top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

فوتبال زنان از زمین‌های ممنوعه تا جام جهانی، راهی صدسالە را پیمودە است

Jul 18
4 min read



هر چهار سال یک‌بار، فوتبال مردان جهان را در وضعیتی معلق قرار می‌دهد. تقویم رسانه‌ها تغییر می‌کند، خیابان‌ها به صفحه‌های نمایش تبدیل می‌شوند و میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف جهان خود را در یک زمان مشترک پیدا می‌کنند. جام جهانی مردان در این لحظه به چیزی فراتر از یک رقابت ورزشی تبدیل می‌شود؛ به یک رویداد جهانی که در آن سیاست، اقتصاد، هویت و احساس جمعی به هم گره می‌خورند.


در فاصله‌ای نه‌چندان دور از این هیاهو، فوتبال زنان نیز در حال آماده شدن برای یکی از مهم‌ترین لحظات تاریخ خود است. انتظار می رود کە جام جهانی فوتبال زنان نیز در سال ٢٠٢٧ در برزیل برگزار شود.


این جام، نه فقط ادامه یک رقابت ورزشی، بلکه مرحله‌ای تازه در تاریخ این ورزش است. انتخاب برزیل که فوتبال در آن بخشی از زندگی روزمره و فرهنگ عمومی است، این رویداد را به نقطه‌ای مهم در مسیر جهانی شدن فوتبال زنان تبدیل کرده است.


برای فهم جایگاه امروز فوتبال زنان، باید به بیش از یک قرن عقب رفت. در سال ۱۹۲۱، فدراسیون فوتبال انگلستان تصمیم گرفت استفاده زنان از زمین‌های رسمی فوتبال را ممنوع کند.


این تصمیم در زمانی اتخاذ شد که فوتبال زنان در انگلستان به‌طور غیررسمی محبوب شده بود و حتی مسابقاتی با حضور هزاران تماشاگر برگزار می‌شد.


این ممنوعیت باعث شد فوتبال زنان برای دهه‌ها از فضای رسمی خارج شود و به حاشیه رانده شود. با وجود این محدودیت، فوتبال زنان به طور کامل متوقف نشد. تیم‌های غیررسمی، مسابقات محلی و بازی‌های خیابانی در کشورهای مختلف ادامه یافتند.

در بسیاری از موارد، این فعالیت‌ها بدون حمایت نهادهای رسمی و گاهی حتی در تقابل با آن‌ها شکل گرفتند. همین استمرار غیررسمی باعث شد فوتبال زنان به تدریج شبکه‌ای از تجربه و مهارت ایجاد کند که بعدها پایه شکل‌گیری رقابت‌های بین‌المللی شد.

نقطه عطف مهم این مسیر در سال ۱۹۷۱ رقم خورد. در آن سال، تورنمنتی بین‌المللی در مکزیک برگزار شد که بعدها به عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای غیررسمی تاریخ فوتبال زنان شناخته شد.


این رقابت که با حضور تیم‌هایی از اروپا و آمریکای لاتین برگزار شد، در ورزشگاه آزتکا مکزیکوسیتی به اوج رسید. در این ورزشگاە فینال بازیها میان مکزیک و دانمارک برگزار شد و دانمارک با نتیجه سە بر صفر مکزیک را در خانە شکست داد و قهرمان این رقابت‌ها شد.

گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهند که بیش از ۱۱۰ هزار نفر این مسابقه را از نزدیک تماشا کردند. این رقم، آن مسابقه را به یکی از پرتماشاگرترین رویدادهای تاریخ ورزش زنان تبدیل کرده است.

با وجود این استقبال گسترده، این تورنمنت از سوی فدراسیون جهانی فوتبال به رسمیت شناخته نشد و در تاریخ رسمی فیفا جایی پیدا نکرد. همین تناقض میان واقعیت و رسمیت، یکی از ویژگی‌های مهم تاریخ فوتبال زنان است.


در دهه‌های بعد، فوتبال زنان به تدریج وارد مرحله سازمان‌دهی رسمی شد. کشورهای مختلف در اروپا، آسیا و آمریکا شروع به تشکیل تیم‌های ملی و لیگ‌های داخلی کردند. در سال ۱۹۹۱، فیفا نخستین جام جهانی رسمی فوتبال زنان را در چین برگزار کرد.

این مسابقات با حضور ۱۲ تیم ملی برگزار شد و نقطه آغاز ورود رسمی فوتبال زنان به ساختار جهانی فوتبال بود. در آن تورنمنت، تیم ملی آمریکا با هدایت بازیکنانی مانند میشل آکرز قهرمان شد و این رقابت آغازگر دوره‌ای جدید در تاریخ این ورزش بود.

از آن پس، جام جهانی زنان به طور منظم برگزار شد و به تدریج تعداد تیم‌ها، سطح رقابت‌ها و میزان توجه رسانه‌ای افزایش یافت.


در کنار این روند رسمی، فوتبال زنان در دهه‌های اخیر رشد اجتماعی و فرهنگی قابل توجهی را تجربه کرده است. لیگ‌های حرفه‌ای در کشورهای مختلف شکل گرفته‌اند، باشگاه‌های بزرگ اروپایی تیم‌های زنان خود را به ساختار اصلی باشگاه متصل کرده‌اند و پوشش رسانه‌ای این مسابقات افزایش یافته است.


جام جهانی ۲۰۱۹ در فرانسه یکی از نقاط مهم این تحول بود. این رقابت‌ها با حضور ۲۴ تیم ملی برگزار شد و تیم ملی آمریکا در فینال موفق شد هلند را با نتیجە دو بر صفر شکست دهد و چهارمین قهرمانی خود را بە ثبت برساند.



این دوره با ثبت رکوردهای جدید در میزان تماشاگران تلویزیونی و حضور گسترده هواداران در ورزشگاه‌ها همراه بود و توجه جهانی به فوتبال زنان را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داد.

با این حال، تاریخ فوتبال زنان تاریخ مبارزه برای رویت پذیری زنان است. در بسیاری از کشورها، زنان برای دسترسی به زمین فوتبال، امکانات تمرینی و حتی به رسمیت شناخته شدن به عنوان بازیکن حرفه‌ای با محدودیت‌های جدی روبه‌رو بودند.

این محدودیت‌ها باعث شد مسیر توسعه فوتبال زنان نه یک روند طبیعی، بلکه نتیجه کنش جمعی و پیوسته باشد.


در سال‌های اخیر، ورود سرمایه، رسانه و برندهای جهانی فوتبال زنان را وارد مرحله جدیدی کرده است. این روند باعث افزایش دستمزدها، رشد کیفیت مسابقات و گسترش مخاطبان شده است.


اما هم‌زمان، این پرسش نیز مطرح شده که این رشد تا چه اندازه به معنای نزدیک شدن به مدل فوتبال مردان است و آیا فوتبال زنان می‌تواند مسیر متفاوتی را حفظ کند.


از منظر نظری و در سنت نظریه‌های فمینیستی پساساختارگرا، از جمله در کارهای جودیت باتلر، برابری لزوماً به معنای یکسان‌سازی تجربه‌ها و هویت‌ها نیست. بە عبارتی دیگر برابری به معنای شبیه شدن کامل به یک مدل واحد نیست.

از این منظر، فوتبال زنان بایستی امکان‌های رویت پذیریی را کە سال‌ها برایش مبارزە کردە است را در اختیار داشتە باشد کە پیشتر تنها برای مردان وجود داشت و در عین حال می تواند هم‌زمان با ورود به ساختارهای حرفه‌ای، تجربه تاریخی و اجتماعی خود را نیز حفظ کند.

این تجربه شامل رابطه متفاوت با هواداران، نقش اجتماعی گسترده‌تر و مسیر تاریخی متفاوت آن است.


در پایان، فوتبال زنان را نمی‌توان صرفا به عنوان یک روایت موفقیت یا پیشرفت خطی فهمید. این ورزش در هر مرحله از تاریخ خود، از زمین‌های ممنوع‌شده دهه ۱۹۲۰ تا سکوهای پرجمعیت مکزیک در ۱۹۷۱ و از آغاز رسمی فیفا در ۱۹۹۱ تا صحنه جهانی امروز هم‌زمان در حال ساخته شدن و دیده نشدن بوده است.


جام جهانی فوتبال زنان در برزیل کە انتظار می رود سال آیندە برگزار شود، در ادامه همین مسیر قرار می‌گیرد، اما آن را پایان نمی‌دهد. این رویداد بیشتر شبیه یک نقطه مکث در میانه یک روایت باز است که فوتبال زنان در آن، نه در حاشیه ایستاده و نه کاملاً به مرکز تثبیت شده است.

آنچه در برزیل رخ خواهد داد، تنها نتیجه مسابقات نیست، بلکه تصویری است از اینکه این ورزش در برابر فشار جهانی شدن، اقتصاد رسانه‌ای و تاریخ خاص خود چگونه ایستادگی می‌کند یا با آن سازگار می‌شود.

فوتبال زنان هنوز در حال نوشتن زبان خودش است. زبانی که از دل حذف و بازگشت آمده و اکنون میان حرفه‌ای شدن و حفظ تفاوت تاریخی خود حرکت می‌کند.

bottom of page