجتماعی بازتاب می‌یابد.

این بحران در بستر ساختاری شکل گرفته است که در آن تولید در جایگاهی حاشیه‌ای قرار گرفتە، ظرفیت‌ها بازتولید نشده و فعالیت اقتصادی به توزیع منابع محدود تنزل یافته است.


در دهه گذشته، تاکید بر سیاست‌های ایدئولوژیک این مسیر را هر سال تعمیق و آثار آن نه‌تنها در شاخص‌های کلان، بلکه در زندگی روزمره مردم قابل مشاهده شده است.


با وجود تداوم این روند، امکان نجات اقتصاد همچنان وجود دارد، اما تنها به شرط آغاز اصلاحاتی جدی و واقع‌بینانه؛ از جمله در بازسازی صندوق‌های بازنشستگی، افزایش مشارکت زنان و جوانان در بازار کار، تدوین بودجه مبتنی بر عملکرد و بازتعریف نقش دولت از مداخله‌گر عمده به تسهیل‌گر توسعه.


در صورتیکە این تغییرات آغاز نشود، شاخص‌ها همان مسیر را ادامه خواهند داد و نشان خواهند داد که فروپاشی نه رویدادی ناگهانی در آینده، بلکه فرآیندی آرام و پیوسته است که هم‌اکنون در سکوت پیش می‌رود.


 
 
bottom of page