آمریکا و اسرائیل برای کمک بە معترضان در ایران، تردید دارند
- Arena Website
- Jan 2
- 4 min read

متعاقب آنکە دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحدە آمریکا هشدار داد که در صورت تکرار برخورد خشونتبار با اعتراضات مسالمتآمیز در ایران، آمریکا، به کمک معترضان خواهد آمد، روزنامە اورشلیم پست نیز بە دشواریهای فراروی اسرائیل و آمریکا در کمک بە ایرانیان معترض پرداختە است.
روزنامه اورشلیمپست با نگاهی تحلیلی به تحولات اخیر ایران مینویسد که همزمان با گسترش اعتراضات داخلی علیه جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در موقعیتی پیچیده میان اعلام همبستگی اخلاقی با معترضان و پرهیز از مداخله مخربی قرار گرفتهاند که ریشه در تجربههای تاریخی، محاسبات امنیتی و واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه دارد.
به نوشته اورشلیمپست، زمانی که خبرنگاران این هفته از دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پرسیدند آیا از سرنگونی رژیم ایران حمایت میکند یا نه، پاسخ او بیش از گفتههایش، به آنچه کە عمداً نگفت شایان وجە است.
ترامپ در دیدار با بنیامین نتانیاهو در مارآلاگو تأکید کرد که قرار نیست درباره سرنگونی یک رژیم صحبت کند و در عوض، تصویری تیره از اقتصاد ایران، تورم افسارگسیخته و فشاری را که بر زندگی روزمره مردم وارد شده ترسیم کرد.
او با صراحت یادآور شد که هر بار اعتراضات به نقطهای بحرانی میرسد، رژیم با خشونت پاسخ میدهد و خیابانها را خالی میکند.
به باور نویسنده، این سخنان بازتابدهنده معضلی قدیمی در سیاست غرب است: چگونه میتوان برای مردم ایران آرزوی موفقیت کرد، بیآنکه حمایت آشکار خارجی بهانهای برای سرکوب شدیدتر به دست حکومت بدهد.
این کشمکش میان شفافیت اخلاقی و خویشتنداری راهبردی، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است.
اعتراضات کنونی، که از سقوط ارزش ریال و تورم آغاز شد، به سرعت به مطالباتی فراتر از اقتصاد تبدیل گشتە و شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور را دربر گرفته است.
این الگو در ۲۵ سال گذشته بارها تکرار شده است: از اعتراضات دانشجویی ۱۹۹۹ تا جنبش سبز، قیامهای اقتصادی، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و در نهایت جنبش «زن، زندگی، آزادی».
هر بار نیز همان پرسش در پایتختهای غربی تکرار شده است: چگونه کمک کنیم بدون آنکه به حرکت آسیب بزنیم؟
به نوشته این روزنامه، پاسخ این پرسش در حافظه تاریخی ایرانیان نهفته است. کودتای ۱۹۵۳ علیه محمد مصدق با حمایت سیا، همچنان بهعنوان زخمی باز در حافظە جمعی جامعه ایران باقی و از همین رو به رژیم امکان میدهد هرگونه حمایت خارجی از اعتراضات را در قالب دخالت بیگانه بازتعریف کند.
همین تجربه، سیاستگذاران آمریکایی را در واکنش به ناآرامیهای ایران محتاط کرده است.
در این بارە، باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ با احتیاط فراوان عمل کرد تا بهانهای را در اختیار تهران قرار ندهد، اما این خویشتنداری نهتنها مانع سرکوب نشد، بلکه بعدها بهعنوان فرصتی از دسترفته تلقی شد.
در مقابل، ترامپ در دوره نخست خود آشکارا از معترضان حمایت کرد که از سوی تهران بهعنوان سند دخالت خارجی معرفی شد و حتی در میان خود معترضان نیز محل اختلاف بود.
جو بایدن نیز در جریان اعتراضات ۲۰۲۲، رویکردی میانه در پیش گرفت: حمایت علنی، تحریمهای هدفمند و تلاش برای گسترش دسترسی به اینترنت.
به نوشته نویسنده، نتیجه اما همواره یکسان بوده است: صرفنظر از لحن واشنگتن، رژیم ایران اعتراضات را به دستهای خارجی نسبت داده و با خشونت پاسخ داده است.
این معضل برای اسرائیل حتی حساستر است. اسرائیل طبیعتاً از تغییر رژیمی که منابعش را صرف گروههای نیابتی و تهدید امنیت اسرائیل میکند استقبال میکند، اما هرگونه دخالت علنی میتواند بهسرعت به ابزار تبلیغاتی تهران تبدیل شود.
اورشلیمپست به اظهارات اخیر نتانیاهو اشاره میکند که تأکید داشت تغییر در ایران باید از درون سرچشمە گیرد. این خویشتنداری، آگاهانه است، زیرا مداخله آشکار اسرائیل میتواند یک قیام مردمی را به توطئه صهیونیستی تقلیل دهد. با این حال، نویسنده تأکید میکند که این به معنای بیعملی کامل نیست.
به باور این گزارش، ابزارهای مؤثر حمایت از معترضان، اغلب غیرمستقیم و کمسر و صدا هستند. فشار اقتصادی نقشی کلیدی دارد. اعتراضات کنونی نتیجه تورم، فروپاشی ارز و هزینهکرد منابع عظیم برای برنامه هستهای و گروههای نیابتی است،
در حالی که مردم از خدمات اولیه محروماند. تحریمهای هدفمند میتوانند توان رژیم برای خرید وفاداری را کاهش دهند.در کنار آن، حمایت فنی از معترضان اهمیت دارد:
تضمین دسترسی به اینترنت، ابزارهای دور زدن سانسور و ارتباطات ماهوارهای، که به سازماندهی، مستندسازی و مقابله با روایت رسمی کمک میکند. همچنین، تحریم دقیق نهادها و افرادی که مستقیماً در سرکوب نقش دارند، میتواند هزینه سرکوب را افزایش دهد، بیآنکه به اقدام نظامی مستقیم متوسل شود.
اورشلیمپست هشدار میدهد که سناریوی اقدام نظامی نیز در پسزمینه مطرح است، بهویژه اگر تهران بخواهد با حمله به اسرائیل فشار داخلی را منحرف کند.
نتانیاهو هشدار داده است که چنین حملهای پیامدهای ویرانگری خواهد داشت و پاسخ اسرائیل میتواند مستقیماً دستگاه سرکوب داخلی ایران را هدف قرار دهد. همین محاسبه، به نوشته روزنامه، یکی از عوامل بازدارنده برای تهران است.
در پایان، نویسنده به نکتهای قابل توجه اشاره میکند: سکوت نسبی افکار عمومی جهانی. برخلاف اعتراضات گسترده ضداسرائیلی در جریان جنگ غزه، اعتراضات ایران بازتاب جهانی محدودی داشته و حتی در رسانههای بزرگ نیز کمرنگ بوده است. این سکوت، هم بر محاسبات رژیم و هم بر روحیه معترضان تأثیر میگذارد.
جمعبندی اورشلیمپست این است که غرب و اسرائیل نه باید رهبری انقلاب ایران را بر عهده بگیرند و نه با سکوت، راه را برای سرکوب هموار کنند.
وظیفه اصلی، دشوارتر کردن سرکوب از طریق ابزارهای هوشمند، غیرمستقیم و پایدار است؛ حمایتی که مانع حرکت نشود، بلکه هزینه سرکوب را برای رژیم افزایش دهد.











