top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

نتانیاهو با حمله به میدان گازی ایران در پی تحقق چند هدف همزمان است

  • 9 hours ago
  • 4 min read
 میدان گازی ایران


سمیە توحیدی


در بیستمین روز از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی ایران از شب گذشته شش موج حمله موشکی را به منطقه خلیج حیفا در اسرائیل انجام دادە است و انتظار می‌رود حملاتی از این دست همچنان ادامە پیدا کند. این منطقه محل استقرار تأسیسات نفتی، بندر و مراکز حساس دیگر است. این حملات همزمان با هدف قرار گرفتن تأسیسات مشابه در قطر و دیگر کشورهای همجوار انجام شدە است. این تحولات سطح تنش را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دادە است.


تشدید تنش‌ها در خاورمیانە و بسط آن بە حملە بە زیر ساختهای انرژی کشورهای حوزە خلیج فارس، با هدف بازداشتن ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از حمله به میادین انرژی ایران انجام شده است. اما در مقابل، اسرائیل با هماهنگی آمریکا میدان گازی پارس جنوبی را روز گذشتە مورد هدف قرار داد.


بە نظر می رسد هدف از انجام این حملات ، تحقق چند نتیجه همزمان بودە باشد. نخست، درهم شکستن اراده جمهوری اسلامی ایران برای مقاومت و جلوگیری از تبدیل جنگ به یک درگیری فرسایشی. دوم، افزایش فشار برای تغییر موازنه میدانی.

ارزیابی اسرائیل نشان می‌دهد ترور فرماندهان ایرانی و تخریب بخشی از توان نظامی این کشور تاکنون به سقوط نظام منجر نشده است. در عین حال، نگرانی‌هایی درباره پایان یافتن حمایت سیاسی در آمریکا و کاهش تاب‌آوری داخلی در اسرائیل وجود دارد.


هدف دیگر این حمله، فشار بر ایران برای باز نگه داشتن تنگه هرمز است. جمهوری اسلامی ایران از یک سوی، از این گذرگاه برای افزایش هزینه‌های جنگ استفاده می‌کند و از سوی دیگر، از این مسیر برای اعمال فشار بر واشنگتن در داخل و خارج بهره می‌برد.


در واکنش بە این استراتژی ایران، برخی از تحلیلگران اسرائیلی معتقدند آمریکا و اسرائیل با حملە بە زیرساخت‌های این کشور سطح ریسک را افزایش داده‌اند.


آنها بر این باورند که دو طرف وارد مرحله‌ای شده‌اند که بازار جهانی انرژی را نیز درگیر کرده است. عاموس هارئیل، تحلیلگر نظامی، در این بارە می‌گوید تلاش‌ها برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی ادامه دارد. این تلاش‌ها پیش از کاهش توان دفاعی و افت تحمل افکار عمومی در اسرائیل و کشورهای خلیج فارس دنبال می‌شود.


از نگاهی دیگر، اسرائیل تلاش می‌کند دامنه بحران را به حوزه انرژی گسترش دهد. هدف از این اقدام، درگیر کردن غیرمستقیم کشورهای حوزە خلیج است.

این رویکرد می‌تواند فاصله این کشورها با ایران را افزایش دهد و در مواجهه با ایران، مواضع آنها را هر چە بیشتر با اسرائیل همسو سازد. کشورهای حوزە خلیج فارس، به‌ویژه قطر، تاکنون این بحران را با احتیاط مدیریت کرده‌اند. این کشورها از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده‌اند.

ارزیابی‌ها نشان می‌دهد ورود به جنگ می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر داشته باشد. این اقدام ممکن است به تشدید بحران منجر شود.


حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران در چارچوب رویکرد امنیتی جدید اسرائیل قرار می‌گیرد. این رویکرد پس از هفتم اکتبر شکل گرفته است.

اساس این رویکرد، وارد کردن ضربه گسترده به منابع تهدید است. این تهدید می‌تواند بالفعل یا بالقوه باشد. این الگو پیش‌تر در غزه بە اجرا درآمدە و اکنون نشانه‌هایی از گسترش آن به جبهه‌های دیگر ، بە ویژە در لبنان و ایران نیز دیده می‌شود.

اسرائیل کاتس پیش‌تر تهدید کرده بود ضاحیه جنوبی بیروت را به خان‌یونس تبدیل خواهد کرد. در رابطە با ایران نیز، اسرائیل هدف قرار دادن ظرفیت‌های اقتصادی ایران را پنهان نمی‌کند.


این هدف‌گیری شامل منابع اقتصادی و زیرساخت‌های این کشور نیز می‌شود. هدف از این رویکرد، تضعیف ایران در بلندمدت است. این سیاست بر ملاحظات حقوقی و انسانی تکیه نداشتە و صرفا بر اساس یک نگاە مبتنی بر استراتژی قابل بازخوانی است.

روز گذشتە، بعد از حملە بە میدان پارس جنوبی، رئیس‌جمهور آمریکا تلاش کرد فاصله خود را از حمله به میدان گازی پارس نشان دهد.

در این راستا ترامپ اعلام نمود کە این اقدام بدون هماهنگی با واشنگتن انجام شده است. در عین حال، آمریکا هشدار داد در صورت تداوم حمله ایران به زیرساختهای انرژی در کشورهای حوزە خلیج ، زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار خواهد داد.

این موضع با گزارش‌های قبلی در تضاد است. برخی منابع آمریکایی و اسرائیلی از هماهنگی دو طرف خبر داده بودند. عاموس یادلین اعلام کردە است رئیس‌جمهور آمریکا یا نادرست سخن می‌گوید یا واقعیت را کامل بیان نمی‌کند.

در شرایط کنونی، روند جنگ به سمت تشدید حاد حرکت کردە و طرفین نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو هستند. آمریکا و اسرائیل انتظار نداشتند ایران همچنان مقاومت کند. ایران نیز با وجود فشارها از عقب‌نشینی خودداری می‌کند. این کشور تلاش دارد جنگ را به یک درگیری فرسایشی تبدیل کند.


در فقدان یک میانجی‌گری مؤثر، مسیر خروج از بحران مشخص نیست. نشانه‌ها حاکی از ادامه فشار از سوی همه طرف‌ها است.

با این وجود نباید از یاد برد کە تصمیم‌گیری‌های اسرائیل در رابطە با نحوە حملە و تعامل با ایران، تحت تأثیر شرایط داخلی این کشور نیز نیز قرار دارد. بنیامین نتانیاهو با چالش‌های سیاسی روبه‌رو است. آینده او به نتایج این جنگ وابسته است. نظرسنجی‌ها چشم‌انداز مثبتی برای او نشان نمی‌دهند.

نتانیاهو از سال ۱۹۹۶ ایران را محور گفتمان امنیتی خود قرار داده است. او خود را به‌عنوان چهره‌ای تعیین‌کننده در حوزه امنیت معرفی کرده است. پایان جنگ بدون تحقق اهداف اصلی برای او هزینه‌بر خواهد بود.


با وجود حمایت گسترده، نشانه‌هایی از تردید در داخل اسرائیل دیده می‌شود. برخی چهره‌های سیاسی نسبت به ادامه جنگ ابراز نگرانی کرده‌اند. این نگرانی‌ها بر هزینه‌ها و نبود چشم‌انداز پایان متمرکز است.

در سوی دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا نیز با جنگی طولانی‌تر از انتظار مواجه شده است. ادامه این وضعیت ممکن است به تصمیم‌های پرریسک‌تر منجر شود.

آنچه در بیستمین روز جنگ مشاهده می‌شود، صرفاً تشدید درگیریهای نظامی نیست، بلکه تغییر ماهیت منازعه به یک تقابل ساختاری بر سر کنترل هزینه‌های انرژی و شکل‌دهی به موازنه منطقه‌ای است.


هدف‌گیری متقابل زیرساخت‌های انرژی، نشان‌دهنده ورود آگاهانه طرفین به مرحله‌ای است که در آن ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیک به اندازه ابزارهای نظامی تعیین‌کننده شده‌اند.


در این چارچوب، اسرائیل به دنبال تسریع در شکستن اراده ایران پیش از فرسایش ظرفیت‌های داخلی خود و کاهش حمایت خارجی است، در حالی که ایران با انتقال میدان تقابل به حوزه‌های پرهزینه، راهبرد فرسایشی را دنبال می‌کند.

حداقل در برهە کنونی بە نظر می رسد فقدان مشروعیت بین المللی جمهوری اسلامی ایران در حملە بە زیرساختهای انرژی، در کشورهای منطقە، میتواند بر دامنە فزایندە فشارها بر ایران افزودە و بیش از پیش این کشور را در انزوای دیپلماتیک قرار دهد.

چنین موقعیتی را میتوان بە بازی سیاسی نتانیاهو نسبت داد کە همزمان، ضمن کشاندن ایران بە مواجهه با کشورهای اسلامی و عربی و منطقە، زیرساختهای انرژی آن را نیز در معرض تهدید کاملا جدی قرار دادە است.

 
 
bottom of page