فوتبال دوباره یکی از قدیمیترین مناقشات ارضی جهان را زنده کرد
- 3 days ago
- 5 min read

رامیار حسینی
پیروزی دو بر یک آرژانتین برابر انگلیس در نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶، با نمایش بنر مالویناس متعلق به آرژانتین است، مناقشهای ۱۸۰ ساله را دوباره زنده کردە است. لندن خواستار بررسی فیفا شد، اما بوئنوسآیرس این پیام را بخشی از حافظه ملی میداند. بریتانیا به حق تعیین سرنوشت ساکنان استناد میکند و آرژانتین بر تمامیت ارضی تأکید دارد. جنگ ۱۹۸۲ نیز اختلاف را پایان نداد و سازمان ملل مذاکره را تنها راهحل این پرونده میداند. فوتبال بار دیگر به میدان سیاست بازگشتە است.
پیروزی ۲ بر ۱ تیم ملی آرژانتین مقابل انگلیس در مرحله نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶ در ورزشگاه مرسدسبنز شهر آتلانتا باعث شد یک مناقشە قدیمی فراتر از زمین فوتبال دوبارە مورد توجە قرار گیرد.
دقایقی پس از پایان مسابقه، چند بازیکن آرژانتین بنری را از میان هواداران در دست گرفتند که روی آن نوشته شده بود مالویناس متعلق به آرژانتین است.
همین تصویر کافی بود تا اختلافی را که بیش از ۱۸۰ سال قدمت دارد بار دیگر به صدر اخبار جهان بازگردد. لندن فوری واکنش نشان داد.
دولت بریتانیا اقدام بازیکنان آرژانتین را نامناسب توصیف کرد و از فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) خواست این اقدام را بر اساس مقررات منع نمایش پیامهای سیاسی در مسابقات بینالمللی بررسی کند.
اما در سوی دیگر بسیاری از آرژانتینیها این بنر را نه یک پیام سیاسی بلکه یادآور مطالبهای تاریخی میدانند که به باور آنها از زمان اشغال جزایر توسط بریتانیا در سال ۱۸۳۳ همچنان بیپاسخ مانده است.
در نگاه نخست، اختلاف بر سر چند جزیره کوچک در جنوب اقیانوس اطلس شاید موضوعی حاشیهای به نظر برسد. بر اساس آخرین برآوردهای جمعیتی سازمان ملل، جمعیت این مجمعالجزایر حدود سه هزار و ۵۰۰ نفر اعلام شدە است و حدود ۱۳ هزار کیلومتر از خاک بریتانیا و کمتر از ۵۰۰ کیلومتر از سواحل آرژانتین فاصله دارد.
جزایر فالکلند (Falkland Islands) که آرژانتین از آنها با نام جزایر مالویناس (Islas Malvinas) یاد می کند، یکی از پیچیدهترین پروندههای حقوق بینالملل بە شمار می رود که در آن دو اصل بنیادین حقوق بینالملل ثبت شدە در منشور سازمان ملل، یعنی تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت ملتها، در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
ریشەهای اختلاف به قرن هجدهم بازمیگردد. بریتانیا میگوید نخستین ادعای رسمی حاکمیت خود را در سال ۱۷۶۵ ثبت کرده است.
آرژانتین اما استدلال میکند که پس از استقلال از اسپانیا در سال ۱۸۱۶، حاکمیت بر این جزایر به دولت تازهتاسیس آرژانتین منتقل شد و بریتانیا در ژانویه ۱۸۳۳ با اعزام ناو جنگی، مقامات آرژانتینی را از جزایر اخراج و کنترل آنها را به دست گرفت.
از آن زمان تاکنون بوئنوسآیرس این اقدام را مصداق اشغال سرزمینی و استمرار استعمار میداند.
در مقابل نیز لندن استدلال متفاوتی دارد. دولت بریتانیا تاکید میکند که موضوع اصلی امروز مربوط بە رخدادهای قرن نوزدهم نمی شود و خواست ساکنان فعلی جزایر حائز اهمیت است.
بریتانیا بر این باور است کە بیشتر جمعیت فالکلند از نسل مهاجران بریتانیایی هستند و در همهپرسی برگزارشده در ۱۰ و ۱۱ مارس ۲۰۱۳، ۹۹.۸ درصد از رایدهندگان خواستار ادامه حاکمیت بریتانیا شدند.
لندن این نتیجه را تجلی اصل حق تعیین سرنوشت میداند و می گوید که در منشور سازمان ملل و میثاقهای بینالمللی حقوق بشر نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
آرژانتین در مقابل، این استدلال را نمیپذیرد. از نگاه بوئنوسآیرس جمعیت کنونی جزایر مالویناس نتیجه سیاست اسکان بریتانیا پس از سال ۱۸۳۳ بودە و بنابراین نمیتواند درباره حاکمیت بر سرزمینی که در نتیجه اشغال نظامی از کنترل این کشور خارج شده، تصمیم بگیرد.
به همین دلیل، آرژانتین مسئله این جزیرە را نه موضوع حق تعیین سرنوشت، بلکه پروندهای مربوط به پایان استعمار و بازگرداندن تمامیت ارضی خود میداند.
همین اختلاف حقوقی باعث شده است که سازمان ملل نیز طی دهههای گذشته موضعی متفاوت از بسیاری دیگر از پروندههای استقلالطلبانه اتخاذ کند.
مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۶۵ با تصویب قطعنامه ۲۰۶۵ برای نخستین بار وجود اختلاف حاکمیتی میان آرژانتین و بریتانیا را به رسمیت شناخت و از دو کشور خواست با مذاکره، راهحلی مسالمتآمیز پیدا کنند.
از آن زمان، کمیته ویژه استعمارزدایی سازمان ملل بارها از دو طرف خواسته است مذاکرات را از سر بگیرند، اما هیچیک از این تلاشها به توافق نینجامیده است.
بریتانیا تاکید میکند تا زمانی که ساکنان جزایر خواهان حفظ وضعیت موجود باشند مذاکرهای را درباره انتقال حاکمیت انجام نخواهد داد و آرژانتین نیز معتقد است اصل حاکمیت بر این جزایر قابل واگذاری به رای ساکنان کنونی نیست.
این اختلاف سرانجام در دوم آوریل ۱۹۸۲ وارد مرحله نظامی شد. حکومت نظامی آرژانتین به رهبری لئوپولدو گالتیری با هدف بازپسگیری جزایر نیروهای خود را به فالکلند اعزام کرد.
دولت مارگارت تاچر نیز ناوگان دریایی بریتانیا را به جنوب اقیانوس اطلس فرستاد. جنگ ۷۴ روز به طول انجامید و در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۲ با تسلیم نیروهای آرژانتینی پایان یافت. در این نبرد، ۶۴۹ نظامی آرژانتینی، ۲۵۵ نظامی بریتانیایی و سه تن از ساکنان جزایر جان خود را از دست دادند.
اگرچه جنگ بیش از چهار دهه پیش پایان یافت، اما در حافظه جمعی هر دو کشور همچنان زنده است. در آرژانتین، مالویناس به بخشی از هویت ملی تبدیل شده است و تقریباً همه دولتها صرفنظر از گرایش سیاسی، بر ادعای حاکمیت این کشور تاکید کردهاند.
در بریتانیا نیز جنگ فالکلند به عنوان یکی از مهمترین پیروزیهای نظامی پس از جنگ جهانی دوم شناخته میشود.
به همین دلیل است کە فوتبال و رقابتهای جام جهانی بارها به صحنه بازتاب این حافظه تاریخی تبدیل شده است.
مشهورترین نمونه دیدار دو تیم در مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک بود. در مسابقهای که تنها چهار سال پس از جنگ برگزار شد و دیهگو مارادونا با دو گل تاریخی خود، از جمله گل معروف بە دست خدا، آرژانتین را به پیروزی رساند.
برای بسیاری از آرژانتینیها آن مسابقه نوعی انتقام نمادین از شکست نظامی ۱۹۸۲ بود.
اتفاقات آتلانتا در جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که این مناقشه همچنان ظرفیت ورود به عرصه ورزش را دارد. فیفا بر اساس مقررات انضباطی خود نمایش پیامهای سیاسی، مذهبی و ایدئولوژیک توهینآمیز را در جریان مسابقات ممنوع دانستە و پیشتر نیز در پروندههایی مانند بنر دوکدو توسط بازیکن کره جنوبی یا بنر مربوط به کوزوو از سوی تیم ملی صربستان، فدراسیونهای مربوطه را جریمه کرده است.
با این حال، بسیاری از بازیکنان آرژانتینی، بنر مالویناس متعلق به آرژانتین است را نه یک شعار سیاسی بلکه بە مثابە بخشی از حافظه تاریخی کشورشان بە شمار می آورند.
پرونده این جزایر نمونهای از یکی از پیچیدهترین چالشهای حقوق بینالملل به شمار میرود که در آن، دو اصل معتبر حقوقی در برابر هم قرار گرفتهاند.
در این میان پرسش کانونی این است کە آیا باید به ادعای تاریخی یک دولت درباره سرزمینی که آن را اشغالشده میداند اولویت داد، یا بایستی خواست مردمی را که اکنون در آن سرزمین زندگی میکنند مبنای تصمیمگیری قرار داد؟
سازمان ملل پاسخ روشنی برای این پرسش ارائە ندادە است و به همین دلیل نیز بیش از شش دهه تلاش دیپلماتیک سازمان ملل نتوانسته این مناقشه را پایان دهد.
بە هر حال آنچە کە عیان است آنست کە جنگ بر سر زبان، خاک و هویت در مناطق مختلف جهان همچنان ادامە خواهد داشت تا زمانی کە در سطح بین المللی بتوان راه حلی متقاعدکنندە برای طرفین یافت.
در واقع اما آنچە امروز از سوی قدرتهای بین المللی مشاهدە می شود یا سکوت است یا بە جای ارائە راە حل تلاشی برای پاک کردن صورت مسالە است. شاید به همین دلیل است که یک بنر چندکلمهای در پایان یک مسابقه فوتبال هنوز میتواند یکی از قدیمیترین زخمهای ژئوپلیتیک جهان را دوباره باز کند.











