هوش مصنوعی در کانون رقابت بر سر نفوذ
- 15 hours ago
- 4 min read

سمیە توحیدی
نخستین گفتوگوی جهانی سازمان ملل درباره حکمرانی هوش مصنوعی، شکاف میان شتاب فناوری و کندی سیاستگذاری بینالمللی را آشکار کرد. هوش مصنوعی اکنون ابزار رشد اقتصادی، امنیت ملی و برتری نظامی است و آمریکا، چین و اروپا قواعد آن را بر پایه منافع راهبردی خود شکل میدهند. در این شرایط، مزیت سازمان ملل نه اعمال مقررات الزامآور، بلکه هماهنگسازی استانداردها، کاهش شکاف دیجیتال و مشروعیتبخشی به همکاری جهانی است. اما موفقیت این نقش به همراهی قدرتهای بزرگ وابسته خواهد ماند.
پایان نخستین گفتوگوی جهانی درباره حکمرانی هوش مصنوعی، که هفته گذشته به ابتکار سازمان ملل متحد در ژنو برگزار شد، بار دیگر توجهها را به توانایی این نهاد بینالمللی برای همگام شدن با تحولات پرشتاب این حوزه جلب کرده است.
این نشست در شرایطی برگزار گردید که قدرتهای بزرگ بر سر توسعه پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی، تولید کارآمدترین تراشهها و ایجاد زیرساختهای لازم برای بهکارگیری آنها رقابت میکنند و سازمان ملل نیز در تلاش است چارچوبی برای حکمرانی جهانی این فناوری تدوین کند تا مخاطرات ناشی از آن کاهش یابد.
حکمرانی هوش مصنوعی به مجموعه قواعد، سازوکارها و ضوابطی گفته میشود که توسعه، استقرار و استفاده از این فناوری را تنظیم میکند.
اما دشواری این مأموریت از آنجا ناشی میشود که هوش مصنوعی اکنون به یکی از مؤلفههای اصلی امنیت ملی، رشد اقتصادی و برتری نظامی کشورها تبدیل شده است.
به همین دلیل، دولتها مقررات این حوزه را از دریچه منافع راهبردی خود میبینند، در حالی که شرکتهای توسعهدهنده مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی با سرعتی بسیار فراتر از روند قانونگذاری ملی و سازوکارهای نهادهای بینالمللی حرکت میکنند.
در همین چارچوب، مؤسسه بروکینگز، یکی از اندیشکدههای مطرح آمریکا معتقد است شکلگیری یک نظام کارآمد حکمرانی بینالمللی برای هوش مصنوعی، بیش از آنکه به تأسیس یک نهاد جهانی جدید نیاز داشته باشد، مستلزم هماهنگی میان چارچوبهای مقرراتی موجود و گسترش همکاری میان دولتها، سازمانهای بینالمللی و بخش خصوصی است و این نقش را سازمان ملل میتواند با ایجاد یک چارچوب مشترک و هماهنگکننده ایفا کند.
رویکرد قدرتهای بزرگ
واشنگتن بر این باور است که حفظ برتری در حوزه هوش مصنوعی، مزیتی بلندمدت در عرصههای اقتصادی و امنیتی برای ایالات متحده ایجاد خواهد کرد.
از همین رو، این کشور با اعمال محدودیت بر صادرات تراشههای پیشرفته و فناوریهای مرتبط، در تلاش است روند پیشرفت چین را کند کرده و از صنایع حساس آمریکایی حفاظت کند.
در مقابل، پکن راهبرد خود را بر تقویت توان داخلی در تولید تراشه و توسعه مدلهای متنباز هوش مصنوعی متمرکز کرده است که امکان توسعه و ارتقای آنها را برای پژوهشگران و توسعهدهندگان فراهم میکنند.
چین از سوی دیگر میکوشد خود را مدافع گسترش دسترسی کشورهای در حال توسعه به فناوری معرفی کند. این رویکرد در راستای افزایش نفوذ این کشور در شکلدهی آینده اقتصاد دیجیتال جهان دنبال میشود.
در مقابل، اتحادیه اروپا میکوشد با تکیه بر قانونگذاری، جایگاه خود را در این عرصه تثبیت کند. این بلوک با بهرهگیری از بزرگی بازار خود و تواناییاش در تحمیل استانداردهایی که شرکتهای جهانی ناگزیر به رعایت آنها هستند، نفوذ قابلتوجهی در شکلدهی به چارچوبهای مقرراتی جهانی به دست آورده است.
این رویکرد نشان میدهد جهان به سمت نظامهای مقرراتی متعددی حرکت میکند که هر یک بر اساس اولویتهای سیاسی و اقتصادی خود شکل گرفتهاند.
مشروعیت بینالمللی در برابر چالش اجرای مقررات
در چنین فضایی، سازمان ملل متحد میکوشد از طریق گفتوگو میان دولتها، کارشناسان، شرکتها و نهادهای جامعه مدنی، برای روند حکمرانی هوش مصنوعی مشروعیت بینالمللی ایجاد کند. نمایندگی بخش عمده کشورهای جهان، مزیتی است که این سازمان در مقایسه با ائتلافهای محدود در اختیار دارد.
با این حال، گرد هم آوردن کشورها بر سر یک میز مذاکره، با واداشتن آنها به اجرای توافقها تفاوت دارد. سازمان ملل به اراده دولتهای عضو متکی است و اختیار مستقیمی برای وادار کردن قدرتهای بزرگ یا شرکتهای فناوری به اجرای مقررات واحد ندارد.
افزون بر این، اختلافات در شورای امنیت و تنش میان واشنگتن و پکن، احتمال شکلگیری یک نظام بینالمللی الزامآور را در آینده نزدیک کاهش داده است.
در همین راستا، دو تن از کارشناسانی که در هیات مشورتی سازمان ملل درباره هوش مصنوعی عضویت دارند، در یادداشتی که روزنامه فایننشال تایمز منتشر کردە است، خواستار ایجاد یک نهاد بینالمللی مستقل و علمی شدند که مسئولیت پشتیبانی از استانداردهای ایمنی و کمک به دولتها برای توسعه ظرفیتهای مقرراتگذاری را بر عهده بگیرد.
آنها هشدار دادند که تدوین قواعد این حوزه نباید در انحصار شمار محدودی از دولتها و شرکتهای بزرگ فناوری باقی بماند.
نقش سازمان ملل در کاهش شکاف دیجیتال
شکاف دیجیتال یکی از مهمترین پروندههایی است که میتواند به سازمان ملل نقشی عملی در حکمرانی هوش مصنوعی ببخشد.
بیشتر کشورها از منابع مالی، انرژی و دادههای لازم برای توسعه مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی برخوردار نیستند و ممکن است ناچار شوند به فناوریهایی متکی باشند که شرکتهای خارجی بر اساس اولویتهایی تولید کردهاند که این کشورها هیچ نقشی در تعیین آنها نداشتهاند.
این واقعیت، فرصتی را در اختیار سازمان ملل قرار میدهد تا بر ظرفیتسازی، آموزش نهادهای تنظیمگر، گسترش دسترسی به زیرساختهای دیجیتال و تدوین استانداردهایی برای کاهش سوگیری در سامانههای هوش مصنوعی، حفاظت از حریم خصوصی و مقابله با اطلاعات نادرست و گمراهکننده تمرکز کند.
تمرکز بر هر یک از حوزەها میتواند به کاهش شکاف دیجیتال میان کشورها کمک کند.
نفوذی که به همراهی قدرتهای بزرگ وابسته است
در شرایط کنونی رقابتهای بینالمللی، تصور دستیابی به یک معاهده جامع جهانی درباره هوش مصنوعی دشوار به نظر میرسد.
محتملترین سناریو، شکلگیری مجموعهای از اصول مشترک، استانداردهای فنی و تفاهمهای محدود است که بهتدریج و متناسب با ماهیت مخاطرات این فناوری تکامل یابند.
سازمان ملل میتواند به این روند مشروعیت بینالمللی گستردهتری ببخشد، اما موفقیت آن در گرو متقاعد کردن قدرتهای بزرگ است که وجود قواعد مشترک، در کنار تأمین منافع آنها، به کاهش مخاطرات ناشی از رقابت بر سر هوش مصنوعی نیز کمک میکند.
در غیر این صورت، حکمرانی هوش مصنوعی همچنان به عرصه رقابت میان واشنگتن و پکن تبدیل خواهد شد و سازمان ملل، بیش از آنکه نهادی توانمند برای هدایت این رقابت باشد، به محملی برای گفتوگو میان بازیگران اصلی محدود خواهد شد.
شاید بتوان گفت کە موفقیت تلاشهای سازمان ملل برای ایجاد حکمرانی جهانی هوش مصنوعی، به توانایی این نهاد در تبدیل دستاوردهای نخستین گفتوگوی جهانی به اقداماتی عملی بستگی دارد که بتوانند همگام با شتاب تحولات فناوری پیش بروند و شکاف میان رقابت قدرتهای بزرگ و ضرورت همکاری جهانی را کاهش دهند.











