ریوار آبدانان: هیچ چیز مقدستر از زندگی آزاد شهروندان و جامعه نیست
- 7 days ago
- 11 min read

پس از برگزاری نخستین مجمع عمومی کنگره آزادی ایران، ریوار آبدانان سخنگوی حزب حیات آزاد کردستان، در گفتوگویی با آرنانیوز، تأکید کرد پژاک مدل ملت دموکراتیک را بهعنوان جایگزینی برای چارچوب دولتـملت مطرح میکند و بر این باور است که چندین ملت میتوانند با حفظ هویت و برخورداری از جایگاه سیاسی در قالب یک ساختار مشترک دموکراتیک تعریف شوند. او با رد نگاه تکملتی و تمرکزگرایانه، بر خودمدیریتی دموکراتیک، عاملیت جامعه و ضرورت ایجاد ساختاری متکثر تأکید کردە و گفت تمرکززدایی و کاهش تبعیض بهتنهایی کافی نیست و باید به حذف کامل ستم منجر شود. آبدانان همچنین تصریح کرد تحقق دموکراسی از مسیر آگاهی، سازماندهی و مشارکت فعال جامعه ممکن است و این کنگره در صورت پایبندی به اصول دموکراتیک میتواند به تقویت این مسیر کمک کند.
در نشست پیشین کنگرە آزادی، حضور پژاک بە رغم هماهنگیهای انجام شدە، معلق شد و یک روز قبل از گشایش کنگرە، شما مجددا دعوت شدید. در همین دورە شایعات بسیاری در فضای شبکههای اجتماعی مطرح گردید کە تاکنون هیچیک بە طور رسمی تائید نشدەاند. چالشهای قبل و بعد از برگزاری کنگرە را بە منظور پاسخ دادن بە شایعات جاری در افواە جمعی چگونە پاسخ می دهید؟
آبدانان: در ارتباط با حضور ما، مشکلات اولیهای در آن نشست رخ داد که ما همانموقع بهشکل رسمی بیانیهای صادر کردیم و اعلام موضع نمودیم. نهایتا آن مشکل با پیگیریهای که انجام دادیم و پشتیبانی بیدریغ بسیاری از شخصیتهای دعوتشده به کنگره حل شد. شورای هماهنگی کنگره نیز برای جبران آن کاستی، رویکرد تازهای در پی گرفت و انصافا تلاش زیادی برای حل مشکل به خرج داد. از طرف دیگر، ما بخشی از مشکل یادشده که داخلی بود یعنی به خود احزاب کرد مربوط میشد را از طریق سازوکارهای همپیمانی کوردستانی دنبال میکنیم.
در ارتباط با حضور ما در کنگرهی آزادی ایران باید بگویم که نکته مایه خوشحالی این است که نهایتا با تلاش و پشتکاری که نشان داده شد، اصول مشارکت آزادانه، برابر و دموکراتیک در آن کنگره برقرار گردید. زیرا آنچه در این شرایط دشوار ایران لازم است، همگرایی دموکراتیک بین همه نیروهای دموکراسیخواه و کثرتگراست.
همانگونه که همپیمانی میان احزاب کرد موجبات خرسندی و امید کردها را فراهم آورده، همگرایی و همکاری میان جریانات دموکراسیخواه ایران در سطح کنگرهی آزادی نیز میتواند کل مبارزات دموکراتیک مردم ایران را بهمراتب در برابر رژیم جمهوری اسلامی توانمند گرداند. گذار از جمهوری اسلامی مستلزم چنین همگرایی دموکراتیک فراگیری است.
این همگرایی برای حرکت به سمت یک ایران دموکراتیک که آزادی و حقوق تمام ملیتها و هویتها در آن به رسمیت شناخته شود نیز ضروری است. به نظرم کنگره توانست چشمانداز مثبتی از این همگرایی دموکراتیک را در گام نخست نشان دهد. حضور پژاک نیز بهشکلگیری این چشمانداز کمک نمود.
این حداقل کاری بود که اپوزیسیون میبایست در قبال اینهمه جانفشانی مردمان ایران در مقابل دیکتاتوری جمهوری اسلامی انجام میداد. البته این گام نخست بود و به حرکت در این مسیر بایستی ادامه داد.
ما نگرانیهای جامعه کرد را که ناشی از دیوارهای بیاعتمادی درازمدتی است که در اثر سیاستهای انحصارطلبانه حکومتی بهوجود آمدهاند، معنادار و مهم میدانیم و به آنها توجه داریم. اما شایعات بیپایه و اساسی را که گاه عامدانه و با هدف ایجاد نومیدی از تداوم این مسیر منتشر میشوند، فاقد ارزش میدانیم. زیرا ارزشها و معیارهای آزادیخواهانه ملت کرد و رنج و فداکاری عظیمی که در این راه نشان داده، مبنای سیاستهای پژاک را تشکیل میدهند.
از طرف دیگر، ما نیروهای شرکتکننده در کنگره آزادی ایران میدانیم که مسیر دشواری در پی گرفتهایم. بنابراین به باور ما، پیشداوری و بدبینی افراطی و فرصتندادن به همدیگر برای برطرفسازی کاستیهای احتمالی، یک رفتار سیاسی صحیح نیست و تنها باعث فرصتسوزی در این برههی تاریخی میشود.
کنگرهی آزادی ایران امکان گردهمآمدن ما را فراهم آورده اما اینکه این کنگره حقیقتا راه آزادی و دموکراسی و برابری را در ایران میگشاید یا نه، بستگی به نوع بینش، رویکرد و مبارزهای دارد که در طول این مسیر، از سوی کنگره و اعضایش در پی گرفته میشود.
پژاک برای ایجاد یک نگرش دموکراتیک و ارتقای مبارزاتی که خواستههای ملت کرد و همه هویتهای ساکن ایران را برآورده کند، با تمام توان خود در این کنگره فعالیت خواهد کرد. به باور ما، این کنگره نه محل سهمخواهی از قدرت بلکه باید محل خدمت به مردمان رنجدیده و آزادیخواه ایران و ازجمله کردها باشد.
در این کنگره و یا در هر پلاتفرم و همپیمانی دیگری، هیچ نوع سیاست، مصوبه یا قراردادی را که با آزادی و حقوق دموکراتیک ملت کرد در تضاد باشد نخواهیم پذیرفت. اصولمندانه سیاست و مبارزه کردهایم و این شیوه را نیز تا به آخر ادامه خواهیم داد.
بنابراین بجای اهمیتدادن به شایعات، روی پاسخگویی به خواست مردم و انتقاداتی که همیشه نسبت به پراکندگی و عدم همگرایی اپوزیسیون داشتهاند، تمرکز خواهیم کرد. باور داریم که این شیوه، به شکلگیری آینده آزاد کردها خدمت خواهد کرد.
شما بە نخستین نشست مجمع عمومی کنگرە دعوت شدەاید. این دعوت از شما در حالی صورت میگیرد کە در اساسنامە حزبتان، باور بە ملت دموکراتیک بجای ملت دولت محور درج شدە است. اما برگزار کنندگان این کنگرە، صراحتا بر اصل یکپارچگی سرزمینی و ملت ایران تاکید می کنند. از نظر شما این مشارکت با روح مندرج در اساسنامە حزبی شما پارادوکس ندارد؟
در نخستین نشست مجمع عمومی کنگره، خانم مهدیه گلرو به نمایندگی از شورای هماهنگی کنگره، در سخنرانی آغازین جلسهی مجمع، مشخصا به این موضوع اشاره کردند و گفتند که این متن، متن مصوبهی تأسیس است نه اساسنامه و این مصوبه در مجمع عمومی اصلاح میگردد و به اساسنامه تبدیل خواهد شد.
متنی که بهعنوان مصوبهی تأسیس از سوی شورای هماهنگی کنگره منتشر شد یک متن اولیه است و قرار نیست به همین نحو بماند. این مصوبه هنوز به بحث گذاشته نشده است. در جلسات بعدی مجمع عمومی، ما روی این مصوبه بحث خواهیم کرد و نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را برای تغییر آن ارائه خواهیم داد.
اگر دغدغه این است که مبادا این مصوبه تحمیل شده باشد، باید بگویم خیر! چنین چیزی نیست. در خود شورای هماهنگی که این مصوبه تاسیس را آماده کردهاند، نمایندگانی از ملیتهای مختلف حضور داشتهاند.
دو عضو کرد یعنی نماینده حزب دموکرات کردستان ایران و نماینده کومله کوردستان ایران نیز در این شورای هماهنگی حضور دارند و مصوبه با مشارکت آنها نوشته شده است. بنابراین، اینکه گفته شود این مصوبه تاسیس به شکل یکجانبه نوشته شده و بر اعضای کنگره تحمیل گردیده به هیچ وجه صحت ندارد. این یک متن برای شروع کار است نه اساسنامه مصوب کنگره.
ما تا وقتی که کنگره آزادی ایران بر مبنای اصول دموکراتیک و کثرتگرایانه فعالیت کند با آن همکاری خواهیم کرد. از هر فرصت و زمینه مناسبی که به کسب حقوق و آزادی ملت کرد کمک کند استفاده خواهیم کرد.
به نظر ما تا این لحظه، به رغم کاستیها و ضعفها، کنگره آزادی ایران با اهداف و برنامههای ما سازگاری داشته و میتواند زمینهای نیرومند باشد تا کردها با هویت آزاد خودشان در تحولات سیاسی کشور مشارکت کنند و در ایران پساجمهوری اسلامی از جایگاه سیاسی شایسته خود برخوردار شوند.
این قضیه برای همه ملیتها و هویتهای دیگر نیز صدق میکند و تاکنون شمار چشمگیری از احزاب و سازمانها و نهادهای سیاسی و مدنی در کنگره شرکت کردهاند و کنگره برای عضوگیری و فراگیرشدن نیز از سازوکار لازمه برخوردار است.
به نظر من این کنگره اگر با شفافیت تمام، بر ارزشها و اصول دموکراتیکی که بر مبنای آن ایجاد شده است پایبند بماند و کار را پیش ببرد، قطعا گامی بزرگ، تاریخی و تعیینکننده در به پیروزی رساندن مبارزات آزادیخواهانهی مردمان ایران برخواهد داشت.
اما در زمینه ملت دموکراتیک مدنظر ما باید بگویم که کشور ایران میتواند دارای یک ملت دموکراتیک متشکل از چندین ملت باشد.
یعنی ملتهایی بهشکل ملت دموکراتیک کرد، ملت دموکراتیک ترک، ملت دموکراتیک بلوچ، لر، عرب، فارس و... خواهیم داشت و برآیند همه آنها نیز ملت دموکراتیک ایران خواهد بود. هر کدام از این ملتها دارای جایگاه سیاسی (ستاتو) و حقوق و آزادی خواهند بود که توسط قانون اساسی دموکراتیک ضمانت خواهد شد. در مجموع نیز، یک کل واحد به نام ملت دموکراتیک ایران که متکثر و چندهویتی است شکل میگیرد.
اگر گذار از جمهوری اسلامی و تشکیل یک نظام دموکراتیک، عادلانه و جامعهمحور هدف ماست این کار به یک اندیشه و چارچوب مفهومی و نظری نوین نیاز دارد.
با اندیشههای تاریخمصرفگذشته و فرسوده تنها دچار درجازدن در گذشته میشویم و درون چرخهی باطل منطق ویرانگر افراطگرایی، بیاعتمادی و کشاکش بیپایانی گرفتار میمانیم که تاریخ ایران و منطقه آکنده از نمونههای آن است و هیچ سرانجامی ندارد.
اگر خواهان گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به آزادی و برابری هستیم این امر از راه اندیشه و راهکارهای نوین سیاسی امکانپذیر است. اصرار بر مفاهیم فرسوده و بحرانساز گذشته تنها باعث طویلشدن عمر جمهوری اسلامی و یا بروز خطر بازتولید دیکتاتوری دیگری میشود.
کشورهای خاورمیانه و مخصوصا ایران دارای تنوع هویتی گستردهای هستند. اینکه یک کشور بر پایه تکملتیبودن یا تکزبانی، تکفرهنگی، تکمذهبی و تکهویتیبودن تعریف شود یک بیماری مرگبار است که با ورود مدل دولتـ ملت مدرن در بدن منطقه سرایت کرد. خود این تعریف تکگرایانه، سرچشمه ملیگراییهای افراطی، افراطگرایی نژادی، ذوب و یکدستسازی هویتی و جنگهای ویرانگر بوده است.
همین مدل فاجعهبار از سوی رضاخان تقلید شد و وارد ایران شد. جمهوری اسلامی نیز همین میراث شوم را دریافت کرد و بر آن افزود. نتیجهاش تباهکردن سرزمین ایران، ستمهای چندلایهی شدید بر ملیتها، زنان و طبقات تحت ستم و رساندن آنها به آستانه هویتزدایی و نسلکشی فرهنگی بوده است که پیامدهای ویرانگر آن را یکصد سال است تجربه میکنیم.
وقتی ملتهای گوناگون یک کشور، در چارچوب مرزهای سیاسی این کشور از جایگاه سیاسی برخوردار باشند و قانون اساسی نیز این جایگاه را به رسمیت بشناسد، همه مسائل حل میشوند. نه مرکزگریزی اتفاق میافتد و نه مرکزگرایی، نه واگرایی روی میدهد و نه ذوب اجباری.
بهعنوان نمونه هم میتوان موجودیتی به نام ملت کرد بود و از جایگاه سیاسی خودمدیریتی در جمهوری دموکراتیک ایران برخوردار بود و هم عضوی از ملت دموکراتیک ایران بود. اینها با هم در تضاد نیستند. این در یک جمهوری دموکراتیک ایران مبتنی بر قانون اساسی دموکراتیک کاملا امکانپذیر است.
آیا مشارکت در چنین کنگرەای، میتواند با ارادە سیاسی ملت کردستان و مبارزە با تشکیل خودمدیریتی دموکراتیک کردستان همراستا قلمداد شود؟
آبدانان: تا وقتی که کنگرهی آزادی ایران بر مبنای معیارهای دموکراتیک و کثرتگرایانه و بهگونهای شفاف عمل کند، میتواند بستر مناسبی برای پیگیری اهدافمان در راستای تشکیل خودمدیریتی دموکراتیک و کسب جایگاه سیاسی برای کردها باشد. همگرایی و همافزایی میان نیروهای عضو کنگره میتواند به نگرشهای منفی، نادموکراتیک، بیاعتمادیها و بنبستهایی که در زمینهی مسئلهی کورد و دیگر ملتها وجود داشته است، پایان دهد.
در کنگره آزادی ایران، تمامیت ارضی، مقدس انگاری شدە است و مسالە اتنیکها بە طور ضمنی تحت تائید قرار گرفتە است. عاملیت سیاسی مردم کردستان، احترام بە خواستەهای مردم کردستان در کجای مطالبات سیاسی شما قرار می گیرد؟
آبدانان: هیچ چیزی مقدستر از زندگی آزاد شهروندان و جامعه نیست. همزیستی آزادانهی هویتهای مختلف در یک نظام دموکراتیک و عادلانه میتواند تمامیتی بامعنا ایجاد کند. وگرنه با زور موشک، بمب اتم، اعدام، مرز و سیمخاردار (یعنی جنگافزارهای دولتـ ملت) تاکنون هیچ کشوری از گزند فروپاشی و نابودی نجات پیدا نکرده است، یا اگر هم فرونپاشیده و بقا یافته است به بهای بردگی و اسارت شهروندانش بوده است. در پاسخ به پرسشتان باید بگویم که:
پروژههای ما کاملا بر پایه عاملیت مردم کردستان است. ما میخواهیم مردم کردستان در چارچوب ملت دموکراتیک تعریف و به رسمیت شناخته شوند. ملت دموکراتیک، یک فرم اجتماعی غیردولتی مدرن است که کل روند سیاستورزی، تصمیمگیری، نظارت و اجرا در چارچوب عاملیت و مشارکت جامعه صورت میگیرد.
جامعه از طریق نظام خودمدیریتی دموکراتیک که نوعی ستاتوی سیاسی است، خواستههای خود را عملی میکند. یعنی جامعه در چنین پروژهای که مدنظر ماست بدون جایگاه و موقعیت سیاسی نیست.
از طرف دیگر، قرار نیست ما نجاتدهنده، وکیل یا قیم جامعه کرد باشیم. با حزبگرایی افراطی و رقابتهای قدرتطلبانه حزبی که مانع از عاملیت جامعه میشود نیز مخالفیم.
ما در چارچوب مدل ملت دموکراتیک میخواهیم جامعه کرد به خودسازماندهی دست یابد و در چارچوب سیاسی خودمدیریتی دموکراتیک، مدیریتهای بومی خود را تشکیل دهد و مطالبات خود را برآورده نماید.
حاکمیت سیاسی و مسالە خاک پیوند ناگسستنی با یکدیگر دارند. پژاک در تئوری و عمل، این پیوند را چگونە ارزیابی می کند و در راستای تحقق ارزیابی خود، چگونە با آن در عرصە واقعیت سیاسی برخورد می کند؟
آبدانان: از منظر دولتـملت و در جهانبینی دولتمحور، حاکمیت مطلق و غیرقابل تسهیم بر خاک، مبنای سیاست را تشکیل میدهد. زیرا با مالکیت مطلق بر خاک است که امکان انباشت سرمایه برای دولت-ملت فراهم میآید.
خاکی که تحت مالکیت است با همه منابع زیرزمینی و روزمینی و ساکنانشان همچون مادهای خام و قابل دخل و تصرف دیده میشود. ملیگرایی افراطی و انحصارطلبی، روا دیدن نسلکشی «دیگران»ی که سهمی در این حاکمیت مطلق ندارند نتیجه همین دیدگاه است.
به نظر ما مفهوم «میهن مشترک» برای مناطقی که آمیختگی هویتی دارند یک مفهوم انسانیتر، آزادیبخش و دموکراتیک است. سیاست اگر بر مبنای حفاظت از کرامت، آزادی، هویت و ارزشهای جامعه بازتعریف شود به معنای حقیقی خود دست مییابد. البته که خاک و سرزمین برای جوامع اهمیت حیاتی دارند.
در گستره کشوری به نام ایران، سرزمینها یا میهنهایی به نام کردستان، آذربایجان، بلوچستان، لرستان و... وجود دارند. قطعا جوامع و شهروندان ساکن این سرزمینها، صاحبان این آب و خاکاند و برای تداوم زندگی اجتماعی آزادانه و باکرامت خود و حفظ منافع و موجودیتشان بایستی سیاستورزی کنند.
اما این سیاست اگر در چارچوب سیاست دموکراتیک و جامعهمحور بازتعریف شود و جامعه از طریق چنین سیاستی به جایگاه سیاسی مشخص دست یابد و حقوق و آزادیهای جمعی و شهروندیاش تحت ضمانت درآید، قطعا نیاز به تنشهای جغرافیایی یا نیاز به واگرایی از کلیتی به نام ایران باقی نمیماند.
در غیر اینصورت انتظار ایجاد ثبات و صلح اجتماعی و توسعه و پیشرفت بیهوده خواهد بود. زیرا جنگ و جدال و کشاکش، همه فرصتهای مثبت را نابود خواهد کرد.
در اساسنامە کنگرە ازادی ایران، بر مسالە تمرکززدایی از قدرت و کاهش تبعیض و انحصار تاکید شدە است. آیا پژاک صرف تمرکززدایی و کاهش تبعیض را بە عنوان هدف خود می پذیرد؟
آبدانان: خیر صرفا «تمرکززدایی« و «کاهش تبعیض» به هیچ وجه کفایت نمیکند. علاوه بر تمرکززدایی بایستی یک ساختار دموکراتیک متکثر نیز بهجای آن شکل بگیرد. همچنین ما به حذف کامل هرگونه تبعیض و ستم باور داریم نه صرفا کاهش آن.
در مرحلە کنونی، با توجە بە رویدادهای روژآوا، رویە حاکم بر نظم بینالملل و ذهنیت بسیار دولتگرای ایرانیان، پژاک در صورت تداوم رویکرد متصلب برآمدە از فرهنگ سیاسی رسوب یافتە، آلترنیوی برای حل مسالە کرد در ایران در نظر دارد؟
آبدانان: نخست اینکه همه ایرانیها دولتگرا نیستند. دولتگرا بودن طبقات فرادست و گروههای ذینفع در قدرت، امری بدیهی است اما اینکه بگوییم همه ایرانیان دولتگرا هستند گزاره صحیحی نیست.
ما با طیفهای گستردهای از فعالان سیاسی، مدنی، فمینیستی و زیستمحیطی در ایران و ازجمله در کنگره آزادی ایران سروکار داریم که ذهنیتی دموکراتیک و غیردولتگرا دارند و میخواهیم با آنها کار مشترک جدی و استراتژیک انجام دهیم.
به نظر ما آلترناتیو نیز از دل همین همکاری و همگرایی شکل خواهد گرفت. این قطعا به حل مسالمتآمیز و کمهزینه مسئله کرد نیز خدمت خواهد کرد.
دموکراسی مفهومی گستردە و یک دال تهی است کە میتواند شمولیت همە چیز و هیچ چیز را داشتە باشد. تجربە سیاست در ایران، از دورە مشروطە تا برهە کنونی، نشاندهندە کارنامە خوبی برای دموکراسی نبودە است. پژاک در نظر دارد مدل دموکراسی خود را با چە مکانیزمهایی در این بستر نامساعد تعریف، اجرایی و تثبیت کند؟
آبدانان: اجرانشدن دموکراسی در یک کشور به معنای بد بودن کارنامه دموکراسی نیست. اگر اندیشه، سیاستورزی، قانون اساسی و نظام سیاسی حقیقتا بر پایه دموکراسی شکل میگرفتند، مسائل حل میشدند.
اما اندیشه و چارچوبهای مفهومی و نظری در تاریخ معاصر ایران دچار ایرادات جدی بودهاند، سیاست همچنان میدان رقابت بر سر قدرت تصور شده، قانون اساسی نوعی قرارداد اجتماعی ماحصل مشارکت آزادانه و برابر همه شهروندان و ملیتها نبوده و نهایتا نظامهای سیاسی در ایران، استبداد را برتری بخشیده و دموکراسی را عقب راندهاند.
اینها به معنای بد بودن کارنامه دموکراسی نیست. اتفاقا نیاز هرچه بیشتر ما به دموکراسی را نشان میدهند.
از آنجا که دموکراسی را با قدرتطلبی و مهندسی اجتماعی نمیتوان ایجاد کرد، ما دموکراسی را یک روند متشکل از آگاهییابی، سازماندهی و خودمدیریتی جامعه تعریف میکنیم. یعنی قرار نیست دموکراسی به جامعه تقدیم یا تحمیل شود. دموکراسی در نتیجه مشارکت داوطلبانه و خودآگاهانه جامعه و با اراده آزاد خودش شکل میگیرد.
انقلاب ژن ژیان ئازادی تمرین این دموکراسی و خودمدیریتی بود و جامعه آمادگی خود را برای آن اعلام کرد. به میزانی که عاملیت، سوژگی و مشارکت سیاسی جامعه در مدیریت زندگی خود در عرصههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، دفاعی و... نمود پیدا کند به همان میزان دموکراسی مدنظر ما برقرار شده است.
به همین دلیل ما تمام تمرکزمان روی آموزش جامعه و رساندن توان و ارادهمند جامعه به سطحی است که بتواند خودسازمانده و خودمدیر باشد.
ما میخواهیم این را نه از راه جنگ بلکه از راه سیاست دموکراتیک انجام دهیم. البته که هرگاه خطری علیه این عاملیت مردمی و دموکراسی ببینیم آنگاه از سازوکار دفاعی نیز استفاده خواهیم کرد.











